eitaa logo
متن آرا
162 دنبال‌کننده
273 عکس
261 ویدیو
30 فایل
ارتباط با ادمین @mousa_hajian
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌نماز توبه،روز يكشنبه های ماه ذی القعده ✍️رسول خدا (ص)می فرمایند: هركه آن را بجا آورد 👈توبه اش پذيرفته و گناهش آمرزيده مي شود. 👈طلبكاران او در قيامت از وي راضي می شود. 👈با ايمان از دنيا برود، و ايمانش از او گرفته نشود. 👈 قبرش وسيع و نوراني گردد. 👈 پدر و مادرش از او راضي شوند. 👈 آمرزش حق نصيب پدر و مادر و فرزندان و نژاد او گردد. 👈 روزي او توسعه يابد. 👈فرشته مرگ در وقت مردن با او مدارا كند ، و جانش را به آساني بگیرد. ✍كيفيت آن نماز چنين است:روز يكشنبه 🔶وضو بگيرد 🔶 غُسل کند 🔶چهار ركعت نماز(هر دو رکعت به یک سلام) که در هر ركعت👇 ♦️(سوره حمد) یک  مرتبه ♦️(سوره قل هو الله) سه مرتبه ♦️(سوره فلق) و (سوره ناس) يك مرتبه 🔶بعد ازنماز هفتاد مرتبه استغفار كند(استغفرالله ربی و اتوب الیه) 🔶بعد بگوید:لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ   🔶در ادامه بگوید : يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اِغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ أَنْتَ 🌱 این عمل را در غیر این ماه هم میشود انجام داد.
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌 سه جمله ای که قبل تخریب مسئولین و نفوذی و خائن خواندن باید گوش داد هر کسی که مردم را از آینده ناامید کند برای دشمن دارد کار میکند؛ چه بداند، چه نداند. هر کسی ایمانهای مردم را تضعیف کند به سود دشمن دارد کار میکند؛ چه بداند، چه نداند. 👈👈هر کسی مردم را نسبت به فعّالیّت و تلاش و برنامه‌ریزی‌های مسئولین کشور بی‌اعتقاد و بدبین بکند، دارد به سود دشمن کار میکند؛ چه بداند، چه نداند.» ۱۴۰۱/۰۳/۲۲ ı و شبهات‌جنگ🚨 @PASOKHWORLD
⚫️ | مراقبِ قصد شوم دشمن در «عملیات رسانه‌ای» باشید 🔸گزیده‌ای از پیام نوروزی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی: یک مسیر دشمن، او است که در این ایام بطور خاص با نشانه‌گیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهل‌انگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد. از این رو توصیه‌ام به کشورمان با همه تفاوتهای فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند این است که از پرداختن به بطور جدی خودداری کنند. در غیر اینصورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد. ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ ✍️مجموعه متنی به بازخوانی پیام‌ها و متون حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی می‌پردازد. 📲 @rahbar_enghelab_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدون اینکه بفهمم طرف مقابل چی میگه دارم تاییدش می کنم 😂 ↩️ برای_بقیه_هم_فوروارد_کن 😉
متن آرا
بدون اینکه بفهمم طرف مقابل چی میگه دارم تاییدش می کنم 😂 ↩️ #برای_بقیه_هم_فوروارد_کن 😉
سلام وقت عزیزان بخیر حقیقتا این کلیپ رو برای عوض کردن جوّ این روزها که همش بحث جنگ و... هست گذاشتم. اما یک نکته خاصی توی این کلیپ هست هر عزیزی بتونه حدس بزنه ۲ گیگ اینترنت به عنوان جایزه دریافت می کنه جواباتون رو به آیدی زیر ارسال کنید @mousa_hajian https://eitaa.com/matnara
روایتی هست که میگوید: خواجه شمس‌الدین محمد؛ شاگرد نانوایی بود. عاشق دختر یکی از اربابان شهر شد. که دختری بود زیبارو بنام شاخ نبات. در کنار نانوایی مکتب خانه ای قرار داشت که در آنجا قرآن آموزش داده می‌شد و شمس‌الدین در اوقات بیکاری پشت در کلاس مینشست و به قرآن خواندن آنان گوش می‌داد. تا اینکه روزی از شاخ نبات پیغامی شنید که در شهر پخش شد "من از میان خواستگارانم با کسی ازدواج می‌کنم که بتواند 100 درهم برایم بیاورد!" 100 درهم، پول زیادی بود که از عهده خیلی از مردم آن زمان بر نمی‌آمد که بتوانند این پول را فراهم کنند عده ای از خواستگاران شاخ نبات پشیمان شدند و عده ای دیگر نیز سخت تلاش کردند تا بتوانند این پول را فراهم کنند و او را که دختری زیبا بود و ثروتمند به همسری گزینند در بین خواستگاران خواجه شمس‌الدین محمد نیز به مسجد محل رفت و با خدای خود عهد بست که اگر این 100 درهم را بتواند فراهم کند 40 شب به مسجد رود و تا صبح نیایش کند. او کار خود را بیشتر کرد و شب‌ها نیز به مسجد می‌رفت و راز و نیاز می‌کرد تا اینکه در شب چهلم توانست 100 درهم را فراهم کند و شب به خانه شاخ نبات رفت و اعلام کرد که توانسته است 100 درهم را فراهم کند و مایل است با شاخ نبات ازدواج کند. شاخ نبات او را پذیرفت و پذیرایی گرمی از او کرد و اعلام کرد که از این لحظه خواجه شمس‌الدین شوهر من است. شمس‌الدین با شاخ نبات راجع به نذری که با خدای خود کرده بود گفت و از او اجازه خواست تا به مسجد رود و آخرین شب را نیز با راز و نیاز بپردازد تا به عهد خود وفا کرده باشد. اما شاخ نبات ممانعت کرد. خواجه شمس‌الدین با ناراحتی از خانه شاخ نبات خارج شد و به سمت مسجد رفت و شب چهلم را در آنجا سپری کرد. سحرگاه که از مسجد باز می‌گشت چند جوان مست خنجر به دست جلوی او را گرفتند و جامی به او دادند و گفتند بنوش او جواب داد من مرد خدایی هستم که تازه از نیایش با خدا فارغ شده‌ام، نمی‌توانم این کار را انجام دهم اما آنان خنجر را به سوی او گرفتند و گفتند اگر ننوشی تو را خواهیم کشت بنوش، خواجه شمس‌الدین اولین جرعه را نوشید آنان گفتند چه می‌بینی گفت: هیچ و گفتند: دگر بار بنوش، نوشید، گفتند: حال چه می‌بینی؟ گفت: حس می‌کنم از آینده باخبرم و گفتند: باز هم بنوش، نوشید، گفتند: چه می‌بینی؟ گفت: حس می‌کنم قرآن را از برم؛ و خواجه آن شب به خانه رفت و شروع کرد از حفظ قرآن خواندن و شعر گفتن و از آینده‌ی مردم گفتن و دیگر سراغی هم از شاخ نبات نگرفت! تا اینکه آوازه او به گوش شاه رسید و شاه او را نزد خود طلبید و او از آن پس همدم شاه شد؛ و شاه لقب لسان‌الغیب و حافظ را به او داد. (لسان‌الغیب چون از آینده مردم می‌گفت و حافظ چون حافظ کل قرآن بود) تا اینکه شاخ نبات آوازه او را شنید و فهمید و نزد شاه است و به دنبال او رفت اما... حافظ او را نخواست و گفت: زنی که مرا از خدای خود دور کند به درد زندگی نمی‌خورد... تا اینکه با وساطت شاه با هم ازدواج کردند. این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبریست کزآن شاخ نباتم دادند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیالوگ ماندگار ابراهیم مالک اشتر: ای لشگریان خدا! من از معرکه ابن حر دانستم دشمن سخت وحشت کرده می‌خواهد با تفرقه بین ما ترس خود را چاره  کند.