هدایت شده از حُرقهءَ؛
ءَ./
تنها دل ِ بیچارهی ِ من نقش ِ زمین شد ؟یا هرکه نگاهش به تو افتاد چنین شد ؟
هدایت شده از مُختَلِفَة .
چشمهایش ؛
مثل غزلی است که
مولانا سروده باشد
و چاوشی بخواند ..
هدایت شده از مَحیا؟
منتظر ِتو هستم ؛ نه با اضطراب ِگمگشتگان ، بلکه با اطمینان ِکسانی که میدانند خورشید ، حتماً از راه خواهد رسید .