#روضه_شب_جمعه
شبهای جمعه میگیرم هواتو ا
اشک غریبی میریزم براتو
بی تابه اون که حرم را ندیده
بی تاب تر اون که دیده کربلا تو
نمیشه سرگردون،نمیشه آواره
کسی که تو دنیا،حسینا دوست داره
شاه سلام علیک،آقا سلام علیک
شب جمعه شبی است که بدون اسم اباعبدالله الحسین علیه السلام اصلاً نمک ندارد.
در روایت داره تمام انبیا و اولیا شب جمعه کربلا هستند. مرحوم علامه امینی نقل میکنه امام صادق علیه السلام به شاگردش مفضل بن عمر فرمود: یا مفضل میخوای با تمام ملائکه مقرب و غیر مقرب خدا مصافحه کنی؟ عرض کرد نعم یابن رسول الله - فرمود: پس شب جمعه برو کربلا، پرسید مفضل میخوای با انبیا اولوالعزم و غیر اولوالعزم خدا مصافحه کنی؟ گفت بلی - فرمود: پس شب جمعه برو کربلا، بعد فرمود مفضل میخوای با علی و اولاد علی مصافحه کنی؟ گفت بلی یابن رسول الله، فرمود پس شب جمعه برو کربلا.
بعد امام صادق علیه السلام چند لحظه سکوت کرد(خواست توجهش را بیشتر جلب بکنه) بعد فرمود مفضل میخوای خدا را زیارت کنی؟ گفت بلی یابن رسول الله فرمود پس شب جمعه برو کربلا
من زار الحسین بکربلا کمن زار الله فی عرشه
چه خبره؟! چه خبر هست اونجا کمن زار الله فی عرشه
گفتند حتی اگه یک سلام هم تونستید بدید، بگید السلام علیک یا ابا عبدالله و رحمةالله و برکاته، یعنی یا سید الشهدا اگر دین دار هستیم اگر کور سویی از دین داری در دل ما هست به یمن شماست
خدا نیاره که اسم من از قلم بیفته / هوای کربلای تو از سرم بیفته
هوامو داشته باش آقا اگه حواسم به تو نیس / به جای هر سلام من، یک کربلا پام بنویس/
دعوتم کن به حرم، به حرم آقام / قسمتم کن ببرم، ببرم آقا، ببرم آقا/حسین، حسین، آرام جانم ۲
روضه شب جمعه شبهای جمعه میگیرم هواتو
4_5789537798142823754.mp3
7.21M
.
💢 #شور حضرت زینب سلام الله
🎤 کربلایی #محمد_حسین_حدادیان
📝 متن: ورد لب های رقیه و...
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
وِردِ لب های رقیه و ، ذکر سر بند مدافعان
ناخدای کشتی نجات ، عمه جان صاحب الزمان
کیه زینب ؟ ، نور منجلیه ، دختر علیه
تیغ صیقلیه ، جانم عقیله
کس و کار حسین ، افتخار حسین
ذوالفقار حسین ، جانم عقیله
جانم جانم جانم ، مدد زینب (4)
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
هم شریکه الحسینِ و ، هم ملیکه جهانیان
بگو کلنا فداک یا ، عمه جان صاحب الزمان
کیه زینب ؟ ، ظاهرا یه زنه ، مقتدای منه
خواهر حسنه ، جانم عقیله
هیجانه منه ، ضربانه منه
عمه جانه منه ، جانم عقیله
جانم جانم جانم ، مدد زینب (4)
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
حضرت شَقیقه الحسن ، سیده و سرور زنان
عالمی غلام خونه ، عمه جان صاحب الزمان
کیه زینب ؟ ، مستجابه دمش ، قِبلَمه حرمش
حاجتم کرمش ، جانم عقیله
عزت و شرفه ، گوهره صدف
مرقدش نجفه ، جانم عقیله
جانم جانم جانم ، مدد زینب (4)
#حضرت_زینب
#وفات_حضرت_زینب
.👇
..........................................
#روضه_امام_کاظم_ع
مداح: #حاج_محمود_کریمی
کُنج سیاه چال غریبی عزیز داشت
پیری شکسته که جگری ریز ریز داشت
دلتنگیاش برایِ رضا سینه سوز بود
قلبی برای دخترکَش ناله خیز داشت
با دستهای بسته فقط ناسزا شنید
زخمِ زبانِ قاتلِ او نیشِ تیز داشت
دیشب صدای سرفهی او تا سحر كشيد
زنجیر بِینِ حلقهی خود یک مریض داشت
زنجیر را کشید کمی قد کشیده شد
این استخوانِ پا چِقَدر خُرده ریز داشت
او روی در شکسته و مادر به پشتِ در
تشییع او به روضهی زهرا گریز داشت
بر روی تخته پاره تنش گیر کرده بود
انگار لنگه در دو سه تا میخِ تیز داشت
اول مدینه بعد دلم کاخِ شام رفت
زندان هرآنچه داشت ویرانه نیز داشت
با گریه گفت عمه مرا میدهد نشان
نامحرمی که تکه کلامِ کنیز داشت...
سر بين طشت بود و حرامی کنارِ طشت
نامرد بِینِ دست شرابی غلیظ داشت
#شاعر:حسن لطفي
*ديدن دَرِ زندان باز شد ، چهار حَمّال روي يك تخته ي در،امام ما رو مي آوردند، با خودشون مي گفتند:چقدر اين بدن سنگينِ،اين همه سال تو زندان بوده،چقدر سنگين؟ روپوش رو كنار زدن ديدن غل و زنجير هنوز به دست و پاشه...جانِ عالم فداش...
جارچي كنارشون جار ميزد: رافضي ها! بياييد بدن امام خودتون رو ببريد،هي صدا مي زد: "هذا امام الرافضه" اين امام از دين خارج شده هاست...بدن رو روي پل گذاشتن،چند روز نگذاشتن دست بزنن...اما موقع كفن و دفن كردن، كفن هاي نفيس آوردن...اي بي كفن حسين....*
کیست این کشته که جان همه قربان تنش!
خاک صحرا کفن و خونِ گلو پیرهنش
نيزه را سرور من بسترِ راهت كردي
شام را غلغه ي صبحِ قيامت كردي
بر لب تشنه ات آن روز حکایت می کرد
خاتمی را که در انگشت شهادت کردی
اکبر و قاسم و عباس کجایند ، کجا
عشق چون این همه را بردی و غارت کردی؟
*اما موسي بن جعفر،هلاكِ عمو جانش اباالفضلِ...*
بر لب آبم و از داغ لبت می میرم
هر دم از غصه ي جانسوز تو آتش گیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصویرم
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
شعری در مدح اقا شاهچراغ ع
شاهچراغ خاک تو از مشک برتر است چون مرهمی به جان و دل ریش مضطر است
کویت صفای جان و دل ناامید خلق در آن سکینه ایست که از حی داور است
شیراز کوی رحمت و انوار اولیاست شاه چجراغ بر سر آن زیب و زیور است
این خاک تربتی است شفابخش زائران بهر ز سیم و هم زر و هم در و گوهر است
یا احمد بن موسی جعفر ضریح تو معمور باد و خرم چو اینجا مطهر است
بیمار جان اگر طلبد او شفای خود از غم رها چ کوی تو بس روح پرور است
بیمار گر شفا طلبد از صمیم قلب غالب بدرد گرد و بر غم مظفر است
بیمارها شفا طلبند از حریم تو چون پاره ای ز تربت و خاک پیمبر است
بیمار ناعلاج شفا داده ای بسی حقا مسلم آن که شفایت میسر است
من نیز خود شفا از درت دیده ام بسی هرکس شفا نیافت بدان دیرباور است
بوسند خیل خلق ضریحت بصد امید این تربیت به تربت جدت برابر است
بیش از هزار بنده چو آزاد کرده اید بوی بهشت مرقدت از عطر و عنبر است
قرآن هزار جلد چو مکتوب کرده اید وز کوی تو طلایه به خورشید انور است
زین خاک پرتوی ز حقیقت چو منجلی است با چشم دل نگر چو ملائک مصور است
هردم فرشته صحن و سرای تو زائرند آب حیات هر ملک بر جام و ساغر است
نوشند زائران همه ز آب بقای تو سرچشمه گلاب تو از حوض کوثر است
این درجه و مقام ز حق گشته پایدار هر گوشه ای فرشته در این کوی و مظهر است
از تربیت تلؤلو نوری ظهور کرد آفاق از ضریح مطهر معطر است
گیرد وجود شمع وجود از سرای نور نور ستاره ها همه ز آن ماه منظر است
آرامگاه شاهد حق دستغیب و آل نزد ضریح زاده موسی ابن جعفر است
ذریه خلیلی و از نسل حیدری نبود عجب که خاک درت عشق پرور است
قبر مقدسین شهر بود در کنار نور شاهچراغ گلبن هر پاک پرور است
اینجا که خفته اند گلان در کنار هم این بوی خوش ز گلبن و گل های پرپر است
زیبا گلان پاک که خلوت گزیده اند هر گل طراوتش ز همین پاک کوهر است
مردان متقی که برفتند راه عشق ز آنها که یاد و خاطر خوش ماند برتر است
گل های باغ عشق چو شد دسته گلی خوش دسته های گل که در این کاسه زر است
مستند زائران درت از می الست هرکس به عشق واله و مجنون دیگر است
خورشید تابناک ز این در فروغ یافت این هم دگر طلایه ز محراب و منبر است
هر وقت آمدم که ببوسم ضریح تو دیدم هزار دیده ترا حلقه بر در است
گفتم به عاشقی که چه اسرار عشق توست با سر اشاره کرد که آن پیش سرور است
عشق علی و آل محمد مرا بس است هریک چو هادی است چو خورشید انور است
از کودکی شدم چو عاشق دین و شریعتش زایل بسال و مه نشد هردم فزونتر است
عمری عزیزی بر سر دولت سرای توست پیوسته زیر خوار این درو از ذره کمتر است
غلام حسین عزیزآبادی
دوباره اومدم بااشکام
امام رضا نگاتومیخوام
یه کاری کن خرابه دنیام
امام رضا دوای دردم
نگاه به لطفت آقا کردم
بعیده دست خالی برگردم
تو مثل علی وفاطمه
دردامونو درمون میکنی
سائلاتو مهمون میکنی
زندگیمو آسون میکنی
یا مولا یا امام رضا...
هر چی دارم من از سلطانه
روزی میده بهم سالانه
ریزه خورش همه ایرانه
گاهی تو صحن گوهرشادم
دخیل پنجره فولادم
نوکرتند همه اجدادم
جارو میکشم با مژه هام
فرشای رواقای حرم
میباره بازم چشم ترم
نذر تو پدر ومادرم
ادرکنی یاامام رضا
مادر تو کشونده مارو
پا سفرتون نشونده مارو
تاحرمت رسونده ما رو
یابن شبیب سوزونده مارو
گریه فقط برای بی سر
برای دستای آب آور
برای زینب و یه لشگر
تشنگیه علی اصغر
من امسال کربلا میخوام
از لطف امام رضا میخوام
تا از رو تل زینبی
مثله بی بی بدم سلام
زمزمه امام حسین علیه السلام
اربعین حسینی
این دل تنگم عقده ها دارد
گوییا میل کربلا دارد
آتش شوقم میکشد شعله
این نوا میل بر نینوا دارد
میروم بینم در کجا عباس
ناله و بانگ وا اخا دارد
میروم بینم در کجا صغری
ماتم اصغر او به پا دارد
میروم بینم در کجا زینب
شکوه از شمر بی حیا دارد
میروم بینم در کجا زینب
گمشده ای در کربلا دارد
میروم بینم در کجا لیلا
ماتم شاه کربلا دارد
میروم بینم در کجا قاسم
جامه خونین بر تنش دارد
میروم بینم در کجا اصغر
تیر سه پیکان بر گلو دارد
میروم بینم در کجا اکبر
تیر سه شعبه بر دو چشم دارد
میروم بینم در کجا لیلا
از غم اکبر ناله ها دارد
میروم بینم در کجا زینب
ماتم عون و جعفرش دارد
گل ستان من کربلا باشد
شمع گلزارش داستان دارد
زینب مضطر تا صف محشر
به جگر داغ شش جوان دارد
ام لیلا بین با غم و اندوه
لاله سان داغ نوجوان دارد
ام کلثوم بین با دل خسته
داغ عباس و نوجوان دارد
مادرقاسم با غم و حسرت
نقل دامادی بر زبان دارد
راس شاه دین بر سر نیزه
آیه قرآن بر زبان دارد
@majmaozakerine
#شب_های_جمعه
شب زیارتی ارباب است
آخر هفته از ایــن لانه کــبوتـر بسیار
می برد دل که برددل سوی دلبر بسیار
عاقل از مـسجد و سجاده بگیرد بوسه
من دیـوانه زنـم بوسه به ساغر بسیار
سـر نهادنـد هـمه بـر گل و گـلزار ولی
سر سپارد سر من بر گل بی سر بسیار
در سکوتی که کندخلوت تعطیل ایجاد
پر غوغاست سر و سینه سراسر بسیار
از سر سرو فرستم سوی سرورصلوات
تا رسد سوی من از ساغر سرور بسیار
ساغر از دست لب تشنه سپس مستانه
دل سـاقی به کـف آری شب آخر بسیار
مست گویم درِ گوش گل نرگس پیغام
این طـالـب به دم آن گل پرپر بسیــار
📝شعر:زینت کریمی نیا
#امام_حسین
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
غم دوریِّ حرم برده قرارم چه کنم؟
رویِ تو ماه من است با شب تارم چه کنم؟
تو کس و کارِ دلِ مضطر و غمدیدهی من
بی تو و عشق تو من بی کس و کارم چه کنم؟
شرف و عزت من نوکری کوی شماست
گر نخواهی تو مرا پستم و خوارم چه کنم؟
جای من با تو هماناست به جنات نعیم
حُبِّ تو گَر نَبُوَد آتش نارم چه کنم؟
بر خزان دل من مثل بهاری آقا
بی تو پاییزم و بی باغ و بهارم چه کنم؟
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبستهی این ایل و تبارم چه کنم؟
علی گلچینپور
/
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
هر شب جمعه صدای مادر آید از حرم
من تمام عمر دنبال صدای مادرم
میزند ناله بُنَیَّ کو لباس کهنه ات ؟
کو سرت کو حنجرت کو یاورت کو دخترم ؟
بشکند دست کسی که دست بر مویت زده
گیسویت خاکی شد و من خاک میریزم سرم
هرچه میگردم چرا ترکیب جسمت جور نیست
سالها دنبال آن انگشت بی انگشترم
مثل من پیشانیت با تیزی سنگی شکست
درد میگیرد کنار تو دوباره پیکرم
پیش چشمانم تو را با حوصله سر می برند
پیکر تو زیر و رو شد پیش چشمان ترم
#قاسم_نعمتی
4_5951992492277630587.mp3
2.94M
.
#زمینه فوق العاده زیبا
#امام_حسین
🎤کربلایی محمد حسین حدادیان
____
بند اول
.
تو که غیر صلاح و خیر من
تو کلامت نیست
میدونم که رهام نمیکنی
تو مرامت نیست
خوبه برا عشقش بمیره آدم ، نمیره یادم
حرم و اون سلامی که دادم
سلام ما رو میبرن ملائک
فَکیف اَصبرُ علی فراغِک
دلتنگم برا حرم
دلتنگم برا حرم
حسین اربابم (4)
بند دوم
.
تهِ معرفت و رفاقتی
به تو دلبستم
بخدا توی هر شرایطی
به تو دلبستم
کاشکی شهیدت شم تا که جونم ، با تو میمونم بدون تو محاله بتونم
تا آخرش فقط تو این مسیرم
که روضه های خونگی میگیرم
دلتنگم برا حرم
دلتنگم برا حرم
حسین اربابم (4)
بند سوم
.
یعنی میشه نیفته اسمم از
قلمِت آقا
دوباره منو اربعین ببر
حرمت آقا
مرحم دردامه چایی روضت ، میگیرم عزت
با دو سه قطره اشک تو هیئت
بازم حرم نیومدم میسوزم
کنار شیش گوشه ست دلم هنوزم
دلتنگم برا حرم
دلتنگم برا حرم
حسین اربابم (4)
شاعر : #سعید_پاشازاده✍
@majmaozakerine
.👇
┄⊰༻↭༺⊱┄═
روضه امام حسن ع
@majmaozakerine
در فضای كوچه آه مجتبی پیچیده بود
چادر ِ خاكی به زیر دست و پا پیچیده بود
تو رو به خدا سادات گوش خودشون رو بگیرند نشنوَن، آخه روضه مادر خوندن جلوی اولاد سخت ِ.
آنقدر گویم ز ظلم آن جنایتكار پست
ضربت سیلی صدایش در فضا پیچیده بود
بخدا الان اینجا به شما بگن:یه زن و بیرون مجلس دارن میزنند،همه میرید بیرون میگید:نامرد آدم با زن طرف نمیشه،تا افتاد بی بی رو زمین، امام مجتبی اومد زیر بغل مادر و گرفت، بلندش كرد،تا چشمش افتاد به چشم مادر،می دونی مادر چی گفت؟
مادرم گفت:حسن بر دلم آذر نزنی
حرفی از قصه ی امروز به حیدر نزنی
دید حالش منقلب ِ گفت:سریع برو داداشم رو خبر كن،بگو داری بی داداش میشی،زینبم رو هم خبر كن اما آروم آروم،نكنه به زینب یه دفعه بی هوا بگی، ابی عبدالله سراسیمه اومد،امام حسن داره از حال میره،سر رو گذاشت روی زانوش اینقدر اشك ریخت،آروم آروم امام حسن چشمش رو باز كرد،اما اینقدر حسین گریه كرد،امام حسن فرمود:
حسین گریه نكن آشنا رسید
آخر اجل به داد غریبی ِ ما رسید
چشم انتظار بودم و دیدی مادرم
آخر برای بردن غم نامه ها رسید
همچین كه داشت حرف می زد یه وقت دید در باز شد،زینب اومد تو
بس كن حسین زینبم از راه آمده
آی مردم برا امام حسن بلند بلند گریه كنید،آخه بعضی ها میگن:حسن گریه كن نداره،بخدا مادرش اینقده دعاتون میكنه، میگه:دلِ من ِ پهلو شكسته رو شاد كردید.
بس كن حسین زینبم از راه آمده
این تشت را نبر كه به غم مبتلا رسید
هر چی گفت:دید ابی عبدالله آروم نمیشه،فرمود:حالا كه می خوای گریه كنی بذار برات روضه بخونم.
بگذار روضه های مگو را بگویمت
از آن غروب تلخ كه شام عزا رسید
با مادرم كه یاس تر از هر فرشته بود
رد میشدیم تا که به ما بی حیا رسید
دیوار سنگ سطح زمین سنگ كوچه سنگ
نامرد سنگ با دل ِ سنگی به ما رسید
دستی سیاه از سر ِ من بی هوا گذشت
دستی به روی مادرمان بی هوا رسید
گفت:زیر بغل مادرم و گرفتم گفتم:بیا بریم،گفت:حسن جان تو بگو از كجا بریم،رسید در ِ خونه،امیرالمومنین فرمود:فاطمه جان چی شده؟فرمود:هیچ چی. گفت:فاطمه جان هیچ چی؟ فاطمه جان:
اگر چه ضرب سیلی را ندیدم
ولیكن من صدایش را شنیدم
👇👇