ميان كوچهها رفتی به هر بيگانه شك كردم
نشستم تا که برگردی و بیصبرانه شک کردم
كنار پنجره وقتی به آن پروانه خندیدی
نمیدانم چه شد حتی به آن پروانه شک کردم
تو در آغوش من بودی، صدایی ناگهان آمد
به رختآويز و دیوار و چراغ خانه شک کردم
هم اینکه روبروی آینه رفتی و برگشتی
به سنجاق و تل و موگیر و عطر و شانه شک كردم
تو هر جایی که خندیدی به هر کس یا که هر چیزی
من دیوانه شک کردم، من ديوانه شك كردم…
- مَرقــوم؛
امتحانو واقعا گوي دادم اومدم بيرون💘
ما الشاي و ما أدراك ما الشاي؟💘
بعد از امتحان ميچسبه .
[آيفونِ حاجاقا باشه؟ ليوانو دقت نكنيد مال يه قرن پيشه مونده بود تو كتابخونه] .