دلنوشته دکتر فاطمه جمشیدی در غم شهادت شهید فخری زاده؛
(ولا تَحسبنّ الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله امواتا بل اَحیاء عند ربِهم یُرزقون .... )
سلام بر مردی از جنس ایثار و شهادت و از خود گذشتگی، سلام بر مردی که در اوج گمنامی شهره ی دنیا شد. سلام بر مردی که دل از دنیا بریده و فقط خدا را دیده بود. سلام بر تو ای شهید راه علم و پژوهش و دفاع از کشور. سلام بر تو که نگاهت، اندیشه ات و قدمهایت لرزه بر اندام دشمن دون، پست و بزدل می انداخت. سلام بر تو ای دانشمند بی بدیل و مبتکر که دلت وصل به آسمان بود و زمین تاب قدمهای سنگین و پر ارزش تو را نداشت. و سلام بر چشمانی که تو را ندیدند ولی برایت اشک ریختند. سلام بر مردمی که از غم از دست دادنت جگرشان سوخت. و ننگ بر کسانی که از وجود تو می ترسیدند و می هراسیدند. ننگ بر آنانی که وجودشان خالی از مروت و جوانمردی است، ننگ بر بزدلان ترسو. هنوز داغ حاج قاسم در دلهامان سنگینی میکند، هنوز تصویر دست بریده ی علمدار از قاب چشمانمان محو نشده است، هنوز نگاه گریان آرمیتا را فراموش نکرده ایم، هنوز چشمان خیس همسر شهید علیمحمدی، و شهید شهریاری و رضائی نژاد و احمدی روشن را از یاد نبرده ایم. این داغ ها خیلی سنگین است. ای دشمن ترسو که نمی توانی با قهرمانان و دانشمندان ما روبرو شوی و دست به ترور ناجوانمردانه می زنی! بترس از روزی که صدای خونخواهی مردم دل شکسته مان به آسمانها بلند شود. بترس از دل های شکسته ی همسران و فرزندان شهدا، از سنگینی داغ هایمان بترس. ایمان ما به خدا برای شما، از داشتن انرژی هسته ای ترسناک تر است. از بغض شکسته ی مردم ما بترس. از اشک مردمی که جانشان ایران اسلامی است و از دامانشان فخری زاده ها پرورش یافته اند بترس. هوای دیارمان پر از عطر شهیدان است. آسمان این کشور پر از دلتنگی پدران و مادران شهداست، پر از درد است، پر از غربت همسران شهداست، اینجا هوا پر از یاد تکه استخوان هایی است که بعد از سالها برگشته اند، ای دشمن خبیث بترس. بدان که جوانان ما تربیت شده مکتب امام حسین علیه السلام هستند، آنها خوب بلدند راه شهدا را ادامه دهند، خوب میدانند که هدف شهید محسن فخری زاده چه بوده و راهش بی رهرو نمی ماند. سلام خدا بر شهدا. در صبح جمعه ای سردار دلها را به شهادت رسانده ای و در عصر جمعه ای دیگر، فخر ایران را، از آن جمعه ای بترس که امام زمانمان می آید ...
🕯@martyrscomp قرارگاه شهدا
سردار دیگری خون خود را به پای درخت انقلاب ریخت از او باید درسی آموخت که دنیای امروزمان تشنه آن است: «خدمت کردن به وطن، بی نام و نشان».
«انا لله و انا الیه راجعون/ سردار دیگری خون خود را به پای درخت انقلاب ریخت تا تنومندتر از همیشه، در برابر بیعدالتیهای جهان استوار باقی بماند. او به خیل همرزمانش پیوست و دعوت حق را لبیک گفت اما از او باید درسی آموخت که دنیای امروزمان تشنه آن است: «خدمت کردن به وطن، بینام و نشان» او در چهار دهه گذشته تمام خود را صرف پیشرفت انقلاب و کشور در حوزه علم و فنآوری کرد اما نام و نشانش برای بسیاری از ایرانیان تا لحظه شهادت ناشناخته بود. چه شیرین و انسانی است اینگونه بزرگوارانه در خدمت وطن خود بودن.
انجمن هنرهای نمایشی ایران و کلیه شعب استانی در سراسر کشور، شهادت مظلومانه این دانشمند هستهای را به خانواده ایشان و همه ملت ایران تسلیت گفته و آرزومند است که منش و روش رفتاری آن دانشمند عزیز، در سطوح مختلف مدیریتی نهادینه شود.
ترور نشاندهنده ضعف و ناتوانی است و عاملین این جنایت بدون شک ضعیفترین عالمند و روزی به خاطر این خونهای ریختهشده کمر خواهند شکست.»
🕯@martyrscomp قرارگاه شهدا