eitaa logo
مصاف کرمان
1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.6هزار ویدیو
45 فایل
🌍 نمایندگی مؤسسه مصاف در استان کرمان تلگرام https://t.me/masaf_kerman اینستاگرام https://www.instagram.com/masaf_kerman توییتر https://twitter.com/masaf_kerman?s=09 🗣️ @Admin_masaf_Kerman شماره کارت کمک‌های مردمی 5041721113288782(مهدیاران کرمان)
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕اون شال بنفشه رو که سال ۹۶ مینداختی گردنت رو الان قشنگ خیس کن، هلیکوپتری بچرخون بالاسرت تا خنک بشی. ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹نوستالژی سمی روی دیوار چین ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
⭕مردم ایران یادتان هست... ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠امام جواد (علیه السلام) فرمود: سه چیز اگر در زندگی کسی باشه پشیمان نمی‌شود... ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
🔵دو مرد دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد سیاه‌شان در مدرسه شنیدم. 🔹مرد اول می‌گفت: «چهارم ابتدایی بودم. در مدرسه مداد سیاهم را گم کردم. وقتی به مادرم گفتم، سخت مرا تنبیه کرد و به من گفت که بی‌مسئولیت و بی‌حواس هستم. آن قدر تنبیه مادرم برایم سخت بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچ وقت دست خالی به خانه برنگردم و مدادهای دوستانم را بردارم. روز بعد نقشه‌ام را عملی کردم. هر روز یکی دو مداد کش می‌رفتم تا اینکه تا آخر سال از تمامی دوستانم مداد برداشته بودم. ابتدای کار خیلی با ترس این کار را انجام می‌دادم ولی کم‌کم بر ترسم غلبه کردم و از نقشه‌های زیادی استفاده کردم تا جایی که مدادها را از دوستانم می‌دزدیدم و به خودشان می‌فروختم. بعد از مدتی این کار برایم عادی شد. تصمیم گرفتم کارهای بزرگتر انجام دهم و کارم را تا کل مدرسه و دفتر مدیر مدرسه گسترش دادم. خلاصه آن سال برایم تمرین عملی دزدی حرفه‌ای بود تا اینکه حالا تبدیل به یک سارق حرفه‌ای شدم!» 🔹مرد دوم می‌گفت: «دوم دبستان بودم. روزی از مدرسه آمدم و به مادرم گفتم مداد سیاهم را گم کردم. مادرم گفت خوب چه کار کردم بدون مداد؟ گفتم از دوستم مداد گرفتم. مادرم گفت خوبه و پرسید که دوستم از من چیزی نخواست؟ خوراکی یا چیزی؟ گفتم نه. چیزی از من نخواست. مادرم گفت پس او با این کار سعی کرده به دیگری نیکی کند، ببین چقدر زیرک است. پس تو چرا به دیگران نیکی نکنی؟ گفتم چگونه نیکی کنم؟ مادرم گفت دو مداد می‌خریم، یکی برای خودت و دیگری برای کسی که ممکن است مدادش گم شود. آن مداد را به کسی که مدادش گم می‌شود می‌دهم و بعد از پایان درس پس می‌گیرم. خیلی شادمان شدم و بعد از عملی کردن پیشنهاد مادرم، احساس رضایت خوبی داشتم آن قدر که در کیفم مدادهای اضافی بیشتری می‌گذاشتم تا به نفرات بیشتری کمک کنم. با این کار، هم درسم خیلی بهتر از قبل شده بود و هم علاقه‌ام به مدرسه چند برابر شده بود. ستاره کلاس شده بودم به گونه‌ای که همه مرا صاحب مدادهای ذخیره می‌شناختند و همیشه از من کمک می‌گرفتند. حالا که بزرگ شده‌ام و از نظر علمی در سطح عالی قرار گرفته‌ام و تشکیل خانواده داده‌ام، صاحب بزرگترین جمعیت خیریه شهر هستم.» 🌀 ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
🔹‏مردم نباید همه سرمایه‌ خود را وارد بورس می‌کردند😶 ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
🔸 ادبیات غیرقابل تحمل انباشته از تحقیر وتوهین در بین اعضای خانواده در اکثر سریال‌های به اصطلاح طنز تلویزیون مثل رو اگر آقای علی‌عسگری می‌دیدن متوجه می‌شدن چرا مردم حاضرن روزی هزار بار دکتر کوئین وخاله هتی ببینن... از خطرات مهمی که رو تهدیدمی‌کنه، همین روابط‌ه ✍️ فاطمه ترکاشوند ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman
6.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻یکی از راه های جالب و مفید برای کسب این است که خودمان تبدیل به یک رسانه شویم. ✅کانال رسمی مصاف کرمان 🆔 @masaf_kerman