بی غیرتی آشکار
داوود رفت سراغ رضا پخلوی. روی پلههای مترو نشسته بود، لباس کهنه، صورت تراشیده. به محض دیدن داوود، گریه کرد.
داوود کنارش نشست و گفت: «وضع مالیت چطوره؟»
رضا: «مادرم پول تو جیبی این ماه را نداد.»
داوود: «شصت سالته از مامان فسیلت پول میگیری؟ خاک بر سرت!»
رضا: «من در راه مبارزه برای مردم ایران بودم.»
داوود: «فقط یه بیغیرت از بمباران مردم خودش حمایت میکنه. خاک بر سرت!»
رضا با افتخار گفت: «بله، من بیغیرتم و بهش افتخار میکنم. همون عکسهای زنم با تام مورلی از گوشی خودم دراومد. خودم رضایت داشتم، حتی خوشم میومد. زنم هر کی میخواد بخوابه.»
داوود: «طرفدارهای احمقت چطور؟»
رضا خندید: «همون بیناموسهای خاکبرسر. با وجود همه این کثافتکاری بازم شعار میدن. به اونها هم افتخار میکنم.»
داوود پرسید: «پس چرا گریه میکنی؟»
رضا: «برای پول. زنم هر کاری بکنه، طرفدارام هر کاری بکنن، برام مهم نیست. پول میخوام. اسراییلیها انداختنم دور، مادرم دیگه پول نمیده. فقط پول.»
داوود یه چک آرام به صورتش زد، بلند شد و گفت: «تورا خدا زده. برو گمشو. جای تو در زبالهدان تاریخه.»
رفت و دیگر برنگشت.
نتیجه:
بیغیرتی که به آن افتخار کند، از هر جنایتی پستتر است. پول که تمام شد، هیچ کس نمیماند.
#مراپنامه
جلد هشتم
صفحه ۲۷
@marapscollection
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادب کردن اراذل اوباشی که مزاحم ناموس مردم شده بودند
توسط سلطان ادب و مرام آقا داوود بسطامی
@marapscollection
یکی از شاگردان باشگاه از داوود بسطامی پرسید:
استاد جهان سوم کجاست؟
سلطان گفت:
جهان سوم جاییست که هر کس وطنش را آباد کند،
خانه اش خراب میشود!!
و هر کس در تخریب مملکت بکوشد،
خانه اش آباد میشود!
#شرح #احوال
#مراپنامه
جلد سوم
صفحه ۲۶
@marapscollection