گفتمش کوته مکن گیسو که این عمر من استگفت کوته بهتر آن عمری که بر مو بسته است - حسین بیضایی
به هر موجی که میگفتم غمِ خویشسری میزد به سنگ و باز میگشت ـ فریدون مشیری
برنمیگردی ولی من همچنان در شعرهاهی ردیفش میکنم این واژهی برگرد را ـ پوریا محمدیکیا
نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق
آب دریا در مذاق ماهیِ دریا خوش است
- صائب تبریزی
مقصود من از کعبه و بت خانه تویی، تو
مقصود تویی، کعبه و بت خانه بهانه
- هلالی جغتایی
قسم به نرگسِ مردمفریبِ عشوهفروشت
که آنچه از تو خریدم، به عالمى نفروشم
- محتشمکاشانی
بیتو با قافلهی غصه و غمها چه کنم؟
تار و پودم! تو بگو با دل تنها چه کنم؟
- شهریار