خیلی وقته که وقتی با خانواده میرم بیرون ذرهای لذت نمیبرم. الان سعی میکنم لذت ببرم.
Margot
خیلی وقته که وقتی با خانواده میرم بیرون ذرهای لذت نمیبرم. الان سعی میکنم لذت ببرم.
خوش نمیگذره. بخدا گوه بخورم دیگه باهاشون برم بیرون. همین اتاقم چشه مگه.
چون خیلی احتمال اینکه وقتی مدرسهها باز شد مضطرب بشم زیاد هست میخوام یه ویژن برد درست کنم برا بهار و وقتی داشتم میمردم یکی از اون کارارو انجام بدم.
Margot
چون خیلی احتمال اینکه وقتی مدرسهها باز شد مضطرب بشم زیاد هست میخوام یه ویژن برد درست کنم برا بهار
میخوام کارایی رو انتخاب کنم که اجباری پشتش نباشه و برای اونایی که اجباری پشتشون نیست، وقت ندارم
عالیه رفیق
یه روز صبح یا شب برم دوچرخه سواری.
یه مستند درست کنم و بعدش خودم ادیتش کنم.
عکس بگیر! از همه چی.
یخورده راجع به بیزنس بخونم.
یه چیز سفالی درست کنم.
ترجیحا وقتی داشتی میمردی برقص.
چند قسمت فرندز ببینم.
رو تولید محتوا کار کنم+ریسرچ.
آفتابگردون بکارم.
پادکست درست کنم.
فعلا تا اینجا همینا.
بعضی وقتا اینقدر خسته میشم میگم کاش اصلا مجبور نبودم درس بخونم کاش یه بابای پولدار داشتم که برم تو دیلیم بذارم "بیا عشق کنیم این دو سالو" و هیچی برام مهم نباشه. الان اینقدر دلم میخواد اصلا نگران امتحان جمعه یا میانترم شنبه یا هر گوه دیگه ای نباشم و فقط کتاب بخونم نجوم بخونم بمیرم ولی نمیتونم و دارم از سردرد میمیرم حتی حپصله ندارم می هارو جدا از فعل بذارم گشنمم هست و عصبیم