eitaa logo
Mathematics
864 دنبال‌کننده
392 عکس
21 ویدیو
463 فایل
این شبکه جهت علاقمندان به آموزش ریاضی در سطوح مختلف به خصوص دانشجو معلمان و دبیران ریاضی تشکیل شده است
مشاهده در ایتا
دانلود
۳. پرورش ذهنیت یک پژوهشگر گذر از مرحله«یادگیرنده» به «آفریننده» نیازمند تحول در نحوه تفکر است. · ۳. ۱. کنجکاوی محض: پرسش «چرا؟» موتور محرک پژوهش است. یک پژوهشگر، به دنبال داستان پشت هر تعریف و قضیه می‌گردد: چه نیاز یا مسئله‌ای منجر به شکل‌گیری این ایده شد؟ · ۳. ۲. تاب‌آوری در برابر شکست: باید پذیرفت که پژوهش ریاضی عمدتاً شامل ناکامی‌های پیاپی است. کار کردن بر روی یک ایده برای هفته‌ها بدون دستیابی به نتیجه مطلوب، امری کاملاً طبیعی است. موفقیت، غالباً در پی انعطاف‌پذیری و یادگیری از این ناکامی‌ها حاصل می‌شود. · ۳. ۳. خلاقیت و تفکر جانبی: راه‌حل بسیاری از مسائل مشهور، از خطی فکر کردن خارج است. توانایی ارتباط دادن حوزه‌های به ظاهر نامرتبط و خروج از چارچوب‌های سنتی، یک مزیت رقابتی بزرگ است. · ۳. ۴. دقت وسواس‌گونه: ریاضیات علم دقت است. یک اشتباه کوچک در یک lemma می‌تواند یک مقاله کامل را بی‌اعتبار کند. عادت به بازبینی دقیق و نوشتن منظم و ساختاریافته، از ضروریات است. https://eitaa.com/mathteaching
۴. ورود به عرصه پژوهش پس از استحکام پایه‌ها،نوبت به آغاز کوهنوردی اصلی می‌رسد. · ۴. ۱. انتخاب حوزه تخصصی و راهنمای پژوهشی: انتخاب یک استاد راهنمای خوب (Mentor) که هم مشاور علمی و هم پشتیبان روحی باشد، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هاست. این انتخاب باید با علاقه شخصی و مطالعه در حوزه‌های مختلف (از طریق خواندن مقالات مروری و شرکت در سمینارها) همراه شود. · ۴. ۲. مهارت خواندن مقالات پژوهشی: خواندن مقالات، با خواندن کتاب‌های درسی متفاوت است. یک راهبرد مؤثر این است: · شروع با چکیده و مقدمه برای درک کلی مسئله و دستاوردهای مقاله. · مطالعه نتایج اصلی (قضایا) و تلاش برای درک شهودی آن‌ها. · بررسی اثبات‌ها با صبر و حوصله و تلاش برای ساده‌سازی یا تعمیم آن‌ها. · ۴. ۳. هنر یافتن مسئله: هدف نهایی، مطرح کردن سوالات جدید است. این کار از طریق روش‌های زیر ممکن می‌شود: · تعمیم یک قضیه به فضاها یا شرایط کلی‌تر. · بررسی عکس یک قضیه. · حذف یا تضعیف یکی از فرضیات یک قضیه و بررسی نتایج. · مطالعه مقالات جدید برای شناسایی سوالات باز در مرزهای دانش. https://eitaa.com/mathteaching
۵. تعامل با جامعه علمی: ریاضیات به مثابه یک فعالیت جمعی هیچ پژوهشگری در جزیره جداافتاده موفق نمی‌شود. · ۵. ۱. حضور فعال در سمینارها و کنفرانس‌ها: این مجالس، علاوه بر به روزرسانی اطلاعات، فرصتی برای شبکه‌سازی و آشنایی با همکاران آینده است. · ۵. ۲. قدرت همکاری (Collaboration): بحث و تبادل نظر با دیگران، افق‌های جدیدی می‌گشاید. بسیاری از دستاوردهای بزرگ ریاضی (مانند قضیه آخر فرما) حاصل کار گروهی بودند. · ۵. ۳. مهارتِ ارائه (Presentation): توانایی انتقال واضح و قانع‌کننده ایده‌ها، چه به صورت شفاهی (سمینار) و چه کتبی (مقاله)، به اندازه خود ایده اهمیت دارد. یک ارائه خوب، نه تنها باعث اشاعه دانش می‌شود، بلکه بازخوردهای ارزشمندی از سوی جامعه علمی به همراه دارد. https://eitaa.com/mathteaching
۶. جمع‌بندی و سخن پایانی مسیر تبدیل شدن به یک پژوهشگر ریاضی موفق،یک ماراتن است، نه دو سرعت. این مسیر شامل مراحل مشخصی است: ساخت پایه در دوران دانشجویی، آغاز پژوهش تحت راهنمایی در مقطع تحصیلات تکمیلی، و تولید دانش و همکاری در مراحل پسادکتری و استادی. آنچه این مسیر طولانی را قابل تحمل و لذت‌بخش می‌کند، شور و اشتیاق عمیق به ریاضیات و لذت کشف حقیقت است. به یاد داشته باشید که پشتکار و عشق به یادگیری، نهایتاً از استعداد درخشان مهم‌تر است. پایدار باشید. https://eitaa.com/mathteaching
برای دهه‌ها،آموزش ریاضی اغلب به صورت یک فرآیند خشک، مبتنی بر حفط‌کردن فرمول‌ها و حل تمرین‌های تکراری تصویر شده است. این رویکرد باعث ایجاد ترس و بیزاری در بسیاری از دانش‌آموزان شده و این سؤال را به وجود آورده که «آیا من به ریاضی نیاز دارم؟». اما پژوهش‌های نوین در حوزه آموزش و علوم اعصاب نشان می‌دهند که ریاضیات یک زبان برای درک جهان است و باید به گونه‌ای آموزش داده شود که این درک را ممکن سازد. در اینجا به بیان برترین روش‌های آموزش ریاضی که بر «درک مفهومی» و «کاربرد در زندگی» تأکید دارند، می‌پردازیم. روش اول: آموزش مبتنی بر حل مسئله (Problem-Based Learning) این روش، ریاضیات را از مجموعۀ قواعدی انتزاعی به یک ابزار قدرتمند برای حل چالش‌های واقعی تبدیل می‌کند. چگونه عمل می‌کند؟ معلم یک مسئله جذاب و واقعی را به کلاس ارائه می‌دهد.دانش‌آموزان برای حل آن، باید خودشان مفاهیم ریاضی لازم را کشف، یادگیری و به کار بگیرند. روش دوم: آموزش ادراکی (Conceptual Understanding) در این روش، تأکید اصلی بر "چرایی" پشت هر فرمول است، نه صرفاً "چگونگی" استفاده از آن. چگونه عمل می‌کند؟ با استفاده از مدل‌های تجسمی،ابزارهای دست‌ساز و داستان‌سرایی، مفهوم ریاضی به گونه‌ای توضیح داده می‌شود که برای مغز معنادار شود. روش سوم: یادگیری از طریق بازی و شبیه‌سازی (Gamification & Simulation) این روش، از ماهیت بازیگوش و رقابتی انسان برای تقویت engagement (مشارکت) استفاده می‌کند. چگونه عمل می‌کند؟ معلم محیطی را ایجاد می‌کند که در آن ریاضی به یک بازی ماجراجویانه یا یک شبیه‌سازی از دنیای واقعی تبدیل شود. روش چهارم: تدریس تفریق (Flipped Classroom) این روش، وظیفه انتقال اطلاعات اولیه را به خارج از کلاس موکول می‌کند و زمان کلاس را به طور کامل به تمرین، collaboration (همکاری) و رفع اشکال اختصاص می‌دهد. چگونه عمل می‌کند؟ دانش‌آموزان در خانه ویدیوی کوتاهی از تدریس یک مفهوم(مثلاً قضیه فیثاغورث) را تماشا می‌کنند. سپس در کلاس، به صورت گروهی روی پروژه‌هایی مانند «محاسبه ارتفاع درخت مدرسه با استفاده از قضیه فیثاغورث» کار می‌کنند. هیچ "روش جادویی" واحدی برای آموزش ریاضی وجود ندارد. برترین معلمان، هنرمندانی هستند که این روش‌ها را باهم ترکیب می‌کنند و بسته به نیاز، علاقه و سطح دانش‌آموزان خود از آن‌ها بهره می‌گیرند. هسته مرکزی تمام این روش‌ها یک چیز است: تغییر نقش دانش‌آموز از یک «گیرنده منفعل» به یک «کاوشگر فعال». وقتی ریاضیات با زندگی، بازی، داستان و کشف گره بخورد، نه تنها قابل درک که شگفت‌انگیز و لذت‌بخش می‌شود. همان‌طور که «ریچارد فاینمن»، فیزیکدان برجسته گفته است: «اگر نمی‌توانید چیزی را به زبان ساده توضیح دهید، آن را به خوبی درک نکرده‌اید». این فلسفه، اساس آموزش نوین ریاضی است: درک عمیق برای همه میسر است، اگر راه درست آن را پیدا کنیم. https://eitaa.com/mathteaching
توصیه‌های جرج پولیا به معلمان ریاضی(ده فرمان) ۱)به‌ موضوع‌ درس‌ خود علاقمند باشید. ۲)بر ماده‌ درسی‌ خود، مسلط‌ باشید. ۳)بدانید، از چه‌ راهی‌ می‌توانید آنچه‌ را در نظر دارید، یاد بدهید. بهترین‌ روش‌یاد دادن‌ را خودتان‌ پیدا کنید. ۴)به‌ چهره‌ شاگردان‌ خود نگاه‌ کنید تا متوجه‌ انتظارهای‌ آنها بشوید.دشواری‌های‌ آنها را کشف‌ کنید، توانایی‌ این‌ را داشته‌ باشید که‌ بتوانید خودتان‌ را به‌جای‌ آنان‌ بگذارید. چهار قانون‌ فوق‌ را جورج‌ پولیا اساس‌ هنر معلمی‌ می‌داند. ۵)به‌ آگاهی‌های‌ خشک‌ و عریان‌ قناعت‌ نکنید. بکوشید مهارت‌ را که‌ لازمه‌ عقل‌و اندیشه‌ است‌ و عادت‌ به‌ کار منظم‌ را، در دانش‌آموزان‌ تقویت‌ کنید و تکامل‌ بخشید.هر دانشی‌ از دو قسمت‌ تشکیل‌ می‌شود بخش‌ آگاهی‌ها «دانش‌ خالص‌ و نظری‌» وبخش‌ « مهارت‌ها» (توانایی‌ در به‌ کار گرفتن‌ دانش‌ نظری‌( ۶) بکوشید تا حدس‌ زدن‌ و پیش‌بینی‌ کردن‌ را به‌ آنان‌ بیاموزید. ۷) سعی‌ کنید اثبات‌ کردن‌ را به‌ دانش‌آموزان‌ یاد دهید. ۸) در مسأله‌ای‌ که‌ طرح‌ شده‌ است‌، چیزی‌ را جستجو کنید که‌، برای‌ حل‌مسأله‌های‌ دیگر، مفید است‌. از موقعیتی‌ که‌ مسأله‌ مشخص‌ مفروض‌ دارد، روش‌ کلی‌را کشف‌ کنید. ۹) راز خود را بلافاصله‌ فاش‌ نکنید، اجازه‌ بدهید دانش‌آموزان‌ تا آنجا که‌می‌توانند تلاش‌ خود را برای‌ حل‌ یا حدس‌ راه‌ حل‌، به‌ کار برند به‌ دانش‌آموزان‌ امکان‌بدهید هر چه‌ بیشتر خودشان‌ کشف‌ کنند. یا به قول والتر «اگر می‌خواهید همه‌ را کسل‌ کنید، همه‌ چیز را تا آخر بگویید». ۱۰)با اشاره‌های‌ خود، دانش‌آموزان‌ را راهنمایی‌ کنید، ولی‌ عقیده‌ خود را به‌زور، به‌ آنان‌ تحمیل‌ نکنید. https://eitaa.com/mathteaching
امروز سالمرگ لایبنیتس هست. لایبنیتس رو بیشتر به خاطر دعوای تاریخی اش با نیوتن به یاد میارند، کمی منصفانه بخوایم نگاه کنیم در اون زمان تا حدی حقش ضایع شد. دانشمند همه فن حریفی که امروز بیشتر به عنوان یه ریاضیدان می شناسندش، ولی تحصیلات رسمی در ریاضیات نداشت و دکتری حقوق گرفته بود. وقتی لایبنیتس کارهای خودش رو زودتر از نیوتن منتشر کرد، نیوتن هیاهوی زیادی علیه اون راه انداخت. واقعیت ماجرا چی بود؟ نیوتن علاقه ای به انتشار کارهاش نداشت، بین این دو هم مکاتباتی صورت گرفته بود، بعدها که لایبنیتس کارهاش رو منتشر کرد، نیوتن مدعی شد لایبنیتس ایده هاش رو دزدیده. انجمن سلطنتی بریتانیا یعنی Royal Society در سال ۱۷۱۲ گزارشی منتشر کرد و لایبنیتس رو متهم به سرقت علمی کرد. ولی یه نکته ای وجود داشت: رئیس کمیته خود نیوتن بود. اون زمان درگیری زیادی بین انگلیس و کشورهای آلمانی زبان بود. دانشمندان انگلیسی طرفدار نیوتن بودند. حقیقت ماجرا چی بود؟ نیوتن اول کشف کرد calculus رو و لایبنیتس اول منتشر کرد اون رو. هر دو مستقلا به یک نتیجه رسیدند. هر چند در کل نمادگذاری لایبنیتس بهتر بود. https://eitaa.com/mathteaching
آقای Maxime Raynaud هستند، دو تا لیسانس از استنفورد دارند هم ریاضی و هم CS(علوم کامپیوتر). الان هم در NBA بازی می کنند. ظاهرا در زندگی دو تا پلن داشتند: A و B و هر دو رو با هم پیش بردند. هم درسش رو خونده و هم ورزش رو در کنارش ادامه داده. پدر و مادرهای ایرانی یه چیزی می دونستند که این جمله رو همیشه تکرار می کردند. به هر حال آرزوی موفقیت می کنیم براشون.
ریاضیدانان مانع دیرپایی را در مطالعه «سطوح کمینه‌ساز» شکسته‌اند که نقش مهمی در ریاضیات و فیزیک ایفا می‌کنند. https://www.quantamagazine.org/new-proofs-probe-soap-film-singularities-20251112/
منیفلد چیست؟ یک «منیفلد» (چندگونه) یک فضای هندسی است که در مقیاس کوچک و از نگاه محلی، کاملاً تخت و مسطح به نظر می‌رسد، اما در مقیاس بزرگ و سراسری می‌تواند شکل پیچیده و خمیده‌ای داشته باشد. آشناترین مثال: کرهٔ زمین · از فاصله دور می‌دانیم زمین گرد است (یک کره). · اما وقتی روی آن ایستاده‌اید، زمین در اطراف شما صاف به نظر می‌رسد. شما با دو مختصات (مثلاً شمال-جنوب و شرق-غرب) می‌توانید موقعیت خود را روی یک نقشهٔ محلی مشخص کنید. این دقیقاً تعریف یک منیفلد است: یک شکل که به طور محلی شبیه فضای اقلیدسی ساده (مثل یک صفحهٔ تخت) است، اما به طور کلی می‌تواند هر شکل پیچیده‌ای داشته باشد. کاربردها: این مفهوم به ریاضیدانان و فیزیکدانان اجازه می‌دهد تا روی سطوح منحنی و فضاهای پیچیده،حساب دیفرانسیل و انتگرال (مشتق و انتگرال) انجام دهند. برای مثال، در نظریه نسبیت عام اینشتین، «فضا-زمان» خود یک منیفلد چهاربعدی است. https://eitaa.com/mathteaching
اثبات واگرا بودن سری هارمونیک رو دیگه همه احتمالا می دونند. اینجا چند تا اثبات از منابع مختلف رو جمع کرده. اثبات بالا به نظرم جالب اومد. اصل مقاله در زیر می اید