eitaa logo
Mathematics
865 دنبال‌کننده
392 عکس
21 ویدیو
463 فایل
این شبکه جهت علاقمندان به آموزش ریاضی در سطوح مختلف به خصوص دانشجو معلمان و دبیران ریاضی تشکیل شده است
مشاهده در ایتا
دانلود
5. استفاده از قیاس: · از قیاس‌هایی مانند موارد زیر استفاده کنید: · "آیا یک مکانیک فقط به یادگیری تعویض روغن نیاز دارد یا باید موتور را به طور کامل بشناسد؟" · "یک نویسنده برای نوشتن یک داستان کودکانه ساده، باید از دستور زبان، ادبیات غنی و دایره واژگان گسترده برخوردار باشد." به دانشجو معلمان بگویید: "هدف از یادگیری دروس تخصصی، این نیست که شما قضایای پیچیده را مستقیماً به دانش‌آموزان دوره متوسطه تدریس کنید. هدف این است که شما به عنوان معلم، آنقدر از نظر فکری غنی و عمیق باشید که بتوانید مفاهیم ساده را با بینش، اعتماد به نفس و خلاقیت بسیار بیشتری تدریس کنید. شما در حال ساختن بنایی برای خود هستید که قرار است کلاسی پر از دانش‌آموز کنجکاو را بر روی آن بنا کنید. هرچه این بنا عمیق‌تر و مستحکم‌تر باشد، کلاس شما در برابر توفان سوالات و چالش‌ها مقاوم‌تر و اثرگذارتر خواهد بود." با این نگاه، دروس تخصصی نه تنها بی‌ربط نیستند، بلکه سنگ بنای هویت حرفه‌ای یک معلم ریاضی موفق هستند.
یک تدریس خوب ریاضی ترکیبی از هنر، علم و روانشناسی است که نه تنها مفاهیم را منتقل می‌کند، بلکه شور و اشتیاق برای یادگیری و درک جهان از طریق ریاضی را در دانش‌آموزان برمی‌انگیزد. یک معلم خوب، "چرایی" و "چگونگی" یک مفهوم را توضیح می‌دهد، نه فقط "چیستی" آن. · مثال: به جای اینکه فقط بگوید «مساحت مستطیل برابر است با طول در عرض»، از دانش‌آموزان می‌خواهد یک مستطیل را روی کاغذ شطرنجی بکشند و با شمارش مربع‌های داخل آن، خودشان به این فرمول برسند. یا برای قضیه فیثاغورث، از روش‌های تجسمی و پازل‌های هندسی استفاده می‌کند تا دانش‌آموز ببیند چرا مجموع مربعات اضلاع قائمه برابر با مربع وتر است. ریاضیات زبانی برای توصیف جهان اطراف ماست. وقتی دانش‌آموز ببیند ریاضی در زندگی روزمره او کاربرد دارد، انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا می‌کند. · مثال: برای تدریس نسبت و درصد، از دانش‌آموزان خواسته می‌شود تبلیغات "تخفیف ۳۰٪" یک فروشگاه را تحلیل کنند و قیمت نهایی را محاسبه کنند. برای تدریس حجم، مسئله‌ای مطرح می‌شود درباره میزان آبی که یک استخر نیاز دارد یا مقدار بستنی که در یک قیفی جای می‌گیرد. هدف نهایی، تربیت دانش‌آموزانی است که می‌توانند با مسائل جدید و ناآشنا روبرو شوند و راه‌حل پیدا کنند. · مثال: به جای دادن مسائل ساده و مستقیم، مسائل بازپاسخ (Open-Ended) مطرح می‌شود. مثلاً: «با بودجه ۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان، برای یک مهمانی برنامه‌ریزی کنید. تعداد مهمانان، قیمت هر خوراکی و هزینه تزئینات را محاسبه کنید.» در اینجا، چندین راه‌حل درست وجود دارد و دانش‌آموز باید استراتژی خود را طراحی و اجرا کند. کلاس ریاضی نباید فضایی یکطرفه و منفعل باشد. دانش‌آموزان باید احساس امنیت کنند تا سؤالات خود را بدون ترس از قضاوت بپرسند. · مثال: معلم پس از توضیح یک مفهوم، به عمد یک سؤال غلط مطرح می‌کند: «پس نتیجه می‌گیریم که جمع دو عدد فرد همیشه فرد است، درسته؟» این کار دانش‌آموزان را به چالش می‌کشد تا فکر کنند و اشتباه را پیدا کنند. یا از تکنیک «فکر کن - جفت شو - به اشتراک بگذار» (Think-Pair-Share) استفاده می‌کند تا همه دانش‌آموزان در بحث مشارکت داشته باشند. هر دانش‌آموزی به روش متفاوتی یاد می‌گیرد. برخی بصری، برخی شنیداری و برخی حرکتی-لمسی هستند. · مثال: برای تدریس اشکال هندسی: · برای یادگیرندگان بصری: از نمودارها، انیمیشن‌ها و تصاویر رنگارنگ استفاده می‌شود. · برای یادگیرندگان حرکتی-لمسی: از دانش‌آموزان خواسته می‌شود با چوب‌بست، خمیر یا کاغذ، اشکال مختلف را بسازند. · برای یادگیرندگان شنیداری: مفهوم با شعر، ریتم یا یک داستان توضیح داده می‌شود. ارزیابی فقط برای نمره دادن نیست، بلکه برای شناسایی نقاط ضعف و کمک به پیشرفت است. · مثال: معلم روی برگه امتحانی دانش‌آموزی که در حل یک مسئله اشتباه کرده، فقط "غلط" نمی‌نویسد. بلکه در حاشیه برگه می‌نویسد: «ایده اولیه ات برای پیدا کردن محیط درست بود، اما دقت کن که شعاع داده شده نه قطر! حالا دوباره امتحان کن.» این بازخورد، مسیر درست را به دانش‌آموز نشان می‌دهد. ریاضیات یک ساختمان است که هر طبقه آن بر اساس طبقه قبلی بنا می‌شود. · مثال: قبل از تدریس معادلات درجه دوم، معلم مطمئن می‌شود که دانش‌آموزان به خوبی بر مفاهیم عبارت‌های جبری، فاکتورگیری و محور اعداد مسلط هستند. او در شروع هر جلسه، خلاصه‌ای از مطالب جلسه قبل را مرور می‌کند تا پیوستگی آموزشی حفظ شود. فناوری می‌تواند برای تجسم مفاهیم انتزاعی بسیار قوی و مفید باشد. · مثال: با استفاده از نرم‌افزار GeoGebra، دانش‌آموزان می‌توانند به صورت پویا تغییرات یک تابع را با تغییر ضرایب آن ببینند. یا با کشیدن یک نقطه روی نمودار، مختصات آن را به طور زنده مشاهده کنند. این کار درک به مراتب عمیق‌تری ایجاد می‌کند. اشتیاق مسری است! وقتی معلم با شور و حرارت تدریس کند و زیبایی و منطق ریاضی را به نمایش بگذارد، این نگرش به دانش‌آموزان منتقل می‌شود. · مثال: معلم در حین تدریس عدد پی (π)، با هیجان از تاریخچه آن، کاربردهای شگفت‌انگیز آن در طبیعت و رازهای حل‌نشده آن می‌گوید. این کار، ریاضی را از یک درس خشک به یک ماجراجویی فکری تبدیل می‌کند. درک مفاهیم ریاضی برای هر دانش‌آموزی با سرعت متفاوتی اتفاق می‌افتد. یک معلم خوب به همه دانش‌آموزان فرصت می‌دهد تا مطالب را در زمان خودشان هضم کنند. · مثال: وقتی دانش‌آموزی برای چندمین بار یک سؤال مشابه را می‌پرسد، معلم با آرامش و بدون نشان دادن هیچ نشان‌های از ناامیدی، مفهوم را با زبانی دیگر یا مثالی جدید دوباره توضیح می‌دهد. یک تدریس خوب ریاضی،مانند یک راهنمای سفر است که به جای نشان دادن فقط مقصد (جواب نهایی)، نقشه خواندن (درک مفهوم)، استفاده از قطب‌نما (تفکر انتقادی) و لذت بردن از مسیر (اشتیاق به یادگیری) را به مسافر (دانش‌آموز) می‌آموزد. https://eitaa.com/mathteaching
روش تدریس معکوس (Flipped Classroom) یکی از موثرترین راهبردها برای تحول در آموزش ریاضی است. در این روش، ارائه محتوا به خارج از کلاس (معمولاً through ویدیو) منتقل می‌شود و زمان ارزشمند کلاس به تمرین، رفع اشکال، کار گروهی و تعمیق یادگیری اختصاص می‌یابد. چگونه روش تدریس معکوس را در ریاضی پیاده‌سازی کنیم؟ این فرآیند شامل سه مرحله اصلی است: قبل از کلاس، حین کلاس و پس از کلاس. ۱. مرحله اول: قبل از کلاس (آماده‌سازی دانش‌آموزان) در این مرحله، دانش‌آموزان در خانه و به صورت فردی، محتوای اولیه را فرا می‌گیرند. اقداماتی که معلم در این مرحله باید انجام دهد عبارت است از: · تولید یا گردآوری محتوای آموزشی: یک ویدیوی آموزشی کوتاه (حداکثر ۱۰-۱۵ دقیقه) تهیه کنید. این ویدیو می‌تواند شامل موارد زیر باشد: · توضیح یک مفهوم جدید (مثلاً "مشتق و کاربردهای آن"). · حل یک یا دو مثال ساده و پایه. · استفاده از نرم‌افزارهای پویاسازی مثل GeoGebra برای نمایش بصری مفاهیم. · انتقال محتوا: ویدیو را در یک کانال اختصاصی (مثلاً در شاد، آپارات، یا یک پیام‌رسان) در اختیار دانش‌آموزان قرار دهید. · تعیین تکلیف هدفمند: از دانش‌آموزان بخواهید پس از دیدن ویدیو، یک "برگه یادداشت" پر کنند که شامل موارد زیر است: · خلاصه‌ای از آنچه فهمیده‌اند. · یک یا دو سؤال که برایشان مبهم است. · حل یک مسئله ساده برای اطمینان از درک اولیه. مثال عینی: مفهوم:"توابع نمایی و رشد جمعیت" ویدیوی خانگی:معلم یک ویدیوی ۱۲ دقیقه‌ای می‌سازد که در آن: · تعریف تابع نمایی را با نمودارهای متحرک در GeoGebra نشان می‌دهد. · یک مثال از مدل رشد جمعیت یک باکتری را حل می‌کند. · در پایان، از دانش‌آموزان می‌خواهد با استفاده از فرمول ارائه‌شده، جمعیت باکتری را پس از ۱۰ ساعت محاسبه کنند و پاسخ را به کلاس بیاورند. ۲. مرحله دوم: حین کلاس (تعمیق و فعالسازی) این مرحله، قلب تپنده روش معکوس است. زمان کلاس دیگر برای سخنرانی نیست، بلکه برای فعالیت‌های عمقی است. اقدامات معلم در این مرحله عبارتند از: · ارزیابی اولیه: کلاس را با یک پرسش و پاسخ کوتاه یا یک کوییز سریع ۵ دقیقه‌ای درباره محتوای ویدیو شروع کنید. · رفع اشکال: بر اساس سؤالاتی که دانش‌آموزان در "برگه یادداشت" خود آورده‌اند، به رفع اشکالات پایه‌ای می‌پردازید. · فعالیت‌های تعاملی و مشارکتی: · یادگیری مبتنی بر مسئله: یک مسئله پیچیده و کاربردی به صورت گروهی حل شود. · مثال: "با توجه به مدل رشد جمعیت، اگر یک کشور نرخ رشد جمعیت ۲ درصد داشته باشد، جمعیت آن در ۵۰ سال آینده چقدر خواهد شد و این رشد چه تبعاتی دارد؟" · ایستگاه‌های یادگیری: کلاس را به چند ایستگاه تقسیم کنید. هر ایستگاه یک نوع مسئله یا یک جنبه از مفهوم را بررسی می‌کند. گروه‌ها بین ایستگاه‌ها می‌چرخند. · تدریس همتا به همتا: از دانش‌آموزانی که مفهوم را به خوبی فهمیده‌اند بخواهید به دیگران که مشکل دارند آموزش دهند. · استفاده از تکنولوژی: از دانش‌آموزان بخواهید با استفاده از نرم‌افزار GeoGebra، نمودار تابع نمایی را برای نرخ‌های رشد مختلف رسم کرده و نتایج را تحلیل کنند. ۳. مرحله سوم: پس از کلاس (تثبیت و گسترش) در این مرحله، یادگیری تثبیت و به سطوح بالاتر هدایت می‌شود. اقدامات معلم در این مرحله: · تعیین تکلیف تثبیتی: مسائل و تمریناتی که نیاز به تفکر و تلفیق چند مفهوم دارند. · ارزیابی مستمر: از دانش‌آموزان بخواهید یک پروژه کوچک انجام دهند. · مثال: "یک پدیده از زندگی واقعی (مانند شیوع یک خبر در شبکه‌های اجتماعی یا سود بانکی) را پیدا کنید که با تابع نمایی مدل می‌شود و آن را تحلیل کنید." · ارائه بازخورد: به تکالیف و پروژه‌ها بازخورد دقیق و توصیفی بدهید. مزایای استفاده از روش معکوس در ریاضی 1. افزایش تعامل: دانش‌آموز در مرکز فرآیند یادگیری قرار می‌گیرد. 2. توجه به تفاوت‌های فردی: دانش‌آموزان ضعیف‌تر در کلاس فرصت رفع اشکال پیدا می‌کنند و دانش‌آموزان قوی‌تر به چالش کشیده می‌شوند. 3. ایجاد حس مسئولیت‌پذیری: دانش‌آموزان برای یادگیری خود مسئول می‌شوند. 4. تبدیل کلاس به یک کارگاه حل مسئله: زمان کلاس کاملاً به تقویت مهارت‌های تفکر و حل مسئله اختصاص می‌یابد. چالش‌های احتمالی و راه حل‌ها: · چالش: دسترسی نابرابر به تکنولوژی و اینترنت. · راه حل: می‌توان محتوا را روی یک فلش ذخیره کرد یا جزوه‌های تصویری غنی تهیه کرد. · چالش: عدم تمایل دانش‌آموزان به دیدن ویدیو قبل از کلاس. · راه حل: با طراحی ویدیوهای جذاب و کوتاه، و همچنین ارزش‌گذاری نمره‌ای کوچک برای "برگه یادداشت"، انگیزه ایجاد کنید. https://eitaa.com/mathteaching
· چالش: نیاز به زمان زیاد برای آماده‌سازی محتوای اولیه. · راه حل: از ویدیوهای آموزشی موجود و باکیفیت (با ذکر منبع) استفاده کنید و به تدریج محتوای شخصی خود را تولید کنید. روش تدریس معکوس، شما را از یک منبع انتقال اطلاعات به یک مربی، راهنما و تسهیل‌گر یادگیری تبدیل می‌کند. این روش به ویژه برای درسی مثل ریاضی که دانش‌آموزان برای تسلط بر آن نیاز به تمرین و رفع اشکال فعال دارند، بسیار ایده‌آل است. با پیاده‌سازی تدریجی و برنامه‌ریزی شده این روش، می‌بینید که کلاس ریاضی از حالت سنتی و خسته‌کننده خارج شده و به محیطی پویا و چالش‌برانگیز تبدیل می‌شود.
برای یک تدریس مؤثر ریاضیات با توجه به موقعیت و شرایط و مخاطبان می توان ریاضی را با هریک از روشهای زیر و یا ترکیبی از آنها آموزش داد 1. آموزش از طریق حل مسئله 2. آموزش اکتشافی 3. آموزش مستقیم 4. یادگیری مشارکتی 5. آموزش مبتنی بر بازی 6. تفکر بصری (مدل‌سازی و نمودارها) 7. استفاده از فناوری و نرم‌افزارهای آموزشی 8. آموزش تفریق محور (در مقابل روش سنتی) 9. آموزش چندحسی 10. تفکر سطح بالا (پرسش‌های سطوح بالای شناختی) 11. آموزش مبتنی بر پروژه 12. کلاس معکوس 13. تمرین و تکرار هدفمند 14. ارتباط مفاهیم با زندگی واقعی 15. آموزش مبتنی بر اشتباهات 16. تفکر رشد‌محور 17. آموزش انفرادی و تمایز شده 18. استفاده از دست‌سازه‌ها و مواد قابل لمس 19. قصه‌گویی و روایت در ریاضی 20. طرح‌واره‌سازی و نقشه‌ی مفهومی https://eitaa.com/mathteaching
در ادامه توضیح مختصر و مثالی برای هر یک از روش‌های مؤثر تدریس ریاضی می اوریم: ۱. آموزش از طریق حل مسئله توضیح: دانش‌آموزان با چالش یک مسئله واقعی و پیچیده مواجه می‌شوند و برای حل آن، خودشان مفاهیم و راهبردهای جدید ریاضی را کشف و ساختمان‌سازی می‌کنند. مثال:به جای تدریس مستقیم فرمول محیط دایره، از دانش‌آموزان بخواهید با طناب و خط‌کش، رابطه بین قطر و محیط چند شیء استوانه‌ای را کشف کنند. ۲. آموزش اکتشافی توضیح: معلم با پرسش‌های راهبردی، دانش‌آموزان را هدایت می‌کند تا خود به نتیجه و قاعده برسند. مثال:برای تدریس مجموع زوایای داخلی مثلث، به دانش‌آموزان مثلث‌های کاغذی بدهید تا گوشه‌ها را ببرند و کنار هم بچسبانند و ببینند که یک خط راست (۱۸۰ درجه) تشکیل می‌شود. ۳. آموزش مستقیم توضیح: معلم به طور واضح و ساختاریافته یک مفهوم یا روش را مرحله به مرحله توضیح می‌دهد و سپس دانش‌آموزان تمرین می‌کنند. مثال:تدریس الگوریتم استاندارد جمع اعداد چندرقمی (جمع کردن از سمت راست و انتقال به خانه بعد). ۴. یادگیری مشارکتی توضیح: دانش‌آموزان در گروه‌های کوچک روی یک تکلیف مشترک کار می‌کنند و هر عضو نقش و مسئولیت خاصی دارد. مثال:حل یک مسئله پیچیده "پیدا کردن مساحت یک زمین با شکل نامنظم" که در گروه، هرکسی بخشی از اندازه‌گیری یا محاسبه را بر عهده می‌گیرد. ۵. آموزش مبتنی بر بازی توضیح: از بازی‌های فکری، رقابتی یا فناوری برای درک و تمرین مفاهیم ریاضی استفاده می‌شود. مثال:استفاده از بازی "مونوپولی" برای تقویت مهارت‌های شمارش پول و محاسبات ساده. ۶. تفکر بصری (مدل‌سازی و نمودارها) توضیح: از نمودارها، شکل‌ها و مدل‌های بصری برای نمایش و درک بهتر رابطه بین اعداد و کمیت‌ها استفاده می‌شود. مثال:استفاده از "نمودار میله‌ای" برای مقایسه اطلاعات یا "مدل نوار کسری" برای درک مفهوم کسر و معادلات. ۷. استفاده از فناوری و نرم‌افزارهای آموزشی توضیح: استفاده از نرم‌افزارها، اپلیکیشن ها و وبسایت های تعاملی برای شبیه‌سازی، تجسم و تمرین ریاضی. مثال:استفاده از نرم‌افزار "جئوجبرا" برای کشف رابطه بین ضلع‌ها و زوایای یک مثلث به صورت پویا. ۸. آموزش تفریق محور (در مقابل روش سنتی) توضیح: به جای ارائه یک قاعده کلی، معلم چندین راهبرد مختلف برای حل یک نوع مسئله ارائه می‌دهد و دانش‌آموز راه حل دلخواه خود را انتخاب می‌کند. مثال:برای حل ۳۵ × ۱۲، برخی از دانش‌آموزان از ضرب طولانی استفاده می‌کنند، برخی ۳۵ × ۱۰ + ۳۵ × ۲ را محاسبه می‌کنند و برخی دیگر از مدل‌سازی سطحی بهره می‌برند. ۹. آموزش چندحسی توضیح: درگیر کردن چندین حس (بینایی، لامسه، حرکت) برای یادگیری عمیق‌تر. مثال:یادگیری اشکال هندسی با لمس کردن اشیای واقعی، ساختن آن‌ها با کاغذ یا خمیربازی. ۱۰. تفکر سطح بالا (پرسش‌های سطوح بالای شناختی) توضیح: معلم پرسش‌هایی می‌پرسد که نیاز به تجزیه‌وتحلیل، ارزیابی و خلاقیت دارد، نه فقط یادآوری. مثال:"اگر محیط این مستطیل ۲۰ سانتی‌متر باشد، ممکن است ابعاد آن چه اندازه‌هایی باشد؟ چرا؟" یا "راه حل فلان دانش‌آموز برای این مسئله چیست؟ آیا درست است؟ چرا؟" ۱۱. آموزش مبتنی بر پروژه توضیح: دانش‌آموزان در یک پروژه درازمدت و واقعی شرکت می‌کنند که برای تکمیل آن نیاز به استفاده از مفاهیم ریاضی دارند. مثال:پروژه "طراحی و بودجه‌بندی یک مهمانی" که شامل محاسبه تعداد مهمانان، هزینه مواد غذایی، مساحت لازم و... است. ۱۲. کلاس معکوس توضیح: دانش‌آموزان مطالب جدید (مثلاً یک ویدیو) را در خانه تماشا می‌کنند و زمان کلاس به تمرین، رفع اشکال و فعالیت‌های گروهی اختصاص می‌یابد. ۱۳. تمرین و تکرار هدفمند توضیح: تمرین‌های کوتاه و متمرکز بر روی مفاهیمی که دانش‌آموزان قبلاً یاد گرفته‌اند تا تسلط آن‌ها حفظ شود. مثال:حل ۵ مسئله کسری در ابتدای هر جلسه برای مرور درس جلسه قبل. ۱۴. ارتباط مفاهیم با زندگی واقعی توضیح: نشان دادن کاربرد ریاضی در مشاغل، خرید، آشپزی، ورزش و سایر موقعیت‌های روزمره. مثال:استفاده از تبلیغات فروش ("۳۰% تخفیف") برای تدریس درصد. ۱۵. آموزش مبتنی بر اشتباهات توضیح: از اشتباهات رایج دانش‌آموزان به عنوان یک فرصت یادگیری استفاده می‌شود. آن‌ها تشویق می‌شوند تا اشتباه خود را تحلیل و اصلاح کنند. مثال:نوشتن یک راه حل نادرست روی تخته و پرسش از دانش‌آموزان: "به نظر شما این راه حل کجا اشتباه کرده است؟" ۱۶. تفکر رشد‌محور توضیح: تأکید بر این باور که هوش و توانایی ریاضی ذاتی نیست، بلکه با تلاش و پشتکار قابل رشد و بهبود است. مثال:استفاده از جملاتی مانند "هنوز به جواب نرسیدی" به جای "نمی‌توانی حلش کنی" و تقدیر از تلاش به جای هوش. https://eitaa.com/mathteaching
۱۷. آموزش انفرادی و تمایز شده توضیح: ارائه محتوا، فعالیت و پشتیبانی متفاوت بر اساس سطح آمادگی و علایق هر دانش‌آموز. مثال:ارائه مسائل ساده‌تر به یک گروه و مسائل چالش‌برانگیزتر به گروه دیگر در یک کلاس. ۱۸. استفاده از دست‌سازه‌ها و مواد قابل لمس توضیح: استفاده از ابزارهای فیزیکی برای درک مفاهیم انتزاعی. مثال:استفاده از "بلوک‌های پایه ده" برای یادگیری ارزش مکانی و عمل جمع و تفریق با انتقال. ۱۹. قصه‌گویی و روایت در ریاضی توضیح: قرار دادن مفاهیم ریاضی در قالب یک داستان یا سناریو برای جذاب‌تر کردن و معنادار کردن آن. مثال:"شما یک کاوشگر هستید و برای پیدا کردن گنج باید این نقشه را با استفاده از مختصات دنبال کنید." ۲۰. طرح‌واره‌سازی و نقشه‌ی مفهومی توضیح: کمک به دانش‌آموزان برای سازماندهی اطلاعات و دیدن ارتباط بین مفاهیم مختلف (مثلاً ارتباط بین جمع، ضرب و توان). مثال:کشیدن یک نقشه مفهومی بزرگ روی دیوار که نشان می‌دهد مفهوم "کسری" چگونه به "اعشار"، "درصد" و "نسبت" مربوط می‌شود. https://eitaa.com/mathteaching
لوییس کارول (Lewis Carroll) که نام اصلی‌اش چارلز لوتویج دادجسون بود، استاد ریاضیات در دانشگاه آکسفورد بود و در زمینه منطق و جبر کتاب‌های تخصصی نوشت. با این حال، بیشتر با رمان‌های سوررئالش یعنی آلیس در سرزمین عجایب و آن‌سوی آینه مشهور شد.
با سلام و احترام بدینوسیله به آگاهی می رساند در ادامه سخنرانی های هفتگی  دانشکده ریاضی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان، در سه شنبه 15 مهر ماه ساعت 13 در خدمت جناب آقای دکتر منوچهر ذاکر عضو هیأت علمی دانشکده ریاضی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان خواهیم بود. جزئیات سخنرانی در پوستر قابل مشاهده است. همچنین علاقه مندان می توانند از طریق نشانی https://elearn.iasbs.ac.ir/b/drs-nhg-eqm-7u5 و با نام کاربری و رمز Username: guest.math                        Password: xdtit06T1 در این سخنرانی ها  به صورت آنلاین نیز شرکت نمایند. 
هوش مصنوعی در جلسه‌ای محرمانه در کالیفرنیا، از ۳۰ ریاضیدان برتر جهان پیشی گرفت در اواسط ماه مه ۲۰۲۵، یک نشست محرمانه با حضور ۳۰ نفر از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان جهان در برکلی کالیفرنیا برگزار شد. هدف این گردهمایی، آزمایش توانایی یک مدل زبان بزرگ (LLM) به نام o4-mini در حل مسائل دشوار ریاضی بود؛ مسائلی که بسیاری از آن‌ها در سطح دکتری یا بالاتر طراحی شده بودند. این مدل که توسط OpenAI توسعه یافته، برخلاف نسل‌های پیشین، توانایی استدلال و استنتاج عمیق‌تری دارد. برای ارزیابی دقیق، سازمان غیرانتفاعی Epoch AI مجموعه‌ای از ۳۰۰ پرسش منتشرنشده در سطوح مختلف طراحی کرد. o4-mini موفق شد حدود ۲۰ درصد از آن‌ها را حل کند. در نهایت، برای تسریع روند، یک رویداد حضوری دو روزه برگزار شد که طی آن ریاضی‌دانان سعی کردند مسائلی طراحی کنند که این مدل قادر به حل آن‌ها نباشد. به هر مسأله حل‌نشده ۷۵۰۰ دلار پاداش تعلق می‌گرفت. با وجود تلاش‌ها، o4-mini بارها توانست مسائل پیچیده را با دقت و حتی لحنی طنازانه حل کند. برای نمونه، در مواجهه با یکی از سؤالات دشوار نظریه اعداد، ابتدا به منابع مرتبط پرداخت، سپس نسخه‌ای ساده‌شده از مسأله را حل کرد و در نهایت پاسخ صحیحی برای نسخه اصلی ارائه داد. در پایان، تنها ده مسأله توانستند مدل را شکست دهند. ریاضی‌دانان از سرعت و دقت این مدل شگفت‌زده شدند. برخی آن را با یک دانشجوی دکتری فوق‌العاده قوی مقایسه کردند که می‌تواند ظرف چند دقیقه کاری انجام دهد که برای انسان هفته‌ها زمان می‌برد. با این حال، نگرانی‌هایی نیز مطرح شد؛ از جمله اعتماد بیش از حد به نتایج مدل و تأثیر اثبات با ترساندن که به دلیل لحن قاطع آن ممکن است باعث شود افراد بدون بررسی دقیق، پاسخ را بپذیرند. پانوشت: «اثبات با ترساندن» (proof by intimidation) یک اصطلاح طنزآمیز و انتقادی در فضای دانشگاهی و علمی است. این عبارت به حالتی اشاره دارد که شخصی - مثلاً یک استاد، پژوهشگر یا حتی هوش مصنوعی- یک ادعا یا اثبات را با چنان اعتماد به نفس، لحن قاطع، و اصطلاحات پیچیده‌ای ارائه می‌کند که شنونده جرئت نمی‌کند آن را زیر سؤال ببرد، حتی اگر خودش آن را به‌درستی نفهمیده باشد. در اصل، به جای این‌که اثبات منطقی، شفاف و قابل پیگیری باشد، فقط به دلیل «مرعوب شدن مخاطب» پذیرفته می‌شود. در این مقاله، ریاضیدان یانگ هوی هه با کنایه می‌گوید که مدل o4-mini از این روش استفاده می‌کند؛ یعنی جواب‌هایی آن‌قدر قاطع، سریع و پیچیده می‌دهد که باعث می‌شود انسان‌ها در برابرش عقب‌نشینی کنند، حتی اگر دقیقاً نفهمیده باشند چرا جواب درست است. https://eitaa.com/mathteaching
تدریس انتقال مفاهیم است یا ایجاد تغییر رفتار در یادگیرنده؟ درپاسخ باید گفت که تدریس خوب، هر دو است؛ اما در یک رابطه پویا و سلسله مراتبی. به عبارت دیگر، انتقال مفاهیم، ابزار و بستر اولیه است و کمک به تغییر رفتار، هدف نهایی. این دو مفهوم را نمی‌توان از هم جدا کرد، اما می‌توان رابطه آن‌ها را اینگونه تشریح کرد: ۱. انتقال مفاهیم (پایه و اساس) این بعد شناختی تدریس است. معلم دانش، اطلاعات، حقایق، اصول و نظریه‌ها را به دانش‌آموز منتقل می‌کند. این مرحله ضروری است، زیرا: · ساختن بلوک‌های فکری: مفاهیم، مصالح اولیه تفکر هستند. بدون این مصالح، ذهن دانش‌آموز قادر به پردازش، تحلیل و ایجاد تغییر نخواهد بود. · درک جهان: انتقال مفاهیم به دانش‌آموز کمک می‌کند تا جهان اطراف خود را درک کند. با این حال، اگر تدریس فقط در این مرحله متوقف شود، به "انباشت اطلاعات" بدون کاربرد تبدیل می‌شود. اینجاست که بعد دوم وارد می‌شود. ۲. تغییر رفتار (هدف و ثمره) این بعد نگرشی-مهارتی تدریس است. تغییر رفتار در اینجا فقط به معنای "ادب کردن" نیست، بلکه هرگونه تغییر پایدار در تفکر، نگرش و کنش دانش‌آموز است که ناشی از یادگیری است. این تغییرات می‌توانند شامل موارد زیر باشند: · تغییر در مهارت‌ها: مثلاً دانش‌آموز پس از یادگیری مفهوم "نحوه حل مسئله ریاضی"، توانایی حل مسائل جدید را پیدا می‌کند (تغییر در رفتار فکری). · تغییر در نگرش: مثلاً دانش‌آموز پس از یادگیری مفاهیم زیست‌شناسی درباره محیط زیست، نگرش او نسبت به طبیعت تغییر می‌کند و زباله در جنگل نمی‌ریزد (تغییر در رفتار اخلاقی). · تغییر در عادات: مثلاً دانش‌آموز پس از یادگیری مفهوم "اهمیت خواندن"، به یک عادت مطالعه مداوم دست می‌یابد (تغییر در رفتار فرهنگی). ارتباط این دو: از "دانستن" تا "توانستن" و "خواستن" انتقال مفاهیم موفق، باید منجر به تغییر رفتار شود. اگر انتقال مفهوم به تغییر در تفکر یا عمل منجر نشود، آن تدریس ناقص است. · مثال ۱ (علوم): · انتقال مفهوم: معلم مفهوم "اصطکاک" را توضیح می‌دهد. · تغییر رفتار: دانش‌آموز می‌تواند دلیل لیز بودن یخ را تحلیل کند (تغییر در تفکر) و در هنگام راه رفتن روی سطوح لغزنده احتیاط بیشتری می‌کند (تغییر در عمل). · مثال ۲ (ادبیات/تعلیمات اجتماعی): · انتقال مفهوم: معلم مفهوم "همدلی" را از طریق یک داستان ادبی آموزش می‌دهد. · تغییر رفتار: دانش‌آموز وقتی دوستش ناراحت است، سعی می‌کند خود را به جای او بگذارد و از زخم زبان زدن به او خودداری می‌کند (تغییر در نگرش و عمل). تدریس، فرآیندی است که با انتقال مؤثر مفاهیم آغاز می‌شود و با ایجاد تغییرات مطلوب و پایدار در تفکر، نگرش و رفتار دانش‌آموز به ثمر می‌نشیند. بنابراین، معلمی که تنها بر انتقال مفاهیم تاکید دارد، یک "ماشین تکثیر اطلاعات" است. اما معلمی که به تغییر رفتار می‌اندیشد، یک "مربی و transformational" است که به رشد همه‌جانبه متربی خود توجه دارد. انتقال مفاهیم، "چراغ" است و تغییر رفتار، "راهی" که با روشنایی آن چراغ، هموار می‌شود. https://eitaa.com/mathteaching