▪️امام هادی علیه السلام:
الشاكِرُ أسعَدُ بالشُّكرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ التي أوجَبَتِ الشُّكرَ؛ لأنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ، والشُّكرَ نِعَمٌ و عُقبى...
💬 سعادتی که بخاطر شکرگزاری نصیب انسان شاکر می شود
بیشتر از سعادتی است که بخاطر آن نعمت نصیبش شده...👌
چون نعمت یک متاع (زودگذر) است
اما شکرگزاری هم نعمت (دنیایی) به دنبال دارد هم پاداش آخرتی.
📚تحف العقول ص483.
درس خارج فقه آیت الله محمدی.mp3
زمان:
حجم:
27M
درس خارج فقه حضرت آیت الله محمدی شیرازی مدظلهالعالی
مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خلق عظیم
مبحث فقه سجده سهو
١بهمن ماه ١۴٠۴
خداوند سه چیز برای ما آفریده است: «دین»، «فطرت» و «جهان هستی». اگر میخواهید در این دنیا با آرامشِ کامل عمل کنید باید به دین الهی ایمان بیاورید و مطابق دستورات آن عمل کنید، زیرا دین الهی موجب هماهنگی انسان با جان خود -یعنی فطرت- از یک طرف و با جهان هستی از طرف دیگر میشود. در این حالت انسان همان طور عمل میکند که جانش اقتضا میکند و طبیعت با آن هماهنگی دارد. در حالی که اگر انسان بر اساس شریعت الهی زندگی نکند با دو مشکل روبه رو میشود، یکی مخالفت فطرت و دیگر مقابله ی طبیعت و در نتیجه نیمی از عمرش در پریشانی و نیمی دیگر در پشیمانی طی خواهد شد.
انسانها به خودی خود نمی دانند چگونه با طبیعت تعامل کنند که پس از مدتی با مشکلات غیر قابل پیش بینی روبه رو نشوند. از کجا میدانند زن و مرد چگونه باید با همدیگر ارتباط داشته باشند که مطابق فطرت و طبیعت باشد؟ آیا جز این است که باید خالق عالم، یک قانون کلی برای صحیح عمل کردن در این دنیا برای ما بفرستد تا بتوانیم مطابق فطرت خود و طبیعت موجود عمل کنیم؟
زندگی را چگونه شروع کنیم؟
اگر با دقت به آخرِ عمرِ آدمهای عادی نگاه کنید؛ میبینید دائم میگویند اگر فلان کار را انجام داده بودیم بهتر بود و به همین ترتیب، نصف دوم عمر خود را با پشیمانی به سر میبرند و معلوم است که بعد از مرگ همان حالت پشیمانی آنها ادامه مییابد و پشیمانی آخر عمر را با خود در برزخ و قیامت میبرند. أمیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: «مَنْ آثَرَ الدُّنْیا عَلی الآخِرَةِ وَ اخْتارَها عَلَیْهِ عَظُمَتْ حَسْرَتُهُ غَداً» [۱] هرکس دنیا را بر آخرت ترجیح داد فردای قیامت حسرت او زیاد خواهد بود. اگر دقت بفرمایید هرکس بیشتر به دنیا نزدیک شده در آخر عمر بیشتر با پشیمانی و ناکامی روبه رو میشود، نمونههای سالهای اخیر، مثل رضاخان و محمد رضاشاه و صدام و قذافی و حسنی مبارک جلوی چشم ما است، همه در آخر عمر با پشیمانی و ناکامی روبه رو شدند. باید از خود بپرسیم چرا این گونه است؟! رمز این مطلب کجاست؟! آیا به این علت نیست که نیمه ی اول عمر خود را درست شکل ندادند و از سنتهای جاری در هستی غافل بودند و فکر کردند هر طور خواستند میتوانند در دنیا زندگی کنند؟
ما هر عملی را که با عقل محاسبه گر دنیایی خود انجام دهیم، همواره در درستی و نادرستی آن دچار شک و تردید هستیم، حتی آن گاه که از نظر عقلِ جزییِ خود عملی را صحیح میدانیم در درون احساس نا امنی میکنیم که ممکن است عمل صحیح چیز دیگری باشد زیرا در درون خود میدانیم عقل ما قادر به فهم آینده نیست. آینده و تدبیر آن نزد خداست، به دست خدایی است که دنیا را و ما را خلق کرده است. خدایی که این دنیا را آفریده براساس مصلحتی که میداند، آینده ی آن را تدبیر کرده است. حال اگر شما باعقل خودتان زندگی کنید، عقل شما در زمان آینده حاضر نیست و اطلاعی از آینده ندارد، نمی داند ۲۰ سال دیگر با چه چیزهایی روبه رو میگردد و شکل دنیا چه میشود. در حالی که هیچ چیز از خدا پنهان نیست و بنا به فرمایش حضرت علی علیه السلام: «عَلِمَ بِمَا کَانَ قَبْلَ أَنْ یَکُونَ» [٢] خداوند به آنچه هست، قبل از آن که به وجود آید آگاه است. پس اگر کسی با برنامه ی الهی و با ایمان و آگاهی نسبت به سنتهای خداوند زندگی کرد، نسبت به آنچه در آینده پیش میآید غافل گیر نمی شود و با چیزی روبه رو نمی شود که خلاف میل او باشد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام رحلت، بدون ذره ای پریشانی و پشیمانی میفرمایند: من به سویدوستم میروم. و امام حسین علیه السلام با آن همه مصیبت، خود را در زندگی بازنده نمی بینند و در عصر عاشورا وقتی هنوز کوچک ترین رمقی برایشان مانده عرضه میدارند: «صَبْراً عَلی قَضائِک یا رَبِّ... لا مَعبوداً غَیرک» [٣) ای
پروردگار من، بر حکم تو شکیبایی میورزم، غیر از تو معبود و محبوبی نیست.
-----
١.تفسیر نور الثقلین ج ۴ص ۴٩۴ (٢ ) مفاتیح الجنان دعای صباح أمير المؤمنين علي عليه السلام
محمد مهدی تنکابنی رياض المصائب ص ٣٣
زندگی با کدامین عقل؟
گاهی شما دیده اید مادرانی را که ظاهر دینی و حجاب خود را رعایت نمی کنند و مثل هر مادری خوشبختی فرزند خود را میخواهند، و به همین جهت تلاش میکنند مثلاً دختر شان به کلاس زبان انگلیسی برود تا فردا در کنکور قبول شود و مدرک بالایی بگیرد تا زمانی که ازدواج
می کند شخصیتش طوری باشد که همسرش نتواند به او زور بگوید و در بین فامیلِ همسرش دارای عزت و احترام کافی باشد و در جامعه نیز آبرویی داشته باشد.ظاهرش نشان میدهد که با عقل خودش زندگی میکند به همین جهت پیش خود میگوید: اگر کمی موهایم را از روسریام بیرون بگذارم، متجدد و آبرومندترم، در حالی که عقل دینی میفرماید: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنین بگو خویشتن را بپوشانند. » [۱]
آن خانم با عقلِ جدای از دین زندگی میکند تا فرزندش صرفاً با رفتن به کلاس زبان و با ظاهر غیر اسلامی خوشبخت شود و بالاخره یا فرزندش در کنکور قبول میشود یا نمی شود، یا با آن ظاهرِ بدحجاب، با مَتَلک چند جوان به راهی کشیده میشود که حتی نمی تواند دیپلم بگیرد و یا به جوانها توجهی نمی کند و در کنکور قبول میشود و مدرکش را میگیرد، اما آیا این دختر که مقید به دستورات الهی نیست به خاطر مدرک دانشگاهی اش در مقابل شوهرش دچار غرور نمی شود؟ و همین امر عامل ناسازگاری با شوهرش نخواهد شد؟ آیا با گرفتن مدرک دانشگاهی بدون داشتن ایمان لازم سعادت فرزندش تأمین خواهد شد و در نتیجه تمام نگرانی هایش حتی در آینده به پایان میرسد؟
آمارها نشان میدهد بیشتر طلاقها مربوط به جوانهای تحصیل کرده ی غیرمتدین است و به همین جهت آمار طلاق در شهرها بیشتر استبا اندک تحقیق متوجه میشویم چون اینها با عقل خودشان میخواهند زندگی و روابط بین همدیگر را تعریف کنند موفق نمی شوند و برخلاف خواسته ی درونی به اعمالی دست میزنند که بر خلاف سعادتشان است.
عقل جزئی برای ساختن آجر و سیمان و خانه و مسائل جزئی زندگی مفید است، به عبارت دیگر عقل جزئی مخصوص کارهای جزئی زندگی است. عقلی که ابدیت را درست بفهمد عقل الهی است که ظهورش در شریعت الهی است. آن خانم، دلسوز فرزندش هست، ولی عقلش برای سعادت فرزندش کافی نیست و ما هم اگر طبق شریعت عمل نکنیم با شرایطی روبه رو میشویم که میخواستیم از آن فرار کنیم و حتماً نیم عمرمان در پریشانی و نیم دیگر در پشیمانی طی میشود. قرآن در رابطه با فرعون و هامان میفرماید: «وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ» [۲] و به فرعون و هامان و لشکریانشان نمایاندیم آن چه را از آن فراری بودند. نیم عمر یک آدمغیر متدین در پریشانی است زیرا نمی داند راه حق کدام است و روش باطل چگونه است.
عقل شریعت، عقل خدا و طریقه ی معصوم است. انسانهای معصوم مرتکب هیچ خطایی نمی شوند، زیرا منوّر به عقل الهی هستند که عقل
خالق جهان است و آینده ی جهان در تدبیر اوست. حال باید از خود بپرسیم با کدامین عقل باید زندگی کنیم عقل جزیی بشری، یا عقل کلّی الهی؟
-------------------
[۱]: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ» (سوره ی حزاب، آیه ی ۵۹) ۲سوره قصص ايه ۶
ریشه ی پریشانی زندگیها
حضرت باقر علیه السلام میفرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند؛ خداوند میفرماید: «وَ عِزّتی وَ جَلالی وَ عَظمتی وَ کبریایی و نُوری وَ عُلُوّی و ارتفاع مکانی لایؤْثِرُ عَبْدٌ هَواهُ عَلی هَوای الاّ شَتَّتْتُ علیه اَمرَهُ وَ لَبَّسْتُ علیه دُنیاهُ وَ شَغَلْتُ قلبَه بِها وَ لَمْ اُوتِهِ منها اِلاّ ما قَدَّرْتُ لَه. وَ عِزّتی وَ
جَلالی وَ عَظمتی وَ کبریایی و نُوری وَ عُلُوّی و ارتفاع مکانی لا یؤثِرُ عبدٌ هَوایَ عَلی هَواهُ اِلاّ اسْتَحْفَظَتْهُ مَلائِکَتی و کَفَّلْتُ السَّماواتِ وَ الأرَضینَ رِزْقَه وَ کُنْتُ لَهُ مِنْ وَراءِ تِجارَةِ کُلّ تاجِرٍ وَأتَتْهُ الدّنیا وَ هِیَ راغِمهٌ» [۱] به عزّت و جلالم و عظمت و کبریائی و نور و عُلوّ و برتریِ موقعیتم قسم، هرگز بنده ای خواست خود را بر خواست من مقدم نمی کند مگر آن که امورش را پریشان و دنیایش را به هم ریخته، و قلبش را به آن مشغول کرده و از دنیا به او نمی رسانم مگر آنچه برایش مقدّر کرده ام. و به عزت و جلالم و عظمت و کبریائی و نور و عُلوّ و برتری مقامم سوگند، هیچ بنده ای خواست من را بر خواست خود مقدم نمی کند مگر این که ملائکهام او را محافظت میکنند و آسمانها و زمینها را کفیل رزقش قرار میدهم و برای او برتر از تجارت هر تاجری خواهم بود و دنیا در عین تواضع به سوی او میرود.
شما طبق روایت فوق ارزیابی کنید وقتی خدایی که در عالم، حضور و تدبیر همه جانبه دارد و همراه با ملائکه کفیل امور بنده اش شود این بنده چگونه زندگی خواهد کرد و توجه داشته باشید در فرهنگ و تمدن اسلامی چگونه فضای تعالی انسانها فراهم میشود و در نقطه ی مقابل، چگونه بشر با محور قراردادن میلِ خود به جای حکم خدا، به پریشانی خود و جامعه دامن خواهد زد. آیا بر انسان بصیر لازم نیست برای نجات خود و جامعه در نهادینه کردن فرهنگی که امثال روایت فوق متذکر میشود اقدام نماید؟
مشخص است که باید قیامت خود را آباد کنیم، ولی متأسفانه با غفلت از وظایف الهی، تمام نگرانی هایمان را برای دنیا میگذاریم و میگوییم فردا و پس فردا چه کار کنیم؟
شما حتماً در اطرافیان خود هم آدمهای صاف و ساده و هم آدمهای زرنگ شارلاتان دیده اید، ملاحظه کرده اید که در بسیاری از موارد آن که زرنگ و شارلاتان است و به هزار در میزند که پول دار شود، عموماً با مشکلاتی پیش بینی نشده روبه رو میشود، از ترس این که چک هایش برگشت نخورد، شب خوابش نمی برد، با این که در حدّ نیاز دارد ولی به زمین و زمان ناسزا میگوید، وقتی چیزی گران میشود، ناله اش بیش از حد است، اگر پول دار باشد بدنش میلرزد که از دست ندهد و اگر دستش خالی باشد نگران نداشتنش است، ولی در مورد آن آدم صاف و ساده حتی اگر تنها دوچرخه ای که دارد را بدزدند، این قدر ساده است که منتظر است دزد، دوچرخه را بیاورد. با این همه میبینید او با این همه سادگی هیچ وقت در کارش نمانده است و اموراتش به راحتی میگذرد.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند: کلاه سر این افراد ساده میرود، ولی کسی نمی تواند رزقشان را بدزدد و لذا زندگی شان به خوبی میگذرد. امام صادق علیه السلام میفرمایند: امیرالمؤمنین علی علیه السلام زیاد میفرمودند: «یقین بدانید که هر چه بنده ای سخت کوشش کند و چاره اندیشیهای بزرگ و نقشههای فراوان به کار برد، خدا چنین قراری نگذاشته که وی از آن چه در «ذکر حکیمِ» الهی برایش معین شده، پیشی جوید. ای مردم! هرگز کسی را بر اثر هوشی که دارد، پشیزی افزون ندهند و احدی را به خاطر
حماقتش کم ندهند، پس هرکس این را بداند و بدان عمل کند، از همه ی مردم آسوده تر بوده و سود برد، ولی کسی که این را بداند و عمل نکند، گرفتاری و ضرر او بیش از همه مردم است. چه بسا شخصی که نعمت فراوان به او داده اند، ولی همین احسانی که به او شده، باعث درهم کوبیدن اوست و چه بسا کسانی که در بین مردم فریب خورده اند، ولی در عین حال کارشان نیز درست شده است. پس ای مرد کوشا! در کوشش خود پرهیزکار باش و از عجله کم کن و از خواب غفلت بیدار شو و در آن چه از طرف خدا بر پیغمبر نازل شده، فکر کن. » [۱]
----------
[۱]: کافی، ج ۲، ص ۳۳۵.
[۱]: کافی، ج ۵، ص ۸۱.
﷽؛
✅ قنداقهٔ امامحسین علیهالسلام به سوی آسمان
👈 تمام فرشتگانی که به زیارتامامحسین آمده بودند ، بعد از برگشتن در آسمانها ، به فرشتگانی که به زیارتحضرت مؤفق نشده بودند ، افتخار میکردند . آنان نیز از خداوند متعال زیارتحسین را خواستار شدند . بخاطر همین خداوند دستور داد جناب جبرئیل قنداقهحسین را به آسمانها ببرد .
👈 از کتاب خزائنالأنوار روایت شده که فاطمهزهرا سلاماللهعلیها با حال گریه وارد مسجد و به خدمت رسولالله صلیاللهعلیهوآله رسید و عرض کرد :
پدرجان !
حسین را در گهواره گذاشتم و مدتی به آسیاب کردن دانه مشغول شدم و بعد نگاه کردم او را در گهوارهاش ندیدم . او را گم کردم .
👈 در همان ساعت جناب جبرئیل نازل شد و عرض کرد :
ایرسولخدا !
به فاطمه سلام برسان و بگو چشمانش روشن و از حسین نگران نباشد ، چیزی به او نرسیده و او از مقرّبان درگاه پروردگار عالم است .
پیامبرخدا بی درنگ فرمود : جبرئیل حسینم کجاست ؟
👈 عرض کرد : وقتی که با جمعی از فرشتگان جهت تهنیت ولادتامامحسین به خدمت شما آمدیم و او را زیارت کردیم . بعد که فرشتگان به آسمان رفتند :
و به فرشتگان دیگر افتخار نمودند که آنان امامحسین را زیارت کردهاند . سپس فرشتگان دیگر عرض کردند : پروردگارا ! به ما هم اجازه بده حسین را زیارت کنیم .
خداوندمتعال به من دستور داد حسین را به آسمان ببرم تا فرشتگان او را زیارت نمایند و الآن به گهواره اش برگرداندم .
مؤلف عرض میکند :
ایشیعیان !
هنگامی که فاطمهزهرا گهواره حسین را خالی دید ، در حال جزع و گریان خدمت پدرش آمد و عرض کرد :
یارسوالالله ! حسینم را گم کردهام ؟!
وقتی جبرئیل آمد و گفت :
از حسین نگران نباشید .
👈 بلافاصله پیامبر فرمود :
جبرئيل حسینم کجاست .
👈 حال ، باید بیاندیشیم که زینبکبری هنگامی که در قتلگاه دنبال گم شدهاش میرفت و میگفت :
حسینم کجاست ، چه حالی پیدا کرده بود .
{ گلی گم کردهام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را
اگر یابم گلم را در گلستان
به آب دیدگان میشویم او را }
معالیالسبطینجلد1صفحه49
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
تبریک_میلاد
🔸رسول خدا «صلی الله علیه وآله» فرمودند:
«حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً؛
حسین از من است و من از حسینم،
خداوند دوست بدارد کسی را که حسین را دوست دارد.
📚كامل الزيارات، ص ۵۲
✨سالروز ولادت با سعادت سرور جوانان اهل بهشت، باب نجات امت، زینت آسمان و زمین، رحمت واسعه الهی حضرت أبا عبدالله الحسین "علیهالسلام" و ولادت حضرت زین العابدین امام سجاد «علیهالسلام» و ولادت حضرت اباالفضل العباس «علیهالسلام» مبارک باد
#احکام #فقه #استفتائات
محضرمبارک فقیه عالیقدر
حضرت آیت الله محمدی شیرازی مدظلهالعالی
سلام و تحیت
اگه خانمی در آخر وقت نماز پاک بشه، جوری که وقت برای غسلکردن نداشته باشه؛ آیا خوندن اون نماز بهش واجب است؟
جواب معظم له:
سلام عليکم ورحمت الله باتیمم نماز بخواند والله العالم