eitaa logo
مشق حماسه 🇮🇷
483 دنبال‌کننده
369 عکس
206 ویدیو
29 فایل
مشق حماسه _ کنگره شعر فرهنگیاران ارسال اشعار برای نقد و بررسی @MHansarynjab
مشاهده در ایتا
دانلود
از این پس من به یادت زیر باران گریه خواهم کرد چهل منزل کنارت در بیابان گریه خواهم کرد دمی که آب می‌نوشم به یاد آن لب عطشان و بعد از آن برای تو فراوان گریه خواهم کرد دلم خوش بود این آخر به یک لبخند خشک اما به یاد خنده های سخت بی جان گریه خواهم کرد به قدری تشنه بودی اشک هایت در نمی آمد به یاد چشمهای خشک گریان گریه خواهم کرد تصور کرد دشمن مصحفی زیر عبا هستی و از این بعد با آیات قرآن گریه خواهم کرد ولی بهتر برای آن سر اعظم که بر نیزه ست میان باد بر موی پریشان گریه خواهم کرد به زیر سایه ای هرگز نخواهم رفت و بر جسم به زیر تابش خورشید سوزان گریه خواهم کرد نشد گرچه جدا گردانم از او نیزه یا تیری از این پس با تماشای نیستان گریه خواهم کرد علیه‌السلام 🇮🇷 مشق‌حماسه https://eitaa.com/mashghehemase
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد هیچ کس حدس نمی‌زد که چنین سر برسد پدرش چیز زیادی که نمی‌خواست، فرات! دو سه قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟! خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد خون حیدر به رگش در تب و تاب است ولی بگذارید به سنّ علی اکبر برسد!! شعله‌ور می‌شود این داغ دوباره وقتی  شیر در سینه‌ی بی‌کودک مادر برسد زیر خورشید نشسته به خودش می‌گوید تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد علیه‌السلام 🇮🇷 مشق‌حماسه https://eitaa.com/mashghehemase
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خورشید بود و جانب مغرب روانه شد چون قطره بود و غرق شد و بی‌کرانه شد آیینه بود و خُرد شد و تکّه تکّه شد تسبیح بود و پاره شد و دانه دانه شد یک شیشه عطر بود و هزاران دریچه یافت یک شاخه یاس بود و سراسر جوانه شد آب فرات لایق نوشیدنش نبود با جرعه‌ای نگاه، از این‌جا روانه شد عمری به انتظار همین لحظه مانده بود رفع عطش رسید و برایش بهانه شد آن گیسویی که باد صبا، صبح شانه کرد با دست‌های گرم پدر، ظهر شانه شد او یک قصیده بود که در ذهن روزگار مضمون ناب یک غزل عاشقانه شد علیه‌السلام 🇮🇷 مشق‌حماسه https://eitaa.com/mashghehemase
آقا نگو که این گل پرپر جوان توست این ارغوان سوخته دل، ارغوان توست این گل که رنگ و بو و جمالش محمدی ست ای آبروی حیدر و زهرا جوان توست کفتارها چقدر زیادند وای من این شیر در محاصره، شیر ژیان توست تنها به جنگ لشکری از دیو رفته است این پهلوان پاک جوان، پهلوان توست این روی بی نقاب که با سنگ زخمی است ای نور محض آینه و شمعدان توست اینجا کبوتری که دو بالش شکسته است ای آسمان کبوتر بی آشیان توست این نوبهار سرخ که در دشت پر پر است این پیکر علیست علی جان که جان توست داغ تو را کدام پیمبر کشیده است داغ تو اکبر است که این امتحان توست علیه السلام 🇮🇷 مشق‌حماسه https://eitaa.com/mashghehemase
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
برو ولی به تو ای جان سفر نمی آید که این دل از پس داغ تو بر نمی آید   به خون نشسته دلم اشک من گواه من است که غیر خون دل از چشم تر نمی آید تو راه می‌روی و من به خویش می‌گویم به چون تو سرو رشیدی تبر نمی‌آید رقیه پشت سرت زار می‌زند؛ برگرد چنین که می‌روی از تو خبر نمی آید   کسی به پای تو در جنگ تن به تن نرسید ز ترس توست حریفی اگر نمی آید  نگاه ها همه محو تو بود  ... نعره زدی خودم بیایم اگر یک نفر نمی آید به ناتوانی شان دوره می‌کنند تو را به جنگ با تو کسی بی سپر نمی آید  غزال من که تو را گرگها نظر زده اند ز چشم زخم به جز دردسر نمی آید  عمو رسید به دادم وگرنه هیچ کسی به پای خود سر نعش پسر نمی آید   کجای دشت به خون خفته ای بگو اکبر؟ صدای تو که از این دور و بر نمی آید   دهان مگو که پر از لخته لخته خون است نفس مگو نفس از سینه در نمی آید به پیکر تو مگر جای سالمی مانده چطور حوصله ی نیزه سر نمی آید   🇮🇷 مشق‌حماسه https://eitaa.com/mashghehemase
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جای یک بوسه به روی بدنت نیست علی قدر یک پلک زدن جان به تنت نیست علی آنقدر غرق به خونی و به هم ریخته ای اثر از زلف شکن در شکنت نیست علی باز برخیزو به تکبیر دلم را خوش کن گر چه از زخم توان سخنت نیست علی گوش خودرا به کنار لبت آوردم آه ... سهم من بوسه ی خون از دهنت نیست علی چه خزانی به گل تازه ی باغم زده اند دلم اماده ی پرپر شدنت نیست علی وقت آن است در آغوش عبا جمع شوی وای برمن که مجال کفنت نیست علی وقت آن است که از معرکه آزاد شوی بال بگشا،برو اینجا وطنت نیست علی 🇮🇷 مشق‌حماسه https://eitaa.com/mashghehemase
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا