eitaa logo
Mathematics
865 دنبال‌کننده
392 عکس
21 ویدیو
463 فایل
این شبکه جهت علاقمندان به آموزش ریاضی در سطوح مختلف به خصوص دانشجو معلمان و دبیران ریاضی تشکیل شده است
مشاهده در ایتا
دانلود
TVS.pdf
حجم: 1M
فضاهای توپولوژیک برداری
wing-sum-cheung-metric-space-topology-examples.pdf
حجم: 4.6M
Metric Space Topology Examples Exercishb: Metric Space Topology: Examples, Exercises and Solutions Wing-Sum Cheung World Scientific Publishing Co. Pte. Ltd, Series on Analysis, Applications and Computation, V.12, 2024
🔴 چرا راحتی زیاد باعث ایجاد افسردگی می‌شه؟ 📖 اخیراً کتاب The Comfort Crisis رو خوندم که مایکل ایستر (Michael Easter) نوشته؛ روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای که سال‌ها در حوزهٔ سلامت، علم رفتار و سبک زندگی کار کرده. خودش مدت‌ها با اضطراب و سبک زندگی بیش‌ازحد راحت درگیر بوده و همین باعث شد سفری چندماهه به آلاسکا بره و تجربه‌های سخت و واقعی زندگی رو دوباره لمس کنه. نتیجهٔ اون سفر و تحقیقاتش هم شد همین کتاب. 👀 اگر یکم دقیق‌تر به زندگی‌مون نگاه کنیم، می‌بینیم بخش زیادی از روزمون تو راحتی کامل می‌گذره. خونه‌هامون همیشه تو بهترین دما تنظیمه، هر وقت یه ذره گرسنه می‌شیم فوری می‌تونیم چیزی بخوریم، و بیشتر ساعت‌های روز روی صندلی‌های نرم و تخت‌های راحت لم دادیم. اینقدر همه‌چیز آسونه که زندگی‌مون تبدیل شده به یه چرخهٔ کوچیک و تکراری؛ بدون اینکه قدمی بیرون از منطقهٔ امن‌مون بزنیم. همین موضوع یعنی اینکه خودمون رو به چالش نمی‌کشیم می‌تونه یکی از دلایل پنهان افسردگی‌های مدرن باشه. چون بدن و ذهنی که چالش نبینه، کم‌کم خاموش و بی‌روح می‌شه. 📝 توی بخشی از کتاب اشاره شده که: (درسته الان مردم طول عمر بیشتری دارن و به‌ظاهر سالم‌ترن، اما سلامتِ عمری‌مون داره پایین میاد؛ یعنی کیفیت اون سال‌هایی که زندگی می‌کنیم، واقعاً کمتر شده. فناوری و راحتی فوق‌العاده‌ان، اما همیشه ما رو تو مسیر یه زندگی سالم، معنادار و شاد جلو نمی‌برن. هرچی زندگی‌مون راحت‌تر شده، معیارمون برای سختی هم پایین‌تر اومده. یعنی راحتی اون‌قدر زیاد شده که کوچک‌ترین چیزها هم برای ما تبدیل به ناراحتی می‌شن.) 👈 برای همین مثلاً: - یه روز هوا کمی گرم‌تر یا سردتر شه، می‌گیم وای امروز اصلاً نمی‌شه زندگی کرد. - اینترنت 5 دقیقه قطع بشه، انگار دنیا تموم شده. - وقتی توی رستوران غذا یه کم دیرتر برسه، حس می‌کنیم بهمون بی‌احترامی شده. - اگه آسانسور خراب باشه، انگار فاجعه رخ داده چون باید ۲۰ تا پله بریم بالا. ⚠️ این رفتارها نشونهٔ اینه که مشکلات واقعی کم نشدن؛ تعریف ما از مشکل عوض شده. 1️⃣ نویسنده پیشنهاد می‌ده هرکسی تو زندگیش باید یه missoge's داشته باشه. (یعنی یه چالش شخصی و واقعی؛ یه چیزی که نه خیلی آسونه، نه غیرممکن.) دقیقا همون جایی که ۵۰ درصد شانس موفقیت داری. این چالش قرار نیست برای گذاشتن تو شبکه‌های اجتماعی باشه؛ فقط برای خودته. بسته به اینکه کی هستی و چه تجربه‌ای داری، چالش هم فرق می‌کنه. شاید برای یه دونده حرفه‌ای، دویدن یه ماراتنِ بی‌تمرین باشه. برای یه کوهنورد، صعود یه قلهٔ سخت. برای یه آدم معمولی، ممکنه حتی ۳۰ دقیقه زود بیدار شدن، یا یک هفته بدون قند زندگی کردن باشه. مهم اینه که بدنت، ذهنت یا روحت یه کم چالش تجربه کنه. 2️⃣ اما کل ماجرا فقط تلاش کردن و سختی دیدن نیست. کتاب یه مفهوم دیگه هم معرفی می‌کنه به اسم mee-tak-huh یعنی (هیچ چیز دائمی نیست.) نه خشم، نه استرس، نه مشکلات، نه حتی لحظه‌های شادی و هیجان. همه‌چیز گذراست. نویسنده می‌گه اگه اینو چندبار در روز یادآوری کنیم، هم کمتر اسیر ترس‌ها و غصه‌هامون می‌شیم، هم وقتی تو سختی می‌افتیم، می‌فهمیم که قرار نیست این وضعیت برای همیشه برقرار بمونه. 🔗 منبع: کتاب The Comfort Crisis - Michael Easter https://eitaa.com/mathteaching
چند نفر از بهترین ریاضیدانان قرن 20 جلوی کالج ترینیتی لندن https://eitaa.com/mathteaching
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازی زندگی کانوی The Game of Life, also known as Conway's Game of Life or simply Life, is a cellular automaton devised by the British mathematician John Horton Conway in 1970. It is a zero-player game, meaning that its evolution is determined by its initial state, requiring no further input. One interacts with the Game of Life by creating an initial configuration and observing how it evolves. It is Turing complete and can simulate a universal constructor or any other Turing machine. کانوی چند سال پیش بر اثر ابتلا به ویروس کرونا فوت کرد. دو ریاضیدان به نام کانوی داریم، یکی رشته آنالیز تابعی است (زنده است) و دیگری جبریست بود. بازی کانوی چیست؟ بنظر شما معنای فلسفی چنین بازی چیست؟ https://eitaa.com/mathteaching
🎬 تاثیر پنهان ویدیوهای کوتاه بر مغز کودکان! 🧠🚸 خلاصه ساده و کاربردی: مطالعات جدید نشان می‌دهد تماشای زیاد ویدیوهای کوتاه مثل کلیپ‌های تیک‌تاک یا شورت‌های یوتیوب می‌تواند روی مغز و شیوه یادگیری کودکان اثر بگذارد. این نوع محتواها به خاطر سرعت زیاد و تنوع پیوسته، باعث می‌شوند مغز بچه‌ها به دریافت پاداش‌های سریع عادت کند و در نتیجه تمرکزشان کم شود و تحملشان برای فعالیت‌های طولانی مثل درس خواندن پایین بیاید. 📱🚦 دانشمندان توصیه می‌کنند بهتر است مدت زمانی که کودکان صرف تماشای ویدئوهای کوتاه می‌کنند محدود شود و والدین و معلم‌ها به این موضوع توجه ویژه داشته باشند تا خلاقیت و مهارت تمرکز بچه‌ها حفظ شود. 👨‍👩‍👧‍👦✨ منبع خبر: https://www.sciencealert.com/short-videos-could-have-an-insidious-effect-on-childrens-brains https://eitaa.com/mathteaching
حیطه‌های شناختی بلوم (اصلاح‌شده) برای طراحی سوال این طبقه‌بندی سطوح مختلف یادگیری و تفکر را از ساده به پیچیده مشخص می‌کند: 1. به خاطر آوردن (Remember) · بازیابی اطلاعات از حافظه (مانند: تعریف کردن، فهرست کردن، نام بردن). · فعل‌های کلیدی: بیان کن، نام ببر، تعریف کن، لیست کن. 2. درک کردن (Understand) · تفسیر و فهم معنای اطلاعات (مانند: توضیح دادن، خلاصه کردن، مقایسه کردن). · فعل‌های کلیدی: تفسیر کن، خلاصه کن، مقایسه کن، طبقه‌بندی کن. 3. به کار بستن (Apply) · استفاده از اطلاعات در موقعیت جدید یا مشابه (مانند: حل مسئله، اجرای روش). · فعل‌های کلیدی: محاسبه کن، حل کن، اجرا کن، نشان بده. 4. تحلیل (Analyze) · شکستن اطلاعات به بخش‌ها و درک روابط (مانند: تفکیک، سازماندهی، ارتباط دادن). · فعل‌های کلیدی: مقایسه کن، تحلیل کن، سازماندهی کن، تفکیک کن. 5. ارزیابی (Evaluate) · قضاوت بر اساس معیارها (مانند: نقد کردن، دفاع کردن، ارزیابی کردن). · فعل‌های کلیدی: قضاوت کن، نقد کن، دفاع کن، ارزشیابی کن. 6. آفرینش (Create) · ترکیب بخش‌ها برای ایجاد ساختاری جدید (مانند: طراحی، تولید، برنامه‌ریزی). · فعل‌های کلیدی: طراحی کن، بساز، تولید کن، ترکیب کن. نکته: · این سطوح سلسله‌مراتبی هستند (از پایه به پیشرفته). · برای طراحی سوالات متوازن، بهتر است از سطوح مختلف استفاده شود. https://eitaa.com/mathteaching
هندسه‌ای که جهان را دگرگون کرد پانزدهم دسامبر، زادروز یانوش بویایی، ریاضیدانی است که شجاعانه سنت دوهزارساله را شکست و نشان داد هندسه تنها به قلمرو اقلیدس محدود نمی‌شود. در جهانی که ریاضیدانان قرن‌ها تحت سیطرهٔ اصول اقلیدس می‌اندیشیدند، بویایی جرأت کرد اصل موازی‌ها را – که می‌گفت از یک نقطه خارج از یک خط فقط یک خط موازی می‌گذرد – به چالش بکشد. نتیجه، تولد هندسهٔ نااقلیدسی بود: جهانی هندسی که در آن از یک نقطه بینهایت خط موازی می‌گذرد، ولی هیچ تناقضی رخ نمی‌دهد. این کشف صرفاً یک بازی ذهنی انتزاعی نبود، بلکه بنیانی شد برای انقلابی در فیزیک و درک ما از کیهان. هندسهٔ بویایی و همفکرانش، مانند لوباچفسکی و گاوس، بعدها زبان طبیعی توصیف فضازمان در نظریهٔ نسبیت عام اینشتین شد. جایی که گرانش، انحنای فضا را ایجاد می‌کند و هندسهٔ جهان دیگر اقلیدسی نیست. این دیدگاه جدید، دروازهٔ درک مهبانگ، سیاهچاله‌ها و ساختار گستردهٔ کیهان را گشود. کشف بویایی نمادی درخشان از قدرت تخیل ریاضی است: گاهی با تغییر یک اصلِ به ظاهر بدیهی، می‌توان جهانی کاملاً جدید و سازگار کشف کرد. تولد هندسهٔ نااقلیدسی به ما یادآوری می‌کند که حتی یقینی‌ترین گزاره‌ها می‌توانند زمینۀ بازنگری داشته باشند و این بازنگری می‌تواند تصویر ما از واقعیت را برای همیشه دگرگون کند. https://eitaa.com/mathteaching
گروتندیک؛ آفریننده جهان‌های ریاضی الکساندر گروتندیک، یکی از اسرارآمیزترین و تأثیرگذارترین چهره‌های ریاضیات قرن بیستم، نه تنها مسائل را حل نمی‌کرد، بلکه چارچوب‌های کاملاً جدیدی برای اندیشیدن می‌ساخت. زندگی او از همان آغاز، آمیزه‌ای از آشوب و نبوغ بود: متولد آلمان در ۱۹۲۸، کودکی را در پناهگاه‌های ضد هوایی، اردوگاه‌های پناهندگان و زیر سایه جنگ جهانی دوم گذراند. این بی‌ثباتی عمیق، به جای آن که او را درهم بشکند، نوعی بینش رادیکال به او بخشید: نگرشی که در آن، ریاضیات زبانی برای بازآفرینی نظم از دل هرج و مرج بود. در دورانی کوتاه ولی درخشان در مؤسسه ایداس پاریس، گروتندیک انقلابی را در هندسه جبری و توپولوژی رقم زد. او مانند یک معمار کیهانی، به جای کار روی ساختمان‌های موجود، «خشت‌های بنیادین» جدیدی طراحی کرد. مفهوم «توپوس» (Topos) یکی از این نوآوری‌ها بود — چارچوبی که منطق، هندسه و نظریه مجموعه‌ها را در یک ساختار واحد تلفیق می‌کرد و فضایی برای تعمیم ژرف مفاهیم ریاضی فراهم می‌آورد. دیدگاه او «هندسه جبری جدید» بود که مسائل را از ریشه و با نگاهی تجریدی‌تر مورد بازتعریف قرار می‌داد. اما شاید به اندازه دستاوردهایش، کناره‌گیری ناگهانی او از جامعه ریاضی در اوج شهرت مورد توجه است. در ۱۹۷۰، او به تدریج از محیط آکادمیک فاصله گرفت و به زندگی ای عزلت‌نشین در پیرنه فرانسه روی آورد. این کناره‌گیری تنها یک فرار نبود؛ بلکه نوعی «اعتراض اگزیستانسیل» به روند صنعتی شدن علم و دوری ریاضیات از مسائل اخلاقی و انسانی به شمار می‌رفت. برای گروتندیک، خلاقیت ریاضی نیازمند فضایی آرام، تأملی و به دور از جنجال‌های انتشاراتی و رقابت بود. میراث گروتندیک امروزه زنده است. بسیاری از پیشرفت‌های مهم در ریاضیات محض و حتی نظریه رشته‌ها در فیزیک، بر شالوده‌ای که او بنا نهاد استوارند. زندگی او درس بزرگی به ما می‌دهد: گاه بزرگ‌ترین بینش‌ها از دل آشوب زاده می‌شوند، و عمیق‌ترین کشف‌ها زمانی رخ می‌دهند که جرات کنیم همه نقشه‌های از پیش ترسیم شده را کنار بگذاریم و جهان را از نو بنا کنیم. گروتندیک ریاضیدانی بود که در سکوت و طوفان، جهانی جدید آفرید — جهانی که ذهن‌های کنجکاو نسل‌های بعد را همچنان مسحور خود کرده است. https://eitaa.com/mathteaching
پلی میان بی‌نهایت و علوم کامپیوتر گاهی به نظر می‌رسد نظریه مجموعه‌ها – شاخه‌ای از ریاضیات که با بی‌نهایت‌های گوناگون سر و کار دارد – دنیایی انتزاعی و دور از مسائل کاربردی است. اما کشفیات اخیر نشان می‌دهد که میان این قلمروِ ظاهراً انتزاعی و علوم کامپیوتر، که عمدتاً با اشیای متناهی سروکار دارد، پلی ژرف و کاربردی وجود دارد. سیمون برنشتاین، ریاضیدان جوان، در دوره لیسانس شنید که «نظریه مجموعه‌های توصیفی» شاخه‌ای منسوخ است. اما او در تحصیلات تکمیلی دریافت که منطق و نظریه مجموعه‌ها همان چسبی هستند که پیکره ریاضیات را یکپارچه می‌کنند. در این نظریه، مفاهیمی چون کاردینالیتی (که «بزرگی» مجموعه‌ها را می‌سنجد) و اندازه (که «طول» آنها را اندازه می‌گیرد) تعریف می‌شوند. برای مثال، بازه‌های [0,1] و [0,10] کاردینالیتی یکسان دارند، ولی اندازه‌شان متفاوت است. برخی مجموعه‌ها آنقدر پیچیده‌اند که اساساً غیرقابل اندازه‌گیری هستند. ریاضیدانان این حوزه مانند کتابدارانی دیده می‌شوند که از قفسه‌ای عظیم از مجموعه‌های بینهایت مراقبت می‌کنند و برای هر مسئله مشخص می‌سازند کدام «کتاب» (مجموعه) مناسب است تا دیگران از آن استفاده کنند. برنشتاین روی مجموعه‌های بینهایت از گراف‌ها کار می‌کند – حیطه‌ای که بسیاری از نظریه‌پردازان گراف به دلیل علاقه به گراف‌های متناهی از آن دوری می‌کنند. کار او نشان داد یکی از مهم‌ترین قفسه‌ها در نظریه مجموعه‌ها با یکی از مهم‌ترین قفسه‌ها در علوم کامپیوتر ارتباطی عمیق دارد. این ارتباط دوطرفه است: نه‌تنها بینش‌های نظریه مجموعه‌ها به علوم کامپیوتر کمک می‌کند، بلکه پرسش‌های علوم کامپیوتر می‌توانند درک ما از بی‌نهایت را دگرگون کنند. این کشف گواهی است بر اینکه حتی انتزاعی‌ترین شاخه‌های ریاضیات می‌توانند ناگهان در قلب کاربردی‌ترین مسائل ظاهر شوند. برنشتاین امیدوار است این یافته‌ها نگاه به نظریه مجموعه‌ها را تغییر دهد و نشان دهد این حوزه نه جزیره‌ای دورافتاده، که پلی زنده به دنیای واقعی است – پلی که از رازهای بی‌نهایت تا الگوریتم‌های رایانه‌ها را به هم می‌پیوندد. https://www.quantamagazine.org/a-new-bridge-links-the-strange-math-of-infinity-to-computer-science-20251121/ https://eitaa.com/mathteaching