دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه سوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_سوم
#درس۵۱
از دقیقه ۳۰الی۳۵
__________________________
مصنوعات چی؟همین
ملموسات چی؟ همین
نفس مشابه آنچه که لمس کرده، در درون برایش میسازد
اون ساخته او می شود، معلوم بالعرض، اون حضور نفس میشود، علم. معلومش همان حضورش است، عالم هم همان حضور است.
علم شده متن .
در مصنوعات همان علم است، همان آقا علم است
در ملموسات همان آقا علم است
در مزوقات همان آقا علم است
زبان چشیده، باشه ....
مشابه آنچه زبان چشیده، نفس نور افکن می اندازه، در درون خودش نور می اندازه، این نورش، اون حضورش، این مزوق چشیده شده را در خودش، میسازد.
اون ساخته اش می شود معلوم بالعرض،
اون حضورش، اون نورش، اون نورافکنش، میشود معلوم.
معلوم که اول علم، آخر علم، وسط علم، همه جا علم. اول علم است یعنی چه؟ نفس حضور دارد
نفس حضور دارد یعنی چه؟
اون موقعی که دارد میسازد هم حضور دارد
اون موقعی هم که ساخته و تمام شده چی؟
باز حضور دارد.
اولها حضور.
آخر ها حضور.
وسطها حضور.
سراسرش حضور است.
اگر حضور شد، همه چیز است،
اگر این حضور شده، می شود نفس ناطقه، یک پا رچه حضور.
حالا البته این حضورها فرق میکند ماشاالله.
یکی مثل پیغمبر اکرم اون جور حضور دارد، یکی مثل بنده و جنابعالی هم این اندازه.
خیلی خوب حالا حیوانات هم میگذاریم اون هم کم کم بهش میرسیم.
ببینیم اونها بیچاره ها چی، اونا حضور ندارند؟
بله، اونها هم حضور دارند، یک مقدار ضعیفتر، حالا درختها چی؟ اونها حضور ندارند؟
بله اونها هم حضور دارند، خیلی ضعیفتر.
که اگر یک روزی اون حضورشون، پیش ما حضور پیدا بکند، میفهمیم، آقا عجب همه کس حاضر بودند که.
پس ما فکر می کردیم اون حاضر است و اون غایب یعنی چی؟
عالم الغیب و الشهاده، پس چی میشه؟
عالم به غیب جنابعالی، که تو غیبش میبینی.
اون شهادت جنابعالی، که تو شهادتش میبینی، والاّ برای او، اهل علم، تمام شد.
بلکه خود صور معقوله است، یک
بلکه خود صور علمیه است، دو
بلکه خور صور کلیه است، سه
بلکه خود صور جزئیه است، چهار
بلکه خود عمل است
عمل، خودش است، معمول خودش است
پس این دولا و دراز شدن، صبح بلند شدن سحری خوردن تا غروب اینها چیه؟
اینها هم باشه، اینها هم حرفی نیست. اینها هم یک دستیاری برای جناب نفس، اونی که مهم است خودش است. اونی که مهم است نحوه حضور خودش است، حالا این به همین اندازه تمام شده؟
میفرماید نه خیر. گاهی نفسهایی هستند حضور پیدا میکنند، خوب حالا این صورتی که از شما میگیرد و در خودش میسازد چه عیبی دارد که همین صورت گرفته ساخته شده درون را بیرون هم بسازد مگر چه میشود؟
این آقا فقط می خواهد بسازد دیگر، میسازد
خوب حالا اونجایی که در بیرون میسازد چی؟ این آقایانی که میگویند ما امام زمان را دیدهایم خیلی ها مال این ساخته هاست. بله، اون آقا جان حضور تام دارد در نظام عالم، انشاء صور میکند این آقا این صورت را میبیند.
میگوید من امام زمان دیدم، یک صورت انشاء شده رو جنابعالی دیده ای؟ بله عکس گرفتند در سراسر کشور پخش کردند یک آقایی عکس امام میگیرد می گوید دیشب خواب امام را دیدم نمیداند عکسش را دیده.
این صور هم به خود اراده اون آقا به توجه اون آقا، به حضور اون آقا وابسته است.
خب حالا آقا همین حضورش بشود این جسم بگیرد ماشاالله هرجا میخواهد برود این حضور را روی آن خورد بشوید هرچه ما حرف زدیم روی این یک کلمه داریم.
باید نفس حضور پیدا کند. ما هم تا حضور ها خیلی ضعیف است. خیلی قوی، یکی میخواهد حضور پیدا کند یک صورت خیالیه ای را الان بسازد نمیتواند.
مثل یک کودکی که تازه حضور پیدا میکند در ملموسات میسازد تا یک دستی به او میزنی میبینی دادش درآمد معلوم است که زود حضور پیدا کرده و از سر و صدایش راه انداخته در بیرون حالا کم کم جلوتر میرود حضورش ماشاالله قویتر میشود بله؟!
از همین حضور ایشان، چشمش هم این بیرون، آنچه که میبیند میگیرد مشابه درون می سازد این هم یک کار.
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
پست7⃣2⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه سوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_سوم
#درس۵۱
از دقیقه ۳۵الی۴۰
__________________________
👈جلوتر می رود حضورش قویتر میشود آنچه که از ناحیه گوش میشنود آنها را هم میسازد و نسبت به آنها نورافکن دارد.
پس مزوقها، ملموس ها، اینها را هم دارد بعد کم کم که جلوتر برویم درس پنجاه و دوم کمی که جلوتر آمده حضور آقای نفس کودک قویتر شده کمکم میبینید نخیر.
حالا معانی جزئی را هم می توانند این کودک که تا الان به او میگفتی لیوان را بیاور او مفهوم لیوان را نمیفهمید یعنی چه، با کدام صورت تطبیق کند حالا کمکم این مفهوم را گرفته سریع صورتسازی میکنند و براساس آن نورافکن، حضوری اش آن لیوان را می شناسد خارج می رود آن را می آورد خیلی خوب.
حالا کم کم آمده ، اینکه میبینید هر چه شلوغ می زنیم می گوییم نکن نکن.
برای اینکه این جزئی فهمی میکند هنوز کلی اش رانفهمیده که وقتی بهش می گویند نکن، یعنی هر چیزی که بده نکن.
منتهی فکر می کند این یکی را نکن، اینجا را نمی کند میرود جای دیگر انجام میدهد.
چون این هنوز به سر حد عقل نرسیده، عقل فلسفی، هنوز در سر حد و تجرد خیالی است فکر می کند گفتی نکن، فکر میکند این یکی را فقط گفتی نکن.
👈اگر گفتی شمع را دست نزنی، می سوزاند فکر میکند فقط همین یکی را نباید دست بزنی، اون یکی را دست میزند
برای اینکه هنوز نتوانست اون کلی. اون نورافکنش قوی شود که وقتی بهش گفتن نکن این بیاید یک چیزی را استنباط کند بگوید منظور این است که هر چیزی را که آدم را میسوزاند نباید دست زد حالا یا شمع است، باشه
آتش است، باشه
چراغ است، باشه فرقی نمی کند.
👈حضور قوی نشده. هر چه کار داریم با این حضور ما کار داریم، حالا عنایت میفرمایید.
شخص متخیل، در اون مرتبه ای که صور خیالی میسازد، می گوییم متخیل.
آن مرتبهای که مفهوم جزئی میفهمد؛ میگوییم متوهم.
آن مرتبهای که مفهوم کلی میفهمد، میشود عاقل.
👈 همه اینها را سرشان را در یک جا جمع میکنیم و میگوییم مدرک. و همه اینها سرشان را یک جا جمع میکنیم و میگوییم حضور. خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبایی علیه الرحمه را فرمود به اینکه «اصلا صور محسوسات و اینها را بردارید و بگویید، انسان هر چه علم دارد فقط حضورش است، اصلا علم، حصولی ما نداریم.»
علم حصول نمی شود
علم از بیرون بیاید یعنی چه؟
آن که از بیرون آمده یک معلوم ساخته است.
علم چیه؟
مال اون حضور نفس است
اون حضور نفس مال خود نفس است از بیرون نیست. و لذا ایشان فرمودند که ما اصلا علم حصولی نداریم.
خوب، علم حصولی پس چی بگوییم؟
بگوییم آقا همین اندازه که این علم حضوری انسان، حضور پیدا کرده این صورت مشابه بیرون را ساخته و از این صورت از بیرون یک نحوه حکایتی می کند، همین اندازه به این نفس می گوییم علم حصولی دارد.
والاّ اونکه حقیقت علم نفس است، همان حضورش است و متن حضورش است و حضورش هم علم حضوری است.
اصلا حصولی ها را برداشتند، فرمودند اصلا نگویید حصولی. بفرمایید علم هر چه هست حضور است. خیلی خوب، در این حضور غرق می شویم، پس دارای صور خیالی ست، یعنی عالم خیال او در آن مرتسم و منتقش است.
👈و به حقیقت واقع خود، دارای آن است، خود دارای آن است بخورد به اون مرتبه ساخته شده بلکه خود آن است، بخورد به آن مرتبه حضور.
بله خود نفس چیه؟
حضورش است.
همچنان که صور عقلیه را ادراک کرده است، میگوید من عالم به فلان حقیقت و مطلب میباشم. من عالم به آن می باشد و به فلان چیز دانا شدم یعنی عالم عقل او در خود اوست که خود عاقل است و دارای صور معقول است ساخته ها، آن ساختههای درونی.
.. بلکه خود همان عقل و صور معقوله است که همان حضورش است و این حضورش چون به صور معقول خورده و اون صور معقوله را ساخته
به این حضورش را می گوییم معقول، چون از یک طرف این حضورش روشن کرده آن صور متخیل خیالیه را می گوییم، این حضورش میشود صور خیالی. از این تعبیر، حالا این صور محسوسات اصلا کجا میرود؟
اصلا صور محسوسات گم شد این وسط، صور محسوسات پس چی؟
خیلی خوب. بلکه خود همان عقل و صور معقول است به عبارت دیگر دارای صور علمیه است؟
نه خیر، بلکه خود صور علمیه است.
صور علمیه؛ اون حضور را می گویند ،صورعلمیه. حالا منتهی این نحوه حضور گاهی در اون ساخته شده به نفع صورت متخیله است.
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
پست 8⃣2⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
#ببینید
⭕️خواب عجیب یکی از نیروهای حزب الله لبنان وقتی قرار بود #داعش سرش را ببرد، چگونه #امام_حسین آرامش کرد😔😔
#راوی #حاج_قاسم_سلیمانی
✅در کانال زیر ببینید🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/2744385570Ce29b75fd53
m2s1-060.mp3
زمان:
حجم:
6.5M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه شصتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-061.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه شصت و یکم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه سوم از جلد دوم کتاب
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_اول
#درس۵۱
از دقیقه ۴۰الی ۴۵
__________________________
👈گاهی بهصورت، صورت معقوله است این صورت معقوله گاهی به صورت مفهوم جزئی است گاهی به صورت مفهوم کلی است، اما هر چه باشد به هرحال آنکه مهم است حضور نفس است
این کلمه حضور را خیلی تکیه میکنیم
👈خب، از اینجا و بدیهی ست که دارای بدن مادی یعنی عنصری و جسمانی نیز میباشد پس انسانحالا میرسیم به تثلیث عالم و آدم،
پس انسان دارای عوالم سه گانه ماده، خیال، عقل و یا در حقیقت حالا چرا بگوییم دارا بلکه خود عوالم سه گانه است و بیرون از سه نیست.
👈چون نفس هر چه حضور پیدا کند همان خودش است منتهی گاهی حضورش به طرف مادی هاست گاهی حضورش به طرف خیالی هاست گاهی هم حضورش به طرف معقولات و عقلی هاست اما هر صورتی هست #حضور است.
👈حالا بفرمایید که خود این عوالم ثلاثه را هم حضرت ایشان کم کم جلوتر رفت این را هم بر می دارند. که بگوییم اصلا عوالم ثلاثه چیست؟
یک عالم است با شئون مختلف.
یک حقیقت است با شئون مختلف که با یک شأنش #خیال انشاء میکند
با یک شأنش مفاهیم #جزییه انشاء بکند.
با شئون دیگرش مفاهیم کلی انشاء بکند.
و بالاخره این آقا کیست؟
این آقا منشأ است.
این آقا مدرک است.
این آقا حضور است.
این آقا علم است.
این آقا همه چیز همین آقاست.
حالا چرا به بیرون برویم.
مرا به کتاب دیگر حواله نکنید.
که من هر چه دارم، اصلا همینجا دارم خودم یک کتابم. منتهی این کتاب های ما، این کتاب ما، ورقه های مختلف دارد، یک ورقش، بله محسوسات را نشان می دهد یکی مصنوعات، یکی مبصرات، حالا اون ورقهای درونی عالم خواب را ماشاالله، آنها را، اما هر چه هست «حضور نفس» است.
حالا یا حضور به صورت چشم باز، یا حضور به صورت چشم بسته، یا حضور به صورت گوش باز، یا حضور به صورت گوش بسته، اون که مهم است حضور نفس است.
حالا چه خواب، چه بیداری؟
خوابیده باشد، باشد.
بیداری باشد، باشد.
گاهی بیدار است با این آلات و وسایل کار میکند، بکنه.
گاهی خفته است با اون وسایل و آلات کار میکند، بکنه.
اونی که مهم است خود آقاست، باید این آقا را گیر بیاوریم، این آقا را، باید گیرش بیاوریم ببینیم این چه کسی است؟
که ماشاالله این جور است، که می خواهیم خودمان را ازش بشناسیم، ببینیم این ما این من این حقیقت، این کیست؟!
این را باید گیرش آورد.
خب، بلکه خود عوالم سه گانه است و بیرون از این سه نیست و شاید این عالم، عالم مشهود ما هم مثل آدم باشد
من عرف نفسه، فقد عرف بیرون خودش را.
حالا این عالم بیرون چطور؟
آقای مادی عالم بیرون همه اش همین است؟
بله همین است.
میگوییم حالا چطور میشود که غیر از این عالم مثالی هم باشد، عالم عقلی هم باشد.
خیلی خب که عالم و آدم در این جهت با هم برابر و یکسان باشند، این حرف تثلیث عالم وآدم، این یکی ست اصلا عالم و آدم بر اساس تثلیثند.
یکی از مراجعی که میشود آقایان مراجعه بفرمایید حرف در آنجا آمده کتاب شریف قرآن برهان و عرفان از همدیگر جدایی ندارند.
این یکی از موارد مورد بحث اونجا همین بحث تثلیث عالم و آدم در آنجا مطرح شده هم در قرآن عالم سه گانه آمده و هم در کتاب های فلسفی که برهان است عالم را سه گانه فرمودند هم در کتابهای عرفانی عالم را سه گانه فرمودند
این به نحو کلی.
حالا، آدم سه گانه است. عالم هم سه گانه است و آقایان عرفا از همین سه گانه بودن آدم پی به سه گانه بودن عالم بردند.
می گویم معلوم میشود به اینکه انسان یک بدن مادی دارد در این بدن موجودات مادی و این عالم ماده به سر میبرد.
و یک حقیقت خیالیه ای دارد که یک شأنی از شئون اوست، شئون متصل اوست.
این خیال متصل، مال همین بخش درون خودمون است. این عالم مثال متصل مال این خود است این خود ساخته هاست، این حضور خود است. یکی هم این بخش دارد.
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد.
پست 9⃣2⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
#استادصمدی_آملی
#دروس_معرفت_نفس
#جلسه_سوم
#درس۵۱
از دقیقه ۴۵الی اخر
__________________________
👈یکی هم عالم عقل دارد که اون ادراک حضوری نفس را نسبت به معقول ها گفتند عالم عقل، اون حضور نفس نسبت به متخیلات، فرمودند حضور عالم خیالی نفس، اون حضور نفس را نسبت به این محسوسات خارجی که می آید حضور پیدا میکند اینها را مشابه سازی میکند، اون را هم عالم مادی نفس می گویند.
که از ناحیه این بدن است این بدن یک بخش آن است اون خیال هم یک بخش دورنی اش است اون عقل هم یک بخش درونی اش است که سر همه اینها را به همان حضور بند کردیم.
👈هم از جهتی حضور دارد بدن را اداره میکند هم از جهتی حضور دارد مشابه سازی میکند، خیال را اداره میکند، هم از جهتی حضور دارد مفهومات را میفهمد این هر سه حضور نفس ،سه نحوه حضور است که مطابق همین حضور های متصل با بیرون هم ارتباط بر قرار میکند.
از ناحیه این بدن که مادی متصل است با موجودات مادی ارتباط بر قرار پیدا میکند.
👈این میشود عالم ماده بیرون با اون نحوه حضور در بخش مثالی اش با یک عالمی مافوق این عالم ماده ارتباط برقرار میکند، اون میشود عالم مثالی خارج که اون میشود مثال منفصل
این میشود مثال متصل. اون میشود برزخ بیرون ، این می شود برزخ درون.
اون می شود به اصطلاح تعبیرات دیگری هم که دارند «عالم مثال » می گویند، به یک معنا هم «عالم ملکوت »می گویند.
👈اون در بیرون این در درون حالا آقا خواب میبینه چه جوری است؟ همه حرفها را در همان حضور حل میفرمایید. هر چه حرف زده بشه در همان حضور حل بفرمایید.
👈تا این سه نحوه حضور را که ان شاالله حل کردیم ، برسیم به یک نحوه حضور دیگر که اون حضورش دیگه هیچ حد و حصری دیگه ندارد
اصلا میشود یک نحوه حضور مطلق.
حضور راجع به مفاهیم کلیه نه خیر این حالا خیلی مهم نیست
حضور راجع به عالم مثال و مثال خیالی اش است؟
این هم حرف نیست ولی این اندازه نه بالاتر .
اون حضور نسبت به ماده و بدنش این هم قبول، اما این اندازه نه، یک نحوه حضوری دارد که اون حضورش حضور فوق تجردی است اصلا.
👈حضور فوق عقلی است، خوب، الان اون را حضرت ایشان مطرح نفرمودند.
اون الان زود است
خواب میبیند چی است؟
ماشاالله حضور پیدا میکند آنچه که قبلا با بیرون ارتباط برقرار کرده، مشابه سازی ها کرده، این همه ساخته های از دوران کودکی تا الان ،همه را در درون داره، یادش هم رفته به ظاهر یادش رفته، همه را دارد، تو خواب تمام صورت های، ساخته شده را می آورد، بهش بر اساس یک تناسبی با همدیگر شکل بندی میکند بعد یکی را حیوان درست میکند یکی را چه درست میکند، یکی را دریا درست میکند یکی را پل درست میکند یک جایی می رود یک جایی می افتد وووو.
👈هزاران از این کارها تا الان روی پل ها عبور کرد پل سازی کرده رود خانه ها دیده رود خانه سازی کرده، درختها دیده درخت سازی کرده، انسانها دیده انسان سازی کرده، شکل ها دیده انسانها دیده انسان سازی کرده، شکلها دیده روزمرگی هم داره میبیند همه را ساخته، الان تمام آن ساخته های خودش را وقتی چشم از اینجا که ببندد حضورش نسبت به آن ساخته های قبلی اش بیچاره قوی می شود حالا هی اون ساختار را می آورد سان میدهد، می آورد سان میدهد، هی می آورد آنها را رژه میبرد.
👈ماشاالله آقا خوابیده شب تا به صبح ساختار می آید رژه میرود حالا این اندازه چی هست؟
آقایان فرمودند به خاطر اینکه شما که ماشاالله این قدر می توانی حضور داشته باشی حالا چرا از این ساخته ها ی روزمرگی حالا هی اینها را می آوری حضور میدهی؟
بله، یک عالمی هست به نام عالم مثال یک جوری بکن با او ارتباط برقرار کن. از اونجاها بگیر و برای خودت بساز خواب حالا میشود مفهوم دار، این را فرمودند پیش معبر بروید آقای معبر ببیند اینهایی که شما ساخته اید از همین ساختگی های روز مرگی هاست؟ یا ان شاالله یک ساخته ای را با اونجا برقرار کردید و ساختید که اگر ان شاالله از اونجا ساختید شما را از این ساختگی های روز مرگی عبورتان دهد بگوید این نفست اونجا را حضور پیدا کرده اون را بپا.
👈شیر خوردی شکل شیر است، آقای معبر می گوید انشاالله می خواهی عالم شوی. برو دنبالش، یا می خواهی حکمت پیدا کنی، برو دنبالش فلان خواب را آدم دیده آقای معبر می گوید که ان شاالله فلان برکت می خواهد نازل شود، برو دنبالش.
🛑ادامه👇
🛑ادامه👇
👈آقای معبر این چیه؟ می گوید خوب چیه ندارد که، چطور جنابعالی درخت بیرون را دیدی مشابه ش ماشاالله ساختی، حالا این را گفتی چرا ساختم؟ چرا ندارد که دیدی و ساختی.
نفس حضور پیدا کرده. اونجا یک چیزهایی را دیده و ساخته، من تو را رساندم به اونجا، چی ندارد که برو اونجا.
حرف پیدا میشود در این جا خیلی حرف داریم هم سر مسئله، تثلیث را هنوز یک مقداری وارد نشدیم ان شاالله باز امشب و فردا شب باز هی به بعدها موکول میشود تا ببینیم تثلیث عالم و آدم باز این چیکار باید بکنیم هیچ میشود و کم کم این تثلیث عالم و آدم، این دو تا را هم بگیریم و بگوییم یک تثلیث است اصلا.
عالم کیه؟ همین آقای آدم
آدم کیه؟ همین آقای عالم بشود.
منتهی یک را بگوییم صغیر، یکی را بگوییم کبیر. خیلی خوب
جلوتر که رفتیم بگوییم خوب حالا تثلیث چرا باشد؟
مگر یکپارچه حضور نمی خواستید شما؟ باشه
حالا چرا عوالم باشد، عوالم را جمع بفرمایید، بگویید یکپارچه حضور مطلق،یکپارچه علم مطلق، باشد
یکپارچه وجود مطلق، باشه اون الان زود است. یک مقداری کم کم فکرش را بفرمایید.
__________________________
⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد
پست 0⃣3⃣
@marefat1001
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-062.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه شصت و دوم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-063.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس
اثرماندگار علامه حسن زاده املی
👤شارح استاد صمدی آملی
🎤جلسه شصت و سوم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹
http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54