eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
و 🔘🔘3⃣🔘🔘 ☑️بنداول رسیده سومین شب و ،شبه رقیه خاتونه همون سه ساله دختری ،که خیلی شیرین زبونه شد عایدش بعد بابا/سیلی ها و تازیونه ..... امون ازون شبی که تو بیابونا گم شده بود تا که اومد زجر لعین/شدتن نازدونه کبود گرفت به زیره دست و پاش / لگد میزد به پهلوهاش از شدّت مشت و لگد ،جای سالم به تن نبود .......... ببین شکسته کمرم بابایی بابایی بابایی یه جای سالم ندارم بابایی بابایی بابایی •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• بنددوم مَن الذی ،اَیتَمَنی ،تو بابای خوب منی ای ماه من ،چیزی بگو ،چرا ؟تو خونین دهنی چطور بابا،دلت اومد ،از دخترت دل بکنی .......... دیر اومدی بابا جونم ،دختره تو محتضره عمرم شبیه اصغرت ،ببین چقدر مختصره عمه همش بهم میگفت ،بابات رقیه سفره زحمت و باید کم کنم ،بودن من دردسره ......... دیگه دارم جون میکنم ،بابایی بابایی بابایی شبیه تو بی کفنم ،بابایی بابایی بابایی 💠💠3⃣💠💠 •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
مداحی آنلاین - ای کشته دور از وطن - محمود کریمی.mp3
11.64M
یازهرا🌺: ای کشته ی دور از وطن،(دوراز وطن وای2) دوراز وطن و،وای وای وای ای تشنه صد پاره تن،(ای بی کفن وای 2) ای بی کفن وای، وای وای شب های جمعه فاطمه با ناله و با زمزمه  وای وای گوید حسیم من چه شد نوردوعین من چه شد وای وای وای چشمای زینب خونه اشک علی بارونه مادر براش می خونه حسین غریب مادر * شاه غریب و بی کس و(بی لشکرم وای2) بی لشکرم وای وای وای وای ای قبله ی اهل حرم(اهل حرم ،وای 2) اهل حرم وای وای وای می سوزه چشمام از تب لبهای خشک اصغرت وای وای می میرم آخر از غم سرجدا از پیکرت وای وای وای وای محرم اومده ازراه با ناله و اشک و آه بگو اباعبدالله حسین غریب مادر داغ توکرده پیرم انقدر زبون میگیرم آخر برات میمیرم حسین غریب مادر حسین غریب مادر حسین غریب مادر * راس تو ای خون خدا،(برنیزه هاوای2) برنیزه ها،وای وای ای که سرت شد از قفا،(ازتن جدا وای 2)ازتن جدا وای وای وای باز از حرم تا قتلگه(زینب صدایت میزند2) کنار مقتل فاطمه (ناله برایت میزند2) تو روضه امسالت دلم میاد دنبالت تا لحظه گودالت حسین غریب مادر حسین غریب مادر حسین غریب مادر
💔💔 🖤 ❣براحمد و خُلق مهربانش صلوات ❣بر حیدر و صبر بیکرانش صلوات ❣از فاطمه مجتبی و مظلوم حسین ❣تا حضرت صاحب الزمانش صلوات (دعای فرج) (3) 🔅بیا با هم رویم اندر خرابه 🔅برای دیدن طفل سه ساله 🔅که او اندر خرابه جای داره 🔅آخ غم داغ پدر در سینه داره ⬅️دلارو ببریم خرابه شام...کنار حرم با صفای رقیه.. امروز بگیر دامن سه ساله ابی عبدالله رو.. (نگا به دستای کوچولوش نکنیا..) (بخدا با دستای خسته اش گره های بزرگی رو باز کرده...) ⬅️نمیدونم دختر کوچولو داری یا نه... دختر خیلی بابائیه... اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد.. امروز بریم یتیم نوازی.. ان شاالله هیچ وقت دختر بی بابا بزرگ نکنی.. بمیرم برای دردای دل بی‌بی زینب.. (بریم خرابه شام...) کیا آرزوشونه برن قبر 3 ساله حسین و زیارت کنند...بسم الله.. کبوتر دلتو پر بده خرابه شام.. (دشتی) 🌾آخ بیا با هم رویم اندر خرابه 🌾برای دیدن طفل 3 ساله 🌾که او اندر خرابه جای داره 🌾آخ غم داغ پدر درسینه داره ⬅️یه لحظه رو برات یاد کنمُ التماس دعا آی ناله دارا...آی مریض دارا...آی جوون دارا...آی آبرو دارا... دل شبی صدای ناله رقیه بلند شد.. هی صدا میزد بابا نرو بابا... بابا بدون من نرو بابا.. وقتی بیدار شد بهانه بابا گرفت.. آخ عمه عمه عمه.. بابام کجا رفت عمه... امان از دل زینب..چه خون شد دل زینب.. (صدا زد رقیه جان عمه، بابات که اینجا نبود عمه) صدا زد عمه..بابام همین جا بود عمه.. عمه سرمو رو زانوی بابام گذاشته بودم... داشت نازم میکرد عمه...عمه داشت زخمای گوشمو مرحم میگذاشت عمه.. (هر چه کردند نتونستن رقیه رو آرام کنند) (همه اهل خرابه به گریه افتادند..) ⬅️آخی .. یه وقت صدای ناله اش رسید به گوش یزید.. چه خبره در خرابه.. گفتن یزید خدا خانهٔ ظلمتُ ویران کنه، 3 ساله دختر حسین از خواب بیدار شده بهانه بابا گرفته، آروم نمیگیره.. (صدا زد بابا میخواد باباشو براش ببرید.. سر بریده باباشو ببرید) امان امان..امان امان.. ⏪یه وقت دیدن طبقی رو وارد خرابه کردند..روش روپوشی کشیده بودن..آوردند گذاشتن جلو 3ساله ابی عبدالله یه وقت صدا زد عمه، من که غذا نمیخوام عمه... عمه من بابام میخوام... ..صدا زد عمه جان اونچه تو میخوای تو این طبقه عمه... با دستای کوچولوش روپوشو کنار زد.. آی حاجت دارا ..ناله دارا...میگن رقیه اول سر بابا رو نشناخت خیره خیره به سر نگاه کرد...من از شما میپرسم مگه میشه دختر سر بابا رو نشناسه.. میخوام بگم سری که کنج تنور بوده...سری که چوب خیزران خورده..رقیه اول این سر رو نشناخت...اماخوب که نگاه کرد دید نه، این سر مسافر رقیه است.. این بابای رقیه است.. 🍁آخ عمه بیا گمشده پیدا شده 🍁کنج خرابه شب یلدا شده 🍁مژده که بابا ز سفر آمده 🍁شام رقیه به سحر آمده 🍁آخ پدر فدای سر نورانیت 🍁سنگ جفا که زد به پیشانیت 🍁بسکه دویدم عقب قافله 🍁پای من از ره شده پر آبله ⬅️سرو بغل گرفت از بقیه یتیما دور شد اومد یه گوشه خرابه نشست شروع کرد درد دل کردن با بابا.. بابا.. بابا ..بابا.. ⬅️..کیا گرفتارن..کیا حاجتمندند...کیا مریض دارند..کیا جون دارن...کیا التماس دعا دارند...صدای نالتو بلند کن..اگه تو گریه کنی کسی تازیانه ات نمیزنه... اگه تو بلند گریه کنی کسی شِماتَتِت نمیکنه.. آخی.. سرو به سینه چسباند ..صدا زد.. بابا بابا.. بابا (شروع کرد با سر بریده درد دل کردن) 💥بابا..من ذَالذی قَطَعَ وریدک بابا.. (اولین حرفی که زد) بابا کی رگای گردنتو بریده بابا... 💥من ذَالذی خَضبَ بِدِماعک..بابا..کی محاسنت رو با خون رنگین کرد بابا.. 💥من ذَالذی ایتمنی علی صِغَرِ سِنی..بابا کی تو کوچیکی یتیمم کرد بابا... امان امان صدا زد بابا .. بابا.. بابا 🥀آخ بابا گلوم زخمی شده 🥀آب مینوشم درد میکنه 🥀گوشواره هامو کشیدن 🥀بابا گوشم درد میکنه (یه آرزو کرده رقیه کنج خرابه شام) صدا زد بابا 🥀بابا پاشو یه بار دیگه 🥀با همدیگه بریم خونه 🥀من روی زانوت بشینم 🥀موهامو تو شونه بزن بابا (یه ناله ای هم داره همه بلدن) (دشتی) 🍂آخ یتیمی درد بی درمان یتیمی 🍂یتیمی خاریِّ دوران یتیمی 🍂اگر دست پدر بودی به دستم 🍂چرا کنج خرابه می نشستم 🍂اگر می بود بابای نِکویم 🍂نمی زد شمر دون سیلی به رویم ⭐️✨🌟✨⭐️✨🌟 هر کجای مجلس نشستی... به سوز دل سه ساله ابی عبدالله... به اون لحظه ای که سر بابا رو بغل گرفت ناله کرد گریه کرد ..به حق اون لحظه حاجتتو مد نظر بیار رأس همه حوائج فرج مولامون آقامون صاحب الزمان ...صدای نالتو بلندکن 3 مرتبه ناله بزن بگو یا حسین.. 💔️زندگی بی تو در این قافله سخت است پدر 💔️گذر عمر ازاین مرحله سخت است پدر 💔️دخترت تشنه اشک است ولی باور کن 💔️گریه کردن وسط هلهله سخت است پدر 💥هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صل
. نوحه، و شب ششم( ) صدای یا عماه،زتو شنیدم من،زخیمه تا میدان،زود دویدم من چو آمدم دیدم،پیکر تو مانده زیر سم اسبها،دیر رسیدم من وای عمو جانم،وای عمو جانم، وای عمو جانم، وای عمو جانم 2 ________________ ای گل زیبایم،به خون تپیدی تو،زیر سم اسبها،چه قد کشیدی تو به زیر ابر خون،روی چوماهت رفت،عشق عمویت را، به جان خریدی تو وای عمو..... _______________-- به خیمه ها مادر،شده عزادارت،چسان برم خیمه،تن چنین زارت بعد علی اکبر،امید من بودی،ولی خدا گشته کنون خریدارت وای عمو..... __________________ امانت بابا، به دست من بودی، کنار اکبرتو،چه خوب آسودی شهادتت قاسم،بود گوارایت،به نوجوانان تو،همیشه مقصودی وای عمو... شعر:اسماعیل تقوایی @majmaozakerine
از شوال تا محرم قابل اجرا: زمزمه،روضه،واحد،زمینه ،شور،زنجیرزنی جون بابا نفس بکش،جوون من علی جان تو این صدای هلهله، امون من علی جان رسیده بعد رفتنت،خزون من علی جان پاشو قرارم.........نبی خصالم ببین علی اکبرم،وخیمه حالم بگو دوباره.........الله اکبر مؤذن حرم علی،علی اکبر علی اکبر........ 🌸🌸🌸🌸🌸 هر کاری میکنم علی، دلم آروم نمیشه صورت غرق خون تو،تیشه زده به ریشه شیشهٔ عمرمن شده، هزارتا خورده شیشه عصای دستی.........چراشکستی قرآن آیه آیه ام، ازهم گسستی بگو دوباره..........الله اکبر مؤذن حرم،علی،علی اکبر علی اکبر......... 🌸🌸🌸🌸🌸 ببین که عمّه اومده ، به تشییع شهیدم نگاهش افتاده بابا ،به موهای سپیدم محاسنم خضاب خون،دیگه علی خمیدم بکن نظاره..........ای پاره پاره برای بردنت عبا،شد راه چاره بگو دوباره..........الله اکبر مؤذن حرم علی،علی اکبر علی اکبر....... 📝علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
‍ هدیه به حضرت رقیه صلوات شور لطمه زنی سبک حسین بعد تو چه کشیده زینب سبک رضا نصابی به قلم اقایان رضا نصابی مجید مراد زاده به نفس استاد کربلایی نریمان پناهی بابا ببین که سوخته دامنه من ببین خونه رو دهنه من ببین کبود شده تنه من ای وای ای وای ای وای ای وای دختری تنهام با غم و دردام بابای خوبم خسته از این دنیام من فقط از خدا مرگم و می خوام ای وای ای وای ای وای ای وای بابا بگم از غصه ها وو عمه خجالت و حیاوو عمه بزم شراب کجاوو عمه دختری تنهام باغم و دردام بابای خوبم خسته از دنیام من فقط از خدا مرگم و می خوام ای وای ای وای ای وای ای وای بابا حرمله بهم خندیدو رفت وقتی موهام و کشید و رفت گوشواره هام و دزدید و رفت ای وای ای وای ای وای ای وای بابا زجر بد تر از ابن سعد می زد. دستاش سنگین بود و بد می زد به قصد کشتن لگد می زد ای وای ای وای ای وای دختری تنهام با غم و دردام بابای خوبم خسته از این دنیام من فقط از خدامرگم و می خوام ای وای ای وای ای وای ای وای بابا چی بود مگه جرم و گناهت عوض شده صورت ماهت شناختنمت من از نگاهت ای وای ای وای ای وای ای وای
‍ ‍ ‍ هدیه به حضرت رقیه صلوات شور یا زمینه سبک مسیر روضه باز شب حضرت رقیه شعرو سبک رضا نصابی به نفس کربلایی جواد حقیقت یاس توام اما برگ و برم سوخته پروانه ام اما بال و پرم سوخته از غمه دوریه تو بس که اشک ریختم تا به سحربابا چشم ترم سوخته زخمه کهنه دلم سر وا کرد زمونه با دخترت بد تا کرد بشکنه اون دستی که سیلی زد من و بیشتر شبیه زهرا کرد امون ای وای امون از غربت در وسط اتیش هم لباس پارم هم روسری و هم این معجرم سوخته بر اثر رده شلاقه زجر پست هم دست و هم کتف و هم کمرم سوخته برای شب غمم اخر نیست شبیه من هیچ کسی مضطر نیست دست سنگینی داره بابا زجر ضربه دستش از لگد کم تر نیست امون ای وای امون از غربت عمه به جای من سپر می شد هر جا ازخود من بیشتر این سپرم سوخته شبیه لبهای تو خونه این لبهام شبیه موی تو موی سرم سوخته من و گریه از تقلا انداخت من و درد و غصه از پا انداخت واسه ساکت شدن من نامرد جلو من سرت رو بابا انداخت رضا نصابی
آرزوی شهادت سبک : یا اباعبد الله الحسین.... یاسه ضرب تموم عالم می دونن که دخترا بابایین بابا نیاد نمی خوابند منتظر لالا اییند تو دختر ناز منی همدم و همراز منی بخواب بابا ، بخواب بابا ، سه سال جانباز منی رقیه جان (۴) صورت تو کیود تر از صورت مادر منه دست عدو ب بزرگتر از صورت دختر منه سه ساله دختر کی دیده ، دلش بخواد شهید بشه سه ساله دختر کی دیده ، دق کنه تشنه بمیره رقیه جان (۴) (رقیه میگه: ) دیگه نمی گم بابا جون ، برام یه گوشواره بخر فقط یه آرزو دارم منم ببر منم ببر گوش بده بابا دخترت شکوه ز نامرد می کنه از اون شبی که می دونی بابا گوشم درد می کنه بابا حسین (۴) خمیه هامون که سوخته یود من توی گودال اومدم به پیکر بی سر تو هر چوری بود یه سر زدم تو هم بیا توهم بیا یه سر به دخترت بزن به دخترت سر نزنی یه سر به خوهرت بزن بابا حسین (۴) اینوری که من میبینم تورو به جون دخترت لب وا کن و به من بگو چه جور بریده شد سرت بابا یه شب تو راه شام به زخم من نمک زدند به دختر سه ساله ات کتک‌ زدند کتک‌ زدند 😭😭😭😭😭😭 تایپ: یوسف زهرا
روضه_امام_حسین کشمکش بهر پیروهن نکنید سر غارت بزن بزن نکنید نیزه را داخل دهن نکنید جسم او را اگر کفن نکنید آه و نفرین میکنم همه را میکشانم علی و فاطمه را نیزه را از روی پرش بردار چکمه ات را ز پیکرش بردار خنجرت را ز حنجرش بردار لعنتی دست از سرش بردار تشنه هست و رمق ندارد او سر او را عقب نکش از مو شمر بس کن تو قتلگاه نرو بی وضو سمت و سوی شاه نرو دخترش میکند نگاه نرو روی این جسم پاره راه نرو این که افتاده نور عین من است خواهرش هستم و حسین من است
‍ 🎤 🥀 🥀 شام خبر دارم که مهمان منی امشب پدر جان ببین ویرانه را با زخم تن کردم چراغان تو بنشین روبرویم، مپرس از رنگ و رویم به روی من نیاور، اگر آشفته مویم تو حق داری آه، که نشناسی‌ام، منم من دختر تو تو هم حق بده، که نشناسمت، چه آمد بر سر تو وقتی سرو آوردن تو ویرونه، سرو تو دامن گرفت، این بچه تعجب کرده، بابا لبت، بابا سرت، بابا دندانت، بابا پیشانیت، بابا رگ های گردنت.... سه غم آمد به جانم هر سه یکبار ای پدر جان غریبی و اسیری و غم یار ای پدر جان غریبی و اسیری چاره داره، چاره داره غم یار و غم یار، غم یار ای پدر جان مپرس از روی نیلی، مپرس از جای سیلی مپرس از گوشواره، نه از این گوش پاره نظر کن فقط، به این سرخیِ، گُلِ پیراهن من بیا ای پدر، کنون سر بنه، به روی دامن من حسین جان حسین.... وقتی این بچه سر بابا رو دید با بابا حرف زد، عمه سادات هم کنار اون سر بریده داره حرف میزنه تمام لاله ها رفتن تنها مانده ام من  خدا داند نمازم را نشسته خوانده ام من ز دل خیزد شراره ندارم راه چاره که در هفت آسمانم نمانده یک ستاره 🥀 عرض سلام
تموم عالم مى ‏دونن كه دخترا بابایین بابا نیاد نمى‏ خوابند منتظر لالایى اند تو دختر نازمنى همدم و همراز منى بخواب بابا بخواب بابا سه سال جانباز منى صورت تو كبودتر از صورت مادر منه دست عدو بزرگتر از صورت دختر منه سه ساله دختر كى دیده دلش بخواد شهید بشه سه ساله دختر كى دیده موهاش همه سفید بشه دیگه نمى ‏گم باباجون برام یه گوشواره بخر فقط یه آرزو دارم منم ببر منم ببر گوش بده بابا دخترت شكوه ز نامرد مى ‏كنه از اون شبى كه مى ‏دونى بابا گوشم درد مى ‏كنه خیمه هامون كه سوخته شد من توى گودال اومدم به پیكر بى سر تو هر جورى بود یه سر زدم تو هم بیا تو هم بیا یه سر به دخترت بزن دخترِت رو دوست ندارى یه سر به خواهرت بزن این جورى كه من مى ‏بینم تو رو به جون دخترت لب واكن و به من بگو چه جور پریده شد سرت میگن یه شب تو راه شام به زخم دل نمك زدن یه دختر سه ساله رو جلو همه كتك زدن
نوحه وزمزمه شب سوم(حضرت رقیه) سه ساله ام اما کمر خمیدم من کودکم واما موی سپیدم من ندیده ام خیری، زبعد تو بابا درد غم وهجران سخت کشیدم من وای حسین بابا، وای حسین بابا، وای حسین بابا،وای حسین بابا2 ____________________ بشد حرم غارت،رفت زکف چاره به دست نامردی،گوش شده پاره زناقه افتادم، روی زمین گرم زضرب یک سیلی، دیده ی من تاره وای حسین بابا.... ______________________ سخت مرا می زد، دشمن مجنونم پناه من بوده،عمه ی محزونم به جای من خورده،عمه بسی شلاق به خواهرت بابا همیشه مدیونم وای حسین بابا.... ____________________ اسیری ام بابا، مرا گران آمد دخترت از دست،عدو به جان آمد برسر بازار، یهودیان رفتیم ز دیده ام بابا اشک روان آمد وای حسین بابا... __________________ به کنج ویرانه خوش آمدی بابا چرا کمی زودتر نیامدی بابا کودک شامی گفت پدر نداری تو خوب شده برما تو سر زدی بابا وای حسین بابا.... شعر :اسماعیل تقوایی