چگونه جمع کند پارههای جانش را؟
به خیمهها برساند تن جوانش را
شکفت روی لبانش: علی عَلَی الدنیا...
همین که غرق به خون دید پهلوانش را
علی، همان که جهان محو در شمایل اوست
ندیده هیچکجا، هیچکس نشانش را
همان که در شب میلاد او پدر فهمید
پیمبر آمده زیبا کند جهانش را
به آنکه تشنۀ معنای «قاب قوسَین» است
بگو نظاره کند ابروی کمانش را
میان سجده خدا را فقط صدا میزد،
جهان کفر، اگر میشنید اذانش را
چقدر زخم مصور، چقدر مصرع سرخ
خبر دهید جوانان نوحهخوانش را
به هر طرف که نظر کرد اکبرش را دید
خبر دهید ندارد دگر توانش را...
به خیمه آمدن او دوباره ممکن نیست
نگیرد عمه اگر زیر بازوانش را
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیهالسلام
#فائزه_زر_افشان
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
کاش که در باغ اضطراب نیفتد
روی زمین شیشه ی گلاب نیفتد
چشم ابوالفضل در حرم نگران است
پای علی اکبر از رکاب نیفتد
میرود ارباب مثل باز شکاری
شیر حرم از روی عقاب نیفتد
کرده کمین نیزه ای به قصد تقرب
نقشه کشیدهست از ثواب نیفتد!
آمده شیطان ز صحنه عکس بگیرد
حرمله نزدیک شد ز قاب نیفتد
فاطمه ی کربلاست حضرت زینب
آمده تا باز ابو تراب نیفتد
خیمهی لیلا غریق اشک حرم شد
خانهی کس اینچنین در آب نیفتد
گفت که از ما گذشت کاش خدایا
ولوله در خیمه ی رباب نیفتد
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#سید_میلاد_حسنی
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
در نای نی خروش و نوایی نمانده است
یکدشت کفر مانده، خدایی نمانده است
اینجا قیامت است، مؤذن اذان بگو
ظهر شهادت است، مؤذن اذان بگو
آنگاه دشت نغمهی داوود را شنید
آیات نور مصحف معبود را شنید
گلنغمهی اذان علیاکبر است این
شور و نوای حنجر پیغمبر است این
با واژههای سرخ اذانش غزل سرود
با واژهها به سوی خدا بال و پر گشود
روح تغزل است و شکوه قصیده است
او را خدا شبیه نبی آفریده است
در جنگ او تمامیلشکر مردّدند
او اکبر است یا که پیمبر... مردّدند
آیینهی تمامنمای نبی شده است
اول شهید کوی منای نبی شدست
صیّاد دشت دام بلا را که پهن کرد ...
آمد حسین کهنه عبا را که پهن کرد ...
صوت اذان عشق بریده بریده بود
خون از عبای کهنه به میدان چکیده بود
آیینهی تمامنمای نبی شکست
چشمان گر گرفتهی صحرا به خون نشست
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#علی_اصغر_شیری
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
مادر به پای قامت تو قد کشیده است
همراه گریه های تو قامت کشیده است
با تار و پود جامه ات ای اکبر(ع) حسین(ع)
در طاق ابروان تو طاقت کشیده است
در خلق و خو پیمبر و در رزم، حیدری
ایزد تو را برای شجاعت کشیده است
پهلو شکست، معرکه چرخید، سر شکافت
داغ تو را زمین به سه حالت کشیده است
بین دو نهر با لب تشنه خزان شدی
بی شک فرات و دجله خجالت کشیده است
نذر دخیل مرقد شش گوشه با امید
شیعه هزار دفتر حاجت کشیده است
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#سیدجلیل_موسوی
لاله زاری در خزان گل کرده بود
از کران تا بی کران گل کرده بود
از عطش گل برگ هایش میتکید
در بیابان ارغوان گل کرده بود
پیش چشم باغبانی دل به راه
نوبهاری نیمه جان گل کرده بود
یک طرف آیات قرآن میچکید
یک طرف تیر و کمان گل کرده بود
گِرد او کفتار شب کِل میکشید
اشک یاسی بی نشان گل کرده بود
تکه تکه پیکرش بر خاک ریخت
بر لبش عطر اذان گل کرده بود
شرحه شرحه شرحه های ماهِ نو
بر عبای آسمان گل کرده بود
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#محبوبه_حمیدی
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
چهمیشد هردوگل پرپر نمیشد
یکی میشد، یکی دیگر نمیشد
علیاصغر علیاکبر نشد، کاش
علیاکبر علیاصغر نمیشد...
#محمدمعین_پوریلان
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیه السلام
#دوبیتی #عاشورایی
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
کنار دل و دست و دریا، اباالفضل!
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل!...
اگر دست میداد، دل میبریدم
به دست تو از هر دو دنیا، اباالفضل!
دل از کودکی از فرات، آب میخورد
و تکلیف شب، آب، بابا، اباالفضل!...
فدک مادری میکند کربلا را
غریبی تو هم، مثل زهرا اباالفضل!
تو را هر که دارد ز غم بینیاز است
وفا بعد از این نیست تنها اباالفضل!
تو با غیرت و آب و دست بریده
قیامت به پا میکنی، یا اباالفضل!
#شب_تاسوعا
#حضرت_ابالفضل_العباس علیه السلام
#ابوالقاسم_حسینجانی
shereheyat.ir
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
تیغ درکف دیده ای وقت شبیخون ماه را؟
نیمه شب ناگاه باحال دگرگون ماه را؟
تیغ درکف دیدمش بعدازخسوفی خون فشان
تابرآید گرد سرخ ازبام گردون ماه را
گردباد ازخون سهراب وسیاوش ها گذشت
کاش باآهی بچرخاند کتایون ماه را
ازکدام ابرو کمان زخمی به او آخررسید
یاکدام افسانه آیا کرده افسون ماه را
گرگ ها درجستجوی یوسفند اما به چاه
دشنه آورده است وشمعی تیره شمعون ماه را
کاش می دیدند درمیقات هم موساییان
ازگریبان روی دست آورده هارون ماه را
شاعران گفتند دروصفش مضامین غریب
تازه ازشام غریبان است مضمون ماه را
فایز آمد باطنین سنج ودف غرق غبار
تا به دریا بنگرد باآه مفتون ماه را
بنگرید اوراچهل منزل قیامت روی نی
بشنوید ازخیزران باضرب درخون ماه را
بنگرید او را میان شیهه ی اسبان کبود
هم لگدکوب هزاران نعل وارون ماه را
دیده ای هنگامه ی شق القمر رابرفرات
دیده ای"زخم ازستاره برتن افزون"ماه را؟
دیده ای سی پاره ی خورشید رادرقتلگاه
دیده ای چون سوره ای برنیزه گلگون ماه را
دیده ای پیچیده طومار امان نامه به خشم
با تمام شعله سوی شمر ملعون ماه را
بامصیبت نامه ی لیلا تماشا کرده ای
چکه چکه برصفوف بیدمجنون ماه را
دیده ای خورشید رابی وقفه دستی برکمر
دیده بی دست وعلم برعلقمه چون ماه را...
برزمین بنگر قران ماه وخورشید آن طرف
آفتاب آمد به بالین گویی اکنون ماه را
بشکند کوه ازکمر هیهات وقتی بنگرد
غرق درخون باعمود دشمن دون ماه را
بنگرید ازنیزه ها هفتاد ودو شمس الشرف
بی نگین هفتاد ودو یاقوت مکنون ماه را
باد را درخیمه گاهی جرات هو هو نبود
باد هم می دید چون ازخیمه بیرون ماه را
چشم زخمی می رسد برآفتاب وبعدازآن
صیحه ی شط فرات ازرود سیحون ماه را
دیده ام درابرهای صبح اروندش مدام
چشم برمشک وعلم درشام کارون ماه را
برمی آشوبد مگر هفتاد ودو زلف رها
برمی آشوبد مگرگرگی به هامون ماه را
باده می نوشد به یمن فتح برآل نبی
می زند باخیزران این ابن میمون ماه را
جام می برکف به رسم کینه خواهی می زند
خیزران برلب به نام شرع وقانون ماه را
امشب این بانگ حجازی دربقیع آورده است
درخسوف اززخمه هایی ناهمایون ماه را
می تراود نغمه ی " یاصاحب السجن"ازلبش
دیده ای درخانه ی زنجیر،مسجون ماه را؟
لشکری ازروشنان بابیرق عباسی اند
می رسد هرچند تیر ازکاخ صهیون ماه را
پشت سر"ابن طفیلان"،باشرار فتنه اند
کی بیالاید عدو بادود افیون ماه را
آی اسراییلیان!درشامگاهی قیرگون
بنگرید ازگور،محو گنج قارون ماه را
بیرق سرخ ابوالفضلی ست لبنان راببین
درعبور ازتپه های سبززیتون ماه را
#شب_تاسوعا
#حضرت_ابالفضل_العباس علیه السلام
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
ای بزرگ خاندان آبها
آشنای مهربان آبها
در مقام شامخ سقاییات
بند میآید زبان آبها...
بر ضریح دست تو پیچیدهاند
التماس گیسوان آبها
میرسید از دور بر اهل حرم
جملۀ «سقّا بمان» آبها...
مشک و ختم فاتحه هرگز نبود
این تصوّر در گمان آبها
بعد لبهای تبسمریز تو
گریه افتاده به جان آبها
از وداع تو حکایت میکند
دستهای پرتکانِ آبها...
#شب_تاسوعا
#حضرت_ابالفضل_العباس علیه السلام
#علی_اکبر_لطیفیان
shereheyat.ir
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase
عرق نبود که از چهرهات به زین میریخت
شرارههای دلت بود اینچنین میریخت
تو ایستاده چو ماهی مقابل خورشید
و از نگاه تو یک آسمان یقین میریخت
سلام یوسف امّالبنین خبر داری
که نام تو به دلم عشق آتشین میریخت؟...
مگر نه اینکه ملائک به سجده افتادند
همینکه طرح تو را هستیآفرین میریخت
لبت که آیۀ ایّاک نَعبدُ میخواند
ز بازوان تو ایّاک نستعین میریخت
نوشتهاند که از داغ دستهای تو خون،
به جای گریه برادر بر آستین میریخت
نمک به زخم دل من مزن مگو که عمود
چگونه بال و پرت را روی زمین میریخت
#شب_تاسوعا
#حضرت_ابالفضل_العباس علیه السلام
#عباس_شاهزیدی
shereheyat.ir
🇮🇷 مشقحماسه
https://eitaa.com/mashghehemase