eitaa logo
ويژه نامه دانستنی هايي از معصومان عليهم السلام
36 دنبال‌کننده
31 عکس
10 ویدیو
9 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 کلام مهدوی 🌸 https://eitaa.com/yaghoubali_asadi/6751 إنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لاناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِک لَنَزَلَ بِکُمْ الْلَأواءُ وَاصْطَلَمَکُمْ‏الْأعْداءُ فَاتَّقُوااللّه‏َ جَلَّ جَلالُهُ ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى ‏کنیم و شما را فراموش نمى‏ کنیم، اگر جز این بود گرفتاریها بر شما فرود مى‏ آمد و دشمنان، شما را ریشه‏ کن مى ‏کردند پس تقواى خداى بزرگ را پیشه خود سازید. [بحار الانوار، ج ۵۳ ص ۱۷۵٫] .
بسمه تعالی حدیث روز امام سجاد علیه السلام إنَّ اللّهَ خَلَقَ مُحَمَّدا و عَلِيّا و أحَدَ عَشَرَ مِن وُلدِهِ مِن نورِ عَظَمَتِهِ ، فَأَقامَهُم أشباحا في ضِياءِ نورِهِ ، يَعبُدونَهُ قَبلَ خَلقِ الخَلقِ، يُسَبِّحونَ اللّهَ و يُقَدِّسونَهُ و هُمُ الأَئِمَّةُ مِن وُلدِ رَسولِ اللّهِ صلّى‌‏الله ‏عليه ‏و‏آله خداوند، محمّد و على و يازده تن از فرزندان او را از نور عظمت خويش آفريد و ارواح آنان را در روشنايىِ نور خود، قرار داد كه پيش از آفرينش مخلوقات، او را عبادت مى‌‏كردند و خدا را به پاكى و قداست مى‏‌ستودند. ايشان، امامانِ از نسل پيامبر خدا صلّى‌‏الله ‏عليه ‏و‏آله هستند. 📚 الكافى : ج ١ ص ٥٣٠ ح ٦
🌸 کلام مهدوی 🌸 "فَلْيَعْمَلْ‏ كُلُ‏ امْرِئٍ مِنْكُمْ بِمَا يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ يَتَجَنَّبُ مَا يُدْنِيهِ مِنْ كَرَاهَتِنَا وَ سَخَطِنَا"(احتجاج٢ص٣٢٣) هریک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد و از آن چه که خوشایند ما نیست و باعث کراهت و خشم ماست دوری گزیند.
بحث خلقت نوری .در احادیث بسیاری وارد شده است که خلقت نوری امیرمومنان علی علیه السلام و دیگر اهل بیت(علیهم السلام) قبل از خلقت حضرت آدم(علیه السلام) بوده است. البته خلقت نوری ،غیر از خلقت جسمانی آن ها بوده است و خلقت جسمانی آن ها بعد از خلقت آدم(علیه السلام) بوده است. در حدیثی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) خطاب به ابن مسعود فرمودند:خداوند من و على[ علیه السلام] را از نور عظمت و بزرگى خود خلق کرد: هزار سال قبل از آنکه سایر خلائق را بیافریند. زمانى که هیچ تسبیح و تقدیسى وجود نداشت.پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید به خداى تبارک و تعالى قسم که من از آسمانها و زمین برترم.و چون نور على [علیه السلام] را منتشر ساخت عرش و کرسى از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که على[ علیه السلام] از عرش و کرسى افضل است.سپس نور حسن[ علیه السلام ]را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن[ علیه السلام ] به وجود آمد و به خدا قسم که حسن [علیه السلام] از لوح و قلم نیز برتر است.و چون هستى را از نور حسین [علیه السلام] معطر کرد، بهشت و حوریان زیباروى از نور او پدیدار گشتند؛ واللَّه حسین[علیه السلام] از حورالعین برتر است.سپس همه ى هستى از شرق تا به غرب تاریک ماند. ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکى و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکى را از ایشان برطرف کند. پروردگار در اجابت خواسته ى آنان کلمه اى فرمود، از آن کلمه روحى خلق گردید، سپس کلمه اى دیگر فرمود و از آن کلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد. همه ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آمیخته به نور خلق شده از لطف پروردگار کسى نیست، جز فاطمه زهرا[علیها السلام] و به همین دلیل او را زهرا[ علیها السلام] نامیدند زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت...(1)در حدیث دیگری آدم از جبرئیل بعد از مشاهده اهل بیت (علیهم السلام) می پرسد:ای حبیب من جبرئیل آیا ایشان پیش از من آفریده شده اند؟جبرئیل گفت: ایشان چهار هزار سال پیش از آنکه تو آفریده شوی در علم پنهان حق تعالی موجود بوده اند.(2( امام باقر(علیه السلام) به جابر فرمودند: «ای جابر! خداوند بود و هیچ چیز غیر از او نبود و هیچ پیدا و ناپیدایی وجود نداشت. سپس اولین خلقتی را که آغاز کرد این بود که محمد(صلی الله علیه و آله) را خلق نمود و ما اهل بیت را همراه وی از نور و عظمت او آفرید». (3( از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمودند: همانا خداوند سبحان در وحدانیتش تنها بود سپس به کلمه ای تکلم کرد و آن کلمه تبدیل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علی و عترتش (علیهم السلام)را خلق کرد. سپس به کلمه ای تکلم کرد و آن کلمه تبدیل به روح شد. و آن کلمه را در آن نور ساکن کرد و آن روح را در بدن های ما ساکن فرمود. پس ما روح الله و کلمه الله هستیم که بوسیله ما خداوند از خلقش پنهان شده است. زمانی که خورشیدی نبود و ماهی نبود و چشمی نبود که بر هم زده شود. ... (4( ازامام جواد(ع) روایت شده که حضرت فرمودند: ای محمد (ابن سنان) همانا خداوند تبارک و تعالی دائماً بواسطه وحدانیتش تنها بوده. سپس محمد و علی و فاطمه (علیهم السلام) را خلق نمود. پس هزار دوران مکث کردند. سپس همه اشیاء را خلق نمود و آنها را شاهد خلقت جمیع اشیاء قرار داد و ... (5( در حدیث دیگری حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) خطاب به امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمایند: ...چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که پیش از ایشان به پروردگارمان معرفت پیدا کرده و به تسبیح و تهلیل و تقدیسش پرداخته ایم زیرا اول موجودی که پروردگار عالمیان آفرید ارواح ما بود...)6( مرحوم صدوق به سند خود از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است:إنّ الله تبارک وتعالى خلق أربعة عشر نوراً قبل خلق الخلق بأربعة عشر ألف عام، فهی أرواحنا ـ الخبر (7). خداوند تبارک و تعالی 14 نور را قبل از خلق به فاصله 14 هزار سال ، خلق کرد، و آن ارواح ما بود ... اهل سنت نیز به طرق خود از ابوهریره نقل کرده اند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامى که خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر(علیه السلام) را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم (علیه السلام) به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد: خدایا قبل از آفریدن من، کسى را از خاک خلق کرده اى؟ خطاب آمد: نه، نیافریده ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى بینم چه کسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود: این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى آفریدم، نام هاى آنان را از اسامى خود مشتق کرده ام، اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفریدم و نه عرش و کرسى را، نه آسمان و زمین را خلق مى کردم و نه فرشتگان و انس و جن را(8( پی نوشت (1)بحارالانوار، ج 40، ص 43،نویسنده، مجلسى،
محمد باقر بن محمد تقى ،ناشر، دار إحیاء التراث العربی ،سال چاپ، 1403 ق ،نوبت چاپ، دوم. (2)کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)، ج 1، ص، 457، نویسنده، اربلى، على بن عیسى ،محقق ، مصحح، رسولى محلاتى، هاشم ،ناشر، بنى هاشمى -مکان چاپ، تبریز-سال چاپ، 1381 ق -نوبت چاپ، اول. (3)بحارالأنوار ج25 ص17 ح31. (4)همان، ج25 ص23. (5)همان، ج 54 ص 195. (6) همان ج18 ص 345. (7)همان ، ج 15، ص: 23. (8)فرائد السمطین، ج1، ص36، تألیف إبراهیم بن محمّد ابن المؤید بن عبد الله بن علی بن محمّد الجوینی الخراسانی ، مؤسّسة المحمودی للطباعة والنشر ،بیروت ـ لبنان،الطبعة الأولى،1398 هـ ـ 1978 م و همچنین ر.ک، بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 27، ص، 5.
ویژگی های اصلی و عمده معصومین علیهم السلام این ها به دو ویژگی اصلی باز می گردد: یکی عصمت و دیگری افضلیت. الف- عصمت: مهم ترین شاخصه معصومین، عصمت آنهاست. عصمت یعنی مبرا بودن از هر گونه گناه صغیره و کبیره از آغاز تا پایان عمر. از آن جا که معصومین علیهم السلام، پیشوایان مردم در امور دینی و دنیایی آنها هستند، عصمت آنها از گناه، امری لازم و ضروری است و براهین متعدد عقلی و نقلی نیز بر آن اقامه شده است. از جمله آیه «لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ» [1] که در اثبات لزوم عصمت امامان بدان تمسک شده است. ب- افضلیت(= برتری): معصومین در تمام صفات کمالی و فضایل، از همگان برترند. چرا که امامت مفضول بر فاضل عقلاً و نقلاً جایز نیست. یعنی رهبری و پیشوایی کسی که در کمالات و فضائل در مرتبه ای فروتر از دیگران است، بر آنان که در کمالات و فضایل مقامی فراتر از او دارند جایز نیست. بنا بر این، معصوم در هر امر و صفتی که فضیلت و کمال به حساب آید، برتر و والاتر از دیگران است. این دو ویژگی یعنی عصمت و افضلیت، منشأ سایر ویژگی هایی است که برای معصومین برشمرده می شود و در واقع سایر ویژگی ها به همین دو ویژگی اصلی باز می گردند؛ ویژگی هایی چون این که آنها دادگرترین، پارساترین، داناترین، شجاع ترین، صبورترین، عابدترین و... مردم هستند. ذکر این نکته نیز ضروری است که پیامبران معصوم، از ویژگی اعجاز و امامان معصوم، از نعمت کرامت نیز برخوردار بوده اند. [2] بار دیگر تأکید می کنیم که معصومین(ع) با اختیار و اراده خود به بخش مهمی از این کمالات دست یافته اند. از این رو، همه ما انسان ها با الگو قرار دادن این معصومین(ع)، اگر چه به مرتبه و شأن آنها نخواهیم رسید اما می توانیم در حد توان خود، خود را به آنها شبیه سازیم و در حد ظرفیت خود، این کمالات را در خود ایجاد کنیم. [1] - بقره، آیه 124. [2] - تفاوت معجزه و کرامت در این است که معجزه با ادعای نبوت همراه است بر خلاف کرامت. اما هر دو در اینکه از امور خارق العاده اند، مشترکند.
رفتار ائمه(ع) با مخالفانشان این رفتار، دارای مراتب و درجاتی است که گاهی در برابر رفتار مخالفان واکنش شان مقابله به ضد بود و در بسیاری از موارد با ارشاد و بیان احکام و یا در مواقع لزوم با شمشیر وارد میدان جهاد و مبارزه می شدند. در اینجا به گوشه ای از رفتار اهل بیت در قبال مخالفین و دشمنان شان را می خوانید. ۱ـ مقابله به ضد آنجایی که رفتار مخالفان مربوط به امور شخصی و فردی خود ائمه اطهار (ع) می شد تا حدی که به زیان دین و امور اجتماع نبود، برخورد آن بزرگواران در چنین مواردی مقابله به ضد بودند. مثلا معاویه در شام جو عمومی را علیه علی(ع) و اولادش آنچنان مسموم کرده بود که حتی لعن بر علی(ع) و اولادش در تعقیبات نماز بین مردم جزء فرایض جا افتاده بود. و هم چنان در زمان امام حسن مجتبی(ع) مرد شامی در مدینه آمد، دید که مردم مدینه از یک شخص بسیار احترام می کنند، پرسید این شخصی که از او این قدر احترام می شود کیست؟ گفتند: حسن بن علی بن ابیطالب(ع) است. مرد شامی با شنیدن این حرف از جایش برخاست و گفت: اگر هیچ کاری هم نتوانم حد اقل برای انجام تکلیف چند تا دشنام بدهم. لذا شروع کرد نسبت به امام مجتبی(ع) به نا سزا گفتن. امام(ع) یک نگاهی به این مرد نمود و فرمود: به نظر می رسد که در این شهر غریب هستی! بگو اگر کسی در این شهر به تو ظلم کرده است داد تو را از او ستانیم، اگر مقروض هستی دین تو را ادا کنیم و اگر حاجتی داری برآورده سازیم و... مرد شامی وقتی این گونه برخورد از امام مجتبی(ع) نسبت به خود می بیند، یکباره نظرش عوض می گردد و با شگفت می گوید: من به او ناسزا می گویم ولی او به من ابراز محبت و علاقمندی می کند. تا به حال نسبت به این خاندان برای ما بد تفهیم شده است. زیرا پیش از این اگر کسی از من می پرسید مبغوض ترین افراد نزد تو کیست، شاید در جواب می گفتم علی(ع) و اولادش! حالا اگر از من بپرسند محبوبترین افراد در نزد تو کیست، در جواب خواهم گفت علی (ع) و اولادش. ۲ـ مدارا ائمه اطهار(ع) همواره مصالح اسلام و دین را مد نظر داشتند و بر اساس دستورات و معیارهای دین مبین اسلام رفتار می کردند، اگر چنانچه مصلحت ایجاب می کرد که برای حفظ دین و مصالح عموم، در مقابل ناهنجاری ها حتی از حقوق حقه ی شان چشم پوشی نموده مدارا کنند، این کار را می کردند، تا زمانی که فرصت مناسب و شرایط مساعد پیش بیاید و بتوانند از راه های معقول و پسندیده به هدف خویش نایل آیند. در این زمینه به نمونه های زیر می توان اشاره کرد: امیر مؤمنان علی(ع) در جواب اشعث بن قیس می فرماید: پیامبر گرامی اسلام(ص) به من فرمود: «اگر یارانی پیدا کردی با آنان (قاسطین) اعلان جنگ و جهاد کن، و اگر یارانی نیافتی دست نگهدار و خون خود را حفظ کن تا زمانی که برای برپایی دین و کتاب خدا و سنت من یارانی پیدا کنی».[1] «نمونه دیگر رفتار آن حضرت با خلفای ثلاثه بود که به مدت بیست و پنج سال در برابر حق کشی های مخالفان سکوت و خانه نشینی را اختیار کرد». و باز هم در جواب ابن قیس می فرماید: «یا ابن قیس فوالله لو ان اولئک الاربعین الذین بایعونی وَفُوا لِی و اصبحوا علی بابی محلّقین قبل اَن نَجِبَ لعتیق فی عنقی بیعتُهُ لَناهضتُهُ و حاکمتُهُ الی الله عز و جل...»[2] ای زاده ی قیس به خدا سوگند اگر آن چهل نفری که با من بیعت کردند وفا کرده بودند و صبح بر در خانه ام آمده بودند پیش از آنکه بیعتی با ابی بکر به گردنم بیفتد با وی مبارزه نموده و او را محاکمه می کردم و به درگاه خداوند عز و جل می کشاندم!. و هم چنین رفتار سایر ائمه اطهار(ع) برای حفظ دین و مصالح شیعیان، با خلفای زمان شان به شیوه ی مداراتی بوده است. امام مجتبی(ع) درباره ی صلحش با معاویه این گونه فرمود: «انی رأیت هوی عظم الناس فی الصلح، و کرهوا الحرب فلم اُحِبُ ان احملهم علی ما یکرهون»[3]من خواسته بیشتر مردم را در صلح، و ناخشنودی شان را نسبت به جنگ دیدم و دوست ندارم آنان را بر آنچه برایشان ناخوش آیند است اجبار کنم. و هم چنین فرمود: «اری اکثرکم قد نکل عن الحرب و فشل فی القتال ولست اری احملکم علی ما تکرهون»[4]من دیدم که بیشتر شما از جنگ روی گردان و سُستید و من آنچنان نیستم که شما را بر آنچه میل ندارید اجبار کنم. آن حضرت در پاسخ یکی از یارانش که پس از صلح با معاویه زبان به اعتراض گشوده بود، فرمود: «به خدا سوگند اگر یاور و همکار می داشتم شبانه روز دست از پیکار با معاویه برنمی داشتم، با او می جنگیدم تا خداوند میان من و او حکم کند.»[5] بنابراین، صلح امام حسن(ع) با معاویه به جهت حفظ جان و حیثیت شیعیان بوده است، نه ترس از معاویه یا محافظه کاری و منافع شخصی خودش، آن گونه که برخی پنداشته اند. ۳ـ امر به معروف و نهی از منکر در بسیاری از موارد، رفتار ائمه اطهار(ع) نسبت با مخالفان و دشمنانشان امر به معروف و نهی از منکر بوده، و این خود به چند وجه قابل تصور است.
الف ـ تبلیغ و ارشاد قرآن مجید می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی احسن...».[6] کلمه حکمت در آیه شریفه اشاره به دگرگونی روشها، بنا به اوضاع و احوال و وضع اجتماعی و موقعیت افراد و اجتماعات و پیچیدگی های آن دارد و شیوه ی امر به معروف و نهی از منکر را به بهترین وجه آن بیان فرموده است. ائمه اطهار(ع) در هر زمانی مناسب، از هر فرصتی استفاده کرده به تبیین احکام و مسائل دینی می پرداختند، همواره مراقب بودند که جلوی انحراف و کج روی های مخالفان را به هر نحوی بگیرند و مردم را به صراط مستقیم هدایت کنند. ب ـ تهدید و جدیت ائمه(ع) در برخورد با مخالفان با قاطعیت رفتار می کردند. امیرمؤمنان علی(ع) در بازگرداندن املاک مسلمانان که عثمان به دیگران بخشیده بود این گونه می فرماید: «والله لو وجدته قد تزوج به النساء و مُلِکَ به الاماء لرددتُهُ، فاِنَّ فی العدل سَعَةً و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق».[7] سوگند به خدا اگر آن املاک را پیدا کنم به مسلمانان باز می گردانم هر چند که مهریه زنان پرداخته و کنیزان خریده شده باشد. زیرا گشایش کارهای اجتماع در عدالت است. و آنکه عدالت برای او تنگی ایجاد کند بی گمان دامنه ی زور و ستم را تنگ تر خواهد یافت. ج ـ جهاد و مبارزه در مرحله نهائی برخورد ائمه اطهار(ع) با مخالفان جهاد بود. امیر مؤمنان علی(ع) در دوران خلافتش سه جبهه را از خود طرد کرد و با آنان با پیکار برخواست: ۱) اصحاب جمل که آنان را ناکثین نامیدند؛ ۲) اصحاب نهروان (خوارج) که آنها را مارقین می خواند؛ ۳) اصحاب صفین که آنها را قاسطین خواند. در نهج البلاغه این سه جبهه را این گونه وصف می کند: «فلما نهضتُ بالامرِ نکثت طائفةٌ و مرقت اخری و قَسَطَ آخرون». [8] امام حسین(ع) نیز در آن خطبه مهمی که ایراد فرمود، هدف از قیامش را در کربلا امر به معروف و نهی از منکر عنوان نمود: «الا ترون الی الحق لایعمل به و الی الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء ربه...».[9] پی نوشت ها [1] اسرار آل محمد (ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی ـ مترجم: اسماعیل انصاری، ص۳۱۸، نشر الهادی، ۱۳۷۷ [2] کتاب سلیم بن قیس ـ با ترجمه و اعراب، ص۲۶۵ـ۲۶۴، انتشارات اهل بیت، بی جا، بی نا، بی تا. [3] ر.ک: جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۱۵۲، قم انتشارات انصاریان، چاپ اول، ۱۳۷۶؛ به نقل از اخبار الطوال. [4] همان، ص۲۱۷؛ به نقل از اخبار الطوال. [5] همان، ص۱۵۳؛ به نقل از احتجاج طبرسی. [6] نحل، ۱۲۵ [7] نهج البلاغه، (ترجمه محمد دشتی)، خطبه۱۵، ص۱۸، قم، تابان،۱۳۸۰ [8] نهج البلاغه، خطبه شقشقیه۳، ص۴۹، قم، دارالهجره. [9] سید ابن طاووس، لهوف، ص۷۹، تهران، انتشارات جهان، ۱۳۴۸ ه ش.