نام شعر: فرمانده ی ایمان
چو مرا عشق علی دولت و پیمانِ من است
گر کند امر دو عالم همه فرمانِ من است
من اگر رویِ زمین صحبتِ جانان جویم
او مرا گفت که جانان همه در جانِ من است
ای سلیمان تو شهی جاه و جمالت نیکوست
با خبر باش علی شاهِ سلیمانِ من است
همه فرمانِ خدا بعد نبی طاعت مولاست
تا بدانند که حیدر به چه سلطانِ من است
هر که او سِرِّ خدا را به یقین می داند
این چنین گفته علی را که سخندانِ من است
هر کجا هست علی آمده اندر دو جهان
از ملائک سخنی مانده که کیهانِ من است
چو ز سر پنجه ی زورش به خدا ایمان داشت
پس عجب نیست که فرمانده یِ ایمانِ من است
گر تو خواهی که شوی شیعه یِ او حرفی نیست
این عمل بهتر از آن نیست که فرقانِ من است.
شاعر: مسعود آزادبخت
دی ماه ۱۴۰۳
ولادت با سعادت مولای متقیان علی(ع) و روز پدر بر تمامی شیعیان حضرتش مبارک باد
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر: آلِ علی
دلِ خود را به مدد سویِ علی باید برد
مثلِ خورشید به ماه و عسلی باید برد
گر گدایی نکند بر تو گدایی هر روز
بارِ آن پادشهان را محلی باید برد
تا که از خلق علی باشم و از آل علی
دین و دنیای مرا هم عملی باید برد
از علی نیست به جز حق به جهانی دیگر
بر زبان نام علی را چو ولی باید برد
روز و شب در طلبِ وصلِ علی باید بود
که نجف را به دل و جان غزلی باید برد
هر چه بر لوحِ وجودِ ازلی بنوشتند
لوحِ ما را سخن آل علی باید برد.
شاعر: مسعود آزادبخت
۲۵ دی ماه سالروز ولادت حضرت علی(ع) بر تمام شیعیان مبارک باد
https://eitaa.com/masoud4471
به مناسبت ۱۳ رجب؛
در طلب وصف علی (ع)
لرستان - «مسعود آزادبخت» شاعر کوهدشتی شعری را به مناسبت ۱۳ رجب سالروز ولادت اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب(ع) سروده و در اختیار ایبنا قرار داده است.
👇
ibna.ir/x6vJc
https://eitaa.com/masoud4471
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکلمه ی شعر " فرمانده ی ایمان"
با نوای حجه الاسلام جواد احمدی
نام شعر: فرمانده ی ایمان
چو مرا عشق علی دولت و پیمانِ من است
گر کند امر دو عالم همه فرمانِ من است
من اگر رویِ زمین صحبتِ جانان جویم
او مرا گفت که جانان همه در جانِ من است
ای سلیمان تو شهی جاه و جمالت نیکوست
با خبر باش علی شاهِ سلیمانِ من است
همه فرمانِ خدا بعد نبی طاعت مولاست
تا بدانند که حیدر به چه سلطانِ من است
هر که او سِرِّ خدا را به یقین می داند
این چنین گفته علی را که سخندانِ من است
هر کجا هست علی آمده اندر دو جهان
از ملائک سخنی مانده که کیهانِ من است
چو ز سر پنجه ی زورش به خدا ایمان داشت
پس عجب نیست که فرمانده یِ ایمانِ من است
گر تو خواهی که شوی شیعه یِ او حرفی نیست
این عمل بهتر از آن نیست که فرقانِ من است.
شاعر: مسعود آزادبخت
https://eitaa.com/masoud4471
هدایت شده از پایگاه خبری_تحلیلی زاگرس کوهدشت
💠انتخابی درست از جنس فعالان فرهنگی شهرستان کوهدشت
✅جناب آقای مسعود آزادبخت شاعر و نویسنده توانمند شهرستان کوهدشت از طرف کانون نویسندگان استان لرستان به عنوان مسئول انجمن داستان نویسی شهرستان کوهدشت منصوب گردید
#پایگاه_خبری_زاگرس_کوهدشت
🔸 eitaa.com/zagros_ir
💠 telegram.me/zagrosyan1
🔸Instagram.com/zagros_irr
💠http://zagroskohdasht.ir
نام شعر: آهِ مظلوم
غمِ فراگیرش ز آهِ مظلوم است
قیامتی برپاست که را که محکوم است
ز آسمان بارید گدازه ای آتش
به جای هر باران ،دعای محروم است
به خاطرم مانده زنی که گریان بود
دلیل این گریه، بدان که معدوم است
مرا ببر آن وقت که کودکان مردند
شهادت ِکودک ،خدایِ مفهوم است
نه شامِ ما مانده نه روزِ کفر آمیز
که در جهنم بود ؟ببین که معلوم است
به قول هر مادر، زمانه ی جنگ است
به زیر آن آتش صدای مصدوم است
ز جبهه ی قائم،شکوفه باران بود
نیاز آن دشمن رسانه مسموم است.
شاعر: مسعود آزادبخت
بهمن ۱۴۰۳
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر: سخن
چون به معراج حقیقت، فلکت را سخن است
همه از نورِ تو شق القمرت را سخن است
سخن از عقل بگو یک نَفَس از عشق بخوان
سخن از عشق بگو هر نَفَسَت را سخن است
عشق را دستِ خدا دادم و رو سویِ حرا
سنگ آن غار نویسد خَلَقَت را سخن است
چون که بر نقشِ جهان خانه ای از اخلاق است
همه در بیتِ تو اهلِ قلمت را سخن است
نورِ حق بود که با بعثتِ تو برپا شد
آنچه تابید از آن روی مَهَت را سخن است
گر تو فرمان بدهی آن سخنِ عالیِ رب
من سخن راست بگویم ادبت را سخن است
دل سراپرده ی نور است که عشق آمده است
کس ندانم که نداند که دلت را سخن است.
شاعر: مسعود آزادبخت
عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد
نُهُمِ بهمن ۱۴۰۳
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر: دستور خدا
خوش به آن روز زمستان که به هر حال گریست
دلِ رنجیده ی ما بعدِ دو صد سال گریست
وقتی از سمتِ خدا نور به این جا آمد
علی از هر دو جهان با همه احوال گریست
چون که این اشکِ من و گریه ی شعر از شوق است
دهه ی فجر که شد چشمِ من امسال گریست
صبح شد شام غم انگیز دگر چون خورشید
زان که باید سخن از کارِ تو خوشحال گریست
این عمل را که به دستور خدا می باشد
لاله در دشت چنان شد که به اعمال گریست
سخن از بهمنِ ایران همه جا نقش ببست
مژده ای بود کسی را که به اقبال گریست
چون وطن را که ز بیگانه جدا کردیم ما
خانه آباد شد آن خانه که ملال گریست.
شاعر: مسعود آزادبخت
به مناسبت دهه ی فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ۱۴۰۳
https://eitaa.com/masoud4471
خبرگزاری رسمی حوزه/
روایت شاعرانه از بهمن ۵۷
مسعود آزادبخت در این دو سروده با زبانی نمادین، روزهای پیروزی انقلاب را روایت میکند؛ از اشک شوق مردم تا رهایی وطن از بیگانگان. شعری که در آن، گریه و شادی، رنج و پیروزی در هم تنیده شدهاند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، مسعود آزادبخت از شعرای آئینی دو شعر به مناسبت دهه ی فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی سرود که تقدیم شما فرهیختگان می شود:
دستور خدا
خوش به آن روز زمستان که به هر حال گریست
دلِ رنجیده ی ما بعدِ دو صد سال گریست
وقتی از سمتِ خدا نور به این جا آمد
علی از هر دو جهان با همه احوال گریست
چون که این اشکِ من و گریه ی شعر از شوق است
دهه ی فجر که شد چشمِ من امسال گریست
صبح شد شام غم انگیز دگر چون خورشید
زان که باید سخن از کارِ تو خوشحال گریست
این عمل را که به دستور خدا می باشد
لاله در دشت چنان شد که به اعمال گریست
سخن از بهمنِ ایران همه جا نقش ببست
مژده ای بود کسی را که به اقبال گریست
چون وطن را که ز بیگانه جدا کردیم ما
خانه آباد شد آن خانه که ملال گریست
****************
بت شکنِ راز
چون زمزمه ی سرو سر افراز آمد
دی رفت و سرور خنده آغاز آمد
از پای در آمد دلم از شادی مهر
بهمن به همین نغمه ی دلباز آمد
ای باد بیا با تو مرا رازی هست
گر گوش کنی بت شکنِ راز آمد
در فجر سپید که یک شاه شکست
آن روز که فرمانده ی پرواز آمد
هر کس که مرا دید سخن باز بگفت
شهری به خدا با سخنت باز آمد
هر روز مرا دیده یِ تو نورانیست
جانی دگر از همتِ سرباز آمد
ای روحِ خدا به خاکِ پاکت سوگند
امروز جهان با تو به آواز آمد
https://eitaa.com/masoud4471
رباعی ۱
دور از تو دلِ غمزده ام شور ندارد
دوری به سر آید رخِ مهجور ندارد
بر رویِ زمین پرتو خورشید مبینید
کان ذره به از قائمِ ما نور ندارد
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
رباعی۲
تا جان برود با نظرِ تو به دعا باز
ماییم کنون دیده و دل بر تو بها باز
تا رویِ دل آرامِ تو بینیم ز شادی
اینجا که حقیقت اثری هست بیا باز
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
نام شعر: محجوب
وقتی که جهان را همه در آشوب است
با نورِ تو احوالِ جهان هم خوب است
اطرافِ تو را گر گل و گلشن روید
گویند که خاکت به هوا مطلوب است
در خانه اگر فرشته ای حاضر نیست
آمد که نویسد سخنت مکتوب است
در غیبتِ تو حرف اگر باقی ماند
آن حرف مگر با تو چنین محبوب است
این جمعه اگر به نامِ تو عاشوراست
بنگر که مثالِ منتظر یعقوب است
از تابشِ پر نورِ تو خورشید چه شد؟
پنهان شود از قامتِ تو محجوب است
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
شعر: حاضر غایب
هر کسی را که به دل منتظرت می مانَد
لحظه یِ دیدنِ تو خاکِ درت می مانَد
چون به پیشِ نظرش حاضر و غایب بودی
جمعه ها درصددِ هر خبرت می مانَد.
گر که تقدیر من آن است که رویت بینم
تو بگو باز مرا در نظرت می ماند؟
گرچه امروز جهان با رهِ تو بیدار است
چه کسی در رهِ تو هم سفرت می ماند؟
همه جا هست جهان از رخِ تو بر دیده
هر کجا می نگرم یک اثرت می ماند
با یقین است هر آن کس که سلامت را داد
مثل پروانه یِ دل دور و برت می ماند.
السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)
شاعر : مسعود آزادبخت
ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت صاحب عصر و زمان مبارک باد.
بیست و پنجم بهمن ماه ۱۴۰۳
https://eitaa.com/masoud4471
همزمان با میلاد با سر سعادت و پر خیر و برکت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، قرعه کشی نفرات برگزیده پویش«اربعینیام» برگزار و نفرات برتر مشخص شدند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با ایام ماه محرم و صفر و حضور میلیونی مردم جهان در کنگره اربعین حسینی(ع)، رسانه رسمی حوزه اقدام به راه اندازی پویش«اربعینیام» کرده بود که در این راستا زائران حضرت اباعبدالله (ع) در مسیر ۸۰ کیلومتری نجف تا کربلا صحنههای بی نظیر را به تصویر کشید و برای پویش خبرگزاری حوزه ارسال کردند.
بر اساس این گزارش: در سالروز میلاد با سر سعادت و پر خیر و برکت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، قرعه کشی نفرات برگزیده پویش«اربعینی ام» برگزار گردید.
نفرات برتر این پویش که طی قرعه کشی مشخص شدند از سوی خبرگزاری حوزه جوایزی به آنان اهدا خواهد شد.
اسامی نفرات برتر که به قید قرعه انتخاب شدند به این شرح است:
سه نفر برگزیده اول آقایان:
احسان شبانی
مهدی سماوائی
جمشید متعبد
نفرات برتر آقایان و خانم ها:
مسعود آزادبخت
سبحان رهمانیان
سید محمد موسوی فراز
کاوه مرادی
سکینه غلاملو
علیرضا فارسی جانی
صحرایی
کبری صادقی
ریحانه صاحبی
پروانه رامیان
ابوطالب کوثری دانا
میلاد الهیاری
فامه زینب ربانی
سید محمد حسین ذاکر
محمد باقر مشکاتی
فاطمه رضایی
ضمن سپاس از همه مخاطبان عزیز که در این پویش شرکت کردند، خبرگزاری حوزه هدیه ای معنوی برای همه شرکت کنندگان ارسال خواهد کرد.
https://eitaa.com/masoud4471
نام شعر: مسیر
نگه کردی به احوالم شدم یوسف که زندان است
مرا دیدی که با عشقت به هر بندی پریشان است
نه من از دل خبر دارم نه تو از جان من رفتی
که تو از من خبر داری که دل با تو به سامان است
صدایم کن سکوت ای دل صداهایم چرا درد است
ز دردم بی خبر باشم که جانم بر تو مهمان است
تو را دردی که درمانش همی دانی همی بینی
که آن دردی که درمانش همی دانی که درمان است
به من گویی که دنیا را فراموشی نظر دارد
ز تو در هر دو عالم صدهزاران شور و افغان است
تو با من در میان باشی به هر حالی که پیش آید
من از مهرت جدا ماندم بگو آخر چه پیمان است
اگر دیدی که چشمانم به یادت بی بلا باشد
نه این چشمم که آن چشمم مثالِ پیرِ کنعان است.
شاعر: مسعود آزادبخت دوم رمضان ۱۴۰۳
https://eitaa.com/masoud4471