🔻ساهره
یکی از نامهای صحرای محشر در قرآن، ساهره است. سیدرضی و شهیدمطهری ساهره را بیابانی بهغایت وسیع و ترسناک تعبیر میکنند که در آنجا کسی از ترس، خواب به چشمش نمیرود و... مفصل است.
از آخرین آبادی عراق تا مرز شلمچه در خرمشهر، شش ساعتتمام بیابان است و بیابان. ساهرهایست برای خودش. رانندههای عراقی، معنی این ترس را خوب میفهمند. مسافرها پردهها را میکشند و میخوابند. حالا اگر میانهٔ راه یکی بیدار شد و پرده را کشید، گمان میکند دارد ادامهٔ خوابش را میبیند. چون این بیابان خالی، نمیتواند به دنیای زندگان وصل باشد. لذا پرده را میکشند و دوباره به خواب میروند.
حوالی مرز. بوی سیگار راننده و بیحرکتی اتوبوس، همه را قهراً بیدار میکند. همه، که حالا تشنگی و گرسنگی بهشان غالب شده است. یمین و یسارشان هم کباب لای نان داغ نمیپیچند و چای عراقی و مای باردی تعارف نمیزنند. ساهره است دیگر. کمی آنطرفتر، گورستان ماشینهاست. تا چشم کار میکند فلزات در هم پیچیدهاند کأنّه مس تفته روی زمین ز آفتاب. باد داغ و ریگهای بیابان، هو هو میکشند و دنبال ریشهای میگردند که خشکش کنند. آخر ساهره باید خالی باشد. خالی از همه چیز. حالا توی همین بیابان که مرز بین دنیای زندگان و مردگان است، یکی چادری بنا کرده و رانندهها را مجاب میکند که نگه دارند و گلویی تازه کنند، چای تلخ شیرینی بنوشند، غذای گرمی و بعد بروند. فرمایش سیدرضی درست است، ساهره خیلی ترسناک است. آدم اگر آدم باشد که امید به عملش ندارد. ریشهای اگر بزند آنقدر گردباد داغ منیتش هو هو میکشد تا خشکش کند. اما مسافران این اتوبوس تا پیش از اسقاط شدن، امید بستهاند به کسی که از دل آبادیهای عراق تا مرز شلمچه، با یک کاسه آب، مهمانش را بدرقه میکند.
#زینب_عمرانی
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرچم، پر از امضا و پیغام است که برسد به دست حسین بن علی.
خدا را چه دیدی شاید همین روزها نامهای با خط کوفی رسید:
منَ الْحُسَیْنِ بن علی بن ابی طالب
الی الحبیب
.
.
.
فلا تَبْخَلْ عَلَیْنا بِنَفْسِکَ
#ارسالی_مخاطبان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد فرزندان و برادرانمان در حزبالله سرافراز
#ارسالی_مخاطبان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به هر جا بنگرم آنجا تو بینم...
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
🔻رفیق کرمانی
بعضیها زبانشان فقط به خیر میجنبد؛ روز تشییع رهبر شهیدمان بود که توی موکب شهر قم با هم آشنا شدیم و با اشک و اشتیاق ازم خواست سلامش را به شهیدتنگسیری برسانم. البته که من هم آیه یأس خواندم و گفتم او کجا و ما کجا؟! سردار، آبادان است و ما بوشهر. شاید او که اهل کرمان بود متوجه این بُعد مسافت نبود و باز گفت:«شما نزدیکترید به هر حال. اگه رفتی به یادم باش» بماند که من بازیگوش فراموشکار نمکنشناس یادم نبود بگویم تو هم سلام من را به سردار شهرتان برسان. همین چند روز پیش توی مشایه حوالی عمود ۴٠٠ با زن میانسال کرمانی همصحبت شدم. یعنی وسطهای حرفمان یکهو فهمیدم و گفتم:«مادر... کرمانی هستی؟!» لهجهاش مثل لهجهٔ حامدعسکری بود. گفت:«هاا سیرجونیام. پسرم کرمون زندگی میکنه.» اینبار نگذاشتم حرفم قضا بشود؛ هولکی دستش را گرفتم و پرسیدم:«سر مزار شهید سلیمانی هم میری؟»
_چطور نرم؟ هر بار میرم کرمون پهلو پسرم، به سردار هم سر میزنم. گفتم:«میشه حرفای منو به سردار برسونی و بهش بگی چقدر زیاد دوستش دارم و خدا میدونه...» بعد آرام بهش حرفهام را زدم. پیرزن آن یکی دستم را هم گرفت و اشک از چشمش چکید. دم رفتنی تسبیح امالبنیم را بهش دادم و گفتم:«مبادا یادت بره مادر...».
فردای آن روز که داشتیم از مرز شلمچه بیرون میزدیم، با اینکه میدانستم نمیشود، آرزویم را روی زبان آوردم:
«کاش میشد بریم شهیدتنگسیری رو ببینیم و بعد بریم بوشهر»
ماشین انگار بال درآورد؛ چیزی نگذشته بود که لابلای گلزار شهدای آبادان و توی سکوت و غربت آنجا دنبال مزار سردارمان اینور و آنور میزدیم. پرسونپرسون پیداش کردیم. سر مزارش دو سه نفری نشسته بودند. خانوادهای هم به جمع ما اضافه شد. داشتم سوره یاسین میخواندم برای سردار. پسرکی که از شهر دوری با خانواده آمده بود، تا سنگ مزار را دید چند بار با تعجب پرسید:«این قبر که اندازهٔ قبر بقیه است؟ مگه نباید بزرگتر باشه؟!»
سهل و ممتنع بودن سوالش، اشک و خندهام را در هم کرد.
پسرک راست میگفت؛ مزار او باید به پهنای خلیج فارس میبود. اما نمیدانست این مزار برای تکههای مختصر بدنش، زیادی هم بزرگ نشان میداد
مردی آنطرفتر که بهش میآمد اهالی آنحا باشد برای خودش روضه میخواند و میسوخت:«همه چیزش مثل حاجقاسم بود ذکر لبش یا زهرا بود، رمز عملیاتش یا زهرا بود. حتی صورتش... عین حاج قاسمه.» نگاهم سمت صورت روی قبر رفت. هیچ شباهتی به سردار سلیمانی نداشت. او همه را شبیه یارش میدید شاید ایراد از چشم من بود.
روی چند تکه موکتی که اطراف مزار پهن بود، نماز جماعت هفتهشتنفرهای خواندیم و خواستیم برگردیم که یاد رفیق کرمانیام افتادم...
#زینب_عمرانی
#روایت
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرز شلمچهایم، قدری خسته شدهایم، گوشهای مینشینیم تا برای دقایقی استراحت کنیم...
نگاهم به نگاهش گره میخورَد،
ناخوداگاه زمزمه میکنم بایِّ ذنب قُتِلَت...
مشتهایم گره میشود و خشم خونخواهی تمام وجودم را فرامیگیرد...
قول میدهم این خشم مقدس، تا وقتی انتقامت را بگیریم، در وجودم زنده بماند.
متن و تصویر از #ابوذر_محمدی
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدمهای زائران امیرالمومنین، با آه و سوز دل همراه میشود...
دیوارها رنگ و بوی شهادت گرفتهاند و فریاد مظلومیت کودکان شهیدمان را سر دادهاند
تصویر و متن از #ابوذر_محمدی
ـــــــــــــــــــــــــــــ
• #مـــــارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
🔻دلنوشتۀ معاون ارتش برای قهرمان ایرانی سوخو ۲۴:
اسطورهها ساخته نمیشوند بلکه در بزنگاههای تاریخی یک سرزمین، از دل حوادث، متولد میشوند.
ادای احترام میکنم به تجلی واژه مردانگی، شجاعت و غیرت در شولای قهرمانی بر قامت خلبان شهید مجید کاظمی و ۳ همرزم ایشان که در خلق حماسه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ منعکس شد.
خلبان شهید مجید کاظمی از نخبگان پروازی نیروی هوایی ارتش بود که نامش را تا همیشه بر نیزه افتخار این خاک حک کرد.
او میدانست هرچه بیشتر اوج بگیرد حلقه محاصره موشکها و چشمان بیخواب پهپادها، مسیر او را چون خط سرنوشت خواهند خواند اما با چشمان باز به حلقه دشمن زد و هواپیما را چون اسبی تیزتک، در دل اژدهای فناوری فرو برد و نام سرباز ایرانی را بار دیگر به رخ جهانیان کشید.
این حماسه زمزمه مادران این مرزوبوم خواهد بود در گوش نسل آینده، با ترنم این اشعار بلند تمدن کهن ایران:
به پاس هر وجب خاکی از این ملک، چه بسیار است آن سرها که رفته!
زمستی بر سر هر قطعه زین خاک، خدا داند چه افسرها که رفته!
ـــــــــــــــــــــــــــ
• #مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻آداب زیارت
به کربلا رسیدهایم، خیابانها را طی میکنیم تا به حرم برسیم، مسیرها را نمیشناسم، مرتب به همسرم که بچهبغل است و جلوتر از ما حرکت میکند، میگویم گنبد را دیدی به ما هم بگو...
بالاخره گنبد حضرتِ ماه رؤیت میشود.
از پشت سر و با فاصله چندمتری، چند بار به همسرم میگویم با فاطمهمعصومه حرف بزن و بهش بگو کجا آمده...
تا برسیم به حرم چند بار بچه را دست به دست میکنیم.
وقتی بچه، بغل باباست، دختر ۱۰ سالهمان، ویلچری که دختر وسطی روی آن نشسته را هل میدهد. وقتی بابا، ویلچر را هل میدهد، من، بچهبغل میشوم.
حالا نزدیک حرم هستیم و نوبت من است فاطمهمعصومه را بغل کنم. شروع میکنم به حرف زدن با او.
به دخترک میگویم:«رسیدیم بینالحرمین، امامحسین و حضرت عباس رو دیدی، سلام ما رو هم بهشون برسون»
یک خدا خیرکردهای چند قدم مانده به بینالحرمین، به فاطمهمعصومه بادکنک میدهد. همان لحظاتی که ممکن بود دیر یا زود نق و نوقش شروع شود. ولی حالا دخترک مشغول بادکنک و کشف آن است.
و من همچنان از آرامش لحظهها استفاده میکنم
روبروی حرم حضرت عباس، به فاطمهمعصومه میگویم:«اومدیم پیش بهترین عموی دنیا...» کلمات ساده را با من تکرار میکند و میگوید:«عمو»
با عموعباس دقایقی صحبت میکنیم و بعد رو به حرم امامحسین دستمان را بالا میبریم و به نشانهٔ سلام، کودکانه تکان میدهیم.
به حضرت علیاصغرش هم.
همین مدل زیارت، در آغوش پدر هم تکرار میشود.
#حکیمه_محمدی_باغملایی
#روایت
ـــــــــــــــــــــــــــ
• #مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
هفتمین جشنواره بین المللی رسام
موضوعات جشنواره:
🔹️| جنگ ۱۲ روزه
🔹️| جنگ رمضان
🔹️| شکوه بدرقه (تشییع امام شهید)
🔹️| بعثت مردم (بیرق و حضورحماسی میادین)
بخش های جشنواره:
💠بخش فیلم
(داستانی کوتاه، داستانی بلند، مستند کوتاه، مستند بلند)
💠بخش موسیقی و سرود
(موسیقی باکلام، سرود، موسیقی باکلام روی تصویر)
💠بخش هنرهای تجسمی
(پوستر، عکس)
💠بخش فضای مجازی و فناوریهای نوین
(شبکههای اجتماعی و پیامرسانها، نرمافزارهای کاربردی و بازی)
🔺️ارسال آثار ازطریق یکی از مسیرهای زیر خواهد بود:
🟢صندوق پستی جشنواره به شماره ۱۵۸۷۵/۱۶۱۵
⚪️پیام رسان ایتا و بله به شماره ۰۹۹۶۷۰۹۰۵۵۴
www.pelakehasht.com👈سایت🔴
🔹️| بوشهر _ خیابان سیراف _ جنب درمانگاه ابوالفضل(ع)_ اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت بوشهر
⌛️مهلت ارسال آثار:
✔️پایان مرداد ۱۴۰۵
ـــــــــــــــــــــــــ
• #مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر تشنهام امشب به مشک ساقیها
فدای غیرت عباسی عراقیها
عزیزهای عراقی! چه دلبری کردید
برای مردم ایران برادری کردید
#شاعر:#احمد_بابایی
#ارسالی_مخاطبان
ــــــــــــــــــــــــــــ
• #مارِد •
رسانهٔ هنری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان بوشهر
| @mared_bu | 🇮🇷