ند. اسم و عکس زینب هم در آن سایت بود. بعداً که منافقین در لیست سازمانهای تروریستی قرار گرفت آن سایت کلاً بسته شد و اسامی را جمع کردند. تا قبل از آن خودشان میگفتند چه کسانی را ترور کردهاند.
شهادت زینب موج و جوی در شهر درست کرد؟
پس از شهادت مادر زینب گریه نمیکرد و همه نگرانش بودند. میگفت دخترم دوست داشت شهید شود. سفره ابوالفضل میگذارد و نذری میدهد و همشاگردیهای زینب به خانهشان میآیند. مادر زینب پس از شهادت دیگر ساکت نمینشیند. با منافقین در کوچه و خیابان درگیر میشود. تا قبل از شهادت خیلی مظلوم، ساکت و آرام بود، ولی بعد از ماجرای زینب احساس میکند باید از بچههایش دفاع کند و مدلش فرق میکند. ایشان میگفت آب از سر من گذشته بود. زینب که رفت دیگر همه چیز تمام شد و دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم. مینا سال ۶۵ مدت زمان کوتاهی در تعاون سپاه شاهین شهر کار میکرد. مادرش، چون دیده بود با آن بچه چه کار کردهاند از بچههای دیگرش مراقبت میکرد و نگرانشان بود. مادر دیگر دوست نداشت دخترهایش در شاهینشهر کار کنند. تهدیدهایی هم از این طرف و آن طرف میشدند. یک روز هم یک موتوری دنبال دخترش میآید و او سراسیمه خودش را به خانه میرساند. از فردای آن روز مادر یک چماق برمیدارد و دنبال دخترش میرود. این چماق را هم نشان همه میداد تا بدانند اگر یک تار مو از سر دخترهایش کم شود، با او طرف هستند. وقتی مسئولان بنیادشهید شاهینشهر به خانه شهید رفتند تا از مادرش تقدیر کنند، او گفت: بچه من ۱۴ ساله بود، او نانآور خانهام نبود که بخواهم از شما چیزی بگیرم. او عاشق شهادت بود. تنها خواستهام از شما این است که هر هفته دعای کمیل در خانهام برگزار شود. از آن به بعد هر هفته دعای کمیل در خانه شهید کمایی برپا بود و اهالی حزباللهی شهر در این مراسم دور هم جمع میشدند.
🍂@martyrscomp قرارگاه شهدا
مادر این شهید 14 ساله درباره دفتر خودسازی زینب، این گونه روایت میکند:
زینب در دفتر خودسازی خود جدولی کشیده بود که بیست مورد داشت؛ از نماز به موقع، یاد مرگ، همیشه با وضو بودن، خواندن نماز شب، نماز غفیله و نماز امام زمان(عج)، ورزش صبحگاهی، قرآن خواندن بعد از نماز صبح، حفظ کردن سورههای قرآن کریم، دعا کردن در صبح و ظهر و شب، کمتر گناه کردن تا کمخوردن صبحانه، ناهار و شام.
دخترم جلوی این موارد ستونهایی کشیده بود و هر شب بعد از محاسبه کارهایش جدول را علامت میزد؛ من وقتی جدول را دیدم به یاد سادگی زینب در پوشیدن و خوردن افتادم به یاد آن اندام لاغر و نهیفش که چند تکه استخوان بود، به یاد آن روزههای مداوم و افطارهای ساده، به یاد نماز شبهای طولانی و بیصدایش، به یاد گریههای او در سجدههایش و دعاهایی که در حق امام خمینی(ره) داشت.
زینب در عمل، تکتک موارد آن جدول خودسازی و خیلی از چیزهایی که در آن جدول نیامده بود را رعایت میکرد.
#معرفی_شهید
#شهیده_زینب_کمایی
#شهیده_میترا_کمایی
🍁@martyrscomp قرارگاه شهدا
🔴 زینب، دختری که بخاطر #حجابش، منافقین با #چادر_خودش خفه اش کرده و به شهادت رسوندنش 😔
مادر این شهیده 14 ساله درباره دفتر #خودسازی زینب 📖 این گونه روایت میکند:
📒 زینب در #دفترخودسازی خود جدولی کشیده بود که بیست مورد داشت؛ از نماز به موقع، یاد مرگ، همیشه با وضو بودن، خواندن #نمازشب، نماز غفیله و نماز امام زمان(عج)♥️ ورزش صبحگاهی، #قرآن خواندن بعد از نماز صبح، حفظ کردن سورههای قرآن کریم، دعا کردن🤲 در صبح و ظهر و شب، کمتر #گناه کردن تا کمخوردن صبحانه، ناهار و شام.
📒 دخترم جلوی این موارد ستونهایی کشیده بود و هر شب بعد از #محاسبه کارهایش جدول را علامت میزد؛ من وقتی جدول را دیدم به یاد سادگی #زینب در پوشیدن و خوردن افتادم به یاد آن اندام لاغر و #نهیفش که چند تکه استخوان بود افتادم.
📒 به یاد آن روزههای مداوم و افطارهای ساده، به یاد نماز شبهای طولانی و #بیصدایش، به یاد گریههای او 😭 در سجدههایش و دعاهایی که در حق #امام_خمینی(ره) داشت.
🔰 زینب در عمل، تکتک موارد آن جدولِ #خودسازی و خیلی از چیزهایی که در آن جدول نیامده بود ❌ را رعایت میکرد.
شهیده_زینب_کمایی
✳️@martyrscomp قرارگاه شهدا