اینطوری بودن که همشون داشتن یخ میزدن از سرما و هرکسی هرچی به دستش رسیده بود کشیده بود رو خودش(:😭
Margot
دومین امتحان - تفکر (حاضرم دفاعی بخونم ولی این مسخرههارو نه)
فردا که تعطیل شد ولی اینم از سومیش - نگارش(درس باحالی بود کاش بیشتر بهش اهمیت میدادن)
برق رفته بود و داشتیم تو تاریکی والیبال بازی میکردیم و اینطوری بود که یهو از فضا یچیز گرد میومد سمتت و یک صدم ثانیه فرصت داشتی واکنش بدی❤️
پ.ن: ممنونم از ایران که باعث میشه همچین چیزایی رو تجربه کنم، خدایاشکرت❤️