eitaa logo
Mathematics
864 دنبال‌کننده
392 عکس
21 ویدیو
463 فایل
این شبکه جهت علاقمندان به آموزش ریاضی در سطوح مختلف به خصوص دانشجو معلمان و دبیران ریاضی تشکیل شده است
مشاهده در ایتا
دانلود
کیسه‌های طلای شیطانی افسانه‌ای می‌گوید شیطان ۱۰۰ کیسه طلا پیش یک تاجر گذاشت. گفت: «دست کم یکی از کیسه‌ها طلای تقلبی است. ترازویی هم به تو می‌دهم که فقط یک بار می‌توانی از آن استفاده کنی. اگر توانستی کیسه تقلبی را پیدا کنی، همه طلاها مال تو.» هر سکه طلای واقعی ۱۰۰ گرم و هر سکه تقلبی ۹۰ گرم وزن داشت. همه کیسه‌ها پر از سکه بودند. تاجر چگونه با یک بار وزن کردن فهمید کدام کیسه تقلبی است؟ پاسخ هوشمندانه: او از کیسه اول ۱ سکه، از کیسه دوم ۲ سکه، از کیسه سوم ۳ سکه و به همین ترتیب تا کیسه صدم ۱۰۰ سکه برداشت و همه را با هم وزن کرد. اگر همه طلاها واقعی بودند، وزن کل باید ۵۰۵۰۰۰ گرم می‌شد (۱۰۰+۹۹+...+۲+۱ = ۵۰۵۰ سکه × ۱۰۰ گرم). اما اختلاف وزن به گرم، شماره کیسه تقلبی را نشان می‌داد. مثلاً اگر وزن ۵۰۴۹۱۰ گرم بود، یعنی ۹۰ گرم کمبود داشت، پس کیسه نهم تقلبی بود. https://eitaa.com/mathteaching
معمای پاداش خلق شطرنج مربوط به افسانه‌ای است که در آن مخترع شطرنج، بازی را به پادشاه ارائه می‌دهد و پادشاه از او می‌خواهد که پاداشی درخواست کند. مخترع باهوش، درخواست می‌کند که بر روی اولین خانه صفحه شطرنج یک دانه گندم، بر روی دومین دو دانه، بر روی سومین چهار دانه، و به همین ترتیب، تعداد دانه‌ها در هر خانه بعدی دو برابر شود. پادشاه بدون محاسبه، این درخواست را می‌پذیرد، اما به زودی متوجه می‌شود که این پاداش بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کرد. محاسبه تعداد دانه‌های گندم یک صفحه شطرنج ۶۴ خانه دارد. تعداد دانه‌ها در خانه nام برابر است با 2^{n-1}. بنابراین، کل دانه‌های گندم برابر است با مجموع توان‌های ۲ از ۰ تا ۶۳: S = 2^0 + 2^1 + 2^2 + + 2^{63} این یک سری هندسی است و مجموع آن از فرمول زیر به دست می‌آید: S = 2^{64} - 1 حالا 2^{64} را محاسبه می‌کنیم: 2^{64} = 18,446,744,073,709,551,616 پس: S = 18,446,744,073,709,551,615 یعنی حدود ۱۸.۴ کوینتیلیون دانه گندم! درک اندازه این عدد برای درک عظمت این عدد، بیایید آن را به وزن گندم تبدیل کنیم. هر دانه گندم حدود ۰.۰۶۵ گرم وزن دارد. بنابراین وزن کل گندم: 18,446,744,073,709,551,615 × 0.065 = 1,199,038,364,791,120,854 تولید جهانی گندم در سال حدود ۷۰۰ میلیون تن است. بنابراین، برای تولید این مقدار گندم، به بیش از ۱۷۰۰ سال تولید جهانی گندم نیاز است! این معما نشان می‌دهد که چگونه رشد نمایی می‌تواند به اعداد باورنکردنی منجر شود. https://eitaa.com/mathteaching
حدس رنگ‌آمیزی گره‌ها یک مفهوم کلیدی در نظریه گره است که به‌عنوان یک «نابرابری» برای تشخیص و تفکیک گره‌ها عمل می‌کند. ایده اصلی مبتنی بر رنگ‌آمیزی سه‌رنگی است: اگر بتوانید قوس‌های یک نمودار گره را با سه رنگ طوری رنگ کنید که در هر تقاطع، هر سه رنگ حاضر باشند یا فقط یک رنگ به کار رفته باشد، آن گره «سه‌رنگ» است. این خاصیت یک مقدار ثابت است؛ یعنی بدون توجه به نحوه تغییر شکل گره (بدون برش یا چسباندن) حفظ می‌شود. این مفهوم به رنگ‌آمیزی n-رنگی تعمیم یافت. یک گره n-رنگ است اگر بتوان آن را با n رنگ مختلف (با قاعده مشابه در تقاطع‌ها) رنگ کرد و n>1 باشد. حدس اصلی بیان می‌کرد که اگر یک گره را بتوان به‌طور غیربدیهی با اعداد اول رنگ آمیزی کرد، آن گره «گره تهی» (ساده‌ترین گره) نیست. این حدس در نهایت به عنوان قضیه‌ای اثبات شد و نشان داد که رنگ‌پذیری یک گره، یک مشخصه قوی برای تشخیص آن از گره تهی است. این ابزار ساده اما قدرتمند، پایه‌ای برای توسعه «مشخصه‌های گره» پیچیده‌تر شد. https://eitaa.com/mathteaching
حدس abc ‌(abc conjecture) (که به حدس اوسترلی-مسر یا Oesterlé–Masser conjecture نیز شناخته می‌شود)، حدسی در نظریه اعداد است که اولین بار توسط جوزف اوسترلی (در ۱۹۸۸ میلادی) و دیوید مسر (۱۹۸۵ میلادی) پیشنهاد شد. حدس abc یکی از مسائل مهم و حل‌نشده در نظریه اعداد است. این حدس ارتباط بین سه عدد صحیح a، b و c را بررسی می‌کند که در معادله a + b = c صدق می‌کنند و با هم هیچ عامل اول مشترکی ندارند. ایده اصلی حول مفهوم «رادیکال» (radical) می‌گردد که حاصلضرب عوامل اول متمایز یک عدد است. حدس abc به طور ساده می‌گوید که در چنین معادله‌ای، عدد c معمولاً از رادیکال حاصلضرب a، b و c کوچک‌تر است. به بیان دقیق‌تر، برای هر ε>۰، عدد c از حاصلضرب رادیکال abc به توان (۱+ε) کوچک‌تر است. اهمیت این حدس در این است که اگر ثابت شود، بسیاری از قضایای مهم دیگر در نظریه اعداد—مانند قضیه آخر فرما—نتیجه‌ای فوری از آن خواهند بود. این حدس پیوندی عمیق بین جمع و ضرب اعداد ایجاد می‌کند. https://eitaa.com/mathteaching
جایزه نوبل در ریاضی وجود ندارد، و این موضوع همیشه یکی از بحث‌های جالب تاریخ علم بوده است. آلفرد نوبل (Alfred Nobel)، شیمی‌دان و مخترع سوئدی، در وصیت‌نامه‌اش در سال ۱۸۹۵ مشخص کرد که جایزه نوبل باید در حوزه‌های فیزیک، شیمی، پزشکی، ادبیات و صلح اهدا شود. اما ریاضی را ذکر نکرد. یک افسانه مشهور وجود دارد که می‌گوید نوبل به‌دلیل اختلاف شخصی با ریاضی‌دان معروف گوستا میت‌تگ-لفلر (Gösta Mittag-Leffler)، جایزه‌ای برای ریاضی تعیین نکرد. اما شواهد تاریخی این داستان را تأیید نمی‌کنند و بیشتر به افسانه شبیه است. چون جایزه نوبل برای ریاضی وجود ندارد، بعدها چند جایزه معتبر برای جبران آن ایجاد شد: مدال فیلدز (Fields Medal) – معتبرترین جایزه ریاضی جهان، که هر ۴ سال یک‌بار به ریاضی‌دانان زیر ۴۰ سال اهدا می‌شود. جایزه آبل (Abel Prize) – از سال ۲۰۰۳ توسط دولت نروژ برای بزرگداشت نیلز آبل ایجاد شد و تقریباً معادل «نوبل ریاضی» محسوب می‌شود. https://eitaa.com/mathteaching
آیا خلاقیت ریاضی یاد گرفتنی است؟ پاسخ به این پرسش یکی از بحث‌های دیرینه در فلسفه آموزش ریاضیات است. خلاقیت در ریاضیات هم ذاتی است و هم اکتسابی. مانند بسیاری از استعدادها، یک پایه ذاتی دارد اما با تمرین، آموزش و محیط مناسب می‌توان آن را به میزان قابل توجهی پرورش داد و "گرفت". بیایید این ایده را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم: ۱. عنصر "گرفتنی" (اکتسابی) - نقش تمرین و آموزش این بخش، بخش امیدوارکننده ماجراست و برای اکثر مردم قابل دسترسی است. خلاقیت ریاضی یک جادوی مرموز نیست، بلکه مجموعه‌ای از مهارت‌ها و عادات فکری است که می‌توان آن‌ها را یاد گرفت. چگونه می‌توان خلاقیت ریاضی را پرورش داد؟ · حل مسائل چالش‌برانگیز: فقط به حل مسائل معمولی اکتفا نکنید. مسائلی را حل کنید که برای شما جدید هستند و راه حل مستقیمی برای آن‌ها نمی‌دانید. این کار شما را وادار به "فکر کردن بیرون از چارچوب" می‌کند. · مطالعه اثبات‌های مختلف برای یک قضیه: وقتی ببینید که چگونه ریاضیدانان مختلف از زوایای گوناگون به یک نتیجه می‌رسند، با "جعبه ابزار" وسیع‌تری برای حل مسائل جدید آشنا می‌شوید. · بازی با ایده‌ها: فقط به دنبال جواب نباشید. با مساله کلنجار بروید، فرضیه بسازید، آن را به چیزهای دیگری که می‌دانید ربط دهید و حتی مسیرهای غلط را هم امتحان کنید. گاهی اوقات بزرگ‌ترین کشف‌ها از دل همین مسیرهای به ظاهر غلط بیرون می‌آیند. · یادگیری اصول تفکر خلاق: تکنیک‌هایی مانند: · تجسم: رسم شکل، نمودار یا استفاده از هندسه برای درک مفاهیم انتزاعی. · تعمیم: آیا این قضیه خاص را می‌توان به موارد کلی‌تر تعمیم داد؟ · وارونه‌نگری (Reverse Engineering): از جواب شروع کنید و به عقب برگردید تا ببینید چگونه می‌توان به آن رسید. · استفاده از قیاس: آیا این مساله شبیه مساله دیگری است که قبلاً حل کرده‌ام؟ · تمرین مداوم: مانند یک عضله، مغز شما با تمرین منظم، قوی‌تر و منعطف‌تر می‌شود و ارتباطات عصبی جدیدی ایجاد می‌کند که پایه و اساس تفکر خلاق است. ۲. عنصر "دادنی" (ذاتی) - نقش استعداد نمیشود نقش استعداد ذاتی را کاملاً نادیده گرفت. برخی افراد به طور طبیعی: · در تشخیص الگوها سریع‌تر هستند. · حافظه کاری (Working Memory) قوی‌تری دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد چندین ایده را همزمان در ذهن نگه دارند و آن‌ها را با هم ترکیب کنند. · شجاعت فکری بیشتری برای رفتن به مسیرهای غیرمعمول دارند. با این حال، استعداد ذاتی بدون تلاش و پرورش، مانند دانه‌ای است که در خاک نامناسب کاشته شود. از طرف دیگر، افراد با استعداد متوسط اما با پشتکار و روش درست، اغلب از افراد بااستعداد اما تنبل پیشی می‌گیرند. یک قیاس مناسب: بدنسازی خلاقیت در ریاضیات بسیار شبیه به بدنسازی است: · ژنتیک (ذاتی): برخی افراد به طور طبیعی استعداد عضله‌سازی بیشتری دارند. · تمرین و تغذیه (اکتسابی): اما هیچ‌کس بدون بلند کردن وزنه و رژیم غذایی مناسب، بدن عضلانی نمی‌سازد. حتی کسانی که استعداد ژنتیکی کم‌تری دارند، با تمرین منظم می‌توانند به بدنی قوی و سالم دست یابند. پاسخ نهایی این است: خلاقیت در ریاضیات عمدتاً یک مهارت اکتسابی است که بر پایه‌ای از استعداد ذاتی می‌روید. اگر می‌خواهید خلاقیت ریاضی خود را افزایش دهید، بر روی بخش "گرفتنی" آن تمرکز کنید: · کنجکاو باشید. · مداوم و عمیق مساله حل کنید. · از اشتباه کردن نترسید. · افکار و ایده‌های ریاضیدانان بزرگ را مطالعه کنید. این مسیر نیازمند صبر، پشتکار و اشتیاق است، اما تقریباً برای هر کسی که علاقه‌مند باشد، قابل دستیابی است. https://eitaa.com/mathteaching
جیمز جوزف سیلوستر، ریاضیدان برجسته انگلیسی، در ۵ نوامبر ۱۸۱۴ (امروز)در لندن به دنیا آمد. ، استعداد درخشان ریاضی او باعث درخششش شد. سیلوستر سهمی عظیم در توسعه جبر مدرن داشت. او همراه با ریاضیدان هم‌عصرشان، آرتور کیلی، پایه های نظریه ماتریس‌ها را بنا نهاد. از کارهای مهم او می‌توان به مشارکت در نظریه ناورداها (Invariant Theory) اشاره کرد. این ریاضیدان پرکار، حتی در ۷۰ سالگی برای تدریس به دانشگاه آکسفورد رفت و تا آخر عمر به تحقیق ادامه داد. سیلوستر نه تنها به خاطر دستاوردهای علمی، بلکه به دلیل ابداع اصطلاحات پایه‌ای ریاضی مانند «ماتریس» شناخته می‌شود. او یکی از بنیان‌گذاران مجله معتبر American Journal of Mathematics نیز بود و در ۲۶ مارس ۱۸۹۷ در لندن درگذشت. https://eitaa.com/mathteaching