6.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆خاطرهای بسیار شیرین و شنیدنی و البته درس آموز از حضرت علامه جعفری ره
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
💠کل قرآن با متن و صوت...
محاسن:
🔸قابلیت تنظیمات اندازه متن
🔸قابلیت تنظیمات سرعت صوت ttp://www.f19.ir/tartil/
🔸 با نوای سه قاری
👏بسار عالی
🙏برای دیگران هم به اشتراک بگذارید
👌بسیار کاربردی هست.
🤲التماس دعا
🔶 شرح " حکمت ۳۸ نهج البلاغه "
🔸 ـ ارزش ها و آداب معاشرت با مردم
(به فرزندش امام حسن علیه السّلام فرمود)
پسرم! چهار چیز از من یاد گیر(در خوبیها)
و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)،
که تا به آنها عمل مى کنى زیان نبینى:
👈الف- خوبى ها
۱- همانا ارزشمندترین بى نیازى عقل است،
۲- بزرگ ترین فقر بى خردى است،
۳- ترسناک ترین تنهایى خودپسندى است.
۴- و گرامى ترین ارزش خانوادگى، اخلاق نیکوست.
👈ب- هشدارها
۱- پسرم! از دوستى با احمق بپرهیز،
چرا که مى خواهد به تو نفعى رساند امّا دچار زیانت مى کند.
۲- از دوستى با بخیل بپرهیز،
زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى دارد.
۳- از دوستى با بدکار بپرهیز،
که با اندک بهایى تو را مى فروشد.
۴- و از دوستى با دروغگو بپرهیز،
که او به سراب ماند، دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور مى نمایاند.
«شرح حکمت۳۸ نهج البلاغه»(۱)
◀️ امام علیه السّلام چرا نفرمود من هشت چیز را به تو توصیه مى کنم، بلکه فرمود: چهار چیز و چهار چیز.
❇️ پاسخ سؤال این است که امام مى خواهد بدین وسیله
مخاطب را متوجه تفاوت این دو با هم سازد، زیرا :
▪️چهار قسمت اول ناظر به صفات «اخلاقى» است
و چهار قسمت دوم ناظر به امور «رفتارى»
▪️و اضافه بر این چهار قسمت اول از باب اوامر است
و چهار قسمت دوم از باب نواهى.
امام در چهار قسمت اول نخست مىفرماید:
«(فرزندم) بالاترین سرمایه ها عقل است»؛
(إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ). انسانى که داراى عقل کافى است هم از نظر معنوى غنى است و هم از نظر مادى؛
از نظر معنوى عقل، او را به سوى خدا و اعتقاد صحیح و فضایل اخلاقى واعمال صالحه دعوت مىکند،
زیرا عواقب شوم رذایل اخلاقى را به خوبى درک مىنماید و او را از آن باز مىدارد و در امور مادى با حسن تدبیر و همکارى صحیح با دیگران و تشخیص دوست و دشمن و درک فرصتها و استفاده صحیح از نیروى دیگران به فواید و برکات مادى مىرساند، بنابراین سرمایه پیروزى در دنیا و آخرت عقل است.
استثنایى که بعضى از شارحان به این اصل کلى زدهاند که منظور از عقل، آنجاست که از طریق مشورت نتوان کارى کرد صحیح به نظر نمىرسد، زیرا در مورد مشورت نیز عقل است که انسان را به استفاده از افکار دیگران و عمل کردن به نتیجه مشورت دعوت مىکند.
نقطه ى مقابل جمله ى اول چیزى است که امام علیه السلام در دومین جمله از گفتار حکیمانه خود بیان کرده است. مىفرماید «بزرگترین فقر حماقت و نادانى است».
زیرا آدم احمق هم آخرت خود را به باد مىدهد و هم دنیایش را.
او منافع زودگذر را بر سعادت جاویدانش مقدم مىدارد و لذت ناپایدار را بر سعادت پایدار.
به همین دلیل روز رستاخیز دستش از حسنات تهى است و پشتش از بار سیئات سنگین.
در دنیا نیز بر اثر ندانم کارىها دوستان خود را از دست مىدهد و منافع آنى را بر درآمدهاى آینده مقدم مى شمرد.
بخل و تنگ نظرى که لازمه ی حماقت است مردم را به او بدبین مى کند و تدبیر لازم براى تمشیت امور مادى را ازدست مى دهد و به همین دلیل فقر عقل باعث فقر در زندگى مادى او نیز مى شود.
✅یکى از مشکلات مهم کار احمق نیز مشکل بودن درمان اوست، زیرا او مانند بیمارى است که نه دارو مى خورد و نه پرهیز مىکند.
هنگامى که از آن حضرت صادق علیه السًلام سؤال کردند احمق کیست گفت: 👈احمق کسى است که تنها به رأى خود و شخص خود عقیده دارد و تمام فضیلت را براى خود روا مىدارى وچیزى بر ضد خود قائل نیست، حق را به طور کامل براى خود مىشمرد و هیچ حقى براى دیگرى بر خود روا نمىداند.
سپس در سومین جمله از این کلمات نورانى مىفرماید:
«بدترین تنهایى و وحشت خودبینى و خودپسندى است».
«وحشت» در لغت هم به معناى تنهایى آمده است و هم به معناى ترس وناراحتى ناشى از آن و به یقین، افراد خودبزرگ بین دوستان خود را به زودى از دست مىدهند، زیرا مردم حاضر نیستند زیر بار چنین افراد خودبین وخودخواهى بروند و به این ترتیب در زندگى تنهاى تنها مى مانند.
سرانجام در چهارمین دستور انسانساز مى فرماید: «برترین حسب و نسب اخلاق نیک است»
حسب در لغت هم به شرافتهاى ذاتى و صفات برجسته اطلاق شده و هم به شرافت پدران و اجداد، بنابراین منظور امام این است که بالاترین شرافت ذاتى واکتسابى از پدران و اجداد دارا بودن حسن خلق است، زیرا بیش از هر چیز جاذبه دارد و قلوب را متوجه انسان مى کند و شرافتهاى دیگر تا این حد توان ندارند.
👈برگرفته شده از m5736z.blog.ir
🔶 شرح « حکمت ۳۹ نهج البلاغه »
🔸 ـ جایگاه واجبات و مستحبّات
«لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ.»
«عمل مستحب انسان را به خدا نزدیک نمى گرداند، اگر به واجب زیان رساند.»
« شرح و تفسیر »
روشن ترین تفسیرى که براى این گفتار حکیمانه امام(علیه السلام) به نظر مى رسد این است که هرگاه کارهاى مستحب ضررى به واجبات بزند ارزش آن کاسته مى شود و ثواب آن کم مى گردد، مثل این که کسى از سر شب تا بعد از نیمه شب مشغول عزادارى باشد ولى خواب بماند و نماز صبح او قضا شود.
همه مى گویند آن مستحبى که به این فریضه لطمه زد کم ارزش است. یا این که به سراغ کارهاى خیر و کمک به مستمندان برود; ولى در اداى دیون خود و یا حج واجب کوتاهى کند.
دلیل آن هم روشن است فرائض و واجبات مصالحى دارد که اگر ترک شود به انسان لطمه جدّى مى زند در حالى که مستحبّات چنین نیست
👈و به این مى ماند که کسى داروى اصلى درد خود را رها کرده و به داروهاى اضافى و غیر ضرورى بپردازد.
🔶 در حدیثى که در غررالحکم از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده مى خوانیم:
«چهار چیز است که دلیل بر سقوط دولت ها مى شود:
ضایع ساختن اصول،
و چسبیدن به فروع
و مقدم داشتن اراذل
و مؤخر داشتن افاضل».
🔶تفسیر دیگرى که براى این گفتار حکیمانه است این که در بعضى از عبادات اگر واجبات را رها کنند و به مستحبات بپردازند مستحب اساساً باطل است;
▪️مانند کسى که روزه قضاى واجب بر اوست اگر روزه مستحب بگیرد از اساس باطل است
▪️و یا این که حج واجب را رها کند و به سراغ حج مستحب برود که به عقیده جمعى حج مستحب او باطل است.
🔶 احتمال سوم نیز در تفسیر این سخن این است که اشاره به مسئله ی ضدین که در علم اصول آمده باشد، زیرا جمعى معتقدند که امر به شى نهى از ضدّ خاص آن مى کند و بر این اساس معتقدند کسى که بدهکارى فورى داشته باشد اگر در وسعت وقت نماز بخواند نماز او باطل است،
زیرا انجام نماز در وسعت وقت به واجب فورى لطمه زده و چون امر به شى نهى از ضد مى کند این نماز قابل تقرب نیست و باطل است;
ولى اخیراً محققان این مطلب را نپذیرفته اند و امر به شى را سبب نهى از ضد خاص نمى دانند. البته جمع میان همه این تفسیرها نیز منعى ندارد; ولى مناسب تر همان تفسیر اوّل است.
👈برگرفته شده از m5736z.blog.ir
🔶 شرح « حکمت ۴۰ نهج البلاغه »
🔸 ـ راه شناخت عاقل
«لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ.»
«زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.»
«شرح و تفسیر حکمت ۴۰ نهج البلاغه»
ـ فرق جایگاه زبان عاقل و احمق
آنچه امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه بیان فرموده کنایه زیبایى است درباره ی کسانى که سنجیده یا نسنجیده سخن مى گویند.
اشاره به این که انسان عاقل نخست اندیشه مى کند سپس سخن مى گوید در حالى که احمق نخست سخن مى گوید و بعد در اندیشه فرو مى رود به همین دلیل سخنان عاقل حساب شده، موزون، مفید و سنجیده است; ولى سخنان احمق ناموزون و گاه خطرناک و بر زیان خود او.
همین عبارت با شرح جالبى در خطبه ۱۷۶ آمده است و در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «زبان انسان با ایمان پشت قلب (و فکر) او است، لذا هنگامى که مى خواهد سخنى بگوید نخست در آن تدبّر مى کند سپس بر زبانش جارى مى سازد، ولى زبان منافق جلو قلب او است، لذا هنگامى که تصمیم به چیزى مى گیرد بدون هیچ گونه تدبّر بر زبانش جارى مى سازد».
از آنجا که على(علیه السلام) باب علم پیامبر(صلى الله علیه وآله) است این سخن را از او آموخته است. امام حسن عسکرى(علیه السلام) این سخن را با عبارت لطیف دیگرى بیان فرموده: «قلب (و فکر) احمق در دهان او و دهان شخص حکیم در قلب اوست!».
مرحوم سیّد رضى پس از ذکر این کلام حکمت آمیز مى گوید: «این سخن از مطالب شگفت انگیز و پرارزش است و منظور این است که عاقل زبانش را به کار نمى گیرد مگر بعد از مشورت با عقل خویش و فکر و دقت; ولى احمق سخنانى که از زبانش مى پرد و حرف هایى که بدون دقت مى گوید بر مراجعه به فکر و اندیشه و دقت رأیش پیشى مى گیرد، بنابراین گویا زبان عاقل پشت قلب او قرار گرفته و قلب احمق پشت زبان اوست».
👈برگرفته شده از m5736z.blog.ir
🔶 شرح «حکمت ۴۱ نهج البلاغه ی علی علیه السّلام»
🔸 ـ راه شناخت احمق
«قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فِیهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِی قَلْبِهِ.»
«قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.»
«شرح و تفسیر حکمت ۴۱ نهج البلاغه»
ـ باز هم فرق عاقل و احمق
مرحوم سیّد رضى در آغاز این سخن حکیمانه مى گوید: «همان جمله پرمایه قبل از امام(علیه السلام) به تعبیر دیگرى بدین صورت نقل شده است: «قلب احمق در دهان اوست و زبان عاقل در درون قلبش قرار دارد».
سپس مى افزاید: «و هر دو یک معنا را بازگو مى کنند»; (وَمَعْناهُما واحِدٌ.). تفاوت این دو تعبیر آن است که در تعبیر اول مى فرماید: زبان عاقل پشت قلب (عقل) اوست. در اینجا مى فرماید: در درون قلب اوست و در آنجا مى فرمود: قلب احمق پشت زبان اوست و در اینجا مى فرماید: در دهان اوست.
به یقین هر دو بیان تعبیرى کنایى زیبا و صحیحى است و هر دو اشاره به یک حقیقت دارد و آن این که افراد عاقل بى مطالعه، فکر و دقت سخن نمى گویند; حسن و قبح، سود و زیان، مناسبت و عدم مناسبتِ گفتار خود را به دقت بررسیده و سپس آن را بر زبان جارى مى کنند در حالى که افراد نادان به عکس آن هستند; سخنى را بى مطالعه مى گویند و بعد که به آثار زیانبارش برخورد کردند در فکر فرو مى روند که آیا صلاح بود ما چنین سخنى را بگوییم؟
در کتاب محجة البیضاء همین مضمون کلام امام(علیه السلام) با شرح بیشترى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که مى فرماید: «زبان مؤمن در پشت قلب (عقل) اوست و هنگامى که اراده کند سخنى بگوید نخست با عقل خود آن را بررسى مى کند سپس بر زبانش جارى مى سازد ولى زبان منافق جلو قلب (عقل) اوست هنگامى که تصمیم به چیزى بگیرد بدون مطالعه بر زبانش جارى مى سازد».
در حدیث دیگرى از امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى خوانیم: «سخنانى که بر زبان هر انسانى جارى مى شود دلیل بر میزان عقل اوست».
نیز در همان کتاب در عبارت کوتاه ترى آمده است: «سخن انسان معیار عقل اوست».
در ادامه ی همین کلمات قصار در جمله ۳۹۲ خواهد آمد: «سخن بگویید تا شناخته شوید; زیرا شخصیت انسان زیر زبان او پنهان شده است».
هرگاه در مورد عبادات و طاعات و گناهان و سیئات دقت کنیم مى بینیم قسمت عمده ی طاعات با زبان و قسمت مهم گناهان نیز با زبان است، بنابراین زبانى که در اختیار صاحبش نباشد بلاى بزرگى است و به عکس، زبانى که در اختیار عقل انسان باشد منبع برکات و طاعات فراوانى است.
نکته ی مفهوم واقعى عقل و حمق در اینجا این سؤال پیش مى آید که عقل و حماقت در انسان ها ذاتى ایشان است; نه عاقل را مى توان بر عقلش ستایش کرد و نه احمق را بر حماقتش نکوهش.
پاسخ سؤال این است که منظور در اینجا عقل و حماقت اکتسابى است. کسى که ذاتا احمق است در واقع نوعى بیمارى دارد که در صورت امکان باید به وسیله دیگران معالجه شود; ولى گاه انسان حماقت را با اراده خود فراهم مى سازد; با نیکان و پاکان و عاقلان و خردمندان معاشرت نمى کند و بر عکس به دنبال هواى نفس مى رود و با افراد نادان و شرور طرح دوستى مى ریزد، تحصیل علم را رها مى کند و با اختیار خود در وادى جهل گام بر مى دارد و هنگامى که مسئله سرنوشت سازى پیش آید با این که مى تواند تأمل کند، به مشورت بپردازد و از این و آن نظر بخواهد همه اینها را ترک کرده و بى گدار به آب مى زند و گرفتار غرقاب مى شود.
نکوهش حضرت از چنین حماقتى است. همان گونه که امام(علیه السلام) در غررالحکم مى فرماید: «عقل غریزه اى است که با علم و تجربه افزون مى شود. (و در نقطه مقابل با ترک علم و عدم بهره گیرى از تجارب ضایع مى گردد)».
👈برگرفته شده از m5736z.blog.ir
«يَا مُعِينَ مَنْ لا مُعِينَ»
گاهی خدا می خواهد با دستان شما دست دیگر بندگانش را بگیرد، وقتی دستی را به یاری می گیری، بدان که دست دیگرت در دست خداست.
کار نیکوی انفاق و کمک به عزیزان موهبتی است که خداوند بزرگ هر کسی را نصیب نخواهد کرد.
آنان که با روح بلند و مناعت طبع، با دل پرمحبت و دستانی گشاده و بخشنده، همنوعان خود را چون خود دوست دارند و شیرینی و طعم خوش زندگی را برای دیگران نیز آرزو دارند.
اینان به یقین در پیشگاه حق تعالی عزیز و گرامیاند و از بهترین پاداش برخوردارند.
برخود فرض دانسته پیشاپیش از حسن التفات عمل نیکوی شما عزیزان مراتب تقدیر و تشکر خود را اعلام و از آن کریم دانا و بینا، خیر دنیا و آخرت شما نیکوکاران و خیّران ارجمند را مسألت نماییم.
◀️تقدیم شماره کارت جهت کمکهای مؤمنانه و خیّرانهی شما بزرگواران به صندوق:
5029081054817149 👈
توضیح:
فعالیتهای صندوق در جهت وامهای بدون کارمزد، قرضهای کوتاه مدت، کمکهای بلاعوض، بستههای معیشتی و.... میباشد.
لطفاً ما را از نیت و نوع مصرف خیّرانه خود مطلع سازید. 👈 09132516095
14.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📿دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
🔰اللَّهُمَّ زَيِّنِّي فِيهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ، وَ اسْتُرْنِي فِيهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْكَفَافِ، وَ احْمِلْنِي فِيهِ عَلَى الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ، وَ آمِنِّي فِيهِ مِنْ كُلِّ مَا أَخَافُ، بِعِصْمَتِكَ يَا عِصْمَةَ الْخَائِفِينَ.
🔹خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنی بیارای،
و به لباس قناعت و اکتفا به اندازه حاجت بپوشان،
و بر عدالت و انصاف وادارم نما،
و مرا در این ماه از هرچه میترسم ایمنی ده، به نگهداریات ای نگهدارنده هراسندگان.
@tarashiun_ir
6.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیرالمومنین: عاقبت شما اخر از دست من عبور خواهد کرد، من از سوی خدا تقسیم کننده بهشت و جهنم خواهم بود
بخشی از صحبتهای حجت الاسلام حامد کاشانی
@tasvir12
👈 پرسیده شده از: دفتر آیت الله العظمی خامنهای؛
❓پرسش: آیا مرخصی گرفتن و تغییر شیفت کاری خود برای کسی که میخواهد در مشقت برای بازکردن روزه گرفتن نیفتد، واجب است یا اینکه میتواند از مرخصی و تغییر شیفت کاری خود استفاده نکند و روزه خودرا بخاطر مشقت نگیرد یا باز کند؟
@tasvir12