eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
❣﷽❣ 🎧 🎤 بیا غساله در ویران بشوی این پیکر بی جان 🎧ولی آهسته آهسته سه ساله نو گل پژمان بود طفل شه عطشان که شد راحت از این دوران بشویش کنج این ویران 🎧ولی آهسته آهسته. در اینجا بلبلی خسته پرش از جور بشکسته روانش از بدن جسته بیا غساله در ویران 🎧ولی آهسته آهسته پدر بوده برش دیشب که جانش آمده بر لب 🎧ولی آهسته آهسته رقیه مرق خوش الحان چو بلبل کنج این زندان نثار گل نموده جان بگردش عمه ها گریان 🎧ولی آهسته آهسته بیا غساله در ویران بشوی این پیکر بی جان 🎧ولی آهسته آهسته 🎧هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🎧 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣﷽❣ 🔘 🔘👌👌😭😭 یواش یواش نگاشو به نیزه ها میدوزه بابا رو روی نیزه میبینه و میسوزه یواشی اشک میریزه یه دختر سه ساله دشمن اگه ببینه سیلی میشه حواله به زیر لب میخونه دعا برای لب هاش قصه میگه به بابا قصهٔ تیغُ پاهاش میگه بابا دوباره بشین تو دامن من نه گوش برام گذاشتن نه گوشواره نه پیرهن میگه دوباره بابا بشین تو دامن من نه گوش برام گذاشتن نه گوشواره نه پیرهن معجرمو میخواستن موهامو کَندن اما نبودیُ جا موندم تو شب میون صحرا بابا بیا که تو شام منو یتیم میدونه دستامونو میبندند تو کوچه میکشونند منو دل گرسنه محلهٔ یهودی بوی غذا تو کوچه کرده ببین چه دودی بابا چند وقتی که نبودی لب به غذا نبُردم به غیر تازیانه هیچی دیگه نخوردم حالا که سر گذاشتی جای قدم رو چشمام خون لختهٔ لباتو میشورمش با اشکام😭😭 🔘هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🔘 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
🔘🔘🔘🔘 ✅بنداول بابایی کجایی ببینی که دارم میمیرم ببینی خداییش دیگه از همه دنیا سیرم تودست یه مشت بی مروت اسیرم 🔘 بابایی ببین بچه شامی چه بی بندوباره میگه این یتیمه و بابا نداره میرسه به من سربه سرم میزاره 😭 کجایی ببینی دله پرغم وبیقرارم ببینی سرم رو رو خشتا وُ سنگا میزارم ببینی همین لکنته خنده دارم 😭 بیا و نظر کن به چشمای تر بیا و من و از خرابه ببر 😭 بابایی بابا جون کجایی (3) 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بنددوم بابایی دلم خیلی تنگه برای تو امشب بابایی ببین که دارم می سوزم بدجور از تب بابایی شدم دردسر من واسه عمه زینب 🔘 بابایی ببین که برای پریدن دیگه پر ندارم ببینی جای سالمی توی پیکر ندارم نه خلخال نه دیگه النگو و زیور ندارم 😭 بابایی کجایی ببینی دلم بیقراره بابایی کجایی ببینی چشام سو نداره بابایی کجایی ببینی سرم مو نداره 😭 ببین دختره سه ساله ت منم سفیدشدموهام کبودشد تنم 😭 بابایی بابا جون کجایی (3) 🔘➖➖➖➖🔘 ✅بندسوم توی خواب دیدم که می بوسی چشای ترم رو دیدم که به اغوش گرفتی تن لاغرم رو گذاشتم روی بازوی مردونه ت من سرم رو 🔘 توی خواب میدیدم عمو مو که من رو بغل کرد عموجان میدیدم به گوشم چه گوشواره ای زد ولی حیف پریدم من ازخواب باسیلیِ نامرد 😭 اومدضجر من و با لگدهاش از این خواب پروند و نبودی دل دخترت رو چقدضجر سوزوند و موهام وگرفت و من و روی خاکا کشوند و 😭 ازون ضرب ِ دستِ اون بی حیا لُ لُ لُ لُکنتم گرفته بابا 😭😭😭 بابایی بابا جون کجایی(3) 💠💠7⃣8⃣3⃣💠💠 🔘➖➖➖➖➖🔘
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
شور - زمینه حضرت رقیه(س) ------------------------- بابایی از نبودت سوء استفاده کردن بزار بگم اینا چقدر نامردن از توگوشم گوشوارهامو کندن لکنت گرفته زبونم ( بابا بابا )۳ درد میکنه استخونم ( بابا بابا )۳ شبا از ترس بابا خوابم نمیبره توی خوابم همش میترسم یکسره (بابا بابا حسین)۴ ------------------- بابایی زَجرِ پلید تا که به من رسیدش التماس و اشک من و ندیدش از پشت سر موی من و کشیدش زیره لگد پرم شکست ( بابا بابا )۳ مثل سرت سرم شکست ( بابا بابا )۳ دیدم عمو مو که از روی نیزه دید وقتی دستی رسید روسری مو کشید ( بابا بابا حسین )۴ ---------------------------- بابایی دندون شیریمو زدن شکستن باضرب ِ تازیانه رامو بستن بزم شراب روبرومون نشستن‌ میبینی صورتم بابا ( شده کبود )۳ میشه بگی که جُرم من ( مگه چی بود)۳ کتکم می زدن منو با هر نگاه اگه عمه نبود میمردم بین راه ( بابا بابا حسین )۴ -------------------------- آیینی رضا نصابی جبرئیل نژاد - دلجو اجرای سبک:
۱۱ (حضرت رقیه س) آرام جان رقیه،روح و روان رقیه تنها نه جان شیعه،جان جهان رقیه رقیه جان رقیه۴ ای اسوه ی شهامت،نور دل امامت هستی تو همچو زهرا،سر تا به پا کرامت رقیه جان رقیه۴ ای لطف بی نهایت،امشب نما عنایت کن یک نظر ز رحمت،رقیه بر گدایت رقیه جان رقیه۴ سر تا به پا گناهم،تو داده ای پناهم گرچه بدم ولیکن،محتاج یک نگاهم رقیه جان رقیه۴ من گرچه بی بهایم،بر درگهت گدایم شکر خدا رقیه،از تو بود ولایم رقیه جان رقیه۴ گر بی بها و پستم،بر درگهت نشستم ای منشاء سخاوت،امشب بگیر تو دستم رقیه جان رقیه۴ در رنج و ابتلایم،امشب ببین نوایم رقیه جان به یاد،دمشق و کربلایم رقیه جان رقیه۴ در محفل عزایت،امشب در التهابم حق علی اصغر،بی بی بده جوابم رقیه جان رقیه۴ از کودکی در عالم،رنج و ستم کشیدی در کربلا و کوفه،جز درد و غم ندیدی رقیه جان رقیه۴ امشب فتاده ام من،یاد تو و خرابه گریه ی عمه زینب،آن غربت شبانه رقیه جان رقیه۴ تا در طبق بدیدی،شهید کربلا را گرفتی تو در آغوش،سر ز تن جدا را رقیه جان رقیه۴ با آن سر بریده،گفتی به اشک و ناله شادم شدی تو بابا،مهمان این سه ساله رقیه جان رقیه۴ دلم گرفته امشب،جانم رسیده بر لب اما کشم خجالت،بابا ز عمه زینب رقیه جان رقیه۴ جای کمک پدرجان،خوردم کتک پدرجان دشمن به روی من زد،مهر فدک پدرجان رقیه جان رقیه۴ ببین چو مادرت شد،روی رقیه نیلی گشته رخم نوازش،با ضربه های سیلی رقیه جان رقیه۴ وقتی مرا به سیلی،می زد عدو ز کینه بابا فتاده بودم،یاد تو و مدینه رقیه جان رقیه۴ ای مونس و حبیبم،شد ظلم و کین نصیبم ببر مرا به همره،ای پدر غریبم رقیه جان رقیه۴ ناگه همه بدیدند،بلبل ز ناله افتاد ک
بسم الله الرحمن الرحیم "خرابه نشین" همین که بر سر نی آمدی به سوی رقیه شده ست با تو برآورده آرزوی رقیه دلیل اصلی آن ای عمو نبودن آب است گرفته است اگر رنگ خون وضوی رقیه دوباره دست مغیره رسیده است به مادر همین که زجر می آید به جست و جوی رقیه چنان که تیر کشیده کم از سه شعبه ندارد که بغض مرگ علی مانده در گلوی رقیه دلم خرابه نشین شد، ازآن زمان که شنیدم که یک خرابه گرفته ست رنگ و بوی رقیه برای گریه پی یک بهانه بودم و دیدم روانه کرد دلم را یکی به سوی رقیه صدای هاتفی آمد که خواند مرثیه ای را : " فلک بسوز که آتش گرفته موی رقیه سری به نیزه بلند است رو به روی رقیه خدا کند که نباشد سر عموی رقیه" @parvareshi_elmofarhang
آه از جدایی ، دل شد هوایی اسم حرم اومد دلم شد کربلایی تنهای تنها افتادم از پا از کاروان کربلا جا موندم آقا یه دل پُر زِ غم دارم تورو دارم چی کم دارم داره باز اربعین میاد آرزوی حرم دارم ... حسین وای ، حسین وای ... مجنون و ساده ، همپای جاده از مرز مهران باز میام پای پیاده یاری کن آقا ، کاری کن آقا جون رقیه آبرو داری کن آقا من به همه گفتم میام کاری کن آقا آقا شور و نوا میخوام یه دل مبتلا میخوام ای به فدای بچه هات برات کربلا میخوام ... حسین وای ، حسین وای ... غرق جنونم ، از تو میخونم هرجا که اسم تو میاد سر میشِکونم هستی تو یارم ، صبر و قرارم من که کسی رو غیر تو آقا ندارم ببین شده دلم غمین حال خرابمو ببین بیا و دستمو بگیر جون یل اُم البنین ... حسین وای ، حسین وای ...
‍ حضرت رقیه هم به سبک شبه روضه. میشه خوندقبل شروع روضه هم .به .سینه زنی باسبک امیرلشکرمن....گوشواره هم لالالالالالایی لالالالارقیه شاپرک قشنگم دل منوشکستی وقتي ديدم يه گوشه غريبونه نشستي با گريه هات عزيزم قلبم و از جا کندي مثل فرشته ميشي تا لحظه اي مي خندي لالا لالا عزيزم رو هم بزار چشات و خدا رو تو چه ديدي شايد ديدي بابا تو شايد دوباره روي پاي بابات بشيني دنيا رو از رو دوش عمو جونت ببيني تو خواب شايد بابايي سوقات برات بياره يه چادر قشنگ و يه جفت گوشواره چند روزه که مي بينم ديگه تاقت نداري تا لحظه اي پاهات و روي زمين بزاري سرت رو مثل هر شب مي خوام رو پام بزارم وقتي که خوابي از پات خار ها رو در بيارم
حاج عباس مفتاح.. من اون شمع سرا پا آتشم کز ناله خاموشم رخم نیلی و اندامم کبودو خودسیه پوشم آخیییی دادازغریبی3 همیشه طفل کوچک جا درآعوش پدر گیرد آخییی منه ویران نشین راس پدر باشد درآغوشم. (حالا داره با راس بریده ی بابا دردودل میکنه) 😭😭😭😭 بمیرم برای چشمای ترت بابا چرا خاکستریه موی سرت گمونم مهمونه خولی بودیوووو تو تنور بوده سر مطهرت بابا رسم مهمونی همینه بابا جون موی سوخته و سر غرق به خون کنارت اینقده هق هق کنم بابا اگه باز بری منم دق کنم گفت اگه بابا بیاد پاهامو نشونش بدم بابا ببین چقد پرتز آبله شد آخه خیلی پاهاش اذیتش میکرد امااااااا تا سر بریده را براش اوردند این دختر دیگه حرف خودشم یادش رفت 😭😭😭 دست کشید رو صورت بابا آی بمیرم دستش خورد به لبهای ترک خورده ی بابا هی میگفت بابا ،بابا دیدم تو مجلس یزید با چوب خیزران به لب و دندانت میزنند تشنگی شعله شدو چشم ترش را سوزاند آاااای هق هق بی رمقش دوروبرش را سوزاند😭😭😭 حتما همتون یه همچی صحنه ای رو دیدین دختر بچه مخصوصا یه چیزی رو بهانه میکنه هرچی براش میارن ارومش نمیکنه یه هق هقی میکنه اصلا اروم نمیگیره اول و اخر کار میگن باباش بگید بیاد اون میتونه ارومش کنه چونکه دخترا بابایی هستند😭😭😭 تو خرابه وقتی سر بابا رو اوردند دختر آروم شد یوقت امام سجاد علیه السلام نگاه کرد دید صدای بلبل خرابه قطع شد جلوتر اومد دید دختر کنار سربریده رو زمین افتاده گفت بابا دلخورم از تو روز عاشورا بی خداحافظی چرا رفتی (نوحه)👇👇👇👇 میگن یه کار خوبی یه جمع آسمونی شبونه شد رونه برای جان فشونی رو ناقه ها سوارند غم توی سینه دارند کبوترای آزاد اسیر عشق یارند.......
خونابه های لبتو می شورم با اشکام بابا خاکسترهای سرتو می گیرم با دستام بابا خدا نگه داره عمه رو اگه نبود می مردم می مردم سپر برای تنم می شد وقتی کتک می خوردم می خوردم باشه بذار چشام تو غربت بباره باشه بذار بگن که بابا نداره کجایی بابا شده نماز من شکسته کجایی بابا شده قیام من نشسته کجایی بابا بیا ببین تیممم به روی خاک صورتت با دست بسته ای بابا حکایتی شده مویم ای بابا شکستگی ابرویم ای بابا ببین کبوده بازویم باشه کوچه به کوچه روی نیزه ها رفتی خونه ی ما نیومدی باشه کنج تنور و طشت طلا رفتی خونه ی ما نیومدی کجایی بابا عزا گرفته دختر تو می خونه روضه خودش برای خواهر تو تو بازار شام دیدم که می فروشن یه گوشوارم رو با انگشتر تو ای بابا ببین دیگه زمین گیرم ای بابا سه سالمه ولی پیرم ای بابا شبیه زهرا می میرم
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ آن کوچه های شام ... بماند عزیز من رفتیم بزم عام ... بماند عزیز من @hosenih افتاد همچو سیب ، سری از فراز نی در بین ازدحام ... بماند عزیز من ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ باز باید سر کنم با خاطرات اربعین خاطرات گریه در صحن یل ام البنین از مرور خاطراتش نیز لذت می برم می نشستم رو به ایوان امیر المومنین خوب یادم هست هر موکب که رفتم ،پهن بود زیر پای زائرانت بالِ جبریل امین با چه شوقی تاول پاهای خود را می شمرد زائری که بود گویا با ملائک هم نشین دسته دسته وارد کرب و بلایت می شدیم گوئیا بودیم دستان خدا در آستین این سفر تا کربلا ای کاش برگشتن نداشت هاتفی می گفت با ما :فادخلوها خالدین من تمام سال را با اربعینت زنده ام ادعایی هم ندارم، عاشقی یعنی همین □ با زبان تازیانه هیچکس صحبت نکرد در میان راه هر جایی که میخوردم زمین