eitaa logo
دروس معرفت نفس
6.3هزار دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
1 فایل
شرح دروس معرفت نفس به بیان شیوا استاد صمدی آملی 🚩این کانال رسمی #نمی_باشد🚩 ✔️تقدیم به شهید والا مقام سپهبد #علی_صیاد_شیرازی 🔴استفاده از مطلب فقط با لینک کانال🔴 . . . . . . نظرات و پیشنهادات: @ . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
✅به لطف خدا تفسیر المیزان، اثر ماندگار علامه طباطبایی ره شروع به فعالیت کرد. ان شاءالله مورد استفاده اهل معرفت و اهل قرآن قرار گیرد 🛑آدرس کانال تفسیر بینظیر 🔰 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
m2s1-056.mp3
زمان: حجم: 6.4M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه پنجاه و شش از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-057.mp3
زمان: حجم: 6.3M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه پنجاه و هفت از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه سوم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۲۵الی۳۰ __________________________ 👈یا من نماز می خوانم، نماز مگر چی هست؟ این جسم بلند میشود، این دست، این دست خارجی میاد بالا، این یعنی نماز؟ دست اومد بالا ، من الان دستم ببرم بالا، الله اکبر بگویم این شد نماز؟ نشد. الله اکبر چیه؟ یک صوتی، یک لفظی است که این زبان، این را می گوید: «الله اکبر». تا آخر نماز کمرها خم و دولا میشود، این یعنی نماز؟ خیر. اینها چی هستن پس؟ 👈اینها یک سری اعراض و عوارضی اند که بر جسم انسان تاری میشود که آقا تا الان حرف نمیزده، الان حرف میزنه، آقا تا الان دولا نشده، الان دولا شده. آقا تا الان سر را روی مهر نگذاشته الان گذاشته، اینها شده نماز؟ 👈خوب این شد عمل، این عمل در مرتبه جسم ظاهری، این یک چیزی. اما آیا نفس باید حضور داشته باشد یا نه؟ اینکه فرمودند نیت باید تا آخر باشد این نیت مال همان حضور نفس است. میبینی نفس حضور پیدا نکند، همین نحوه ظهور کمی دارد که، این بدن یک خم و دولایی می شود. اما از اون به بعد اون حضور تام به اینکه حقیقت عمل چیه؟ اون رو ندارد. 👈اما اگر نفس حضور تام پیدا کند، این نفس کی هست؟ خودش هست؟ اون حضور کی هست؟ خودش هست. این عمل کیه؟ این عمل خارجی! این عمل است؟ نه خیر. اون عملی که همان حضور نفس است، اون میشود عمل. اگر او شده عمل، اون میشه معمول. اون میشه عمل، اون میشود عامل. اتحاد عامل، عمل، معمول. اگر این بتواند به سر حد ملکه برسد، یعنی این آقا دائم الحضور باشه، خوشا آنان که دائم در نمازند.حرف حل میشود، یعنی شده دائم الحضور. 👈حالا بفرمایید، دائم در نمازند، یعنی این آقا جان همیشه ایستاده هی الله اکبر، میره رکوع؟ نه خیر؛ این رکوع و سجود، یک نحوه ظهوری از اون حقیقت نماز است. اون حقیقت نماز، ظهور این آقاست. 👈ظهورش چیه؟ خیلی خب، این علم را، عمل را اگر بالا ببرد، میشود همان علم. مگر علم چی بوده؟ علم همان حضور نفس بوده، عمل چی شده؟ همان حضور نفس. بله؟ 👈علم چی شد؟ حضور نفس بود دیگر! با این بحث هایی که کردیم اون بیرون که برداشته میشود، اینی که اومدیم درون مشابه سازی کردیم، کم کم این را هم محترمانه بساطش را جمع کردیم، کردیم زدیم به حضور نفس، خوب اگر حضور نفس شد؟ اینجا هم حضور است، نماز خواندنش هم حضور است، حالا علم و عمل چرا دوتا بشوند؟ چرا یکی نشوند؟ میشود یک حقیقت، این یک حقیقت کیست؟ همان آقای نفس است. 👈این آقای نفس کیه؟ همان متن حضورش است. این متن حضورش چیه؟ گاهی متعلقش عمل است، گاهی متعلقش معلوم است. که اونجا را اگر برویم از اون طرف اگر برویم میگوییم آقا این اتحاد عالم و معلوم. از این طرف برویم، میگوییم این اتحاد عامل و معمول. در حقیقت، عامل همان نفس است. عالم همان نفس است. علم همان حضور است. عمل هم همان حضور است. معلوم هم همان حضور است. و معمول هم همان حضور است. اتحاد عالم و معلوم یعنی همان. اتحاد عامل و معمول یعنی همان حضور نفس. خوشا آنان که دائم در نمازند. این حرف اینجا باید، اونجاها را هم حل بفرماید عرض کردیم بحث ادراکات، بحث سنگینی است. ما از حالت مفهوم خارج میشویم. 👈الان عنایت فرمودید که اصلا از مفهوم خارج شدیم، حالا شما میفرمایید به اینکه خوب، ما یک مفهوم جزۓ را ادراک میفرماییم، خیلی خب اون معلوم بالعرض شما که در درون میسازید، هر چه می خواهد باشد، باشد. 👈اون معلوم بالعرض شما گاهی مفهوم زید است، باشه. گاهی صورت خارجیه زید را مشابه سازی کردیم، باشه. گاهی مفهوم کلی انسان است، باشه. گاهی یک عمل خارجی ست که مشابه آن را در درون ساختید،باشه. ما کاری به اون نداریم، ما هرچه کار داریم با حضور جنابعالی داریم ما هر چه کار داریم با اون نور افکن درونی جنابعالی داریم که این نفس ناطقه حضور پیدا کند، نور افکن بیندازد این نورافکن گاهی مفهوم جزئی را روشن میکند گاهی مفهوم کلی را روشن میکند. گاهی یک عمل خارجی را روشن میکند، گاهی یک صورت خیالی را روشن میکند، و هکذا... __________________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 6⃣2⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
‍ ✅احضار روح عمرسعد و معاویه توسط برادر علامه طباطبایی حاج سیدمحمد الهی فرزند آیت الله سیدمحمدحسن الهی طباطبائی، برادر حضرت علامه می‌گوید: جناب ادیب العلما گفت: آن روز که آمده بودم خانه‌تان، پدرت در حالی که نشسته بود به این فکر می‌کرده که روح عمربن سعد را احضار نمایند ببینند که این ظالم چگونه تیپ و قیافه‌ای داشته و این غلط بزرگ غیرقابل بخشش را در مورد امام حسین (ع) و اهل بیت اش در صحرای کربلا مرتکب شده است. ادیب العلما می‌گوید در یک لحظه خانه‌ای که در آن نشسته بودم به یک ظلمتکده تبدیل شدو همه جای خانه را تاریکی فرا گرفت......... ♨️ ادامه ماجرا در کانال زیر دنبال کنید🔰 http://eitaa.com/joinchat/616366083Cbe84eb6ec0
m2s1-058.mp3
زمان: حجم: 5.5M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه پنجاه و هشت از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-059.mp3
زمان: حجم: 6.6M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه پنجاه و نه از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه سوم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۳۰الی۳۵ __________________________ مصنوعات چی؟همین ملموسات چی؟ همین نفس مشابه آنچه که لمس کرده، در درون برایش میسازد اون ساخته او می شود، معلوم بالعرض، اون حضور نفس میشود، علم. معلومش همان حضورش است، عالم هم همان حضور است. علم شده متن . در مصنوعات همان علم است، همان آقا علم است در ملموسات همان آقا علم است در مزوقات همان آقا علم است زبان چشیده، باشه .... مشابه آنچه زبان چشیده، نفس نور افکن می اندازه، در درون خودش نور می اندازه، این نورش، اون حضورش، این مزوق چشیده شده را در خودش، میسازد. اون ساخته اش می شود معلوم بالعرض، اون حضورش، اون نورش، اون نورافکنش، میشود معلوم. معلوم که اول علم، آخر علم، وسط علم، همه جا علم. اول علم است یعنی چه؟ نفس حضور دارد نفس حضور دارد یعنی چه؟ اون موقعی که دارد میسازد هم حضور دارد اون موقعی هم که ساخته و تمام شده چی؟ باز حضور دارد. اولها حضور. آخر ها حضور. وسطها حضور. سراسرش حضور است. اگر حضور شد، همه چیز است، اگر این حضور شده، می شود نفس ناطقه، یک پا رچه حضور. حالا البته این حضورها فرق میکند ماشاالله. یکی مثل پیغمبر اکرم اون جور حضور دارد، یکی مثل بنده و جنابعالی هم این اندازه. خیلی خوب حالا حیوانات هم میگذاریم اون هم کم کم بهش میرسیم. ببینیم اونها بیچاره ها چی، اونا حضور ندارند؟ بله، اونها هم حضور دارند، یک مقدار ضعیفتر، حالا درختها چی؟ اونها حضور ندارند؟ بله اونها هم حضور دارند، خیلی ضعیفتر. که اگر یک روزی اون حضورشون، پیش ما حضور پیدا بکند، میفهمیم، آقا عجب همه کس حاضر بودند که. پس ما فکر می کردیم اون حاضر است و اون غایب یعنی چی؟ عالم الغیب و الشهاده، پس چی میشه؟ عالم به غیب جنابعالی، که تو غیبش میبینی. اون شهادت جنابعالی، که تو شهادتش میبینی، والاّ برای او، اهل علم، تمام شد. بلکه خود صور معقوله است، یک بلکه خود صور علمیه است، دو بلکه خور صور کلیه است، سه بلکه خود صور جزئیه است، چهار بلکه خود عمل است عمل، خودش است، معمول خودش است پس این دولا و دراز شدن، صبح بلند شدن سحری خوردن تا غروب اینها چیه؟ اینها هم باشه، اینها هم حرفی نیست. اینها هم یک دستیاری برای جناب نفس، اونی که مهم است خودش است. اونی که مهم است نحوه حضور خودش است، حالا این به همین اندازه تمام شده؟ میفرماید نه خیر. گاهی نفسهایی هستند حضور پیدا میکنند، خوب حالا این صورتی که از شما میگیرد و در خودش میسازد چه عیبی دارد که همین صورت گرفته ساخته شده درون را بیرون هم بسازد مگر چه میشود؟ این آقا فقط می خواهد بسازد دیگر، میسازد خوب حالا اونجایی که در بیرون میسازد چی؟ این آقایانی که می‌گویند ما امام زمان را دیده‌ایم خیلی ها مال این ساخته هاست. بله، اون آقا جان حضور تام دارد در نظام عالم، انشاء صور میکند این آقا این صورت را میبیند. میگوید من امام زمان دیدم،‌ یک صورت انشاء شده رو جنابعالی دیده ای؟ بله عکس گرفتند در سراسر کشور پخش کردند یک آقایی عکس امام میگیرد می گوید دیشب خواب امام را دیدم نمیداند عکسش را دیده. این صور هم به خود اراده اون آقا به توجه اون آقا، به حضور اون آقا وابسته است. خب حالا آقا همین حضورش بشود این جسم بگیرد ماشاالله هرجا می‌خواهد برود این حضور را روی آن خورد بشوید هرچه ما حرف زدیم روی این یک کلمه داریم. باید نفس حضور پیدا کند. ما هم تا حضور ها خیلی ضعیف است. خیلی قوی، یکی می‌خواهد حضور پیدا کند یک صورت خیالیه ای را الان بسازد نمی‌تواند. مثل یک کودکی که تازه حضور پیدا می‌کند در ملموسات می‌سازد تا یک دستی به او می‌زنی می‌بینی دادش درآمد معلوم است که زود حضور پیدا کرده و از سر و صدایش راه انداخته‌ در بیرون حالا کم کم جلوتر می‌رود حضورش ماشاالله قوی‌تر می‌شود بله؟! از همین حضور ایشان، چشمش هم این بیرون، آنچه که میبیند میگیرد مشابه درون می سازد این هم یک کار. __________________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست7⃣2⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه سوم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۳۵الی۴۰ __________________________ 👈جلوتر می رود حضورش قوی‌تر می‌شود آنچه که از ناحیه گوش می‌شنود آن‌ها را هم می‌سازد و نسبت به آن‌ها نورافکن دارد. پس مزوقها، ملموس ها، این‌ها را هم دارد بعد کم کم که جلوتر برویم درس پنجاه و دوم کمی که جلوتر آمده حضور آقای نفس کودک قوی‌تر شده کم‌کم می‌بینید نخیر. حالا معانی جزئی را هم می توانند این کودک که تا الان به او می‌گفتی لیوان را بیاور او مفهوم لیوان را نمی‌فهمید یعنی چه، با کدام صورت تطبیق کند حالا کم‌کم این مفهوم را گرفته سریع صورت‌سازی می‌کنند و براساس آن نورافکن، حضوری اش آن لیوان را می شناسد خارج می رود آن را می آورد خیلی خوب. حالا کم کم آمده ، اینکه میبینید هر چه شلوغ می زنیم می گوییم نکن نکن. برای این‌که این جزئی فهمی می‌کند هنوز کلی اش رانفهمیده که وقتی بهش می گویند نکن، یعنی هر چیزی که بده نکن. منتهی فکر می کند این یکی را نکن، این‌جا را نمی‌ کند می‌رود جای دیگر انجام می‌دهد. چون این هنوز به سر حد عقل نرسیده، عقل فلسفی، هنوز در سر حد و تجرد خیالی است فکر می کند گفتی نکن، فکر میکند این یکی را فقط گفتی نکن. 👈اگر گفتی شمع را دست نزنی، می سوزاند فکر میکند فقط همین یکی را نباید دست بزنی، اون یکی را دست میزند برای اینکه هنوز نتوانست اون کلی. اون نورافکنش قوی شود که وقتی بهش گفتن نکن این بیاید یک چیزی را استنباط کند بگوید منظور این است که هر چیزی را که آدم را می‌سوزاند نباید دست زد حالا یا شمع است، باشه آتش است، باشه چراغ است، باشه فرقی نمی کند. 👈حضور قوی نشده. هر چه کار داریم با این حضور ما کار داریم، حالا عنایت میفرمایید. شخص متخیل، در اون مرتبه ای که صور خیالی میسازد، می گوییم متخیل. آن مرتبه‌ای که مفهوم جزئی می‌فهمد؛ می‌گوییم متوهم. آن مرتبه‌ای که مفهوم کلی می‌فهمد، می‌شود عاقل. 👈 همه این‌ها را سرشان را در یک جا جمع می‌کنیم و می‌گوییم مدرک. و همه این‌ها سرشان را یک جا جمع می‌کنیم و می‌گوییم حضور. خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبایی علیه الرحمه را فرمود به اینکه «اصلا صور محسوسات و اینها را بردارید و بگویید، انسان هر چه علم دارد فقط حضورش است، اصلا علم، حصولی ما نداریم.» علم حصول نمی شود علم از بیرون بیاید یعنی چه؟ آن که از بیرون آمده یک معلوم ساخته است. علم چیه؟ مال اون حضور نفس است اون حضور نفس مال خود نفس است از بیرون نیست. و لذا ایشان فرمودند که ما اصلا علم حصولی نداریم. خوب، علم حصولی پس چی بگوییم؟ بگوییم آقا همین اندازه که این علم حضوری انسان، حضور پیدا کرده این صورت مشابه بیرون را ساخته و از این صورت از بیرون یک نحوه حکایتی می کند، همین اندازه به این نفس می گوییم علم حصولی دارد. والاّ اونکه حقیقت علم نفس است، همان حضورش است و متن حضورش است و حضورش هم علم حضوری است. اصلا حصولی ها را برداشتند، فرمودند اصلا نگویید حصولی. بفرمایید علم هر چه هست حضور است. خیلی خوب، در این حضور غرق می شویم، پس دارای صور خیالی ست، یعنی عالم خیال او در آن مرتسم و منتقش است. 👈و به حقیقت واقع خود، دارای آن است، خود دارای آن است بخورد به اون مرتبه ساخته شده بلکه خود آن است، بخورد به آن مرتبه حضور. بله خود نفس چیه؟ حضورش است. همچنان که صور عقلیه را ادراک کرده است، میگوید من عالم به فلان حقیقت و مطلب میباشم. من عالم به آن می باشد و به فلان چیز دانا شدم یعنی عالم عقل او در خود اوست که خود عاقل است و دارای صور معقول است ساخته ها، آن ساخته‌های درونی. .. بلکه خود همان عقل و صور معقوله است که همان حضورش است و این حضورش چون به صور معقول خورده و اون صور معقوله را ساخته به این حضورش را می گوییم معقول، چون از یک طرف این حضورش روشن کرده آن صور متخیل خیالیه را می گوییم، این حضورش میشود صور خیالی. از این تعبیر، حالا این صور محسوسات اصلا کجا میرود؟ اصلا صور محسوسات گم شد این وسط، صور محسوسات پس چی؟ خیلی خوب. بلکه خود همان عقل و صور معقول است به عبارت دیگر دارای صور علمیه است؟ نه خیر، بلکه خود صور علمیه است. صور علمیه؛ اون حضور را می گویند ،صورعلمیه. حالا منتهی این نحوه حضور گاهی در اون ساخته شده به نفع صورت متخیله است. __________________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 8⃣2⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
⭕️خواب عجیب یکی از نیروهای حزب الله لبنان وقتی قرار بود سرش را ببرد، چگونه آرامش کرد😔😔 ✅در کانال زیر ببینید🔰🔰 http://eitaa.com/joinchat/2744385570Ce29b75fd53
m2s1-060.mp3
زمان: حجم: 6.5M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-061.mp3
زمان: حجم: 5.9M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و یکم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54