Margot
حاملس بچمون خداااا دورش بگردم خوشگلمو :)))
نمیدونم پرتقال زاییده یا نه. قندم نیست کلا.
Margot
این بچه خیلی ترسوعه نزدیکش میشیم فرار میکنه(نژاد اصیل، چشاشو تروخدا)
فقط اینو دیدیم که فرار کرد ازمون :))
Margot
دوربین هم برده بودم و فیلم گرفتیم از خودمون. خیلی قشنگ شد شبیه انیمیشنها شد.
همه چی از اینجا شروع شد
داستان اینه که، من اون روز دوربین بردم و معاون پرورشیمون دوربینو دید گفت فردا بچهها میخوان نمایش صحنهای ضبط کنن، خودت بیا دوربینتم بیار. آقا ماهم از خدا خواسته پاشدیم رفتیم.