eitaa logo
دروس معرفت نفس
6.3هزار دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
1 فایل
شرح دروس معرفت نفس به بیان شیوا استاد صمدی آملی 🚩این کانال رسمی #نمی_باشد🚩 ✔️تقدیم به شهید والا مقام سپهبد #علی_صیاد_شیرازی 🔴استفاده از مطلب فقط با لینک کانال🔴 . . . . . . نظرات و پیشنهادات: @ . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۰۰الی ۵ ______________________ 《بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم》 👈با این‌که ظاهراً احساس خستگی هم می‌شود، اما ان‌شاءالله از بهترین اعمال لیله مبارکه قدر، همان تحصیل علم و تحصیل معارف هست که ولو به مقدار کم هم که شد، که به آن متنبه بشویم، که در این شب مبارک قدر، از سفره علم هم بی بهره نباشیم، در درس پنجاه و یک، در رابطه با قضیه قوه خیال و صورت خیالیه مطالبی را فرمودند. 👈و آنگاه مطلب به تطابق بین عالم وآدم ختم شد در درس پنجاه و یکم، که در پایان این درس فرموده اند: «و شاید این عالم مشهود ما هم مثل، آدم باشد که او را سه مرحله یا عین مراحل سه گانه، یعنی عالم ماده عالم خیال و عالم عقل میباشد که عالم و آدم در این جهت با هم برابرند. 👈عرض شد در بخش ادراکات یا صوری که ما داریم یا صور خیالیه است یا صور ،صور معقوله. صور محسوسه را هم گرچه گفته ایم محسوس، اما در نهایت صور محسوسه به همان، صور خیالیه برگشت. 👈در پایان جلسه قبل، بحث تا به اینجا رسید که علم اول است بعد معلوم. نه اینکه اول معلوم حاصل بشود، بعد علم تحقق پیدا کند جهت بحثش هم به این صورت بود که نفس باید نسبت به آنچه که می‌خواهد عالم بشود باید حضور پیدا بکنه. همین که نفس با نور افکن حضورش منطقه صور معقوله یا محسوسه را روشن کرد از اون به بعد قوه خیال، به واسطه نور افکن حضور نفس، صورت بیرون را مشابه سازی میکند، و در خودش انشاء میکند. 👈یا اگر می خواهد با این نورافکن حضور نفس، عقل مفاهیم کلیه را، یا صور معقوله را ادراک بکند این صور معقوله را در خودش میسازد. یا به تعبیر دیگر از بالا میگیرد. و آن اینکه بحث ساختن و انشاء، با گرفتن حل بشود‌ مرحوم صدر المتالهین یک بیان لطیف دیگری هم در این باب دارند و آن بیان لطیف این است که «نفس هم مظهر است هم مظهر» اين براي اولين بار است که این بحث در اينجا طرح مي شود. 👈مظهريت نفس و مظهريت نفس جايگاه بحثش در همين جاست. نفس وقتي که حضور پيدا ميكند که بگيرد يا بفهمد يا بسازد، آن حضور نفس ميشود علم ما. اين علم، همان نفس است. اين علم همان حضور است و اين حضور هم همان نفس است. ______________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 1⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۵الی ۱۰ ______________________ 👈منتها وقتي كه اين نفس با حضورش مي خواهد صور خياليه را إنشاء كند، مظهر است. يعني با حضور خودش، این صور را ظهور مي دهد. اينها را إنشاء ميكند و ظهور مي دهد. اما در رابطه با مفاهيم كلي عقلي، فرمودند: نفس حضور پيدا ميكند، منتها با حضورش اينطور نيست كه صور معقوله را بسازد، صور معقوله را از بالا میگیرد، ميشود مظهر. 👈يعني بهش ميدهند كه او ظهور بدهد. نه اينكه بسازد بعد ظهور بدهد. عنايت مي فرماييد! صور معقوله، فوق كلي طبيعي بود كه «كلی طبيعي» كار خيال منتشر است. نه عقل؛ شما اگر یک مفهوم کلی را به نام انسان در نظر بگیرید به محض اینکه این مفهوم کلی را به ذهن آوردید، زود در فضای ذهن شما افراد خارجی انسان نقش ببندد، اين مفهوم كلي را شما ساخته ايد، و بر روي افراد در خارج پخشش كرديم. 👈يعني همينكه نفس نورافكن حضورش را زده حاضر شده اون خيال منتشر مي آيد جلو، اين مفهوم كلي را پخش ميكند در افراد بیرون و لذا تا گفتیم انسان ميبينيم اين افراد بیرون آقایان به ذهن آدم مي آيند، تا گفتند حيوان ،این حیوانهای چهار دست و پا دار بیرون به ذهن می آید، تا گفتیم درخت این درختهاي بيرون باز به ذهن مي آيد. 👈این گونه از جاها را هم باز نفس مظهر است يعني نفس با حضور خودش، يك مفهوم كلي را ميسازد و این مفهوم کلی را بر افراد بیرونی که این مفهوم بر آنها صادق است، اين را در آنها منتشر میکند 👈در اين رابطه هم باز نفس مظهر است، يعني انشا ميكند ظهور ميدهد، ميسازد پخش ميكند. اين حد از كلي را هم فرمودند مرتبه عقل نيست، اين مادون عقل است، عقل كارش اين نيست گاهي هم نفس حضور پيدا ميكند و بوسيله حضور خودش، مفهوم جزيي ميسازد. 👈مفهوم جزئی فلان درخت را درخت گلابی را مثلا مفهوم جزئی این منبر را مفهوم جزئی این حسینیه را مفهوم جزئی این آقا را، میگوید فلانی این درخت، این ماه، این آفتاب، فلان ستاره، اینجا هم باز نفس حضور پیدا کرده، این تمثیل امثله لطف بفرمایید. 👈که در آخر همه این جاها اصلا علم جمع میشود، نفس حضور پیدا کرده، به وسیله این حضور خودش یک مفهوم جزئی ساخته، و بوسیله این مفهوم جزئی، آن شی خارجی را که بوسیله خیال صورت او را هم در خودش ساخته، این مفهوم را میگیرد بوسیله این صورت ساخته شده شکل این آقای خارج او را نگاه میکند، که درس پنجاه و دو به لطف خدا، کار قوه خیال را که حکایت محاکات است آنجا حل میشود. 👈عنایت میفرمایید که گاهی یک مثال زده میشود، شاید در این مورد دهها مورد حرف پیاده شود، در هر یک از این بخش ها یک جور حرف پیاده می شود. پس به محض اینکه ما خواستیم بگوییم این درخت، باید نفس حضور پیدا کند، یک انسان غافل نمیفهمد انسان فراموشکار نمیفهمد انسان اهل نسیان نمیفهمد انسان دچار..نمیفهمد پس نفس باید حضور پیدا کند ،وقتی که حضور پیدا کرد بوسیله قوه ای بنام قوه واهمه، یک مفهوم جزئی میسازد. ______________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست2⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
مباحث ناب برای خانواده های که به دنبال معارف قرآنی و اسلامی هستند با محوریت کلام و ✅آدرس کانال🔰🔰 https://eitaa.com/joinchat/3273981962C171d4d16f3
m2s1-064.mp3
زمان: حجم: 7.1M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و چهارم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-065.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و پنجم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۱۰الی ۱۵ ______________________ 👈به نام مفهوم این درخت، بعد سریع به وسیله قوه خیال آن شکل خارجی درخت را در خودش انشاء می کند ،این دو تا ظهور. و آنگاه این آقای نفس که حضور پیدا کرده، یک مفهوم جزئی ساخته و یک صورت خیالی ساخته، از ناحیه این مفهوم، به وسیله این صورت خیالی آن بیرون را تماشا میکند. 👈که اون بیرون، علم انسان نیست این درون این صورت ساخته شده را هم گفتیم اگر بخواهیم اسمش را بگذاریم معلوم میشود معلوم بالعرض، اون مفهوم جزئی هم معلوم بالعرض است. منتهی، اون صورت خیالی ساخته شده معلوم بالعرض صورت خیالی ست. این مفهوم جزئی این درخت مفهوم جزئی ساخته شده بوسیله وهم است و معلوم بالعرض مفهوم جزئی است. 👈تا اینجا لطف فرمودین وقتی بالاتر که رفتیم، همان حضور نفس، اون حضور نفس را، اون ظهور نفس را، اون را گفتیم از جنبه فلسفی، آن را می گویند معلوم. آن را می گویند علم آن را می گویند عالم. علم همان، حضور شده. عالم هم همان حضور شده. معلوم هم همان حضور شده. که اتحاد عالم و علم و معلوم. 👈 جلوتر که رفتیم، اتحاد را هم برمی داریم میگوییم دوتا نبودکه اتحاد پیدا کنند یکی بود یک حضور بود. اگر یک حضور است یک حضور دو نیست تا دو متحد شوند، بشود اتحاد عاقل و معقول، نه اتحاد عالم و معلوم، نه اتحاد مدرک و مدرک، نه بلکه یک حضور است، این یک حضور چه کسی است؟ همان نفس است. این نفس چه کسی است؟ همان معلومش است. خیلی خب. 👈یعنی از جنبه دیدگاه فلسفی، این حضور را میگویند معلوم که اتحاد عالم، معلوم، درست شود. اتحاد خیال و متخیل و متخیل در کجا باید درست شود؟ همین حضور درست میشود، اینطور نیست که بگوییم نفس با آن صورت خیالیه متحد میشود با اون صورت خیالیه هم متحد است منتهی اتحادشان بالعرض است نه بالذات. چون قبل از اینکه آن صورت خیالیه را بسازد حضور پیدا کرده، اگر حاضر نمیشد نمیساخت. 👈مثل یک انسان غافلی که جلوش یک کسی نشسته با اینکه میبیند اما می گوید ما ندیدیم اینکه میگوید ما ندیدیم، چون حضور پیدا نکرده مشابه سازی بکند. درست عنایت میفرمایید. 👈پس اگر میگوییم اتحاد متخیل، یعنی کسی که خیال کرده با متخیل آن که خیال شده، این اتحاد متخیل و متخیل هم از باب بالعرض روی آن صورت خیالیه پیاده می شود والا اگر بخواهید بالذات بگیری درحقیقت همان متخیل حقیقی ایشان همان حضور نفس است. منتها چون این حضور به صورت خیالیه خورده اسمش را گفته‌ایم متخیل. 👈این حضور به مفهوم جزئی بخورد می‌گوییم موهوم. این حضور به مفهوم کلی بخورد می گوییم معقول. ولی در عین‌ حال حضور است یعنی باز درنهایت اتحاد عاقل و معقول که حضور به مفهوم کلی خورده، اتحاد متخیل و متخیل که اون حضور به صورت جزئیه خورده. اتحاد متوهم و متوهم که این حضور به آن مفهوم جزئی خورده. درنهایت همه این‌ها سرشان جمع می‌شود به همان اتحاد مدرک و مدرک. 👈 یعنی این آقا خودش خودش است. حالا خودش خودش است و حضور است و این حضور هم خود اوست آن متخیل هم همین حضور است آن موهوم هم همین حضور است، این معقول هم همین حضور است، وقتی این‌ها که درست شد اتحاد عاقل و معقول در حد اعلا. اتحاد متخیل و متخیل در حد پایین‌تر . اتحاد موهوم و متوهم در حد وسط. اتحاد حاس و محسوس در حد خیلی پایین تر. 👈حالا اتحاد حاس و محسوس هم از همین رابطه است که اصلا ما با محسوس بالذاتش هم متحد میشویم. برای اینکه محسوس بالذات ما، همان حضور ما ست. که حضور پیدا کردیم، فلان شئ را احساس کردیم از ناحیه چشم، از ناحیه گوش، آن شئ خارجی که هیچی، نه معلوم بالذات است، نه معلوم بالعرض است، نفس آمده با حضورش این شی‌ء خارجی را از ناحیه چشم ارتباط برقرار کرده مشابه آن را در درون ساخته این عکس ساخته شده درونی الان به وسیله حضور نفس در اختیار نفس است. ______________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 3⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۱۵الی۲۰ ______________________ 👈که اگر نفس با این ساخته‌ شده خودش دائم الحضور باشد میشود ملکه. اگر منقطع الحضور باشد میشود، حال. یعنی گاهی حضورش را ازش بر می دارد و نسبت به او هیچ حضوری ندارد. 👈گاهی هم آنچنان حضورش را نسبت به این صورت ساخته شده برمیدارد که اصلا می گوید فراموش ش کردم. 👈این فراموشش کردم برای اینکه نفس میخواهد آن نحوه حضور قبلی را که نسبت به آن صورت پیدا میکرد، اون میخواهد هر چه می خواهد حضور خودش را و اون نحوه ظهورش را دوباره ظهور دهد و بشود مظهر، مظهر نمی شود. 👈از مظهریت می افتد وقتی از مظهریت افتاد حالا یا نسیان پیش میآید یا سهو پیش می آید که خود هر یک از این‌ها بحثی دارد، که یکی از عیون مسائل نفس اصلاً بحثش در رابطه سهو و نسیان و این‌هاست که به مسئله نفس‌الامر ختم می شود. 👈خب پس ما الان به جایی رسیده‌ایم، نه‌ تنها دارای صور خیالی هستیم که آن صورتش ساخته شده باشد بلکه اصلاً خود صور خیالیه ایم. چرا؟ برای این‌که این صور خیالی ساخته شده به وسیله حضور نفس ساخته می‌شد در حقیقت آن صورت خیالیه همین حضور نفس است. که این حضور از باب این‌که به این صورت خیالیه خورده ما به آن می‌گوییم علم تخیلی. درحقیقت این علم تخیلی، علم تعقلی، علم توهمی، علم محسوسی، این‌ها در حقیقت همه همان علم هستند همان حضورند. و چیزی غیر از حضور نیست. 👈از این جا یک نکته لطیف تری هم هست و آن نکته لطیف تر این است که این حضور نفس، نور است. چرا نور است؟ برای این‌که ماهیت نور این است «الظاهر بالذاته و المظهر لغیره» 👈نور اونی است که هم خودش ذاتاً ظاهر است هم دیگران را به طور بالذات روشن می‌کند. هرگز نور اگر نور است نمی‌شود ذاتاً ظاهر نباشد و مظهر غیب نباشد. خب، پس بحث از علم دارد سردرمی‌آورد به نور. «العلم نور یغضفه الله» قربان دهن ائمه معصومین اینها چقدر زیبا حرف میزنند. خوب چرا العلم نور؟ برای اینکه العلم حضور. چرا حضور؟ برای اینکه نفس اگر حضور پیدا نکند، انشاء نمیکند اگر حضور پیدا نکند، از بالا نمیگیرد. 👈خب حالا این حضور پیدا کند مگر چه می‌شود؟ حضور پیدا بکند، ماشاالله. هم خودش ظاهر است هم صورت خیالی ساخته شده به وسیله خیال را ظاهر می‌کند. مال متخیل. هم خودش ظاهر است و هم مفهوم جزئی ساخته شده توسط وهم را هم اظهار میکند. هم خودش ظاهر است، مفهوم کلی ساخته شده عقل را هم اظهار میکند. منتهی اینجا هنوز اون عقل، عقل کامل نیست. عقل فلسفی نیست. چون این مفهوم کلی ساخته شده ای که تا نفس، او را ساخته، حضور پیدا کرده، نورافکن آن نور نفس خورده به این صورت و به این مفهوم. 👈زود قوه خیال منتشر میاد و این مفهوم را میگیرد و میزند به افراد. همینکه زده به افراد، دیگر مفهوم از مفهوم بودن در آمده از کلیت در آمده، از اون کلی عقلی در آمده دیگر میشود کلی طبیعی. میشود کلی منطقی. ______________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 4⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-066.mp3
زمان: حجم: 6.2M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و ششم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-067.mp3
زمان: حجم: 7.1M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و هفتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۲۰الی ۲۵ __________ 👈که کلی منطقی ، آن مفهوم قابل صدق بر فراوان ، بر افراد فراوان . 👈اما کلی عقلی ؛ آن مفهومی ست که اصلا صدق به هیچ چیز ندارد ، این مفهوم کلی محض است که اگر نفس حضور پیدا بکند ، ماشاالله حضورش آنقدر قوی شود ، که این قوه خیال که دارد می آید رهزنی کند ، بیاید زود این مفهوم کلی را از دست آقای عقل بگیرد ، بپاشد روی افراد ،نفس آنچنان این مفهوم کلی را روشن و منور میکند و جلوی قوه خیال را هم می گیرد ، میگوید شما نیایید اینجا رهزنی نکنید ،زود این مفهوم را نبز دنبال افراد ،من می خواهم خود مفهوم کلی را بگیرم ، در این صورت فرمودند نفس مظهر میشود. دیگه خودش نمیتواند بسازد ، چون کار ساختن نفس نیست دیگر . 👈چون به محض اینکه نفس می خواهد بسازد ، بالاخره وهم رهزنی می کند . بالاخره قوه خیال رهزنی می کند. 👈اینگونه از مفاهیم کلیه ای که هیچ به افراد مرتبط نمیشود اصلا و ابدا ،این را فرمودند حتما از عالم عقل باید برای نفس بیاید ، خود نفس نمی تواند بسازد . چون تا میخواهد برود بسازد وسیله ساخت می خواهد. وقتی حضور پیدا کرده که می خواهد بسازد ، قوه خیال جلو می آید . قوه واهمه اش جلو میآید . قوه عاقله می آید جلو قوه عاقله مفهوم کلی اش را درست میکند . قوه وهم هم بلافاصله می آید این کلیت را به جزییت میکشاند ، قوه خیال هم می آید بلافاصله این مفهوم کلی و جزیی را میزند به افراد. اصلا امان نمیدهد 👈و لذا سنگینترین کار یک محصل این است که بتواند این دو تا قوه را جلویش را بگیرد که نگذارد معطلش بکند. خیلی سنگین است ، خیلی مشکل است و لذا تا می خواهید یه مقداری بحث مفهومی سر کلاس وقتی میشود ، میبینیم چهره ها خسته می‌شود. چرا ؟ 👈برای اینکه این جان می خواهد اون مفهوم کلی بدون این قالبهای بیرون ببیند، دچار میشود . و لذا همین که یک مثلی که زدم می گویند جان راحت شده حالا فهمیدیم . اینکه میگوید حالا فهمیدیم معلوم میشود جان ، قوی نبوده که آن مفهوم کلی را بتواند بگیرد. این حالا فهمیدیم زود قوه وهم و خیال را آورده جلو ، این گرفته پاشیده تو افراد ، میگوید حالا فهمیدیم. به اون مفهوم کلی رسیدن خیلی سخت است. آن را فرمودند حتما از عالم بالا می آید ، از پایین بر نمیخیزد . 👈سرّش این است تا بخواهد از پایین بر بخیرد باز هم میشود جزئی ، باز هم میشود خیالی. بازهم میشود وهمی . دیگر عقلی نشد ، چون از پایین هرچه یافت بشود جزئی است. اگر می خواهیم به صورت مفهوم وحدتی بسته شده ، هرگز به کثرت هیچ رنگ نگرفته، این مفهوم واحد بدون رنگ کثرت را بیابیم. این فقط از عالم وحدت می آید ، هرگز از عالم کثرت بر نمی خیزد تا بخواهی از عالم کثرت بگیری ، رنگ کثرت گرفته است،وحدتش در رفته 👈و لذا وحدت گیری خیلی سخت است ، نفس بشود مظهر ، خیلی سخت است. نفوس عامه مُظهِر هست و آنی صور انشاء می کند خیالات اش به کار می‌افتد موهومات اش به کار می‌افتد متوهم می شود ، زود میسازد . تا به عقل کلی که این مفهوم کلی را در افراد ، پخش میکند ، تا اینجا هم یک عده ای از مردم می آیند، 👈 اما اکثری آن توان را ندارند که بتواند نفسشون بشود مظهر ما فوق . بتواند مفاهیم کلیه را از بالا بگیرد بدون هیچ رنگ کثرت . 👈 این یک حضور خیلی قوی می‌خواهد آن‌چنان حضور تابنده ای می‌خواهد که هرگز نیاز به جزئی فهمی نباشد هرگز نیاز به قوه واهمه نداشته باشد هرگز نیاز به قوه خیال نداشته باشد. بلکه مستقیماً آن نورافکن نفس، حضورش فقط چهره درونی پیدا بکند. که اگر آن بخشش را بگیرد می شود روح. دیگر نفس نیست. 👈نفس مال این بخشش است که وقتی با حضور میاید جلو، چهره را به طرف پایین می‌کند. به طرف افراد می‌کند . چهره را به طرف صورت خیالی می کند . می کند به طرف مفاهیم جزییه. میکند به طرف مفاهیم کلی ای که پخش می‌شود در مسائل جزئی. اما آن صورت دیگرِ نفس که بتواند مفاهیم کلی را از بالا بگیرد و هرگز رنگ کثرت بهش ندهد که به تعبیر دیگر بشود مظهر مافوق . __________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 5⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۲۵الی۳۰ __________ این یک حضور خیلی قوی می خواهد 👈تا این جاهایی که نفس مَظهَر بشود ،تا این جاها را شیطان می آید ،تا این حدود ها را او سر میزند، و لذا آدم گرفتارش است اگر کسی بتواند از دست قوه خیال در بیاید ، خیلی گرفتاری دارد. از دست قوه وهم در بیاید خیلی گرفتاری دارد. 👈از دست عقل مشوب به وهم و خیال هم در بیاید هنوز گرفتاری سخت است. حالا در این بحث ،خوب است از آن عارف نامور ، مرحوم جناب علامه میر حیدر آملی عزیز مون یک مطلبی را نقل کنیم . 👈در «جامع الاسرار» عزیزشون یک کلمه عجیبیه ، فرمود انسان جهاد اصغر داره ، جهاد اوسط داره ، جهاد اکبر . دیگران فقط فرمودند جهاد اصغر ، جهاد اکبر. اما اوسط مطرح نشد ،در حالی که بر اساس نظمی که طفره محال است . اصغر با اکبر بدون اوسط دیگر چه می شود ؟ نمیشود 👈خیلی خب ، بعد ایشون فرمودند به اینکه جهاد اصغر ، جنگ با همان دشمن بیرونی است ، هفت ، هشت سال داشتیم ، الان هم آقایان فلسطینی ها دارند این بحثش جدا ،حرفهایی دارد ، مطالبی دارد . وسایل تکلیفی هست، احکامی دارد ،برنامه هایی دارد ،ضوابطی دارد ، مسایل ولایت فقیه مطرح است ، فرماندهی مطرح است . جنگ مطرح است ،دفاع مقدس مطرح است ، دفاعی مطرح است اینا همه مال اونجا ست. تمام این حرفها مال این اصغر است. 👈جهاد اوسط را ایشان فرمودند ؛مبارزه با نفس است ، 👈اما جهاد اکبر مبارزه با عقل است . این عقل مشوب به وهم است ، این جان به لب می آورد این خیلی سخت است . کسی از دست این یکی در برود خیلی سخت است حالا عده ای تو جهاد اصغر می مانند ،عقب می مانند . اون که دیگر از همان اول بیچاره افتاده است، این هنوز به اوسطش ، عده ای در بین مسیر راه می آیند در اوسطش می افتند ، عده ای هم از اوسط عبور میکنند ، اما اینجا دیگر تک تک مثل ابن سیناها در بروند . مثل مرحوم صدرالمتأهلین ها در بروند خیلی سخت است . مثل جناب طباطبایی در برود 👈در این مبارزه با عقل ، اکثری می مانند. این برای اینکه نفس باید آنچنان حضور پیدا بکند که از نفس بودن دست بکشد. یعنی تا آنجایی که نفس، نفس است جهاد اکبر درست نمی‌شود. چون نفس اصلاً یعنی توجه به پایین یعنی مُظهِر بودن . 👈تا انسان دست از مُظهِریت نکشد به مَظهَریت نمیرسد ،خوب حالا خیلی از حرفهای دیگر هم معنا پیدا میکند . اگر یک کسی می خواهد مَظهَر شود ، اگر آینه ای که واقعا می خواهد دیگری را نشان بدهد ،خودش را نبیند ، این سخت است . بله مَظهَریت ، اون نحوه حضوری است که آدم با اینکه حاضر است . حضور باشد اما حاضر نباشد ، این حرف هنوز سخت تره . عنایت بفرمایید 👈یک چار تا کلمه حرف اینجا بیاید جلو .تا الان خیلی تسامح کردیم . بله تا الان آمدیم جلو گفتیم که نفس حاضر است ،یک. حضور دارد، دو. معلوم او هم همان حضور اوست،سه . 👈اما حالا که اینجا آمدیم در جهاد اکبر میفرماید به اینکه آقا آن معلومی که حضور است ، او را بگیرید ، این آقای حاضر هم که نفس و روح است این را هم بگیرید . فقط یک حضور باقی بماند . 👈که اینجاست که مرحوم جناب ابن سینا فرمودند :«من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانی» __________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 6⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-069.mp3
زمان: حجم: 5.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و نهم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54