✍ یک صفحه کتاب
نادانی آرام بخشی است که تجویزی نخواهد داشت و دیوانگی دردی است که نادان ندارد.
Ignorance is a sedation that does not have a prescription and madness is a pain that the ignorant does not have.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
✍یک صفحه کتاب
یک کار اشتباه در مسیر درست می تواند زندگی ات را تغییر دهد،اما هزار کار درست در مسیر اشتباه هیچ اتفاق مثبتی برای تو رقم نخواهد زد؛ مسیرت را درست انتخاب کن.
One wrong action in the right direction can change your life, but a thousand right actions in the wrong direction will not bring anything positive to you; Choose your path correctly.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
✍ یک صفحه زندگی
صخره ها هیچ وقت نوازش نخواهند شد،مثل آب باش که بتوانی هر صخره ای را غرق کنی.
Rocks will never be caressed, be like water that can drown any rock.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
✍ یک برگ شعور
بهترین نتیجه ی صبر کردن،همان صبری است که آموخته ایم.
The best result of waiting is the patience we have learned.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
✍ یک صفحه بیداری
بیدار ماندن در میان جمعِ خفتگان همیشه سوء ظن می آورد.
Staying awake among the sleepers always brings suspicion.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
✍ یک برگ خوشبختی
خوشبختی را در احساسِ خوب زیبایی بندگی و قناعت یافتم.
I found happiness in the good feeling of the beauty of servitude and contentment.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت.
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر:تو را به خیر ما را به شهادت
این شعر
شهیدی است تنها
میان آرزوهای شهادت
روی خیابان کشیده می شود
انگار کِرداوِت مادری است
که همیشه دور فرزندش می اندازد،
همین خط
باورها را سر جای خود نگه می دارد!
می خواهم کمی تو را احساس بخشم به سوگند
که درون هر واژه جاری است
تو
از واژه ها چه انتظاری خواهی داشت
وقتی فتنه بی رحمانه
بر پیکر بی جان شهید لگد می زند!
گمان مکن که مکتب درون احساس لگد خواهد شد
خاک را هیچ غباری از بین نخواهد برد!
مشهد کمال شهر است ،
راهی برای دفتر عشق
مسیر کوه های استوار
دشت هایی به وسعت مهربانی
سنگر اسلام هنوز پا برجاست!
کوه دشت چَمَر می گیرد
نسیم طراوات می پیچد ازدحام را
شهر به شهر
تو را خسته نخواهد کرد
روح الله درون شهیدان است
درون مردمی که آرزوی شهادت دارند
ایمن می شوم به نظام
تو را به خیر ما را به شهادت.
شاعر: مسعود آزادبخت
تقدیم به همشهری سرافراز شهید سید روح الله عجمیان و تسلیت به خانواده ایشان و مردم شریف شهرستان کوهدشت
https://eitaa.com/masoud4471
✍ یک برگ حقیقت
زندگی برای حقیقت می جنگد اما فریب واقعیت را خواهد خورد.
Life fights for truth, but it will be deceived by reality.
کتاب از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر:سرفراز
اگر سر تا سر ایران سراسر سرفراز است
همه با دین اسلام و به الطاف نماز است
مگر خود کعبه را سری ز اسرار حقیقت
هم از ارکانِ توحید و سخن با اهلِ راز است
درِ رحمت به روی بندگان با هر اذان باز
توانا می کند هر بنده ای را که نیاز است
به هر جانب وضو دارم که دل چون بی قرار است
خدا داند که جان و دل چرا عاشق نواز است
بدانی تو که در دنیا چه داری جز نماز هیچ
که در سجده میان هر دو عالم امتیاز است
کنونش گر کنی سبحان و تعظیمی که لایق
که سر تا پای ما را طاعت حق چون مجاز است
به راه حق بود هر کس به قدر مقصد آگاه
نباشد مشکلی او را که خالق را بساز است.
شاعر: مسعود آزادبخت
بیست و یکم آبان ۱۴۰۳
https://eitaa.com/masoud4471
✍ یک صفحه تفکر
یک دزد قبل از هرچیز،آزادی و آرزوهایش را می دزدد.
A thief first of all steals self freedom and dreams.
کتاب: از شعر تا بلوغ
مولف و برگردان: مسعود آزادبخت.
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر: مهلت
گفته بودم که تل آویو هوا خواهد رفت
لشکر قدس به فرمان خدا خواهد رفت
این همه ما به شما مهلت هاجر دادیم
چه کسی بینِ شما مروه صفا خواهد رفت؟
مثلا گنبد تو خانهی امنت شده بود
همه دانند که موشک به کجا خواهد رفت
هر کجایی بروی بال و پرت می چینیم
موشک قائم ما هم به فضا خواهد رفت
دو سه روزی است که دور و بر تو آمریکاست
یمن از بحر به سوی شرکا خواهد رفت
خانه ات سست ترین منزلِ این آبادیست
هر کسی گفت خلافش به خطا خواهد رفت.
شاعر: مسعود آزادبخت
۲۶ آبان ۱۴۰۳
#وعده_صادق_۳
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر: دلِ ایران
عمریست که پهلوی تو همدرد ندارد
آن در که شکست طاقت هر طرد ندارد
بینی که شهیدان همه یا فاطمه گویند
او مادر آن هاست که مانند ندارد
هر در بروی مادر تو دل نگرانست
مادر ز بهشت هم دلِ بی درد ندارد
ما هر چه که داریم همه یا زهراست
این حس که نیازی به دل و عهد ندارد
هر معرفتش یک گلی از باغِ بهار است
در علم و عَمَل او که همانند ندارد
در مکتب عشقت ز بس اندیشه نمودیم
گُل با خونِ شهید یک ورقِ زرد ندارد
هر کس که ز خاک نام و نشانت پرسد
اندر دل ایران که زن و مرد ندارد
شاعر : مسعود آزادبخت
تقدیم به مادر شهیدان حضرت فاطمه (س)
https://eitaa.com/masoud4471