eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
نوحه دروازه کوفه هلال برنیزه سوارم ، بدنبال تو بی قرارم نگاهی کن بر حال زارم ، حسین جان نسیم افتاده بین مویت ، خضاب از خون گردیده رویت شدم دلتنگ گفتگویت ، حسین جان حسین جان ، به گوشم رسیده صدای قرآن تماشا کنم قاری ام را گریان ، دلم را مسوزان فدای لحنِ زیبای تو حسین نشسته خون بر لبهای تو حسین به روی نیزه شد جای تو حسین یابن الزهرا ، مظلوم کربلا چه نازی داری روی نیزه ، نگاهم خیره سوی نیزه شده خونین پهلوی نیزه، حسین جان کشیده کارم بین بازار ، شدم در هر جائی گرفتار زدم ناله پس کو علمدار ، حسین جان واویلا ، گرفتاری من تماشا دارد زغصه اگر جان دهم جا دارد ، غمم گریه دارد ببین که گشته بی پرده محملم سرت به نیزه آمد مقابلم زخم گلویت گردیده قاتلم یابن الزهرا ، مظلوم کربلا شبی دور ازمن آرمیدی ، تنورِ خولی را چشیدی میان ِ خاکستر چه دیدی ، حسین جان عوض گردیده وضع رویت ، چه کرده آتش با گلویت چرا آشفته گشته مویت ، حسین جان واویلا ، چرا پلک خاکیِ تو وامانده کجاها سرت را عدو چرخانده ، به آتش نشانده چنان سر تو زخمی شده سرم بیا ببندم زخم تو دلبرم به گوشه های خاکیِ معجرم یابن الزهرا ، مظلوم کربلا
💎 *خدایا * ما بنده های کوچکت امسال هیچ طعمی نچشیدیم نه از عید نوروز نه از نیمه شعبان نه از ماه رمضان نه از شب های قدر نه از عید فطر نه از عید قربان نه از عید غدیر ما حتی طعم حرم امام رضا(ع) هم نچشیدیم امسال خنکی سنگ های مرمر حرم را حس نکردیم *خدایا ....‌* بزرگی کن و بذار طعم زندگی رو توی *محرم و صفر* بچشیم طعم گریه برای امام حسین(ع)رو ما بی *محرم و صفر* میمیریم. خدایا به یتیم کربلا به شهید کربلا به اسیر کربلا به مریض کربلا قسمت میدیم *محرم و صفر رو ازمون نگیر گناهان ما رو ببخش این بلا رو از سرمون دور کن و بذار بازهم رو فرش امام حسین(ع) سر سفره ی امام حسین(ع) بشنیم و گریه کنیم ما رو به غلام امام حسین(ع)ببخش از ته دل از اعماق وجودت بگو الهی امین التماس دعا
نوحه شب هشتم حضرت علی اکبر (ع) قدم بر میداری خرامان-بدنبال تو دیده گریان محاسن بر دستم علی جان(عزیزم) نگاهی بابا پشت سر کن- بیا و رحمی بر پدر کن نطر بر این چشمان تر کن (عزیزم) علی جان-برو سوی میدان ولی آهسته دل اهل خیمه به سویت بسته-شدم دل شکسته بروی مرکب ثانیِ حیدری آینه دار روی پیمبری شبیه سقا یک رکن لشگری ((یابن لیلا جانم علی علی)) ترک افتاده بر لبانت-بیاور بیرون این زبانت فدای خشکی دهانت(علی جان) دلم تنگ بوسیدن تو-نگاهم غرق دیدن تو نبینم من پاشیدن تو(علی جان) ولدی-خمیده شدم تا که قد کشیدی پریشانیَم را پی خود دیدی-زمن دل بریدی خدانگهدار پیغمبر حرم نما مدارا با قلب خواهرم چه آید آخر بعد تو بر سرم ((یابن لیلا جانم علی علی)) گرفتار لشگر شدی تو-چنان لاله پر پر شدی تو چقدر شکل مادر شدی تو(علی جان) برایت کوچه وا شد ای وای-به پهلو نیزه جاشد ای وای سرِ اسمت دعوا شد ای وای(علی جان) ولدی-به زانو کشیدم خودم را اینجا مکش پای خودبر زمین ای بابا-علی ماه لیلا کنار نعشت خورده پدر زمین صدا زدم ای خواهر بیا ببین ببین عبایم جسم علی بچین ((یابن لیلا جانم علی علی))
نوحه شب عاشورا به درد تنهایی اسیرم-دعا کن قبل از تو بمیرم نباشم من داغت بگیرم(حسین جان) پریشان حال و دل غمینم-از آن میترسم نازنینم که فردا داغت را ببینم(حسین جان) برادر-شب آخر ما دوتا شد امشب تو هستی تمام امید زینب-عزیز دل من رسد به گوشم آوای مادرم بگو چه سازم ای سایه حرم نما مدارا با قلب مضطرم ((یابن الزهرا مظلوم کربلا)) قرار قلب بی قرارم-برادر جان دلشوره دارم کسی را غیر از تو ندارم (حسین جان) بیا بنشینم روبرویت-زنم شانه من تار مویت ببوسم نرمیِ گلویت(حسین جان) برادر-بیا تا تماشا کنم رویت را ببوسم چنان مادرم رویت را-عزیز دل من زمین نیوفتی ای ماه آسمان مده به قاتل زیر گلو نشان موی تو افتد در دست این سگان ((یابن الزهرا مظلوم کربلا))
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله درهم است گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامي ذرات عالم است گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست اين رستخيز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جاي ملال نيست سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند گويا عزاي اشرف اولاد آدم است خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين پرورده ي کنار رسول خدا، حسين کشتي شکست خورده ي طوفان کربلا در خاک و خون طپيده ميدان کربلا گر چشم روزگار به رو زار مي گريست خون مي گذشت از سر ايوان کربلا نگرفت دست دهر گلابيبه غير اشک زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا از آب هم مضايقه کردندکوفيان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند ديو و دد همه سيراب و مي مکند خاتم ز قحط آب سليمان کربلا زان تشنگان هنوز به عيوق مي­رسد فرياد العطش ز بيابان کربلا آه از دمي که لشگر اعدا نکرد شرم کردند رو به خيمه ي سلطان کربلا آن دم فلک بر آتش غيرت سپند شد کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدي وين خرگه بلند ستون بيستون شدي کاش آن زمان در آمدي از کوه تا به کوه سيل سيه که روي زمين قيرگون شدي کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بيت يک شعله ي برق خرمن گردون دون شدي کاش آن زمان که اين حرکت کرد آسمان سيماب وار گوي زمين بي سکون شدي کاش آن زمان که پيکر او شد درون خاک جان جهانيان همه از تن برون شدي کاش آن زمانکه کشتي آل نبي شکست عالم تمام غرقه درياي خون شدي آن انتقام گر نفتادي به روزحشر با اين عمل معامله ي دهر چون شدي آل نبي چو دست تظلم بر آورند ارکان عرش را به تلاطم در آورند بر خوان غم چو عالميان را صلا زدند اول صلا به سلسله ي انبيا زدند نوبت به اوليا چو رسيد آسمان طپيد زان ضربتي که بر سر شيرخدا زدند آن در که جبرئيل امين بود خادمش اهل ستم به پهلوي خيرالنسا زدند بس آتشي ز اخگر الماس ريزه ها افروختند و در حسن مجتبي زدند وآنگه سرادقي که ملک مجرمش نبود کندند از مدينه و در کربلا زدند وز تيشه ي ستيزه درآن دشت کوفيان بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند پس ضربتي کزان جگر مصطفي دريد بر حلق تشنه ي خلف مرتضي زدند اهل حرم دريده گريبان، گشوده مو فرياد بر در ِ حرم کبريا زدند روح الامين نهاده به زانو سر حجاب تاريک شد ز ديدن آن چشم آفتاب چون خون ز حلق تشنه ي او بر زمين رسيد جوش از زمين به ذروه عرش برين رسيد نزديک شد که خانه ي ايمان شود خراب از بس شکست ها که به ارکان دين رسيد نخل بلند او چو خسان بر زمين زدند طوفان به آسمان ز غبار زمين رسيد باد آن غبار چون به مزار نبي رساند گرد از مدينه بر فلک هفتمين رسيد يکباره جامه در خم گردون به نيل زد چون اين خبر به عيسي گردون نشين رسيد پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش از انبيا به حضرت روح الامين رسيد کرد اين خيال وهم غلط کار کان غبار تا دامن جلال جهان آفرين رسيد هست از ملال گرچه بري ذات ذوالجلال او در دلست و هيچ دلي نيست بي ملال ترسم جزاي قاتل او چون رقم زنند يک باره بر جريده ي رحمت قلم زنند ترسم کزين گناه شفيعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند دست عتاب حق به در آيد ز آستين چون اهل بيت دست در اهل ستم زنند آه از دمي که باکفن خون چکان ز خاک آل علي چو شعله ي آتش علم زنند فرياد از آن زمان که جوانان اهل بيت گلگون کفن به عرصه ي محشر قدم زنند جمعي که زد به هم صفشان شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تيغ به صيد حرم زنند پس بر سنان کنند سري را که جبرئيل شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل روزي که شد به نيزه سر آن بزرگوار خورشيد سربرهنه برآمد ز کوهسار موجي به جنبش آمد و برخاست کوه ابري به بارش آمد وبگريست زار زار گفتي تمام زلزله شد خاک مطمئن گفتي فتاد از حرکت چرخ بي‌قرار عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پير افتاد در گمان که قيامت شدآشکار آن خيمه‌اي که گيسوي حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار جمعي که پاس محملشان داشت جبرئيل گشتند بي‌عماري محمل شتر سوار با آنکه سر زد آن عمل از امت نبي روح‌الامين ز روح نبي گشت شرمسار وانگه ز کوفه خيل الم رو به شام کرد نوعي که عقل گفت قيامت قيام کرد بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور و نشور واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند هم گريه بر ملائک هفت آسمان فتاد هرجا که بود آهويي از دشت پا کشيد هرجا که بود طايري از آشيان فتاد شد وحشتي که شور قيامت به باد رفت چون چشم اهل بيت بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخم هاي کاري تيغ و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا
در آن ميان بر پيکر شريف امام زمان فتاد بي اختيار نعره ي هذا حسين زود سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدينه کرد که يا ايها الرسول اين کشته ي فتاده به هامون حسين توست وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست اين نخل تر کز آتش جانسوز تشنگي دود از زمين رسانده به گردون حسين توست اين ماهي فتاده به درياي خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست اين غرقه محيط شهادت که روي دشت از موج خون او شده گلگون حسين توست اين خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمين شده جيحون حسين توست اين شاه کم سپاه که باخيل اشگ و آه خرگاه زين جهان زده بيرون حسين توست اين قالب طپان که چنين مانده بر زمين شاه شهيد ناشده مدفون حسين توست چون روي در بقيع به زهرا خطاب کرد وحش زمين و مرغ هوا را کباب کرد کاي مونس شکسته دلان حال ماببين ما را غريب و بي کس و بي آشنا ببين اولاد خويش را که شفيعان محشرند در ورطه ي عقوبت اهل جفا ببين در خلد بر حجاب دو کون آستين فشان واندر جهان مصيبت ما بر ملا ببين ني ورا چو ابر خروشان به کربلا طغيان سيل فتنه و موج بلاببين تن هاي کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهاي سروران همه بر نيزه هاببين آن سر که بود بر سر دوش نبي مدام يک نيزه اش ز دوش مخالف جدا ببين آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه ي کربلا ببين يا بضعةالرسول ز ابن زياد داد کو خاک اهل بيت رسالت به باد داد خاموش محتشم که دلسنگ آب شد بنياد صبر و خانه ي طاقت خراب شد خاموش محتشم که ازين حرف سوزناک مرغ هوا و ماهي دريا کباب شد خاموش محتشم که ازين شعر خون چکان در ديده ي اشگ مستمعان خوناب شد خاموش محتشم که ازين نظم گريه خيز روي زمين به اشک جگرگون کباب شد خاموش محتشم که فلک بس که خون گريست دريا هزار مرتبه گلگون حباب شد خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب از آه سرد ماتميان ماهتاب شد خاموش محتشم که ز ذکر غم حسين جبريل را ز روي پيامبر حجاب شد تا چرخ سفله بود خطايي چنين نکرد بر هيچ آفريده جفايي چنين نکرد اي چرخ غافلي که چه بيداد کرده اي وز کين چه ها درين ستم آباد کرده اي بر طعنت اين بس است که با عترت رسول بيداد کرده خصم و تو امداد کرده اي اي زاده زياد نکرده است هيچگه نمرود اين عمل که تو شداد کرده اي کام يزيد داده اي از کشتن حسين بنگر که را به قتل که دلشاد کرده اي بهر خسي که بار درخت شقاوتست درباغ دين چه با گل و شمشاد کرده اي با دشمنان دين نتوان کرد آن چه تو با مصطفي و حيدر و اولاد کرده اي حلقي که سوده لعل لب خود نبي بر آن آزرده اش به خنجر بيداد کرده اي ترسم تو را دمي که به محشر برآورند از آتش تو دود به محشردرآورند
محرّم یعنی از یاد خدا غافل نمیباشیم همیشه یاور حقیم وبا باطل نمیباشیم محرّم یعنی آزادیم وبا آزاد مردانیم ودر راه عزیز فاطمه از جانفشانانیم محرّم معنی اش این است ما ضد ستمکاریم هماره جان بکف آماده ایثار وپیکاریم محرّم معنی اش این است با فرزند زهرائیم وبا فریاد ها باهرچه مظلومین همآوائیم محرم یعنی از بیدادگرها سخت بیزاریم واز داغ غم مظلوم غمگین وعزاداریم محرّم معنی اش این است ما سرباز قرآنیم مطیع اولیاء الله ویک یک از امامانیم محرّم هست دانشگاه انسان ساز در عالم ومن شاگرد این دانشگهم بر خویش میبالم محر م درس آزادی بما آموخت میدانیم؟ حسین استاد وما در محضر او درس میخوانیم محرّم معنی اش ایثار واحیاء ولا باشد وتفسیرش یقیناً کل ارض کربلا باشد حسین آموخت مارا با ستمکاران نمیسازیم ودین را در قبال مال این دنیا نمیبازیم حسین آموخت مارا ضد استعمارگر باشیم حسین آموخت مارا با خدای دادکر باشیم واین درس است، سازش با ستمگر ذلت وننگ است اگر چه حربه دشمن به ظاهر کشتن وجنگ است وما آموختیم این را که سردادن بسی بهتر زماندنهای با خواری وذلت در بَرِ کافر حسین بن علی داده به ما درس عزیزی را به ما آموخت پور فاطمه دشمن گریزی را به ما آموخت حرف دشمنان را اعتمادی نیست که دشمن هر چه میگوید برایش اعتقادی نیست محرّم ماه خون است وقیام وماه شمشیر است محرم ماه فریادرسا وماه تدبیر است محرّم هست ، دین جاوید وپابرجاست بی تردید برای دشمن اسلام وقرآن است یک تهدید صدای واحسینا کاخ دشمن راکند ویران وبا این واحسینا خصم دون میترسد از ایران بهانه کرده اند امروز ویروس کرونا را که تا از ما بگیرند این شعار واحسینا را ولیکن مارعایت میکنیم هر نکته را هردم که تا مغلوب ما گردد کرونا هم در این عالم رعایت کردن وترسیدن از آتش شعار ماست ودر این راه پیش آهنگ بودن افتخار ماست که ما با شیوه بهداشت کشور هماهنگیم ودر باب رعایت یکصدا هستیم ویکرنگیم محرم درس فهمیدن به ما آموخت ، میدانیم خبرهارا مرتب لحظه لحظه نیز میخوانیم خطر های کرونا راهمه دیدیم ومی بینیم پی دستور مسئولین هماره اهل تمکینیم رعایت کردن بهداشت ودستورهایشان بود واجب به ما بر حکم دین ومکتب ووجدان تمام این اطاعتها، تمام این پذیرفتن یقینا ریشه در ماه محرم دارد این گفتن محرّم یادداده تا مطیع رهبری باشیم مطیع رهبری با شیوۀ احیاگری باشیم وما آموختیم حریّت از فرزند پیغمبر اطاعت میکنیم از هرچه که فرمان دهد رهبر برای محسنی فرض است این فرمانبری دائم که تا خشنود گردد زین اطاعت حضرت قائم
‍ السلام علیک یا ابوالفضل العباس علیه السلام 🏴آغاز محرم(طشت گذاری) یازدیق ابوالفضلین آدین پرچمه یابن العسکری ایله نظر بو مجلس ماتمه یابن العسکری هایانداسان (2) گل آقا یابن العسکری طشت عزانی قویموشوخ نوحه غم دیه دیه هامی گلوب بو ماتمه سن گلموسن نیه گل اوخی روضه جدیوه سنده دی اصل مرثیه بیزده سنیله ایلیاخ زمزمه یابن العسکری ای یارالی فاطمه نین جانفشان اوغلی هارداسان قلبی شکسته نرجسین قهرمان اوغلی هارداسان کرب و بلا شهیدینون قان آلان اوغلی هارداسان آیریلیقون سالوب بیزی مین غمه یابن العسکری من دیمورم عزایه گل دلده کی احساسه گوره آغلار همیشه باغبان پرپر اولان یاسه گوره باخ بو قرا گیینلره اوز عمون عباسه گوره چک بو عزانی ساحل علقمه یابن العسکری ساحل علقمین غمی قد حسینی ایتدی خم ایندیده بین الحرمین وادی غمدی بیش و کم قانلی نشاندی هر ایکی گنبدین اوسته کی علم تا اولا غصه منتشر عالمه یابن العسکری گل بویور اشقیا نیه اصغره سو ویرمدیلر دست امامیده مگر دیل دوداقین گورمدیلر ووردیلار اوخ بوغازینه هیچ اونی دیندیرمدیلر یاره سینون نیازی وار مرهمه یابن العسکری گل آقا خشکبند ایله صود امرین گلوسینی آخسا قانی اوتاندیرار او قهرمان عموسینی حرمله قویدی قلبیده ربابین آرزوسینی هی دیدی اولمادی بالام صود امه یابن العسکری گل آقا پشت پرده ده قالما ابوالفضله گوره گوزدن علی شیعه لرین سالما ابوالفضله گوره ویردیگیوی (کلامیدن) آلما ابوالفضله گوره بیرده اماندی چک الون سینمه یابن العسکری ✍کلامی زنجانی 🥀🥀◾️🥀🥀◾️🥀🥀◾️🥀🥀◾️
4_5838948708233774028.mp3
416.9K
🏴واحد تند یا زنجیرزنی شب تاسوعای باب الحوائج حضرت ابالفضل علیه السلام 🏴بند اول گل باغ فاطمه یا (ابوفاضل)۳ پادشاهه علقمه یا (ابوفاضل)۳ ابن حیدر مرتضی یا (ابوفاضل)۳ ساقیِ دشت بلا یا (ابوفاضل)۳ مدد ابوفاضل ابالفضل سیدنا باب الحوائج مظهر عشق و غیرت الله صاحب لوا باب الحوائج یل یلای عالمین،باب الحوائج سیدی یا ذخرالحسین،باب الحوائج ماه زمین و آسمان،باب الحوائج ای عموی صاحب زمان،باب الحوائج 《عباس ابوفاضل مدد مولا ابالفضل》 🏴بند دوم باوفا ای یارم عباس (ابوفاضل)۳ ساقی و سردارم عباس (ابوفاضل)۳ ای امیدِ خیمه گاهم (ابوفاضل)۳ ای علمدارِ سپاهم (ابوفاضل)۳ صاحب مشک و علم عباس یاور و آب آورم عباس برادر غیرتی من ای پسر مادرم عباس مشکتو بردار و برو،آبی بیاور علم رو بردار و برو،آبی بیاور علی داره جون میده و،داره میمیره اگه براش آب بیاری،شاید نمیره 《برادرم برادرم عباس ابالفضل》 🏴بند سوم پاشو داداشم،ابالفضل (ابوفاضل)۳ پاشو تا پاشم،ابالفضل (ابوفاضل)۳ کمرم رو تو شکستی (ابوفاضل)۳ راهِ چاره ام رو بستی (ابوفاضل)۳ کی زده تیر و به مشک تو خونی شده چرا اشک تو کی بریده دستاتو عباس پیچیده تو صحرا بوی یاس بلندشو دستمو بگیر،بی دست عالم حالمو اینجوری نگیر،بی دست عالم بلندشو قامتم خمید،ای دلخوشی ام بلندشو مادرم رسید،ای دلخوشی ام 《برادرم برادرم عباس ابالفضل》 🙏التماس دعای خیر ✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی زنجیر زنی
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ این سوز و آه و ناله که در خلق عالم است این سینه‌ها که پر شده از درد و ماتم است دارد خبر می آورد ای اهل معرفت تکیه به پا کنید که ماه محرم است @hosenih با نسخه مشابه خود فرق می کند عیسای اهل بیت دمش واقعا دم است هر کس که ریخت قطره اشکی برای تو هر لحظه دورتر ز عذاب جهنم است از بین برده است گناهان خلق را سیلی که در نتیجه این اشک نم نم است انسان شناسی ام شده این گونه یا حسین هر کس که خاک پای شما گشت، آدم است @hosenih ای عاشقان روضه ارباب بی کفن اینجا بساط روضه دوباره فراهم است لب تشنه سر برید تو را دشمنت حسین صدبار اگر بمیرم از این ماتمت کم است ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ، ▶️ عادتاً دم ز عشق یار نزن بی عمل حرف انتظار نزن سر تو گرم بازی دنیاست لاف مجنون بی قرار نزن @hosenih زار زد از گناه تو آقا توبه کن از‌ گناه زار نزن از غریبی درش بیار!انقدر.. از غریبی او هوار نزن تا ز هر دامنی نشستی دست دست بر دامن‌ نگار نزن قول دادی بمان سر قولت زیر این قول و این قرار نزن هرچه را از دلت کنار زدی عشق اورا ز دل کنار نزن پدر ماست گرچه بد شده ایم به دل خسته اش شرار نزن.. @hosenih کربلا منتهای خوشبختی ست پر سوی غیر این دیار نزن تا نرفتی میان صحن حسین حرفی از خیر روزگار نزن.. ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ حالِ خوبِ من تویی، این حال را از من نگیر با تو خوشبختم، همین اقبال را از من نگیر @hosenih ای صدای عاشقی!، این حنجره نذرِ تو باد این‌همه فریاد و داد و قال را از من نگیر در دو دنیا، من فقط دلخوش به احسانِ توام افتخارِ نوکری، این شال را از من نگیر این دلم دارد فقط شورِ محرم می‌زند جانِ زهرا روزیِ امسال را از من نگیر با همین اشکِ روان پر می‌زنم تا کربلا مرحمت کن! این پر و این بال را از من نگیر @hosenih هرچه می‌خواهی بگیر از من، ولی ای با وفا! گریه‌های روضه‌ی گودال را از من نگیر ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e