eitaa logo
دروس معرفت نفس
6.3هزار دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
1 فایل
شرح دروس معرفت نفس به بیان شیوا استاد صمدی آملی 🚩این کانال رسمی #نمی_باشد🚩 ✔️تقدیم به شهید والا مقام سپهبد #علی_صیاد_شیرازی 🔴استفاده از مطلب فقط با لینک کانال🔴 . . . . . . نظرات و پیشنهادات: @ . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
m2s1-065.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و پنجم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۱۰الی ۱۵ ______________________ 👈به نام مفهوم این درخت، بعد سریع به وسیله قوه خیال آن شکل خارجی درخت را در خودش انشاء می کند ،این دو تا ظهور. و آنگاه این آقای نفس که حضور پیدا کرده، یک مفهوم جزئی ساخته و یک صورت خیالی ساخته، از ناحیه این مفهوم، به وسیله این صورت خیالی آن بیرون را تماشا میکند. 👈که اون بیرون، علم انسان نیست این درون این صورت ساخته شده را هم گفتیم اگر بخواهیم اسمش را بگذاریم معلوم میشود معلوم بالعرض، اون مفهوم جزئی هم معلوم بالعرض است. منتهی، اون صورت خیالی ساخته شده معلوم بالعرض صورت خیالی ست. این مفهوم جزئی این درخت مفهوم جزئی ساخته شده بوسیله وهم است و معلوم بالعرض مفهوم جزئی است. 👈تا اینجا لطف فرمودین وقتی بالاتر که رفتیم، همان حضور نفس، اون حضور نفس را، اون ظهور نفس را، اون را گفتیم از جنبه فلسفی، آن را می گویند معلوم. آن را می گویند علم آن را می گویند عالم. علم همان، حضور شده. عالم هم همان حضور شده. معلوم هم همان حضور شده. که اتحاد عالم و علم و معلوم. 👈 جلوتر که رفتیم، اتحاد را هم برمی داریم میگوییم دوتا نبودکه اتحاد پیدا کنند یکی بود یک حضور بود. اگر یک حضور است یک حضور دو نیست تا دو متحد شوند، بشود اتحاد عاقل و معقول، نه اتحاد عالم و معلوم، نه اتحاد مدرک و مدرک، نه بلکه یک حضور است، این یک حضور چه کسی است؟ همان نفس است. این نفس چه کسی است؟ همان معلومش است. خیلی خب. 👈یعنی از جنبه دیدگاه فلسفی، این حضور را میگویند معلوم که اتحاد عالم، معلوم، درست شود. اتحاد خیال و متخیل و متخیل در کجا باید درست شود؟ همین حضور درست میشود، اینطور نیست که بگوییم نفس با آن صورت خیالیه متحد میشود با اون صورت خیالیه هم متحد است منتهی اتحادشان بالعرض است نه بالذات. چون قبل از اینکه آن صورت خیالیه را بسازد حضور پیدا کرده، اگر حاضر نمیشد نمیساخت. 👈مثل یک انسان غافلی که جلوش یک کسی نشسته با اینکه میبیند اما می گوید ما ندیدیم اینکه میگوید ما ندیدیم، چون حضور پیدا نکرده مشابه سازی بکند. درست عنایت میفرمایید. 👈پس اگر میگوییم اتحاد متخیل، یعنی کسی که خیال کرده با متخیل آن که خیال شده، این اتحاد متخیل و متخیل هم از باب بالعرض روی آن صورت خیالیه پیاده می شود والا اگر بخواهید بالذات بگیری درحقیقت همان متخیل حقیقی ایشان همان حضور نفس است. منتها چون این حضور به صورت خیالیه خورده اسمش را گفته‌ایم متخیل. 👈این حضور به مفهوم جزئی بخورد می‌گوییم موهوم. این حضور به مفهوم کلی بخورد می گوییم معقول. ولی در عین‌ حال حضور است یعنی باز درنهایت اتحاد عاقل و معقول که حضور به مفهوم کلی خورده، اتحاد متخیل و متخیل که اون حضور به صورت جزئیه خورده. اتحاد متوهم و متوهم که این حضور به آن مفهوم جزئی خورده. درنهایت همه این‌ها سرشان جمع می‌شود به همان اتحاد مدرک و مدرک. 👈 یعنی این آقا خودش خودش است. حالا خودش خودش است و حضور است و این حضور هم خود اوست آن متخیل هم همین حضور است آن موهوم هم همین حضور است، این معقول هم همین حضور است، وقتی این‌ها که درست شد اتحاد عاقل و معقول در حد اعلا. اتحاد متخیل و متخیل در حد پایین‌تر . اتحاد موهوم و متوهم در حد وسط. اتحاد حاس و محسوس در حد خیلی پایین تر. 👈حالا اتحاد حاس و محسوس هم از همین رابطه است که اصلا ما با محسوس بالذاتش هم متحد میشویم. برای اینکه محسوس بالذات ما، همان حضور ما ست. که حضور پیدا کردیم، فلان شئ را احساس کردیم از ناحیه چشم، از ناحیه گوش، آن شئ خارجی که هیچی، نه معلوم بالذات است، نه معلوم بالعرض است، نفس آمده با حضورش این شی‌ء خارجی را از ناحیه چشم ارتباط برقرار کرده مشابه آن را در درون ساخته این عکس ساخته شده درونی الان به وسیله حضور نفس در اختیار نفس است. ______________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 3⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۱۵الی۲۰ ______________________ 👈که اگر نفس با این ساخته‌ شده خودش دائم الحضور باشد میشود ملکه. اگر منقطع الحضور باشد میشود، حال. یعنی گاهی حضورش را ازش بر می دارد و نسبت به او هیچ حضوری ندارد. 👈گاهی هم آنچنان حضورش را نسبت به این صورت ساخته شده برمیدارد که اصلا می گوید فراموش ش کردم. 👈این فراموشش کردم برای اینکه نفس میخواهد آن نحوه حضور قبلی را که نسبت به آن صورت پیدا میکرد، اون میخواهد هر چه می خواهد حضور خودش را و اون نحوه ظهورش را دوباره ظهور دهد و بشود مظهر، مظهر نمی شود. 👈از مظهریت می افتد وقتی از مظهریت افتاد حالا یا نسیان پیش میآید یا سهو پیش می آید که خود هر یک از این‌ها بحثی دارد، که یکی از عیون مسائل نفس اصلاً بحثش در رابطه سهو و نسیان و این‌هاست که به مسئله نفس‌الامر ختم می شود. 👈خب پس ما الان به جایی رسیده‌ایم، نه‌ تنها دارای صور خیالی هستیم که آن صورتش ساخته شده باشد بلکه اصلاً خود صور خیالیه ایم. چرا؟ برای این‌که این صور خیالی ساخته شده به وسیله حضور نفس ساخته می‌شد در حقیقت آن صورت خیالیه همین حضور نفس است. که این حضور از باب این‌که به این صورت خیالیه خورده ما به آن می‌گوییم علم تخیلی. درحقیقت این علم تخیلی، علم تعقلی، علم توهمی، علم محسوسی، این‌ها در حقیقت همه همان علم هستند همان حضورند. و چیزی غیر از حضور نیست. 👈از این جا یک نکته لطیف تری هم هست و آن نکته لطیف تر این است که این حضور نفس، نور است. چرا نور است؟ برای این‌که ماهیت نور این است «الظاهر بالذاته و المظهر لغیره» 👈نور اونی است که هم خودش ذاتاً ظاهر است هم دیگران را به طور بالذات روشن می‌کند. هرگز نور اگر نور است نمی‌شود ذاتاً ظاهر نباشد و مظهر غیب نباشد. خب، پس بحث از علم دارد سردرمی‌آورد به نور. «العلم نور یغضفه الله» قربان دهن ائمه معصومین اینها چقدر زیبا حرف میزنند. خوب چرا العلم نور؟ برای اینکه العلم حضور. چرا حضور؟ برای اینکه نفس اگر حضور پیدا نکند، انشاء نمیکند اگر حضور پیدا نکند، از بالا نمیگیرد. 👈خب حالا این حضور پیدا کند مگر چه می‌شود؟ حضور پیدا بکند، ماشاالله. هم خودش ظاهر است هم صورت خیالی ساخته شده به وسیله خیال را ظاهر می‌کند. مال متخیل. هم خودش ظاهر است و هم مفهوم جزئی ساخته شده توسط وهم را هم اظهار میکند. هم خودش ظاهر است، مفهوم کلی ساخته شده عقل را هم اظهار میکند. منتهی اینجا هنوز اون عقل، عقل کامل نیست. عقل فلسفی نیست. چون این مفهوم کلی ساخته شده ای که تا نفس، او را ساخته، حضور پیدا کرده، نورافکن آن نور نفس خورده به این صورت و به این مفهوم. 👈زود قوه خیال منتشر میاد و این مفهوم را میگیرد و میزند به افراد. همینکه زده به افراد، دیگر مفهوم از مفهوم بودن در آمده از کلیت در آمده، از اون کلی عقلی در آمده دیگر میشود کلی طبیعی. میشود کلی منطقی. ______________________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 4⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-066.mp3
زمان: حجم: 6.2M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و ششم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-067.mp3
زمان: حجم: 7.1M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و هفتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۲۰الی ۲۵ __________ 👈که کلی منطقی ، آن مفهوم قابل صدق بر فراوان ، بر افراد فراوان . 👈اما کلی عقلی ؛ آن مفهومی ست که اصلا صدق به هیچ چیز ندارد ، این مفهوم کلی محض است که اگر نفس حضور پیدا بکند ، ماشاالله حضورش آنقدر قوی شود ، که این قوه خیال که دارد می آید رهزنی کند ، بیاید زود این مفهوم کلی را از دست آقای عقل بگیرد ، بپاشد روی افراد ،نفس آنچنان این مفهوم کلی را روشن و منور میکند و جلوی قوه خیال را هم می گیرد ، میگوید شما نیایید اینجا رهزنی نکنید ،زود این مفهوم را نبز دنبال افراد ،من می خواهم خود مفهوم کلی را بگیرم ، در این صورت فرمودند نفس مظهر میشود. دیگه خودش نمیتواند بسازد ، چون کار ساختن نفس نیست دیگر . 👈چون به محض اینکه نفس می خواهد بسازد ، بالاخره وهم رهزنی می کند . بالاخره قوه خیال رهزنی می کند. 👈اینگونه از مفاهیم کلیه ای که هیچ به افراد مرتبط نمیشود اصلا و ابدا ،این را فرمودند حتما از عالم عقل باید برای نفس بیاید ، خود نفس نمی تواند بسازد . چون تا میخواهد برود بسازد وسیله ساخت می خواهد. وقتی حضور پیدا کرده که می خواهد بسازد ، قوه خیال جلو می آید . قوه واهمه اش جلو میآید . قوه عاقله می آید جلو قوه عاقله مفهوم کلی اش را درست میکند . قوه وهم هم بلافاصله می آید این کلیت را به جزییت میکشاند ، قوه خیال هم می آید بلافاصله این مفهوم کلی و جزیی را میزند به افراد. اصلا امان نمیدهد 👈و لذا سنگینترین کار یک محصل این است که بتواند این دو تا قوه را جلویش را بگیرد که نگذارد معطلش بکند. خیلی سنگین است ، خیلی مشکل است و لذا تا می خواهید یه مقداری بحث مفهومی سر کلاس وقتی میشود ، میبینیم چهره ها خسته می‌شود. چرا ؟ 👈برای اینکه این جان می خواهد اون مفهوم کلی بدون این قالبهای بیرون ببیند، دچار میشود . و لذا همین که یک مثلی که زدم می گویند جان راحت شده حالا فهمیدیم . اینکه میگوید حالا فهمیدیم معلوم میشود جان ، قوی نبوده که آن مفهوم کلی را بتواند بگیرد. این حالا فهمیدیم زود قوه وهم و خیال را آورده جلو ، این گرفته پاشیده تو افراد ، میگوید حالا فهمیدیم. به اون مفهوم کلی رسیدن خیلی سخت است. آن را فرمودند حتما از عالم بالا می آید ، از پایین بر نمیخیزد . 👈سرّش این است تا بخواهد از پایین بر بخیرد باز هم میشود جزئی ، باز هم میشود خیالی. بازهم میشود وهمی . دیگر عقلی نشد ، چون از پایین هرچه یافت بشود جزئی است. اگر می خواهیم به صورت مفهوم وحدتی بسته شده ، هرگز به کثرت هیچ رنگ نگرفته، این مفهوم واحد بدون رنگ کثرت را بیابیم. این فقط از عالم وحدت می آید ، هرگز از عالم کثرت بر نمی خیزد تا بخواهی از عالم کثرت بگیری ، رنگ کثرت گرفته است،وحدتش در رفته 👈و لذا وحدت گیری خیلی سخت است ، نفس بشود مظهر ، خیلی سخت است. نفوس عامه مُظهِر هست و آنی صور انشاء می کند خیالات اش به کار می‌افتد موهومات اش به کار می‌افتد متوهم می شود ، زود میسازد . تا به عقل کلی که این مفهوم کلی را در افراد ، پخش میکند ، تا اینجا هم یک عده ای از مردم می آیند، 👈 اما اکثری آن توان را ندارند که بتواند نفسشون بشود مظهر ما فوق . بتواند مفاهیم کلیه را از بالا بگیرد بدون هیچ رنگ کثرت . 👈 این یک حضور خیلی قوی می‌خواهد آن‌چنان حضور تابنده ای می‌خواهد که هرگز نیاز به جزئی فهمی نباشد هرگز نیاز به قوه واهمه نداشته باشد هرگز نیاز به قوه خیال نداشته باشد. بلکه مستقیماً آن نورافکن نفس، حضورش فقط چهره درونی پیدا بکند. که اگر آن بخشش را بگیرد می شود روح. دیگر نفس نیست. 👈نفس مال این بخشش است که وقتی با حضور میاید جلو، چهره را به طرف پایین می‌کند. به طرف افراد می‌کند . چهره را به طرف صورت خیالی می کند . می کند به طرف مفاهیم جزییه. میکند به طرف مفاهیم کلی ای که پخش می‌شود در مسائل جزئی. اما آن صورت دیگرِ نفس که بتواند مفاهیم کلی را از بالا بگیرد و هرگز رنگ کثرت بهش ندهد که به تعبیر دیگر بشود مظهر مافوق . __________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 5⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۲۵الی۳۰ __________ این یک حضور خیلی قوی می خواهد 👈تا این جاهایی که نفس مَظهَر بشود ،تا این جاها را شیطان می آید ،تا این حدود ها را او سر میزند، و لذا آدم گرفتارش است اگر کسی بتواند از دست قوه خیال در بیاید ، خیلی گرفتاری دارد. از دست قوه وهم در بیاید خیلی گرفتاری دارد. 👈از دست عقل مشوب به وهم و خیال هم در بیاید هنوز گرفتاری سخت است. حالا در این بحث ،خوب است از آن عارف نامور ، مرحوم جناب علامه میر حیدر آملی عزیز مون یک مطلبی را نقل کنیم . 👈در «جامع الاسرار» عزیزشون یک کلمه عجیبیه ، فرمود انسان جهاد اصغر داره ، جهاد اوسط داره ، جهاد اکبر . دیگران فقط فرمودند جهاد اصغر ، جهاد اکبر. اما اوسط مطرح نشد ،در حالی که بر اساس نظمی که طفره محال است . اصغر با اکبر بدون اوسط دیگر چه می شود ؟ نمیشود 👈خیلی خب ، بعد ایشون فرمودند به اینکه جهاد اصغر ، جنگ با همان دشمن بیرونی است ، هفت ، هشت سال داشتیم ، الان هم آقایان فلسطینی ها دارند این بحثش جدا ،حرفهایی دارد ، مطالبی دارد . وسایل تکلیفی هست، احکامی دارد ،برنامه هایی دارد ،ضوابطی دارد ، مسایل ولایت فقیه مطرح است ، فرماندهی مطرح است . جنگ مطرح است ،دفاع مقدس مطرح است ، دفاعی مطرح است اینا همه مال اونجا ست. تمام این حرفها مال این اصغر است. 👈جهاد اوسط را ایشان فرمودند ؛مبارزه با نفس است ، 👈اما جهاد اکبر مبارزه با عقل است . این عقل مشوب به وهم است ، این جان به لب می آورد این خیلی سخت است . کسی از دست این یکی در برود خیلی سخت است حالا عده ای تو جهاد اصغر می مانند ،عقب می مانند . اون که دیگر از همان اول بیچاره افتاده است، این هنوز به اوسطش ، عده ای در بین مسیر راه می آیند در اوسطش می افتند ، عده ای هم از اوسط عبور میکنند ، اما اینجا دیگر تک تک مثل ابن سیناها در بروند . مثل مرحوم صدرالمتأهلین ها در بروند خیلی سخت است . مثل جناب طباطبایی در برود 👈در این مبارزه با عقل ، اکثری می مانند. این برای اینکه نفس باید آنچنان حضور پیدا بکند که از نفس بودن دست بکشد. یعنی تا آنجایی که نفس، نفس است جهاد اکبر درست نمی‌شود. چون نفس اصلاً یعنی توجه به پایین یعنی مُظهِر بودن . 👈تا انسان دست از مُظهِریت نکشد به مَظهَریت نمیرسد ،خوب حالا خیلی از حرفهای دیگر هم معنا پیدا میکند . اگر یک کسی می خواهد مَظهَر شود ، اگر آینه ای که واقعا می خواهد دیگری را نشان بدهد ،خودش را نبیند ، این سخت است . بله مَظهَریت ، اون نحوه حضوری است که آدم با اینکه حاضر است . حضور باشد اما حاضر نباشد ، این حرف هنوز سخت تره . عنایت بفرمایید 👈یک چار تا کلمه حرف اینجا بیاید جلو .تا الان خیلی تسامح کردیم . بله تا الان آمدیم جلو گفتیم که نفس حاضر است ،یک. حضور دارد، دو. معلوم او هم همان حضور اوست،سه . 👈اما حالا که اینجا آمدیم در جهاد اکبر میفرماید به اینکه آقا آن معلومی که حضور است ، او را بگیرید ، این آقای حاضر هم که نفس و روح است این را هم بگیرید . فقط یک حضور باقی بماند . 👈که اینجاست که مرحوم جناب ابن سینا فرمودند :«من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانی» __________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 6⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-069.mp3
زمان: حجم: 5.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و نهم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
m2s1-068.mp3
زمان: حجم: 5.4M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه شصت و هشتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۳۰الی۳۵ __________ 👈اگر آقای عارف ،عرفان ببیند مشرک است . خود ببیند، مشرک است محض مهموندار ببیند،تازه میشود موحد 👈این محض مهماندار دیدن برای اینکه نفس فقط بشود آینه . 👈یعنی هیچ نه خود ببیند و نه معلومات خود ببیند 👈چون به محض اینکه بخواهد معلومات خودش راببیند باید مظهر شود باید این معلومات را ظهور دهد پس حضورش آنطرف نشد ، حضورش آمد اینوری . 👈یعنی حضورش تمامش وقتش صرف این شد که بیاید، صورت بسازد. بیاید مفهوم جزئی بسازد بیاید مفهوم کلی منتشر در افراد بسازد 👈پس باز حضورش شده حضور نفسی هنوز دست از نفس گرفته نشد و تازه دست از این امور جزیی هم بر دارد دست از آن مفهوم کلی که پخش در افراد میشود ، اون تازه، دست بردارد ، اونم سخت است . 👈حالا اگر بتواند ،همه اینها را به طور کلی فراموش کند بله ، یک حضور محضی نسبت به مافوق پیدا میکند 👈این دست بدهد که معمولا آنی قالب تهی میکند . 👈این هم باز خودش مراحلی دارد ،مراتبی دارد بالا ،بالا و هکذا حالا ببینید 👈و دارای صور معقوله است ،بلکه خود همان عقل و صور معقوله است و به عبارت دیگر دارای صور علمیه، بلکه خود صور علمیه میباشد. 👈 وقتی شد خود صور علمیه ، یعنی می‌شود خود حضور صورت علمیه او ، همان حضور ایشان است 👈علم ایشان ، همان حضور ایشان است. خودش هم همین حضور است عنایت میفرمایید 👈دیگه نگوید که نفس من حاضر شده تا به محض اینکه گفته نفس من حاضر شده ، باید برای این کلمه نفسش صورتسازی کند برای اون کلمه منش صورتسازی کند برای این شخص جزئی اش باید صورت سازی کند 👈باز حضورش کامل نشد 👈یعنی حضورش آمده باز روی خودش باز روی مفهوم جزئی منش باز روی هیکل خودش ولو دست از همه دیگران هم بردارند اما باز آمده روی خودش 👈بالاخره باز شده نفس دیگه عقل نشد اگر می خواهد عقل شود ، عقل میشود محض حضور اگر شد محض حضور ،تازه میرسد به سرحد تجرد تام یعنی تجرد تامی که حتی خودش هم در آن تجرد نیست. 👈تمام آنچه که تا الان یاد گرفته و می خوانده و اشکالی دیده و بیرون، اینها همه از یادش برفت 👈فقط یک چیز در یادش بماند و اون،آینه بودن اون بالاست حالا این جایی که می خواهد بشود مظهر بالا ، بالا بهش بدهند بالا حضور ایشان را بگیرند و در حضورش خودشان را نشان دهند 👈از اینجا راه اثبات عقل فعال درست میشود اون چه کسی است که با حضور تام نفس در آن میتابد و نفس میشود مَظهَر آن ، خوب خیلی خوب هنوز عنایت می‌فرمایید ، که باز حرف هنوز یک مقداری نقص پیدا میکند به خاطر اینکه جنابعالی تا اینجایش را آمدیها فرمودی باز حضور هم داری 👈اگر نسبت به این حضور هم بتواند بی حضور باشد درعین حالی که حضور دارد نسبت به حضورش ، حضور نداشته باشد 👈چون همینکه احساس کرده که حضوری هست ،دیگه از آینه بودن در آمده آمده حضور بینی شده ، آمده خوب ، باز هم "من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانی" 👈پس جایی باید بشود ، حاضر را نبیند، که خودش باشد . آن چیزهایی را هم که حاضر کرده آن‌ها را هم نبیند 👈اون حضور خودش را هم نبیند. خب این‌که دیگر حرفش را هم می خواهیم بزنیم با سختی می‌زنیم حالا ان‌شاءالله به لطف خدا ، 👈روی این اساس است که فرموده‌اند الان حرف روی تثلیث دارد پیاده میفرماید 👈که ما براساس تثلیث درونی، تثلیث بیرونی ،هم داریم چرا؟ 👈برای این‌که یک بدنی داریم عالم ماده ما 👈یک خیال صورتگری داریم عالم خیال ما 👈یک عقل کلی سازی داریم عالم عقل ما همه این‌ها می‌شود متصل __________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 7⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه چهارم از جلد دوم کت
۵۱ از دقیقه ۳۵الی۴۰ __________ 👈بدن،بدن متصل خیال،خیال متصل و عقل هم عقل متصل حالا خود این بدن باز این طور نیست که همین این یک بدن باشه ماشاالله بدنهای فراوان 👈در اون موقعی که نفس در مقام مُظهِریّت قرار گرفته عنایت میفرمائید نفس میتونه برای خودش بدنها بسازه 👈خب بسازه،چرا نسازه؟ اون که میتونه صورت کوه دماوند رو بسازه،خب صورت خودش رو هم بسازه دیگه،بدن خودش رو هم بسازه،چه اشکالی داره مگر؟ 👈این که ماشاالله اینقدر میتونه همه رو بسازه،آسمان رو دیده،ساخته این همه اقلام رو میبینه،میسازه کهکشان با اون همه عظمت رو دیده،ساخته 👈تمام این ساخته ها هم میشه داراییهای خودش 👈قبل از اینکه بسازه هم حضور پیدا کرده 👈خب حالا یک نحوه حضوری هم پیدا کنه،باز مشابه بدن خودش هم هی بسازه مگه چی میشه؟ 👈یکی بسازه بشه بدن مثالی او،بعد در خواب باهاش حرکت کنه 👈حالا چرا یک بدن مثالی؟ دهها بدن مثالی بسازه حالا وقتی آقا ماشاالله مبتکر شد، اون بار اولش رو ساخت از اون به بعد حالا هزاربار بسازه سخته؟ مثل یه چاپخانه ای چاپ بزنه مشکل داره؟ چه مشکلی؟ 👈منتها اونی که سختی ایشونه اینه که هی بخوان اینها رو بسازن و بفرستن،نمیخوان این طرفی حضور پیدا کنن نمیسازه،برای چی بسازه؟ حالا که چی؟ 👈و اگر از حضرت اباالفضل علی السلام میخوان و اون حضرت دستی بالاخره میگیرن 👈و بر اساس مصالح نظام احسن عالم،گاهی به اینها از باطن عالم دستور داده میشه عیبی نداره بخاطر اینکه ما الان حضور داریم ،شما حضور پیدا کنید ، بسازید ،برید دست بگیرید عیبی نداره 👈این بزرگوار ماشاالله میسازه،بدن ظاهری اش زیر گِلِه،باشه بذارن،اون بپوسه اصلا از بین بره،چکار به اون دارن؟ این،یکی بود و تموم شد ماموریتش گذشت 👈اون هم تازه انقدر حضور این آقایون قویه که این بدن در داخل قبر را هم بهش عنایت دارن 👈حالا ما اینقدر حضورمون قوی نیست،اگر رفتیم این بدن میگیره میپوسه و چه میشه و فلان میشه، خب ما حضورمون قوی نشده و الا اون آقا حضورش قویه، همین بدن رو هم حفظ میکنه 👈ماشاالله دهها بدن هم میسازه،هر کجا هر کسی بگه یا اباالفضل اینا میرن،دستش رو هم میگیرن،هیچ مشکلی هم نداره 👈همه اش زیر سر این حضوره،این یکی مبتکر فن درست بشه، وقتی این ابتکار درست بشه،از اون به بعد چاپ زدنش هیچ سخت نیست 👈حالا این آقا میگه من امام زمان رو فلان جا دیدم، ببین اون چاپیش رو دیدی اون آقا هم بگه من دیدم، 👈حضرت امیر(ع) در یک شب(که امشب شب ایشونه)،در صد تا خانه مهمان میشد صد تا چیه؟بگو صدهزار تا صد هزار تا چیه؟بینهایت 👈وقتی حالا که قرار شد نفس حضور پیدا بکنه و هر چی بخواد میسازه،دیگه یکی و دوتا و ده تا این مال این عالم ماده است 👈اون حضورش عدد برنمیداره اصلا ،اون حضور بی عدده چون فرض شد که اون حضور،صرف المجرده 👈این حضور، صورته؟ نه ،گاهی به صورت تعلق میگیره این حضور مفهومه؟نخیر،گاهی به مفهوم هم این حضور میخوره این حضور مفهوم جزئیه؟قیده؟نه،اما گاهی به مفهوم جزئیِ قید هم میخوره، اون رو هم روشن میکنه گاهی این حضور به مفهوم کلی انسان هم میخوره،اون رو هم روشن میکنه گاهی این حضور به صورت ساخته شده نفس میخورد و اون بیرون رو هم میبینه،محاکات و حکایت از بیرون هم میکنه،بکنه 👈اما خود این حضور چیه؟ این حضور، ماده است ؟نه،چون هیچی در اون از آثار ماده نیست 👈حالا اصلا کل این علوم برگرده به همون حضور،در حقیقت علم همون حضور بشه چی؟ مرحوم صدر المتالهین همین رو میفرماید 👈میفرماید علم فقط حضوره، هیچی غیر از این،علم نیست حالا اگر حضور شد،این حضور نوره؟ البته،چون هم خودش حاضره،و هم خیلی ها رو روشن میکنه حالا که نوره "العلم نور،یقذفه الله فی قلب من یشا" 👈البته،تا اون قلب و این حضور،بیاد خیلی سختی داره __________ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 8⃣3⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
📚به لطف الهی ان شاالله قراره شروح دیگری رو هم در کنار دروس معرفت نفس،پیاده سازی و در کانال بارگذاری کنیم 👈به همین منظور،اعضای محترم میتونن دروس مدنظرشون رو به آیدی زیر اعلام کنند تا بر اساس نظر اعضا،در این مورد جمع بندی و تصمیم گیری بشه @dars_o_bahs @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54