eitaa logo
دروس معرفت الله بالله تعالی
306 دنبال‌کننده
2 عکس
8 ویدیو
92 فایل
مباحث کلامی (توحید) در خدمت استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از مدرسین سطوح عالی. فضای ابری: اصول المعارف: https://b2n.ir/f16988 https://b2n.ir/x33905 :معرفت الله تا جلسه۵۹ https://b2n.ir/r86784 :معرفت الله از جلسه ۶۰
مشاهده در ایتا
دانلود
ostad_milanimarefatollah 017-2.MP3
زمان: حجم: 11.5M
📌جلسه هفدهم (قسمت دوم) کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۴۶ 📅۱۴۰۰-۸-۵ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
ostad-milanimarefatollah 018.MP3
زمان: حجم: 20.5M
📌جلسه ۱۸ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۴۸ 📅۱۴۰۰-۸-۱۲ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
معرفت الله بالله ۱۹.mp3
زمان: حجم: 24.6M
📌جلسه ۱۹ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۵۲ 📅۱۴۰۰-۸-۱۹ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
ostad_milanimarefatollah 020.mp3
زمان: حجم: 9.4M
📌جلسه ۲۰ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۵۶ 📅۱۴۰۰-۸-۲۶ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
ostad_milaniMarefatollah 21.mp3
زمان: حجم: 8.1M
📌جلسه ۲۱ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۶۰ 📅۱۴۰۰-۹-۳ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
نهج البلاغة: لَيْسَ بِذِي كِبَرٍ امْتَدَّتْ بِهِ النِّهَايَاتُ فَكَبَّرَتْهُ تَجْسِيماً وَ لَا بِذِي عِظَمٍ تَنَاهَتْ بِهِ الْغَايَاتُ فَعَظَّمَتْهُ تَجْسِيداً بَلْ كَبُرَ شَأْناً وَ عَظُمَ سُلْطَانا استاد میلانی (جلسه 3 معرفت الله): لیس بذی کبر امتدت به النهایات فکبّرتْه تجسیما. می‌‌فرماید آن عظمت و کبر و بزرگی که نهایات به او امتداد پیدا کرده باشند، ندارد و الا فکبرته تجسیما، نهایات از خدا یک جسم گنده ساختند. یا فکبّرتَه تجسیما، چون اگر چنین حرفی درباره خدا فکر کنی، تو خدا را یک جسم گنده فرض کردی، بعد آخرش می‌‌رسد ملاصدرا می‌‌گویی خدا جسمٌ ‌ الهیٌ . چرا جسم الهی؟ چون یک جسمی است که از همه جسم‌های دیگر وسیع‌تر است. آخرش به این‌جا می‌‌رسد کارت. از این مقوله نیست. بعد نکته دیگر که شاید بشود از این روایت درک کرد این است که نهایات به اجسام قائم هستند نه این‌که اجسام در نهایات حاصل بشوند. یعنی نمی‌شود بگوییم مکانی خدا خلق کرد بعد در او اجسام را آفرید. این مثل این است که کسی بگوید خدا اول میعان را خلق کرد بعد در او آب خلق کرد. می‌‌گوییم میعان را خلق کرد بعد در او آب خلق کرد یعنی چی؟ میعان خودش قوامش به چیست؟‌ به آب است. کسی بگوید خدا اول حرارت را خلق کرد بعد آتش را در او خلق کرد، می‌‌گوییم یعنی چی حرارت خلق کرد؟ حرارت عرض است، حرارت خودش قوامش به آتش است. بله، خدا آتش را که خلق می‌‌کند با او حرارت را هم جعل می‌‌کند. جعلنا الشمس ضیاءا، خورشید را که خلق می‌‌کند با او جعل ضیاء می‌‌کند نه این‌که اول ضیاء را خلق کرد بعدا دنبال او جوهر، منورش و مضیئش بود و او را خلق کرد. این هم معقول نیست. لذا این‌که ذهن بشر همیشه در زمان و مکان است و این را نمی‌فهمد، میعان را خوب می‌‌فهمد، می‌‌گوید مایع بودن را که نمی‌شود خدا بدون جوهر خلق کند چون صفت آب است ولی در زمان و مکان این را حالیش نمی‌شود. فکر می‌‌کند که اگر کل عالم را خدا نابود کند یک مکان خالی مثلا محدود یا نامحدود باقی می‌‌ماند. کسی که فکر می‌‌کند خدا همه عالم را معدوم کند، ‌مکان‌های خالی باقی می‌‌ماند، درست مثل کسی است که فکر کند خداوند تعالی همه آب را معدوم کند مایع بودنش بماند. ولی چون بشر زمان و لازمان، مکان و لامکان را در عرض هم نمی‌بیند، نمی‌تواند عدم زمان و مکان را درست بفهمد. این را باید با عقلش بفهمد. بله، مایع بودن و جامد بودن را در کنار هم می‌‌فهمد، لذا می‌‌گوید حالا مایع بودنش برود، جامد بودن بماند یا اگر آن رفت، با جوهرش باید از بین برود و او هم دیگه از بین می‌‌رود. ولی در زمان و مکان چون عینک زمان و مکان به هیچ‌ عنوان از وجود بشر جدا نمی‌شود، همیشه زمان و مکان خالی را می‌‌بیند. و این بزرگ‌ترین نقطه‌ای است که همه فلاسفه و عرفا به زمین خوردند. می‌‌خواستند خدای خارج از زمان و مکان توصیف کنند گفتند خدایی که همه زمان‌ها و مکان‌ها را پر کرده. در روایت خیلی ظریف است می‌‌فرماید امتدت به النهایات، نمی‌شود بگویی یک مکان بی‌نهایتی داشتیم خدا همه جا را فرا گرفت. می‌‌گوید نه، اگر مکانی باشد باید با ذات تحقق پیدا بکند و اگر تو خدا را دارای کبری مانند اشیاء دانستی بدان‌ که یک خدایی فرض کردی که همیشه رفته رفته رفته و با خودش مکان‌ها را آورده. و نکته بعدی نمی‌شود الی ما لایتناهی باشد، محدودیت هم ملازمه دارد با این امتداد. بعد جسم می‌‌شود. جسم هم که خودتان می‌‌گویید محدودیت. حالا تفسیر غلط می‌‌کنید، ‌در مقابلش عدم جسم را باز همین امتداد بی‌نهایت فرض می‌‌کنید، او غلط‌تان است. لیس بذی کبر امتدت به النهایات، ‌فکر نکنی: بیین می‌‌توانست بگوید اگر ما می‌‌خواستیم صحبت کنیم می‌‌گفتیم فکر نکنی خدا آن‌قدر بزرگ است که همه مکان‌ها را پر کرده. حضرت عکسش را می‌‌گویند، می‌‌گویند فکر نکنی خدا آن‌قدر بزرگ است که مکان‌ها به وجود خدا رفته‌اند و امتداد پیدا کرده‌اند، یعنی در ضمن این‌که می‌‌خواهد خدا را از مکان خارج کند در ضمنش می‌‌فهمد که مکان قائم به ذات است نه این‌که ذات قائم به مکان باشد.
و لا بذی عُظْم یا لا بذی عِظَم تناهت به الغایات فعظّمتَه (یا فعظّمتْه) تجسیدا. خدا فکر نکنی عظمتش به گونه‌ای که خدا یک عظمتی دارد که تناهت به الغایات، باز این از آن تکه قبلی یک نکته دقیق‌تری را هم اضافه می‌‌کند. یک نکته این است که تناهت به الغایات یعنی غایت‌ها قائم به ذوات هستند نه این‌که غایت‌ها هستند ذوات در او محقق می‌‌شوند. این اولا. و اما ثانیا: تناهت به الغایات، وقتی هم که بخواهد در غایت‌ها و امتداد‌ها پیدا شود حتما تناهت، نامتناهی بودنش توهم است. این دو تا نکته را با هم‌دیگر می‌‌فرماید. و لابذی عظْم تناهت بالغایات، چون اگر این‌جوری باشد فعظمتَه یا فعظمتْه تجسدیا، یک جسد بزرگی از خدا درست کردی نه این‌که یک خدایی که خالق عالم باشد. وقتی جسد شد جسد که نمی‌تواند خالق باشد، کدام جسم و جسد توانسته تا حالا چیزی را خلق کند. جسم و جسد اجزاء خودش را دارد، یک سر سوزن جزئی بخواهد بر خودش اضافه یا کم کند محال است. [سؤال: ... جواب:] یعنی این محتوای هر دو به دو عبارت مختلف این است که خدا را مکانی زمانی و متجزی فرض نکن. می‌گوییم پس چرا می‌‌گویید الله‌اکبر الله‌اکبر؟ بل کبُر شأنا و عظم سلطانا. ‌شأن خدا بزرگ است یعنی خدا را دارای عظمت مقام می‌‌دانیم نه عظمت سعه وجودی که جسم می‌‌شود. عظم سلطانا، خدا از حیث سلطنت بزرگ است، سلطنت، سلطان عظیمی است.
ostad_milaniMarefatollah 022.mp3
زمان: حجم: 8.5M
📌جلسه ۲۲ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۶۱ 📅۱۴۰۰-۹-۱۰ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
استاد میلانی (جلسه سوم معرفت الله تعالی) : شما می‌‌توانید بگویید اصل، خداست، اگر خدا نبود که پیغمبر را خلق کند که بعد پیغمبر خدا را معرفی کند که چیزی وجود نداشت پس اصل، خداست، اصل توحید است، اصل وجود خداست. این یک جهت است. یا به عنوان این‌که مثلا انبیاء که آمدند گفتند ایها الناس بگویید لا اله الا الله بعد بگویید انا رسول الله، باز او اصل است. جهات فرق می‌‌کند ولی ما بحث‌مان در آن‌جا این بود: آنی که ملاک ایمان و کفر است و سعادت و شقاوت است و...، ادله‌ای که آن‌جا گفتیم که مؤمن را از کافر جدا می‌‌کند معرفة‌ الحجة است. هر کسی که حجت زمان خودش را بشناسد که بحث اصول دین این‌جا مطرح می‌‌شود. اصول دین چیزهایی است که اگر انسان انکار کند کافر می‌‌شود. آن‌جا می‌‌گوییم ببین! تنها اصلی که انسان باید بداند و قبول کند و همین که او را قبول کرد ایمانش کامل است، این است که حجت زمان خودش را بشناسد و تسلیمش باشد. این ایمانش کامل است حالا توحید ممکن است غلط بفهمد‌، نمازش را ممکن است غلط بفهمد یا هزار تا مشکل داشته باشد. ولی بر عکسش اگر کسی آمد توحید را کاملا خوب یاد گرفت و پذیرفت قبول هم کرد ولی از طریق غیر حجت باشد و حجت زمانش را قبول نداشته باشد این اصلا مؤمن نیست کافر است. البته فرض محالی است. یعنی محال است کسی از غیر طریق حجت خدا به معرفة ‌الله واقعی برسد ولی بر فرض برسد فایده‌ای ندارد، مؤمن نیست. آن‌جا بحث این بود که بر این ملاک بحث اصول دین این‌جوری تعدیل و تحدید می‌‌شود. [سؤال: ... جواب:] دلیلش این است که اگر غیر از این باشد 99 و نه دهم درصد مردم کافر باشند تا حالا. این همه اختلاف در توحید هست، الان همه را کافر می‌‌دانیم؟ نه. و آن حجتی که خدا بر ما تمام کرده این است، می‌‌گوید ببین! من پیغمبر فرستادم امام فرستادم، یک کلمه بگو القول منی فی جمیع الامور ما قاله جعفر بن محمد صلوات الله و سلامه علیهما. ‌این را گفتی ایمانت کامل است. ... وقتی گفتی معرفة الحجج التسلیم یعنی چی؟ یعنی همین دیگر. یعنی انسان امام زمانش را بشناسد بگوید هر چی آقا می‌‌گویند. ایمانش کامل است. حالا توحید را غلط فهمیده، ‌نماز را غلط فهمیده، هزار تا مشکل دارد [مهم نیست]. ... ببین! الان ملاصدرا توحیدش زیر صفر است ولی بما انه شیعه است و چهارده معصوم را قبول دارد این در دنیا و آخرت حکم مؤمن را دارد، ‌آخرت هم جهنم نمی‌رود چون جهل مرکب داشته، در آخرت ممکن است امتحانش هم نکنند، چون مستضعف در معرفة‌ الحجة صددرصد امتحان می‌‌شود و الا دلیل نداریم مستضعفین در غیر معرفة ‌الحجة حتی روز قیامت هم نیاز به امتحانش باشد، می‌‌گویند ملاصدرا در دنیا یک حرف مهملی زد اشکال ندارد، امامت را قبول داشته، ‌مشکل ندارد. ملاک ایمان و دخول در اسلام چه دنیا چه در آخرت همین یک نکته است فقط.
الرضا علیه السلام: خَلْقُ اللَّهِ الْخَلْقَ حِجَابٌ بَيْنَه‏ وَ بَيْنَهُمْ وَ مُبَايَنَتُهُ إِيَّاهُمْ مُفَارَقَتُهُ إِنِّيَّتَهُمْ استاد میلانی: (جلسه 5 معرفت الله تعالی) خلق الله الخلق حجاب بینه و بینهم. خیلی عجیب است روایت، ‌خیلی عجیب است. می‌‌گوید این‌که خدا خلق را خلق کرده خودش حجابی است بین ما و خدا. یعنی چی؟ یعنی خلقت جز در اجزاء تحقق پیدا نمی‌کند و خدا غیر متجزی است. نفس مخلوقیت ما یعنی متجزی بودن و نفس خالقیت خدا یعنی غیر متجزی بودن. این بزرگ‌ترین حجاب است، نمی‌شود شهودش کنی، قلقلکش کنی، ‌درکش کنی، ‌در او شنا بکنی، ‌در او اندکاک بکنی، همه این‌ها توهم و تخیل است. معدومت کند نیستی، خود خلقتت حجاب است. یا خداوند معدومت کند اجزائت را بردارد که نیستی که بخواهی خدا را پیدا کنی. یا خدا خلقت کند، ‌خب در اجزاء هستی، ذات غیر اجزاء را پیدا نمی‌کند. خلقة الله الخلق حجاب بینه و بینهم. می‌‌گوید توضیح بیشتر بدهید، می‌‌گوید ببین! خدا پشت پرده نرفته، خدا دور نرفته، ‌مباینته ایاهم مفارقته عینیّتهم یا إنّیتهم، فرق نمی‌کند هر دو شاید آمده باشد. می‌‌گوید ببین! وقتی می‌‌گوییم خدا با خلق مباین است فکر نکنی [مثل این است که] کره را از شیر جدا کردند، فکر نکنی روح را از بدن جدا کردند، ‌فکر نکنی بخار رفته در آسمان و از دریا جدا شده. نه، ‌اصلا خدا انیت خلق در او نیست و انیت خدا در خلق نیست. تباین در نفس انیت است. یعنی این دو تا با هم‌دیگر جمع نمی‌شوند. می‌‌گوید مگر انیت سنگ با چوب جمع می‌‌شود؟ می‌‌گوید: نه، او هم جمع نمی‌شود ولی می‌‌شود هر دو را بریزی در آسیاب نرم بشوند با هم‌دیگر مخلوط‌شان کنی ولی خدا [اینطور نیست.] إنیت و عینیت را اینجوری از هم‌دیگر جدا کردیم، ولی اگر عینیت بگویی می‌‌گوید اصلا خدا مکان خلق را ندارد نه این‌که بگویی خدا البته از این مکان‌ها فرار کرده گفته این مردم اسباب دردسر هستند هر روز یک موهومی را می‌‌گویند، ‌من بروم یک عالمی برای خودم زندگی کنم که بی‌دردسر باشد. نه، ‌این‌جوری نیست ‌خدا مکان خلق را رها کرده، چون خلق مکان دارد و خدا مکان ندارد. [سؤال: ... جواب:] عرض کردم، ببین! اصلا مباینتی که در خدا و خلق می‌‌گوییم فکر نکنی مثل مباینت دو تا چوب است یا دو تا سنگ است یا یک چوب و یک سنگ است. حالا این روایت قبلی را می‌‌خواستم توضیح بدهم ولی می‌آید مفصل. ببین! فرق ما با خدا تباین وصفی است . خیلی جالب است. وقتی می‌‌گویی تباین وصفی فکر می‌‌کند پس تباین ذاتی نیست. تباین وصفی بالاتر از همه تباین‌ها هست. چرا؟ چون تباین وصفی یعنی خدا صفت لامتجزی دارد، لازمانی و لامکانی دارد، خلق صفت و وصف زمان و تجزی و مکان دارند. دیگر هیچ مباینتی بالاتر از این پیدا نمی‌شود. لذا ان الله تعالی خلو من خلقه و خلقه خلو منه، خلو خدا از این باب است چون ذاتش به وصفی متصف است که این ذات را از او جدا کرده. https://eitaa.com/osullmaaref/391
ostad_milaniMarefatollah 023.mp3
زمان: حجم: 24.8M
📌جلسه ۲۳ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۶۵ 📅۱۴۰۰-۹-۱۷ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah
ostad_milaniMarefatollah 024.MP3
زمان: حجم: 19M
📌جلسه ۲۴ کتاب «معرفت الله تعالی بالله لا بالاوهام الفلسفیة» ص۶۹ 📅۱۴۰۰-۹-۲۴ 📚مباحث کلامی (توحید) در خدمت متکلم خبیر استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از اساتید سطوح عالیه. تلگرام و ایتا: @osullmaaref سروش sapp.ir/marefat_allah