قسمت دوم:
راهکارهای عملی برای غلبه بر ترس از ریاضی
غلبه بر این ترس یک شبه اتفاق نمیافتد، اما با استراتژی درست کاملاً ممکن است. این یک فرآیند بازآموزی ذهن و ساختن اعتماد به نفس است.
1. تغییر ذهنیت و نگرش (بازسازی شناختی):
· باور کنید که ریاضی یک مهارت است، نه یک استعداد ذاتی این مهمترین قدم است. به خودتان بگویید: "من میتوانم با تمرین کافی در این مهارت بهتر شوم."
· اشتباهات را به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری بپذیرید هر اشتباه یک فرصت یادگیری است. آنها را تحلیل کنید تا بفهمید کجای کار را اشتباه فهمیدهاید. توماس ادیسون هم در مورد اختراعش گفت: "من شکست نخوردم، فقط ده هزار راه پیدا کردم که جواب نمیدهد."
· از جملات تأکیدی مثبت استفاده کنید به جای "من از عهده این برنمیآیم" بگویید "این مسأله چالشی است که میتوانم از پس آن برآیم" یا "من دارم یاد میگیرم و در حال پیشرفت هستم."
2. تغییر در روش یادگیری و حل مسأله:
· پایهها را قوی کنید اغلب ترس از ریاضی ناشی از ضعف در مباحث پایهای است (مثل جبر، کسرها و...). وقت بگذارید و این مفاهیم را از ابتدا و با سرعت خودتان یاد بگیرید. ویدیوهای آموزشی آنلاین (مانند Khan Academy) منبع فوقالعادهای برای این کار هستند.
· مسأله را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید با یک مسأله پیچیده غرق نشوید. آن را به قدمهای کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنید. حل هر قدم کوچک به شما اعتماد به نفس میدهد.
· بر فرآیند تمرکز کنید، نه فقط جواب نهایی مهم این است که بدانید چطور به جواب برسید. حتی اگر به جواب درست نرسیدید، اگر فرآیند درستی را طی کردهاید، باید به خودتان افتخار کنید.
· از منابع مختلف استفاده کنید اگر یک کتاب یا معلم را متوجه نمیشوید، سراغ منابع دیگر بروید. گاهی توضیح یک نفر دیگر میتواند کلید حل مشکل باشد.
· حل مسأله را با صدای بلند توضیح دهید وقتی در حال حل یک مسأله هستید، استدلال خود را با صدای بلند بیان کنید یا برای یک دوست/اعضای خانواده توضیح دهید. این کار به تثبیت مفاهیم در ذهن شما کمک میکند.
3. مدیریت اضطراب در لحظه:
· وقتی احساس ترس کردید، مکث کنید چند نفس عمیق بکشید. به خودتان یادآوری کنید که این فقط یک مسأله است و قرار نیست جان شما را بگیرد!
· محیطی آرام ایجاد کنید در مکانی بدون حواسپرتی مطالعه کنید.
· با مسائل آسان شروع کنید برای گرم کردن ذهن خود، ابتدا چند مسأله ساده حل کنید تا اعتماد به نفس شما افزایش یابد، سپس سراغ مسائل چالشی بروید.
· زمانبندی کنید به خودتان زمان محدودی برای فکر کردن به یک مسأله بدهید. اگر در آن زمان به جواب نرسیدید، استراحت کنید و بعداً با ذهنی تازه به آن بازگردید.
4. کمک گرفتن از دیگران:
· معلم یا استاد خود را ببینید از آنها سؤال بپرسید. آنها معمولاً خوشحال میشوند که به دانشآموزان مشتاق کمک کنند.
· یک گروه مطالعه تشکیل دهید صحبت کردن با همکلاسیها میتواند بسیار مفید باشد. میبینید که شما تنها کسی نیستید که با این چالشها روبرو است.
ترس از ریاضی یک مانع ذهنی و آموزشی است، نه یک محدودیت ذاتی. شما با تغییر نگرش، تقویت پایههای علمی، و استفاده از استراتژیهای درست حل مسأله، میتوانید به تدریج این ترس را به اعتماد به نفس و حتی لذت بردن از چالش حل یک مسأله تبدیل کنید. این یک مسیر تدریجی است، پس با خودتان صبور باشید و هر قدم کوچک را جشن بگیرید
https://eitaa.com/mathteaching
علاقمندان به ریاضیات
در ایتا
@mathteaching
و
در تلگرام
@mathteachingg
@matheducattion
به زبان انگلیسی
IGO_2025_Persian.pdf
حجم:
1.9M
سوالات ۱۲ امین دوره المپیاد هندسه ایران
https://eitaa.com/mathteaching
نسخه انگلیسی سوالات ۱۲ امین دوره المپیاد هندسه ایران در کانال تلگرامی زیر آمده است
https://t.me/matheducattion
Project Eulerپروژه اویلریک وبسایت بسیار معروف و محبوب است که مجموعهای چالشبرانگیز و غنی از مسائل ریاضی/محاسباتی را ارائه میدهد. هدف اصلی این پروژه، توسعه و تقویت مهارتهای حل مسئله و برنامهنویسی است.
در اینجا جزئیات کاملی در مورد آن آورده شده است:
ماهیت و فلسفه Project Euler
1. تمرکز بر بینش ریاضی: مسائل Project Euler به گونهای طراحی شدهاند که برای حل آنها، یک الگوریتم کارآمد لازم است. یک راهحل "سادهلوحانه" (Brute-Force) ممکن است برای مسائل اولیه جواب دهد، اما برای مسائل پیشرفتهتر، حتی کامپیوترهای قدرتمند نیز نمیتوانند در زمان معقولی آن را حل کنند. بنابراین، شما را وادار میکنند تا در مورد ریاضیات مسئله عمیقتر فکر کنید و یک راهحل بهینه پیدا کنید.
2. "یک دقیقه قاعده" (The One-Minute Rule): یک قانون نانوشته در Project Euler وجود دارد که میگوید: یک برنامهی کارآمد باید بتواند پاسخ نهایی را در کمتر از یک دقیقه بر روی یک کامپیوتر نسبتاً معمولی محاسبه کند. این قاعده تأکید دوبارهای بر اهمیت بهینهسازی الگوریتم است.
3. یادگیری از طریق عمل: بسیاری از مفاهیم پیشرفته در ریاضیات (مانند نظریه اعداد، ترکیبیات، تجزیه و تحلیل) و الگوریتمها (مانند پویانمایی، جستجو، روشهای عددی) را میتوان در حین حل این مسائل به صورت عملی یاد گرفت.
ویژگیهای کلیدی
· مسائل متوالی و وابسته: مسائل به ترتیب از آسان به سخت مرتب شدهاند. گاهی اوقات حل یک مسئله، شما را با تکنیک یا بینشی آشنا میکند که برای حل مسائل بعدی ضروری است.
· زبان-مستقل (Language-Agnostic): شما میتوانید با هر زبان برنامهنویسی که راحت هستید (مانند پایتون، C++، جاوا، جاوااسکریپت، رست و ...) مسئله را حل کنید. فقط جواب نهایی (معمولاً یک عدد) مهم است.
· جامعهی جهانی: پس از حل یک مسئله، به یک انجمن خصوصی برای آن مسئله دسترسی پیدا میکنید که در آن کاربران از سراسر جهان در مورد راهحلها، الگوریتمها و بهینهسازیها بحث میکنند. این بخش یکی از غنیترین منابع یادگیری است.
· سطحبندی دشواری: در حال حاضر بیش از ۸۰۰ مسئله وجود دارد که به تدریج دشوارتر میشوند. حل ۵۰ مسئلهی اول نشاندهندهی تسلط خوب، حل ۱۰۰ مسئله نشاندهندهی مهارت بالا و حل بیش از ۲۰۰ مسئله شما را در زمرهی نخبگان قرار میدهد.
· حریم خصوصی و چالش فردی: این پروژه یک رقابت نیست. شما با خودتان رقابت میکنید. پروفایل شما فقط تعداد مسائل حل شده را نشان میدهد و رتبهای در کار نیست.
چند مثال معروف از مسائل
· مسئله ۱: مضرب ۳ و ۵ - مجموع تمام مضربهای ۳ یا ۵ زیر ۱۰۰۰ را بیابید. (یک مسئلهی بسیار ساده برای شروع)
· مسئله ۲: جملههای زوج دنباله فیبوناچی - مجموع جملههای زوج دنباله فیبوناچی که از ۴,۰۰۰,۰۰۰ تجاوز نمیکنند را بیابید.
· مسئله ۳: بزرگترین عامل اول - بزرگترین عامل اول عدد ۶۰۰,۸۵۱,۴۷۵,۱۴۳ را بیابید.
· مسئله ۱۰: جمع اعداد اول - مجموع تمام اعداد اول زیر دو میلیون را بیابید. (نیازمند یک الگوریتم غربال کارآمد مانند غربال اراتوستن است)
برای چه کسانی مناسب است؟
· دانشجویان و علاقهمندان به علوم کامپیوتر و ریاضیات
· برنامهنویسانی که میخواهند مهارت الگوریتمنویسی و تفکر تحلیلی خود را تقویت کنند.
· معلمان و اساتید که به دنبال مثالهای عملی و جذاب برای تدریس هستند.
· علاقهمندان به پازل و چالشهای فکری
چگونه شروع کنیم؟
1. به وبسایت رسمی آن مراجعه کنید: https://projecteuler.net
2. یک حساب کاربری رایگان ایجاد کنید (اختیاری، اما برای ذخیره پیشرفت لازم است).
3. از مسئله ۱ شروع کنید و پاسخ عددی خود را در کادر مربوطه وارد کنید. اگر درست باشد، به شما تبریک گفته میشود و میتوانید به مسئله بعدی بروید یا در انجمن آن مسئله مشارکت کنید.
منابع و ابزارهای کمکی
· وبسایت اصلی: projecteuler.net
· انجمن غیررسمی در Reddit: Subreddit r/projecteuler
· ابزارهای آنلاین: برخی وبسایتها مانند "OEIS" (دائرةالمعارف دنبالههای اعداد صحیح) میتوانند در کشف الگوها به شما کمک کنند.
توصیهی نهایی
Project Euler یک سفر فوقالعاده برای تقویت ذهن است. اگر در ابتدا با مسائل سخت مواجه شدید، ناامید نشوید. از انجمنها کمک بگیرید، روی ریاضیات مسئله تحقیق کنید و مطمئن باشید که با حل هر مسئله، چندین قدم قویتر از قبل خواهید بود.
شروع کنید و از چالش لذت ببرید!
https://eitaa.com/mathteaching
داستان جرج برنارد دانتزیگ (George Bernard Dantzig) یکی از معروفترین و الهامبخشترین داستانها در دنیای ریاضیات و علوم است.
این داستان اغلب به عنوان "معجزه تکلیف دانشگاهی" یا "مسئلههای حلنشده ریاضی" شناخته میشود.
صحنهٔ داستان
· زمان: سال ۱۹۳۹
· مکان: دانشگاه کالیفرنیا، برکلی
· شخصیت: جرج دانتزیگ، که در آن زمان یک دانشجوی دکترای جوان در رشته آمار بود.
ماجرا
یک روز، دانتزیگ به کلاس درس پروفسور جرزی نیمان (Jerzy Neyman)، یکی از بزرگان آمار، دیر رسید. او وقتی وارد کلاس شد، دو مسئله را روی تخته سیاه دید. او با این فرض که اینها تکلیف خانه برای جلسه هستند، سریعاً آنها را در دفترچه خود یادداشت کرد.
داستینگ بعد از چند روز به سراغ این مسائل رفت. او دریافت که این مسائل بسیار سختتر از تکالیف معمولی هستند. اما به جای تسلیم شدن، با پشتکار و تلاش فراوان، پس از چند روز موفق شد هر دوی آنها را حل کند.
چند روز بعد، او با عذرخواهی نزد پروفسور نیمان رفت و گفت: «متأسفم که تکلیف را دیر تحویل میدهم، آن دو مسئله واقعاً سخت بودند.» او سپس راهحلهای خود را روی میز استاد گذاشت.
پروفسور نیمان هیچ واکنشی نشان نداد. اما صبح یکشنبهٔ هفته بعد، دانتزیگ صدای دربی به خانه خود شنید. استادش، نیمان، با چهرهای هیجانزده در حالی که یک کاغذ در دست داشت، پشت در بود.
آن دو مسئله روی تخته،تکلیف خانه نبودند! آنها در واقع دو مسئلهی معروف و حلنشده در آمار بودند که پروفسور نیمان آنها را به عنوان نمونههایی از مسائل غیرقابل حل در کلاس مطرح کرده بود. دانتزیگ، بدون اینکه بداند، دو قلهٔ صعبالعبور ریاضی را فتح کرده بود!
1. پایاننامه دکترا: پروفسور نیمان بلافاصله به دانتزیگ گفت که یکی از همان دو راهحل میتواند به عنوان پایاننامه دکترای او باشد. دانتزیگ نیز همین کار را کرد.
2. انتشار مقاله: راهحل مسئله اول بعدها به عنوان مقالهای علمی منتشر شد. مسئله دوم نیز بعدها منجر به یک مقاله دیگر از دانتزیگ در کنگره ریاضیات برکلی شد.
این ماجرا اعتماد به نفس و توانایی دانتزیگ را به خودش و جامعه علمی ثابت کرد. او بعدها به یکی از تأثیرگذارترین ریاضیدانان و دانشمندان علوم کامپیوتر قرن بیستم تبدیل شد.
جرج دانتزیگ بیشتر به خاطر ابداع "الگوریتم سیمپلکس" (Simplex Algorithm) برای حل مسائل برنامهریزی خطی مشهور است. این الگوریتم یکی از پرکاربردترین الگوریتمها در تاریخ است و در زمینهای مانند تحقیق در عملیات، اقتصاد، برنامهریزی لجستیک و صدها حوزه دیگر انقلابی به پا کرد.
او پدر علم برنامهریزی خطی مدرن شناخته میشود.
https://eitaa.com/mathteaching
گاهی الهامبخشترین درسها از غیرمنتظرهترین مکانها میآیند. این داستان درباره شیزوئو کاکوتانی، ریاضیدان نامدار، است که روزی در کلاس درس، لمی را مطرح کرد و با اطمینان گفت: «اثبات این لم واضح است.»
در این لحظه، یک دست بلند شد. یکی از حاضرین با شجاعت و تواضع پرسید: «برای من واضح نیست. ممکن است توضیح دهید؟»
این پرسش ساده، همه چیز را تغییر داد. کاکوتانی در سکوتی تأملبرانگیز فرو رفت و پس از چند لحظه اعتراف کرد که در آن لحظه نمیتواند اثبات را به خاطر آورد. او به جای پنهان کردن شکش، قول داد در جلسه بعد پاسخ را بیاورد.
اما حقیقت زمانی آشکار شد که او به کتابخانه رفت و مقالهای از خودش را که سالها قبل نوشته بود، ورق زد. در کمال شگفتی، کنار همان لم نوشته بود: «اثبات: به عنوان تمرین برای خواننده.» او نه تنها لم را فراموش کرده بود، بلکه اثباتی برای آن نداشت!
این داستان، نه یک شکست، بلکه نمادی زیبا از تواضع علمی است. کاکوتانی به ما یادآوری میکند که هیچ چیز آنقدر "واضح" نیست که نیاز به پرسش نداشته باشد. شجاعت آن دانشجو در پرسش، و شهامت کاکوتانی در پذیرش ندانستن، درسی فراموشنشدنی برای همه ماست: مسیر یادگیری با سؤال کردن و تواضع فکری هموار میشود.
دفعه بعد که از پرسیدن ترسیدید، این داستان را به یاد آورید. حتی بزرگترین ذهنها نیز گاهی راه را گم میکنند، اما این تواضع آنهاست که دوباره به راهروی دانش بازشان میگرداند
https://eitaa.com/mathteaching
رنه دکارت (René Descartes) یکی از بزرگترین فیلسوفان، ریاضیدانان و دانشمندان دوران جدید است که بسیاری او را «پدر فلسفهٔ جدید» مینامند. در ادامه، خلاصهای از سرگذشت او را می اوریم:
رنه دکارت (René Descartes)
تولد ۳۱ مارس ۱۵۹۶ میلادی – شهر لاهای، در فرانسه (امروزه به افتخار او نام شهر به La Haye-Descartes تغییر یافته)
درگذشت: ۱۱ فوریه ۱۶۵۰ میلادی – استکهلم، سوئد
دکارت در خانوادهای اشرافی به دنیا آمد. از کودکی استعداد فراوانی در ریاضیات و منطق نشان داد. او در مدرسهٔ ژزوئیتها (Jesuit College of La Flèche) تحصیل کرد، جایی که آموزشهای فلسفی ارسطویی و منطق قرون وسطایی را آموخت. بعدها در دانشگاه پواتیه (Poitiers) حقوق خواند و مدرک حقوق گرفت.
پس از تحصیل، برای مدتی وارد ارتش شد و در جنگهای سیساله شرکت کرد، ولی علاقهای به نظامیگری نداشت. در همین دوران بود که ایدههای فلسفی مهمی در ذهنش شکل گرفت.
در سال ۱۶۱۹، در سفری به آلمان، شبی در خوابی عمیق دید که بعدها گفت «سرآغاز فلسفهاش» از همان خواب الهام گرفت.
دکارت به دنبال یافتن پایهای مطمئن برای شناخت و علم بود. او معتقد بود باید در همه چیز شک کرد تا به حقیقتی برسیم که شکناپذیر باشد.
از همین اندیشه، معروفترین جملهاش زاده شد:
> «میاندیشم، پس هستم»
(Cogito, ergo sum)
این جمله، اساس فلسفهٔ اوست: اندیشیدن خود، نخستین و یقینیترین پایهٔ وجود انسان است.
دکارت در ریاضیات نیز نابغه بود. از جمله دستاوردهای او:
ابداع هندسه تحلیلی (پیوند بین جبر و هندسه)
معرفی دستگاه مختصات دکارتی که امروزه در سراسر ریاضیات و فیزیک به کار میرود.
پیشرفتهای مهم در اپتیک (نورشناسی) و فیزیک مکانیکی
در سال ۱۶۴۹، به دعوت ملکه کریستینا سوئد به استکهلم رفت تا او را در فلسفه آموزش دهد. هوای سرد سوئد و زندگی نامنظم باعث شد بیمار شود و در سال ۱۶۵۰، در سن ۵۳ سالگی از ذاتالریه درگذشت.
https://eitaa.com/mathteaching
یکی از شگفتانگیزترین و تاثیرگذارترین کارهای رنه دکارت، ابداع "جادوی تبدیل شکل به عدد" بود. این کار، چیزی نیست جز "هندسه تحلیلی".
معمای باستانی: مگس و سقف
تصور کنید دکارت جوان در یک روز سرد، در اتاقی دراز کشیده و به سقف نگاه میکند. مگسی را میبیند که در هوا پرواز میکند و سپس روی سقف مینشیند.
سوال قدیمی (هندسه اقلیدسی):
"مسیر پرواز این مگس چه شکلی داشت؟ یک خط راست بود یا منحنی؟ فاصله آن از گوشههای اتاق چقدر است؟"
پاسخ به این سوالات با ابزارهای هندسی قدیمی، بسیار پیچیده و گاهی غیرممکن بود.
نبوغ دکارت: اختراع یک نقشه جادویی
دکارت ناگهان جرقهای زد: "اگر من بتوانم موقعیت هر نقطه از سقف را با دو عدد ساده نشان دهم چه؟"
· او دو خط عمود بر هم (یک تیغه افقی و یک تیغه عمودی) را روی سقف در نظر گرفت.
· سپس گفت: "فاصله نقطه از تیغه عمودی را مینامم x و فاصله از تیغه افقی را مینامم y."
· حالا موقعیت مگس به یک جفت عدد ساده مانند (3,2) تبدیل شد!
شعبده نهایی: از مگس تا معادله
اینجا نبوغ واقعی دکارت آشکار شد. او پا را فراتر گذاشت و پرسید:
"اگر این مگس در هوا پرواز کند و یک دایره کامل را دور بزند، چه؟"
او نشان داد که میتوان یک معادله جبری (مثلاً x^2 + y^2 = 25) نوشت که تمام آن نقاط (x,y) روی این دایره را شامل شود. به این ترتیب:
· هر شکل هندسی را میشد با یک معادله جبری توصیف کرد.
· و هر معادله جبری هم یک شکل هندسی را رسم میکرد.
دکارت با این ایده ساده اما انقلابی، دو قلمرو جدا از ریاضیات (هندسه و جبر) را برای همیشه به هم پیوند زد. این کار مانند اختراع یک "مترجم جهانی" بود که زبان اشکال را به زبان اعداد ترجمه میکرد و راه را برای تمام پیشرفتهای بعدی در علم، مهندسی و کامپیوتر هموار ساخت.
https://eitaa.com/mathteaching
توپولوژی را میتوان "هندسهٔ کشسان" یا "هندسهٔ صفحهی لاستیکی" نامید. در این شاخه از ریاضیات، به ویژگیهای کلّی و کیفی اشکال توجه میشود که تحت تغییر شکلهای پیوسته (بدون پاره کردن، سوراخ کردن یا چسباندن) تغییر نمیکنند.
· در هندسه اقلیدسی، اندازهها، زوایا و انحنا مهم هستند (یک مثلث با یک مربع فرق دارد).
· در توپولوژی، این چیزها مهم نیستند! یک مثلث، یک مربع و یک دایره همگی یکسان در نظر گرفته میشوند، زیرا میتوان با کشیدن و تغییر شکل پیوسته، یکی را به دیگری تبدیل کرد.
دو شیء از نظر توپولوژی یکسان (همریخت) هستند اگر بتوان یکی را با کشش و خم کردن (بدون برش یا چسباندن) به دیگری تبدیل کرد.
مثال ۱: فنجان و دونات
این معروفترین مثال در توپولوژی است.
· یک فنجان قهوه را در نظر بگیرید. آن را از جنس مادهای بسیار نرم و کشسان (مثل خمیر بازی) فرض کنید.
· اگر دستهی فنجان را بکشید و بدنهی آن را جمع کنید، میتوانید آن را به یک دونات (حلقه) تبدیل کنید.
· هر دوی این اشکال یک سوراخ دارند: دستهٔ فنجان و سوراخ مرکزی دونات.
· از نظر توپولوژی، فنجان و دونات یکسان هستند زیرا هر دو فقط یک سوراخ دارند. به این تبدیل، همریختی میگویند.
مثال ۲: حروف الفبا
حروف را از نظر توپولوژی بررسی میکنیم:
· حروف C, I, J, L, M, N, S, U, V, W, Z همگی همریخت هستند. چون همه اساساً یک "خط خمیده" هستند. اگر آنها را از جنس نخ کشسان در نظر بگیرید، میتوانید یکی را به دیگری تبدیل کنید.
· حرف O با حرف D متفاوت است. چون O هیچ سوراخی ندارد (مثل یک دیسک)، اما D یک سوراخ ندارد ولی یک "دم" دارد که آن را به یک شیء متفاوت تبدیل میکند.
· حرف A یک سوراخ دارد (محیط بستهٔ وسط آن)، پس از نظر توپولوژی شبیه به فنجان و دونات است!
· حرف B دو سوراخ دارد، پس با A و O متفاوت است.
· حرف E مانند حرف I است و سوراخی ندارد (اگر انتهای آن را ببندید، یک منحنی پیوسته است).
توپولوژیستها به جای اندازهگیری، بر روی مفاهیم کیفی زیر تمرکز میکنند:
۱. همبندی (Connectedness):
- آیا شکل یک تکه است یا چند تکه؟ یک کره همبند است، اما دو دايرهٔ جدا از هم ناهمبند.
۲. مسیری (Path-connectedness):
- آیا میتوان بین هر دو نقطه از شکل، یک مسیر پیوسته روی آن شکل کشید؟ روی یک کره میتوانید. روی دو دايرهٔ جدا از هم، نمیتوان از یکی به دیگری رفت.
۳. تعداد سوراخها (حلقهها):
- این یکی از مهمترین ویژگیهاست و با مفهومی به نام ژنوس (Genus) اندازهگیری میشود.
- یک کره: ۰ سوراخ (Genus=0)
- یک دونات (Torus): ۱ سوراخ (Genus=1)
- یک حلقهی Pretzel: ۲ سوراخ (Genus=2)
۴. فشردگی (Compactness):
- یک مفهوم پیشرفتهتر که به طور ساده میتوان گفت یک شکل فشرده است اگر محدود و بسته باشد (مانند یک دايرهٔ توپر). یک خط راست نامحدود، نافشرده است.
شاید بپرسید این علم به چه دردی میخورد؟ کاربردهای آن بسیار گسترده و بنیادی است:
· داده کاوی و هوش مصنوعی: از توپولوژی برای تحلیل ساختارهای پیچیدهی دادهها استفاده میشود (مثلاً پیدا کردن "حفرهها" یا "تونلها" در ابرهای داده).
· زیستشناسی مولکولی: برای درختسازی ژنتیکی و مطالعهی ساختار پروتئینها و DNA.
· فیزیک: در نظریهی ریسمان، کیهانشناسی و مطالعهی خواص عجیب ماده (مانند عایقهای توپولوژیک که برندهی جایزه نوبل شدند).
· علوم کامپیوتر: در گرافها و شبکهها، بررسی اتصالات.
· رباتیک: برای برنامهریزی مسیر حرکت ربات در فضاهای پیچیده.
https://eitaa.com/mathteaching