کتاب روشهای جبر نوشتهی پرویز شهریاری، یکی از آثار برجسته در زمینه آموزش ریاضیات است که به صورت دو جلدی منتشر شده است. این کتاب توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده و هدف اصلی آن، تعمیق مفاهیم جبری و تشویق خواننده به تفکر عمیق ریاضی است. برخلاف کتابهای درسی معمول، این مجموعه از تکرار مطالب و تمرینهای رایج در کتابهای درسی پرهیز کرده و بر مسائل و مفاهیمی تمرکز دارد که خواننده را به چالش میکشد و درک عمیقتری از جبر به او میدهد.
ویژگیهای کتاب:
جلد اول: شامل موضوعاتی مانند جبر، تجزیه عبارتهای جبری، معادلات و دستگاههای جبری، نامعادلات، مجموعهها، استقرای ریاضی، کسرهای مسلسل، تقارن در جبر و حل مسائل متنوع است.
جلد دوم: به موضوعاتی مانند روش مختصات، خط راست، توابع، مشتق، پیوستگی، مقاطع مخروطی، و کاربردهای ریاضی در مسائل هندسی و محاسباتی میپردازد.
رویکرد: تأکید بر مسائل غیرمعمول و خلاقانه است که خواننده را به تفکر تحلیلی و خلاق وا میدارد. این کتاب بهگونهای طراحی شده که برای دانشآموزان دبیرستانی، دانشجویان و علاقهمندان به ریاضیات مناسب باشد.
حجم و ساختار: جلد اول حدود 648 صفحه و جلد دوم حدود 1095 صفحه دارد (بر اساس اطلاعات موجود). مطالب بهصورت منظم در بخشهای مختلف دستهبندی شدهاند.
درباره پرویز شهریاری:
پرویز شهریاری (1305-1391) ریاضیدان، مترجم، و معلم برجسته ایرانی بود که نقش مهمی در ترویج ریاضیات در ایران داشت. او با تألیف و ترجمه صدها کتاب و مقاله، از جمله روشهای جبر، به آموزش نوین ریاضیات کمک کرد. شهریاری همچنین بنیانگذار نشریات و مؤسسات آموزشی مانند دبیرستان خوارزمی بود و به دلیل فعالیتهای علمی و فرهنگی، از چهرههای ماندگار ایران شناخته میشود.
اهمیت کتاب:
این کتاب به دلیل ارائه مسائل متنوع و غیرتکراری، برای دانشآموزان علاقهمند به المپیادهای ریاضی و دانشجویان رشتههای ریاضی و مهندسی بسیار مفید است. همچنین، سبک نگارش شهریاری که ساده اما عمیق است، این اثر را به منبعی ارزشمند برای یادگیری خودآموز تبدیل کرده است.
@mathteaching
🔰 فایل کتابهای درسی سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ منتشر شد.
✅ فایل کتابهای درسی سال تحصیلی ۱۴۰۵ – ۱۴۰۴ در پایگاه کتابهای درسی وزارت آموزشوپرورش بارگذاری شد و هماکنون در دسترس دانشآموزان، معلمان و علاقهمندان قرار دارد.
⭕️ دانشآموزان و معلمان میتوانند با مراجعه به نشانی اینترنتی chap.sch.ir و انتخاب سال تحصیلی ۱۴۰۵ – ۱۴۰۴، دوره، رشته و پایه تحصیلی، فایل کتابهای مورد نظر را بهصورت رایگان دریافت و در تلفن همراه یا رایانه خود ذخیره کنند.
@mathteaching
https://eitaa.com/mathteaching
@mathteaching
ما را به دوستان در گروههای خود معرفی کنید
https://t.me/mathteachingg
@mathteachingg
ما را به دوستان در گروههای خود معرفی کنید.ادرس در تلگرام
اختلال ریاضی (Dyscalculia) و اضطراب ریاضی (Math Anxiety) دو مفهوم مرتبط اما متفاوت هستند که هر کدام ویژگیها، علل و تأثیرات خاص خود را دارند. در ادامه به مقایسه این دو از جنبههای مختلف میپردازیم:
۱. تعریف
اختلال ریاضی (Dyscalculia): یک اختلال یادگیری خاص است که به مشکلات پایدار در درک مفاهیم ریاضی، پردازش اعداد، محاسبات، و مهارتهای عددی مرتبط است. این اختلال معمولاً ریشه عصبی-رشدی دارد و به تواناییهای شناختی فرد در پردازش اطلاعات عددی مربوط میشود.
اضطراب ریاضی (Math Anxiety): یک حالت عاطفی است که با احساس ترس، نگرانی یا ناراحتی در مواجهه با مسائل ریاضی یا موقعیتهای مرتبط با ریاضی همراه است. این اضطراب ممکن است در افرادی با توانایی ریاضی عادی یا حتی بالا نیز رخ دهد.
۲. علل
اختلال ریاضی:
عوامل عصبی: مشکلات در نواحی مغزی مرتبط با پردازش عددی (مانند لوب آهیانهای).
عوامل ژنتیکی: ممکن است ارثی باشد یا با سایر اختلالات یادگیری مثل دیسلکسیا مرتبط باشد.
مشکلات شناختی: دشواری در حافظه کاری، درک فضایی، یا پردازش اطلاعات عددی.
اضطراب ریاضی:
عوامل روانشناختی: تجربیات منفی گذشته (مثل شکست در امتحانات ریاضی یا انتقاد معلم).
فشار اجتماعی: انتظارات بالا از والدین، معلمان یا همسالان.
عوامل محیطی: روشهای تدریس نامناسب یا فضای آموزشی رقابتی.
گاهی اوقات: وجود اختلال ریاضی میتواند به اضطراب ریاضی منجر شود.
۳. علائم
اختلال ریاضی:
دشواری در درک مفاهیم پایه ریاضی (مثل جمع و تفریق).
مشکل در به خاطر سپردن جدول ضرب یا ترتیب عملیات ریاضی.
ناتوانی در تخمین یا مقایسه اعداد (مثلاً تشخیص اینکه ۵۲ بزرگتر از ۴۸ است).
مشکلات در مدیریت زمان یا درک مسائل مالی (مثل محاسبه باقیمانده پول).
اضطراب ریاضی:
احساس ترس یا وحشت هنگام مواجهه با مسائل ریاضی.
اجتناب از کلاسهای ریاضی یا تکالیف مرتبط.
علائم جسمی مانند تپش قلب، تعریق یا تنش در موقعیتهای ریاضی.
کاهش اعتماد به نفس و خودکارآمدی در حل مسائل ریاضی.
۴. تأثیرات
اختلال ریاضی:
مشکلات پایدار در یادگیری ریاضی که ممکن است به سایر دروس یا مهارتهای زندگی (مثل مدیریت مالی) گسترش یابد.
نیاز به مداخلات تخصصی مثل آموزشهای فردی یا استفاده از ابزارهای کمکی.
تأثیر بر عملکرد تحصیلی و شغلی در زمینههای نیازمند مهارتهای عددی.
اضطراب ریاضی:
کاهش عملکرد در ریاضی به دلیل ترس یا اجتناب، حتی اگر فرد توانایی ذاتی داشته باشد.
تأثیر منفی بر اعتماد به نفس کلی و علاقه به یادگیری.
ممکن است با تمرین و مداخلات روانشناختی بهبود یابد.
۵. تشخیص
اختلال ریاضی:
نیازمند ارزیابی تخصصی توسط روانشناسان یا متخصصان یادگیری است.
از طریق آزمونهای استاندارد (مثل آزمونهای شناختی و ریاضی) و بررسی تاریخچه یادگیری تشخیص داده میشود.
معمولاً در کودکی شناسایی میشود، اما ممکن است تا بزرگسالی تشخیص داده نشود.
اضطراب ریاضی:
معمولاً از طریق گزارش خود فرد، مشاهده رفتارها، یا پرسشنامههای استاندارد (مثل مقیاس اضطراب ریاضی) شناسایی میشود.
نیازی به مشکلات شناختی ندارد و ممکن است در هر سنی بروز کند.
۶. مداخلات و درمان
اختلال ریاضی:
آموزشهای تخصصی و فردی با تمرکز بر مهارتهای پایه ریاضی.
استفاده از ابزارهای کمکآموزشی مثل ماشینحساب، نمودارها یا نرمافزارهای آموزشی.
همکاری با متخصصان یادگیری و معلمان برای تنظیم برنامه درسی.
اضطراب ریاضی:
مداخلات روانشناختی مثل درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای مدیریت اضطراب.
ایجاد محیط یادگیری مثبت و تشویقکننده.
آموزش تکنیکهای آرامسازی (مثل تنفس عمیق) و تقویت اعتماد به نفس.
۷. رابطه بین این دو
اختلال ریاضی میتواند به اضطراب ریاضی منجر شود: مشکلات مداوم در یادگیری ریاضی ممکن است باعث ایجاد ترس و اضطراب در مواجهه با این درس شود.
اضطراب ریاضی میتواند عملکرد را در افراد بدون اختلال بدتر کند: حتی افرادی که توانایی ریاضی خوبی دارند ممکن است به دلیل اضطراب عملکرد ضعیفی نشان دهند.
تمایز کلیدی: اختلال ریاضی یک مشکل شناختی ذاتی است، در حالی که اضطراب ریاضی یک واکنش عاطفی است که میتواند با تمرین و حمایت بهبود یابد.
۸. جمعیت هدف
اختلال ریاضی: معمولاً در ۵-۷٪ از جمعیت دیده میشود و بیشتر در کودکان شناسایی میشود، اما ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد.
اضطراب ریاضی: شیوع بیشتری دارد (۱۵-۲۵٪ از دانشآموزان و بزرگسالان) و میتواند در هر سنی و در افرادی با سطوح مختلف توانایی رخ دهد.
@mathteaching
می گند Edmund Landau که زمانی رئیس بخش ریاضیات دانشگاه Göttingen بود، یه سری متن به عنوان جواب نامه آماده کرده بود که اینجوری بود:
"Dear... , Thank you for your manuscript on the proof of Fermat's Last Theorem. The first mistake is on line... , page... , and invalidates the proof"
هر کی ادعا می کرد قضیه آخر فرما رو اثبات کرده همین رو در جواب می نوشت.
نویسنده این مقاله می گه: بزرگترین تهدید برای پژوهش در ریاضیات ارائه اثبات توسط ماشین و برتر بودن اون اثبات نیست، LLMها می تونند متن هایی تولید کنند که ظاهرشون OK هست ولی به لحاظ ریاضی اشتباه هستند. در arXiv طی یک ماه شش مقاله جعلی در یک زمینه منتشر شده. این شبه اثبات های در ظاهر قانع کننده می تونه کل سیستم رو فلج کنه.
کل این بحث رو با دوران کرونا مقایسه می کنه، می گه اگر سیستم خیلی آلوده بشه(مقالات جعلی زیاد بشند) هیچ تستی(سیستم داوری) جواب نمی ده.
اشاره می کنه که اینقدر ادعاهای بزرگ کردند که فیلترهایی در بعضی زمینه ها گذاشتند مثلا بعضی ژورنال ها در CS گفتند که هیچ کس نمی تونه در طی دو سال بیشتر از یه بار مقاله در رابطه با ادعای حل P vs NP بفرسته!
می گه بحرانی ترین وضعیت رو arXiv داره.
https://bristoliver.substack.com/p/end-of-the-peer-show
@mathteaching
Fuzzy-Sets-Information-and-Control-1965.pdf
حجم:
762K
یک مقالهی دیگر با ارجاعات بسیار زیاد در ریاضیات قرن بیستم، یک مقاله پروفسور لطفیزاده با نام «مجموعههای فازی» است که در سال ۱۹۶۵ در ژورنال Information & Control منتشر شدهاست و [تا لحظهی کنونی] تعداد ارجاعات غول آسای ۱۳۳۲۲۹ دارد!
چون فایل مقاله به رایگان در نت یافت میشود، آن را در اینجا گذاشتیم.
@mathteaching
توپولوژی جبری شاخهای از ریاضیات است که ترکیبی از توپولوژی (مطالعه فضاها و ویژگیهای پیوسته آنها) و جبر (مطالعه ساختارهای جبری مثل گروهها و حلقهها) است. به زبان ساده، در توپولوژی جبری ما با استفاده از ابزارهای جبری مثل گروهها، به بررسی خواص هندسی و topological فضاها میپردازیم.
مثلاً، به جای اینکه فقط شکل یک فضا (مثل یک دایره یا کره) را نگاه کنیم، ویژگیهایی مثل تعداد "سوراخها" یا "حلقهها"ی آن را با استفاده از ساختارهای جبری (مثل گروههای هموتوپی یا همولوژی) توصیف میکنیم. این کار کمک میکند تا فضاهای پیچیده را بهتر درک کنیم و خواص آنها را مقایسه کنیم.
به طور خلاصه، توپولوژی جبری مثل یک پل است که مفاهیم هندسی را به زبان جبر ترجمه میکند تا تحلیل فضاها سادهتر شود.
@mathteaching
در شروع سال تحصیلی، معلمان ریاضی میتوانند با تکیه بر نظریههای آموزشی، رویکردهایی مؤثر برای بهبود یادگیری دانشآموزان به کار گیرند. در ادامه، چند توصیه کاربردی مبتنی بر نظریههای آموزشی را می آوریم:
ایجاد محیط یادگیری مبتنی بر نظریه سازندهگرایی (Constructionism):
توصیه: از دانشآموزان بخواهید مفاهیم ریاضی را از طریق فعالیتهای عملی و حل مسئله کشف کنند. به جای ارائه مستقیم فرمولها، با مسائل واقعی و پروژههای گروهی (مثل طراحی یک مدل هندسی یا حل مسائل کاربردی) آنها را به ساخت دانش خودشان تشویق کنید.
چرا؟: نظریه سازندهگرایی پیاژه و ویگوتسکی تأکید دارد که یادگیری زمانی عمیقتر است که دانشآموزان خودشان دانش را از طریق تجربه و تعامل بسازند.
استفاده از ارزیابی تکوینی (Formative Assessment) بر اساس نظریه یادگیری بلوم:
توصیه: در هفتههای اول، از ابزارهای ساده مثل پرسشهای کلاسی، کوئیزهای کوتاه یا بحثهای گروهی برای سنجش سطح درک دانشآموزان استفاده کنید و بازخورد فوری ارائه دهید. مثلاً، از آنها بخواهید یک مسئله را روی تخته توضیح دهند.
چرا؟: بلوم معتقد است بازخورد مداوم و هدفمند به دانشآموزان کمک میکند تا شکافهای یادگیری خود را شناسایی و اصلاح کنند.
تقویت انگیزه درونی با تکیه بر نظریه خودتعیینگری (Self-Determination Theory):
توصیه: به دانشآموزان فرصت انتخاب دهید، مثلاً انتخاب نوع مسئلهای که دوست دارند حل کنند یا پروژهای که به علایقشان مرتبط است. همچنین، موفقیتهای کوچک آنها را تحسین کنید تا اعتمادبهنفسشان تقویت شود.
چرا؟: این نظریه میگوید انگیزه درونی (حس استقلال، شایستگی و ارتباط) باعث افزایش اشتیاق به یادگیری میشود.
ایجاد ارتباط با دنیای واقعی بر اساس نظریه یادگیری موقعیتی (Situated Learning):
توصیه: مفاهیم ریاضی را به موقعیتهای واقعی مثل بودجهبندی، طراحی، یا تحلیل دادههای روزمره ربط دهید. مثلاً، از دانشآموزان بخواهید با مفاهیم احتمال، شانس برنده شدن در یک بازی را محاسبه کنند.
چرا؟: این نظریه تأکید دارد که یادگیری در زمینههای معنادار و مرتبط با زندگی، ماندگارتر است.
تقویت تفکر انتقادی با رویکرد یادگیری اکتشافی برونر:
توصیه: به جای تدریس مستقیم، دانشآموزان را با سؤالات باز و چالشبرانگیز (مثل "چرا این فرمول جواب میدهد؟" یا "آیا راه دیگری برای حل این مسئله وجود دارد؟") به تفکر عمیق و اکتشاف تشویق کنید.
چرا؟: برونر معتقد است یادگیری اکتشافی باعث میشود دانشآموزان مفاهیم را بهصورت عمیقتر درک کنند و به حل مسائل پیچیدهتر علاقهمند شوند.
نکته عملی: در هفتههای اول، با دانشآموزان ارتباط صمیمی برقرار کنید، انتظارات واضحی از کلاس تعیین کنید و فعالیتهای تعاملی کوتاه طراحی کنید تا اضطراب یادگیری ریاضی کاهش یابد. این اقدامات، مبتنی بر نظریههای آموزشی، به ایجاد فضایی پویا و مؤثر برای یادگیری ریاضی کمک میکند.
@mathteaching
برای اینکه بفهمید آیا ریاضیدان هستید یا خیر، ابتدا باید تعریف «ریاضیدان» را برای خودتان مشخص کنید و سپس بررسی کنید که آیا ویژگیها و فعالیتهای شما با این تعریف همخوانی دارد یا نه. در ادامه چند راهنمایی برای کمک به این موضوع ارائه میکنم:
۱. تعریف ریاضیدان
ریاضیدان کسی است که:
به مطالعه، تحقیق یا آموزش در زمینه ریاضیات مشغول است.
به حل مسائل ریاضی پیچیده علاقه دارد و در این زمینه مهارت دارد.
ممکن است در زمینههای مختلف ریاضیات (مانند جبر، هندسه، آنالیز، یا ریاضیات کاربردی) کار کند.
اغلب به صورت حرفهای یا آکادمیک در این حوزه فعالیت میکند، اما گاهی هم افرادی که به صورت خودآموز یا تفننی ریاضیات را دنبال میکنند، خود را ریاضیدان مینامند.
۲. سؤالاتی برای خودارزیابی
برای اینکه بفهمید آیا ریاضیدان هستید، این سؤالات را از خود بپرسید:
آیا به ریاضیات علاقهمند هستید؟ آیا از حل مسائل ریاضی لذت میبرید یا به دنبال کشف الگوها و روابط ریاضی هستید؟
آیا تحصیلات یا تجربهای در ریاضیات دارید؟ آیا دروس پیشرفته ریاضی را خواندهاید، پروژههای ریاضی انجام دادهاید، یا در مسابقات ریاضی شرکت کردهاید؟
آیا به صورت حرفهای یا آکادمیک در این حوزه فعالیت میکنید؟ مثلاً آیا مقالهای در ریاضیات منتشر کردهاید، در دانشگاه تدریس میکنید، یا در حوزهای مرتبط با ریاضیات کار میکنید؟
آیا به حل مسائل خلاقانه و انتزاعی علاقه دارید؟ ریاضیدانان معمولاً از حل مسائل پیچیده که نیاز به تفکر خلاق دارد لذت میبرند.
۳. معیارهای عملی
مهارتها: آیا در زمینههایی مثل اثبات قضیه، مدلسازی ریاضی، یا برنامهنویسی مرتبط با ریاضیات مهارت دارید؟
فعالیتها: آیا به طور منظم مسائل ریاضی حل میکنید؟ مثلاً در سایتهایی مثل Project Euler یا المپیادهای ریاضی فعالیت دارید؟
مشارکت در جامعه ریاضی: آیا با دیگر ریاضیدانان در ارتباط هستید، در کنفرانسها شرکت میکنید، یا در گروههای مطالعه ریاضی حضور دارید؟
۴. دیدگاه شخصی
اگر به ریاضیات عشق میورزید و زمان زیادی را صرف مطالعه یا حل مسائل آن میکنید، حتی اگر به صورت حرفهای در این زمینه کار نکنید، میتوانید خود را ریاضیدان بنامید. ریاضیات فقط به مدارک دانشگاهی محدود نیست؛ بلکه به اشتیاق و تعهد به این رشته هم بستگی دارد.
اگر هنوز مطمئن نیستید، میتوانید:
کتابهای ریاضی پیشرفته بخوانید (مثلاً «Calculus» نوشته مایکل اسپایوک یا «Introduction to the Theory of Numbers» نوشته ایوان نیون).
در دورههای آنلاین ریاضی شرکت کنید (مثلاً در Coursera یا Khan Academy).
با حل مسائل چالشبرانگیز در سایتهایی مثل Art of Problem Solving مهارت خود را محک بزنید.
با اساتید یا ریاضیدانان دیگر صحبت کنید تا دیدگاه بهتری پیدا کنید.
اگر به طور فعال با ریاضیات درگیر هستید، مسائل آن را حل میکنید و از این فرآیند لذت میبرید، احتمالاً میتوانید خود را ریاضیدان بنامید، چه به صورت حرفهای و چه به عنوان یک علاقهمند. اگر احساس میکنید نیاز به تأیید بیشتری دارید، فعالیتهای خود را در این حوزه گسترش دهید و ببینید آیا این مسیر برای شما مناسب است یا خیر.
@mathteaching
🔷 مسئلهٔ تدریس
تدریس خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ مدرس خوب چطور؟
اینها سؤالهای تازهای نیستند. دربارهٔ اهمیت آموزش، ارزیابی آموزش و معیارهای آموزش خوب حرفهای زیادی زده شده، ولی واقعیت این است که روشهای آموزش کموبیش بیتغییر مانده است: مدرس حرف میزند، شاگرد گوش میکند. البته فناوریهای جدید امکانات جدیدی پیش پای مدرس و شاگرد گذاشته (مثلاً ممکن است مدرس بهجای تختهسیاه از اسلاید استفاده کند یا شاگرد بهجای یادداشتبرداری، با موبایلش از تخته عکس بگیرد) ولی شیوه عمدتاً همان شیوه است.
ارزیابی مدرس از میزان یادگیری شاگرد با دو سه آزمون انجام میشود و ارزیابی شاگرد از کیفیت تدریس مدرس با تعدادی پرسش چندگزینهای.
اخیراً به مقالهای [1] برخوردم که به جنبههایی از این موضوع پرداخته و نتایج چند تحقیق را مرور کرده بود.
بخشهایی از مقاله به نظرم جالب توجه بود و فکر کردم خوب است خلاصهای از آنها را به اشتراک بگذارم. طبیعی است که این مقاله هم مثل هر متن دیگری قابلنقد است ولی چه با محتوا و نتایج آن موافق باشیم چه نباشیم، مسائلی که مطرح کرده قابلتأمل و مهم اند.
▪️در دانشگاهها به پژوهش اهمیت بیشتری داده میشود تا آموزش. پژوهش هم مشوقهای بیشتری برای اعضای هیئت علمی دارد (ازجمله امتیازهایی که برای ارتقا فراهم میکند) و هم معیارهای مشخصتری برای ارزیابی و امتیازدهی. برای سنجش کیفیت تدریس بهجز نتایج نظرسنجی دانشجویان تقریباً معیار دیگری بهکار گرفته نمیشود. از طرفی وزن کیفیت تدریس در ارتقای شغلی بههیچوجه همسنگ فعالیتهای پژوهشی نیست.¹
▪️اگر هدف اصلی تدریس یادگیری دانشجو باشد، نتایج نظرسنجی دانشجویان تا چه اندازه با تحقق این هدف همبستگی دارد؟ بهعبارتدیگر آیا اگر مدرسِ یک درس نمرهٔ بالایی از نظرسنجی دانشجویان گرفته باشد، آیا دانشجویان آن درس را بهتر یاد گرفتهاند؟ مقاله نتایج چند تحقیق را مرور میکند که نشان میدهند چنین نیست. محبوب بودن استاد لزوماً به این معنی نیست که دانشجویان چیزهای بیشتری از او یاد گرفتهاند.
▪️پژوهشگر خوب بودن لزوماً بهمعنی مدرس خوب بودن نیست و برعکس. اصولاً همبستگی معنیداری میان این دو وجود ندارد.
▪️شهرت دانشگاههای خوشنام اغلب بر پایهٔ دستاوردهای پژوهشی آنهاست. کمیت و کیفیت دستاوردهای پژوهشی با معیارهای مختلفی سنجیده میشود. این دانشگاهها معمولاً ادعا میکنند که کیفیت تدریس استادانشان هم بالاست. برای این ادعا شواهد و معیارهای مشخصی (مثلاً مشابه سنجههای ارزیابیهای پژوهشی) ارائه نمیشود.
▪️ «آموختن» نتیجهٔ فعالیتی است که دانشجو انجام میدهد. یادگیری نهایتاً فرایندی است که در مغز دانشجو اتفاق میافتد. چارلز ویلیام الیوت² بیش از یکقرنونیم پیش گفت: «ذهن باید کار کند تا رشد کند».
▪️هر کسی که میخواهد دانشگاه محل تحصیلش را انتخاب کند باید این دو سؤال را از مسئولان دانشگاه بپرسد:
۱. مدرسان شما چگونه [با چه کیفیتی] تدریس میکنند؟
۲. این را از کجا میدانید [کیفیت تدریس را با چه معیارهایی ارزیابی میکنید]؟
[این مورد آخری احتمالاً در دانشگاههای ایران، بهدلیل شیوهٔ پذیرش دانشجو، کاربرد ندارد.]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. کیوان سامانی
https://t.me/DeranXiv/62
2. Charles William Eliot
رئیس دانشگاه هاروارد از ۱۸۶۹ تا ۱۹۰۹.
مرجع:
[1] https://quillette.com/2025/07/14/the-teaching-problem-higher-education-john-tagg/
@mathteaching