#حضرت_فاطمه_س
باسبک سه پنج روزه
♻️♻️♻️♻️
بشویم نیمه شب با قلب خسته /وای
دل زار پیکری پهلو شکسته /
چرا زهرا رخ تو ارغوان شد
ز جا بر خیز علی بی خانمان شد
تو خود گفتی بشویم مخفیانه
به زیر جامه جای تازیانه
چرا از سینه ات خون گشته جاری
چسازم بعد تو با بی قراری
تو بستی دیده ات را در جوانی
علی ماند و بدین قد کمانی
چگویم من جواب دختر خود
بگیرد گر سراغ مادر خود
بگوید ای پدرجان مادرم کو ؟
بگو که مادر غم پرورم کو ؟
فلک آتش زدی کاشانهٔ من
ز کف بردی چراغ خانهٔ من
(صفا) شد داغ زهرا دیده پر خون
امان از امت نادان به گردون
شاعر حاج قاسم جناتیان قادیکلایی
➖➖➖
✅ غزل مرثیه
#فاطمیه_۹۸
چه زجری میکشم میبینمت در بستر اینگونه
نزد پروانهای مثل تو زهرا پر پر اینگونه
اگر من آمدم خانه نیازی نیست برخیزی
نیا جان علی دیگر خودت پشت در اینگونه
جوابم کرده این شهر پر از نامرد قنفذ دار
جوابم را نده بانوی خوبم با سر اینگونه
خودم دیدم لباست را که رویش لکهی خون بود
یقینا زخم داری فاطمه در پیکر اینگونه
الهی که نبیند هیچ مردی آنچه من دیدم
الهی که نیفتد پیش چشمی همسر اینگونه
اگر حتی دری آتش گرفت و پیکری هم سوخت
الهی که نگیرد بر تنی میخ در اینگونه
قرار این بود ، غربت تا ابد سهم خودم باشد
غریبی مرا یکجا گرفتی در بر اینگونه
منی که یک تنه میکندم از قلعه در آن را
چه شد که هستی ام افتاد در پشت در اینگونه
دری آتش گرفت و خیمهی عمر حسینم سوخت
شبیه مادرش میسوزد از غم خواهر اینگونه
شبیه چادری که پشت در ، در شعله ها میسوخت
میان خیمه معجر میشودخاکستراینگونه
.
#فاطمیه
#زمزمه ونوحه
#وداع حضرت زهرا(ع)
بیا حیدر کنار بستر من
که بود لحظه های آخر من
زهرای دلخسته...بار سفر بسته
واویلا.. وا... ویلا2
______
سوی بابا روم با چشم گریان
جان تو ای علی، جان یتیمان
علی بگیر در بر.. اطفال بی مادر
واویلا....
______
مرا غسل وکفن، بنما شبانه
به خاک غم سپارم، مخفیانه
در این دم آخر... دلخسته ام حیدر
واویلا..
_______
حرف رفتن مزن، بانوی خانه
کشد از قلب من، آتش زبانه
هستی توهستم... مرو زدستم
واویلا..
_______
بعد تو حیدرت تنها بماند
داغ تو تیر غم بر دل نشاند
ای جان جان زهرا... پیشم بمان زهرا
واویلا...
شعر:اسماعیل تقوایی
نوحه سنتی شهادت امام مجتبی(ع)
زهر جفا شرر زده به جانم
از دست رفته طاقت وتوانم
لحظه ی آخر است /منتطر مادر است
بیا بیا برم تو خواهر،آمد وداع با برادر
مظلوم حسن مظلوم حسن جان4
_____________________
راحت شوم از یاد کوچه دیگر
یاد مصیبتها که دیده مادر
یاد ضرب سیلی،یاد روی نیلی
ممنونم از زهر هلاهل،بر حسنت حل شده مشکل
مظلوم حسن...
____________________
غریب بودم خارج از خانه ام
راحت نبودم بین کاشانه ام
همسر بی وفا،داده زهر جفا
خون شد دلم از زهر کینه/دیگر خداحافظ مدینه
مظلوم حسن...
_____________________
بیا حسین کنار بالین من
شود نگاه بر تو تسکین من
ای برادر من،یار ویاور من
چیزی نمانده تا دهم جان/جان تو وجان یتیمان
مظلوم حسن...
شعر :اسماعیل تقوایی
در عزای حضرت زهرا(س)
کودکانی مانده ومادر زدنیا رفته است
می زند بر سر علی(ع) زیرا که زهرا(س) رفته است
آن سفارش کرده وجان رسول مسلمین
شاکی از جور مسلمانان به عقبا رفته است
فاطمه(س) با روی نیلی، زخم پهلو،قلب خون
فصل هجران سر نموده نزد بابا رفته است
مرتضی بی فاطمه جنگاور بی اسپر است
وای از جور زمان حامی مولا رفته است
قوت زانوی حیدر بود زهرای جوان
رفته وبی او ز پاهای علی "نا" رفته است
چلچراغ خانه ی حیدر دگر خاموش شد
نور از کاشانه ی حیدر به یغما رفته است
شانه زد بر موی اطفالش روز آخرش
کودکان را بعد او امید فردا رفته است
شاکیان گریه ی زهرا،دگر راحت شدید
دیگر آن گریان ز ظلم وجور اعدا رفته است
قبر او مخفی بود از دیده ی نامردمان
مانده بر جاحیدری مجنون ولیلا رفته است
دردهای مرتضی درمان نمی یابد دگر
آنکه بوده بر دل مولا تسلا رفته است
شعر:اسماعیل تقوایی
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
میشویَمَت که آب شوم در عزایِ تو
یا خویش را بخاک سپارم بجایِ تو
قسمت نبود نیتِ گهواره ساختن
تابوت شد تمامیِ چوبش برایِ تو
گر وا نمیشدند گرههای این کفن
دق مرگ می شدند زِ غم بچههای تو
خون جایِ آب میچکد از سنگِ غسلِ تو
خون میچکد که زنده کُنَد ماجرایِ تو
در بود و شعله بود و در اُفتاد رویِ تو
گُم شد میانِ خندهیِ مَردُم صدایِ تو
در بود و شعله بود و از آن در عبور کرد
هرکس که بود نیمه شبی در دعایِ تو
حالا زمانِ غسلِ تو فهمیده ام چرا
رویِ تو را ندید کسی تا شفایِ تو
تنها نه جایِ دست نه جایِ کبودی است
آتش اثر گذاشته بر چشمهای تو
🔸شاعر :
#حسن_لطفی
_____________________
🔹
خودم اینجا و دلم مسافر مشهد تو
آقا جون دلم شده کبوتر گنبد تو
تو دلم آرزوی صحن عتیقه آقاجون
دل من به این خوشِ با تو رفیقه آقاجون
دل من مثل کبوترای تو هواییه
دل من یه پارچه مجنون و امام رضاییه
دل من با این دلا که هر کدوم یه کفتره
به هوای حرمت از تو محله میپره
دفه ی آخری که پابوست آقا اومدم
به امانتداریات دله دیوونمو دادم
بی تو یاامام رضا زندگی لذت نداره
اگه از تو دور بشم چیزی حلاوت نداره
اونقده در میزنم تا که تو خادمم کنی
بکشی دست رو سرم تا آخر آدمم کنی
آقاجون اسم تو رو همیشه فریاد میزنم
دلمو گره به اون پنجره فولاد میزنم
از تردد ملائک حرمت پر از صفاست
از نوای زائرات هرصحن تو یه نینواست
من اگه پابوس تو نیام آقا کجا برم
اگه من حاجتمو به تو نگم به کی بگم
با تو یا امام رضا دلم پر از صفا میشه
آخرش بهم میدی برات قبر شش گوشه
#نـوكــر_نـوشـت:
#یا_امـام_رضـا
سلام حضرت سلطان، سلام حضرت نور
سلام میدهد اینجا مسافری از دور
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #چهارشنبتون_امام_رضایی (ع)
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_شهروزمظفری_نیا
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
پرچم یا حسین از همه بالاتره
سر در هیئت ها بیرق یا حیدره
بایدم بترسه دشمن از برپایی مجلس عزا
تا خدا خدایی میکنه تعطیل نمیشه روضه ها
با اینکه عمریه هرسالم سیل طعنه ها دلگیریم
شفای مردم دنیا از امام حسین میگیریم
حسین من اسمه دوا حسین تربته شفا
حسین غریب کربلا حسین غریب کربلا
روضه ها سنگره اشک ما میشه جهاد
مرد جنگ مرد جنگ توی این میدون بیاد
گریه ای که شد سلاح ما جز واجبات عینیه
فاتح نبرده باسطم اون کسیه که حسینیه
تا وقتی زیر علم باشیم شیعه مجاهد هستیم
دلو به دریا زدیم چونکه به اسم حسین دل بستیم
حسین من اسمه دوا حسین تربته شفا
حسین غریب کربلا حسین غریب کربلا
تا ابد این علم روی دوش نوکراست
جاده نوکری منتهی به کربلاست
کربلا مسیر تازه ای تا خدا به ما نشون میده
جون میگیره رزمنده ای که پای حسین جون میده
شبیه مسلم و جون و حر شبیه حنظله و عابس
اگه مطیع ولی باشیم به ما میگن شیعه خالص
حسین من اسمه دوا حسین تربته شفا
حسین غریب کربلا حسین غریب کربلا
در عزای حضرت زهرا(س)
کودکانی مانده ومادر زدنیا رفته است
می زند بر سر علی(ع) زیرا که زهرا(س) رفته است
آن سفارش کرده وجان رسول مسلمین
شاکی از جور مسلمانان به عقبا رفته است
فاطمه(س) با روی نیلی، زخم پهلو،قلب خون
فصل هجران سر نموده نزد بابا رفته است
مرتضی بی فاطمه جنگاور بی اسپر است
وای از جور زمان حامی مولا رفته است
قوت زانوی حیدر بود زهرای جوان
رفته وبی او ز پاهای علی "نا" رفته است
چلچراغ خانه ی حیدر دگر خاموش شد
نور از کاشانه ی حیدر به یغما رفته است
شانه زد بر موی اطفالش روز آخرش
کودکان را بعد او امید فردا رفته است
شاکیان گریه ی زهرا،دگر راحت شدید
دیگر آن گریان ز ظلم وجور اعدا رفته است
قبر او مخفی بود از دیده ی نامردمان
مانده بر جاحیدری مجنون ولیلا رفته است
دردهای مرتضی درمان نمی یابد دگر
آنکه بوده بر دل مولا تسلا رفته است
شعر:اسماعیل تقوایی
شعر مدح امام حسین (ع) _ محمد حسین رحیمیان
عشقی است در میان دل ما که کیمیاست
این عشق این جنون همه ی آبروی ماست
روزی ماست نوکری خوب خانه ای
آقای ما کریم و جوانمرد و باوفاست
ما در بهشت هم همه دنبال هیئتیم
جنت بدون روضه ی ارباب بی صفاست
سر می دهیم و منت مردم نمی کشیم
هستیم سائلان حسین تا خدا خداست
شکر خدا حسین شده زندگی ما
شکر خدا که در دل ما عشق کربلاست
جای گلایه نیست که تکفیر می شویم
«داریم با حسین حسین پیر می شویم »
من رعیت و غلام تو سلطان کربلا
من مور ناتوان تو سلیمان کربلا
دستی که بین عرش نوشته تو را امیر
من را نوشته است پریشان کربلا
دست مرا رها نکن و بی کسم نکن
دریاب حال زار مرا جان کربلا
موی مرا سفید نموده است حسرت ِ
پابوسی تو نیمه شعبان کربلا
دارد میان قلب خدا جای دیگری
هر کس که گشته است مسلمان کربلا
شکر خدا که مثل بزرگان و عرشیان
هر ماه من شده است محرم حسین جان
وصفت به ذهن کوچک من جا نمی شود
جز تو کسی برای من آقا نمی شود
هر کس بهشت ، بی تو بخواهد جهنمی است
اصلا بهشت بی تو که معنا نمی شود
من می خورم قسم که کسی عاشقت حسین
مثل رباب و زینب و سقا نمی شود
آن قدر این دلم به تو وابسته هست که
امروز من بدون تو فردا نمی شود
کاری به خوب یا بدی من نداشتی
آقا کریم تر ز تو پیدا نمی شود
آقا به آبروی علی اصغرت قسم
من را ببخش نوکر خوبی نبوده ام
داده همیشه لطف تو من را خجالتی
آقای کربلا چه قدر با محبتی
ماندم چرا نگاه تو افتاد سوی من ؟!
من هیچ هیچ هیچم و تو بی نهایتی
ایل و تبار تو همه آقا و پادشاه
ایل و تبار من همه مجنون و هیئتی
شکر خدا برای گدایی خانه ات
داریم با تمام رفیقان رقابتی
ما را همه به نام شریفت شناختند
داده خدا به ما چه بهایی چه قیمتی
ما اوج عشق را درِ این خانه یافتیم
در هیئت حسین خدا را شناختیم
دنیای بی تو پر ز غم و رنج آور است
دنیای با تو مثل بهشت است محشر است
رحمت به آن که داد همین نکته یاد ما
هر کس نشد گدای تو از سگ نجس تر است
ما از همه لذایذ دنیا گذشته ایم
گریه به زیر پرچم تو چیز دیگر است
گویند نوکران و کنیزان خانه ات
عرض ادب برای تو با اشک بهتر است
یک روز می رسد که به لطف دعای تو
بانی مرگ ما تن پر زخم و بی سر است
هر شب برای حنجر تو زار می زنم
یاد بریدن سر تو زار می زنم
#روضه_حضرت_زهراسلام_الله، از زبان امام حسن علیه السلام 🥀🥀
حالا که دلت آماده شد. بذار امروز روضه را از زبان امام حسن علیه السلام بخونم. میگه تو کوچه های مدینه، دستم به دست مادرم زهرا سلام الله علیها بود. داریم برمی گردیم به سمت خانه... دیدم ....نانجیب دومی آمد جلو .....صدا زد زهرا(سلام الله علیها) بده بمن قباله فدک را.... میگه مادرم امتناع کرد ..... قباله فدک را نداد.... یا صاحب الزمان!...... ای کاش مادرم از آن اول قباله را می داد......دیدم دستهای نامردش رفت بالا .....ای خدا .....این نامرد می خواد چه کارکنه؟!!.... دیدم آنچان سیلی به صورت مادرم زهرا(سلام الله علیها) زد ....مادرم نقش زمین شد...... ای وای ای وای... الهی کسی نبینه ..... به مادرش جسارت می کنند.....میگه فقط همینو بگم مردم...... مادرم راه خانه را گم کرده بود..
#نقطه_گریز_روضه_به_روضه
عرضه بداریم ...... یا صاحب الزمان (علیه السلام)..... اگر اینجا به مادر شما جسارت نمی کردند ..... کربلا کسی جرأت نداشت ...... به بچهای حسین تازیانه بزنه..... امان امان.!! ...... لحظه ای که آمد کنار بابا نشست .... دختر حسینه..... طاقت نداره ببینه .... بدن بابا غرقه به خونه... .. بابا سر در بدن نداره .... شروع کرد به درد دل کردن با پدر...... یک دفعه دیدند چند نفر مرد عرب .... با تازیانه.... دارند میان.... آمدند کنار بدن بابا.... آنقدر دختر رو کنار بدن بابا زدند!!!! ....ای شمر بد منش..... تو مزن تازیانه ام .... من از کنار پیکر بابا. ... نمی روم.🌷💐🌷💐🌷💐🌷💐🌷💐
4_6023577485294175003.mp3
7.81M
زمینه شام شهادت حضرت زهرا س
یاسمو پرپر کردن، قلبمو مضطر کردن، چشممو باز تر کردن
میون غم ها موندم، فاطمه رفت جاموندم، پر زد و تنها موندم
منمو، یه دل محزون، منمو، یه دل پر درد
دیگه جون، توی پاهام نیست، منمو، یه اتاق سرد
از وقتی رفت خونمون بی روحه، رفت و دلم مامن انبوهه، درد و غم و غصه و اندوهه
(یافاطمه، فاطمه، یا زهرا)
سکوت و غربت هردو، دل منو خون کرد و، به کی بگم این درد و
وقتی تموم هستم، پر میکشید از دستم، خودم چشاشو بستم
یادمه، شب آخر رو، که نگام، به نگاهش بود
دیگه نیست، گلی که عشقم، دیدن، روی ماهش بود
یادم نمیره غم پهلوشو، زخمی که افتاد روی بازوشو، ردی که حک شد زیر ابروشو
(یافاطمه، فاطمه، یا زهرا)
شبی که غسلش دادم، نمیره هیچوقت یادم، که از نفس افتادم
انگار عذابم می کرد، بی تب و تابم میکرد، غصه هاش آبم می کرد
خونمون، بی گل یاسم، شب و روز، مثل زندونه
شده باز، پریشون زینب، چشای، حسنین خونه
رفت و غمش کرد باهام کاری که، دنیای من سرد شد و تاریکه، خونه نشینی من نزدیکه
(یافاطمه، فاطمه، یا زهرا)