eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری! جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری «میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم
**** پیچیده در امواج فضا بوی محمد گویند خلایق سخن از خوی محمد بینید عیان طلعت دلجوی محمد در آینۀ روی علی روی محمد الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد بـر ابـن رضا، ابن رضای دگر آمد **** دل خانه و چشم همه فرش قدم او لبریز شده ظرف وجود از کرم او آورده حرم سجده به خاک حرم او صد حاتم طایی است گدای درم او از پارۀ دل در قدمش گل بفشانید عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید **** ای طلعت زیبای تو خورشید هدایت ای گوهر رخشندۀ نه بحر ولایت ذات ازلی را ازل دست عنایت فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت بـودنـد امامان همـه هادی ره نـور بین همه نام تو به هادی شده مشهور **** هنگام سخن بوسۀ عیسی به لب تو با یاد خدا سال و مه و روز و شب تو دل‌های محبان خدا در طلب تو نام تو علی آمد و هادی لقب تو چارم علی از آل رسول دو سرایی قرآن روی دست جواد ابن رضایی **** ای روح دعا از نفس گرم تو زنده بر اشک دعای تو اجابت زده خنده تو عبد خداوندی و خلقی به تو بنده صورت به روی پات نهد شیر درنده جنت گل روییـده‌ای از فیض نـگاهت رضوان چو یکی سائل بنشسته به راهت **** ما نور ولایت ز کلام تو گرفتیم ما وحی خدا را ز پیام تو گرفتیم ما کوثر توحید ز جام تو گرفتیم ما خط خود از مشی و مرام تو گرفتیم تا صبح جزا رو به روی خاک تو داریم ما جامعه را از نفس پـاک تـو داریم **** تو گوهر نه بحری و دریای دو گوهر سرتا به قدم حیدر و زهرا و پیمبر بوسیده جوادت چو کتاب الله اکبر هم یوسف زهرایی و هم بضعۀ حیدر هم طاهری و هم نسب از طاهره داری هم در دل هر دلشده یک سامره داری **** عیسی دمی و فیض دمت باد مبارک در دیدۀ هستی قدمت باد مبارک هر لحظه به خلقت کرمت باد مبارک تجدید بنای حرمت باد مبارک کردم چـو بـه دیـدار رواق حرمت سیر دیدم که در این خانه عدو شد سبب خیر **** زیبد که به پای تو سر خویش ببازیم بر صحن تو و قبر و رواق تو بنازیم در نار حسد خصم حسودت بگدازیم این کعبۀ دل را همه چون کعبه بسازیم تا کور شود دشمن و تا دوست شود شاد گردیـد دوبـاره حـرم پـاک تـو آبـاد **** ای سامره‌ات کرب و بلای دگر ما بر خاک درت تا ابدالدهر سر ما وصف تو دعای شب و ذکر سحر ما مهر تـو بـه بـازار قیامت ثـمر ما عالم بـه ولای تو ننازد به چه نازد؟ «میثم» به ثنای تو ننازد به چه نازد
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ لطف امام هادى و نور ولایتش ما را اسیر کرده به دام محبتش بر لطف بى کرانۀ او بسته ایم دل امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش منت خداى را که به ما کرده مرحمت توفیق برگزارى جشن ولادتش تبریک باد بانوى کبرى سمانه را کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش این است آن امام که تقدیر ایزدى بعد از جواد داده مقام امامتش این است آن امام که ذرات کائنات اقرار کرده اند به جود و کرامتش این است آن امام که در برکة السّباع شیران شوند رام و گذارند حرمتش این است آن امام که از نقش پرده هم ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش این است آن امام که دشمن به چند بار رخسار عجز سوده به درگاه عزتش سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى چون سه على دیگر باشد عبادتش افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او بیش از ستاره هاى درخشان فضیلتش مائیم و دست و دامن آن حجت خدا چون نا امید کس نشود از عنایتش گردیده ایم جمع به ذیل لواى او افکنده ایم دست به دامان رحمتش از آستان قدس رضا هدیه مى کنیم آه دلى به غربت و اشکى به تربتش یارب بحق فاطمه با فتح کربلا بگشا بروى ما همه راه زیارتش از لطف آن امام (مؤید) مؤید است کو را نشان خدمت آل محمد است @ewwmajmamolodi
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ جلوه ای از جبروت آوردند سوره ای از ملکوت آوردند اَبری از جنس بهار و باران به سر این بَرَهوت آوردند خسته بودیم که ما را از لطف زیرِ یک سایه ی توت آوردند به درِ خانه ی آقا یک شهر همگی دست قنوت آوردند به تماشای تو آدم را باز از بهشتش به هبوط آوردند از سرِ سفره ی زهرا امشب محضِ لبخندِ تو قوت آوردند آب و آیینه و قرآن این است نوه یِ شاهِ خراسان این است قبله خوب است همین در باشد علیِ آلِ پیمبر باشد چارمین نادِعلی را گفتند باید این نام مکرر باشد چار دیواری کعبه یعنی چارسو جانب حیدر باشد جامعه خواندم و گفتند که آن با مفاتیح برابر باشد بگذار از لب بامت نرویم دل ما مثل کبوتر باشد گیسویی دین و دلِ ما برده خاصه وقتی که معطر باشد آی همنامِ رضا آمده است مغزِ بادامِ رضا آمده است زلف تو کاش مجعد نشود دل در این شام مُردد نشود تو علی هستی و مانند علی هیچکس صاحبِ مسند نشود هست تاسامره و سردابش حالِ ما شکر خدا بد نشود جز نسیمی که پُر از عطر شماست کاش از کوچه ی ما رد نشود دلِ من رفت به کویَت گفتم رفتِ تو کاش که آمد نشود گره ام دستٍ تو بود و واشد کار دستِ تو نباشد نشود صدو ده مرتبه ممتد گفتیم یاعلی ابن محمد گفتیم دیدنت جامه دریدن دارد یا که انگشت بریدن دارد مژه ام خاکِ مسیرت را خورد الحق این سُرمه،کشیدن دارد ارزشش داشت پریشان باشیم نازِ این زلف خریدن دارد دلِ من میتپد آقا چه کنم آهویی میلِ رمیدن دارد ما رسیدیم و زمین اُفتادیم بوسه از خاکِ تو چیدن دارد آنچه گفتند در اوصافِ شما دیدن و دیدن و دیدن دارد علیِ عالیِ اعلیٰ هادیست دهمین معنیِ زهرا هادیست چینی ام آینه ام می شکنم که تَرَک خورده ترین قلب منم سامرایِ تو بنا شد اما من پریشانِ امام حسنم بعد تو وقف بقیع،کاش شود عمر من صرفِ حرم ساختنم حضرت هادی ما مهدی کو من اویسم به هوایِ قرنم گریه ام را به محرم برسان کشته ی روضه ی یک پیرهنم خواهری گفت که ای وای حسین مادری گفت که ای بی کفنم کاروان آه که آمد از راه هرکه دارد هوسش بسم الله @ewwmajmamolodi
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ لطف امام هادى و نور ولایتش ما را اسیر کرده به دام محبتش بر لطف بى کرانۀ او بسته ایم دل امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش منت خداى را که به ما کرده مرحمت توفیق برگزارى جشن ولادتش تبریک باد بانوى کبرى سمانه را کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش این است آن امام که تقدیر ایزدى بعد از جواد داده مقام امامتش این است آن امام که ذرات کائنات اقرار کرده اند به جود و کرامتش این است آن امام که در برکة السّباع شیران شوند رام و گذارند حرمتش این است آن امام که از نقش پرده هم ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش این است آن امام که دشمن به چند بار رخسار عجز سوده به درگاه عزتش سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى چون سه على دیگر باشد عبادتش افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او بیش از ستاره هاى درخشان فضیلتش مائیم و دست و دامن آن حجت خدا چون نا امید کس نشود از عنایتش گردیده ایم جمع به ذیل لواى او افکنده ایم دست به دامان رحمتش از آستان قدس رضا هدیه مى کنیم آه دلى به غربت و اشکى به تربتش یارب بحق فاطمه با فتح کربلا بگشا بروى ما همه راه زیارتش از لطف آن امام (مؤید) مؤید است کو را نشان خدمت آل محمد است @ewwmajmamolodi
سلام چیزی براتون میفرستم عشق کنید ولی قول بدین برا همه خیلی دعا کنین ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین روی نوشته زیر انگشت بزن www.imamali.net/vtour وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه. ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید. بنده رو هم دعا کنید. زیارتتون قبول باشه التماس دعا اللهم عجل لوليك الفرج بفرستین توگروهاتون همه استفاده كنن
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری! جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری «میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم @ewwmajmamolodi
امام_هادی_مدح خوشا سری که شود خاک پای حضرت هادی خوشا دلی که پرد در هوای حضرت هادی به چشم بسته خدا را به روی باز ببیند به دیده هر که نهد خاک پای حضرت هادی ز قبر و برزخ و فردای محشرش نَبُود غم کسی که زاد رهش شد ولای حضرت هادی به سیم و زر نکند اعتنا کسی که به عالم طلب کند نظر کیمیای حضرت هادی به سعی بنده نیاید به دست، قرب خداوند مگر که درک کند دل، صفای حضرت هادی کسی که جان جهان بود، داد جان به غریبی هزار جان مقدّس فدای حضرت هادی ندانم این که به دوران چه‌ها رسید به جانش ز کینۀ متوکّل، دغای حضرت هادی به یاد بزم شراب یزید سفله فتادم که بزم خمر شد از کینه، حضرت هادی به یاد چوب و لبان حسین گریم و گویم نبود چوب جفا از برای حضرت هادی چه خیر بهتر از این «رستگار» را که ز توفیق رسید بر در سلطان، گدای حضرت هادی
📋 دیگه واسه چی بمونم ✔️ | ✔️ ۱۳۹۷ ✔️ "ع" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهی تو رگام میجوشه خونم حالا که تو قتلگاهی من عازم میدونم نمیتونم که بمونم خودم و تو گودال به عمو جونم برسونم ضربان قلب من یا حسن یا حسین آسمونا هم میگن یا حسن یا حسین عمو حسین ببین بریده نفسم عمو حسین زنده بمون تا برسم تو همه ی دنیامی همه ی آرزوهامی تو دوای دردامی نفسامی بابامی یتیم برادرت اومده یا حسین فدایی آخرت اومده یا حسین @majmaozakerine چه کنم برای زخمات حالا که سپر ندارم بمیرم برای زخمات کجا برم آب بیارم محاسنت گل گونه، پر خاکه پره خونه تن تو رو سرنیزه رو به قبله می کشونه اومده به قتلگات فاطمه یاحسین ناله می زنه برات فاطمه یاحسین غریب مادر حسین، یا حسین قاسم و اکبر و عباس کجایند، کجا؟؟؟ عشق، کی این همه را بردی و غارت کردی 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🎤🎤 سبک حاج محمود کریمی @majmaozakerine
🌺 🌺 🔰✨مردی نزد امیرالمومنین (ع) آمده و گفت: 🌸✨از هفتاد فرسنگ دور به اینجا آمده ام تا هفت سوال از شما بپرسم: ➊چه چیز از آسمان عظیم تر است؟ ➋چه چیز از زمین پهناورتر است؟ ➌چه چیز از کودک یتیم ناتوان تر است؟ ➍چه چیز از آتش داغ تر است؟ ➎چه چیز از زمهریر سردتر است؟ ➏چه چیز از دریا بی نیازتر است؟ ➐ چه چیز از سنگ سخت تر است؟ 💠علے(ع )فرمود: ➊تهمت به ناحق از آسمان عظیم ترست. ➋حق از زمین وسیع تر است. ➌سخن چینی شخص تمام ازکودک یتیم ضعیف تر است. ➍آز و طمع از آتش داغ تر است. ➎حاجت بردن به نزد بخیل از زمهریر سردتر است. ➏بدن شخص با قناعت از دریا بی نیازتر است. ➐ قلب کافر از سنگ سخت تر است. 📚جامع الاخبار، فصل 5، فضائل امیرالمومنین (ع)
امیر حسین یعقوبیان: 🥀‍ نوحه حضرت مسلم علیه السلام 🥀 ◾️◾️◾️◾️ 🎶(به سبک کنار قدمهای جابر) بگویم ز بالای این دار / میا کوفه ای نور عینم میا ای عزیز پیمبر / امیری امیری حسینم میا که تمامی کوفه / دل و جان آنها ز سنگ است میان تمامی مردم / سخن از نبرد و ز جنگ است به دستان هریک / بود تیر و خنجر ببرند در آنجا / سر تو ز پیکر امیری بابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲) شنیدم ز دشمن در اینجا/که تیر سه شعبه خریدند شنیدم که با تیر و نیزه/شتابان به سویت دویدند شنیدم که این نا نجیبان/همه حرفشان قطع آب است همه بی قراریم اینجا/برای عزیز رباب است میاور حسین جان/گل احمرت را بپوشان گلوی/علی اصغرت را امیری بابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲) میاور عزیز دل من/به همراه خود کودکان را میاور که با ضرب سیلی/نوازش کنند نوگلان را بگو خواهر تو چگونه/کند قتلتان را نظاره چگونه ببیند که اکبر/شده جسم او پاره پاره برای رقیه/دلم بی قرار است دلم خون زدست/دل کینه دار است امیری بابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲) الهی حریمت نباشد/بدون امیر و سپهدار الهی نسازند جدا آن/دو دستان پاک علمدار امان از دم بی حیایی/امان از شروع جسارت دم شعله ی خیمها و/زمان شروع جسارت به مرکب بتازند/روی جسم اکبر به نیزه گذارند/سر پاک اصغر امیری بابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)
🔹غدیر 🔸بخونید جگرتون خنک شه 🔹شاعر استاد سازگار 🔸غدیریا امام زمان خیلی غریبه... 🔹امسال محرم و غدیر خاص دعاگوی حضرت باشیم ... علي دين را امام راستين است علي دست خدا در آستين است علي يعني چراغ اهل بينش علي يعني پناه آفرينش علي آيينۀ آيين اسلام علي يعني تمام دين اسلام علي ميزان، علي ايمان، علي حق علي سر تا قدم توحيد مطلق علي مولود كعبه ركن دين است علي آيينۀ حقّ اليقين است علي بر حزب حق صاحب لوا بود علي فرماندۀ كلّ قوا بود ... علي در ملك هستي ناخدا بود علي پيش از خلايق با خدا بود علي حمد و علي ذكر و علي دم علي حجر و حطيم و بيت و زمزم علي حجّ و صلوة است و صيام است علي ركن و قعود است و قيام است علي دست خدا در فتح خيبر علي روز اُحد يار پيمبر علي در ياري ترك جان گفت علي در بستر ختم رسل خفت علي جوشن به تن پوشيد بي پشت علي در جنگ عمر و عبدود كشت علي بگذاشت بر دوش نبي پا علي خورشيد را بر كند از جا علي بازوي ديو نفس بسته علي در كعبه بت‌ها را شكسته علي اسلام را در صدر تابيد علي در بدر هم چون بدر تابيد علي دين است و قرآن است و احمد علي يعني علي يعني محمّد (صلي الله عليه و آله) ولي الله اعظم ركن دين اوست اولوالامر تمام مسلمين اوست كه قرآن مي كند وصف خضوعش ز خاتم بخشي و حال ركوعش هزاران سلسله آوارۀ اوست حديث منزلة دربارۀ اوست گُهر از سلُمك سلمي فشانم حديث لحمك لحمي بخوانم عدم بود و عدم بود و عدم بود كه حيدر با محمّد (صلي الله عليه و آله) همقدم بود دُر توحيد افشاندند با هم خدا را هر دو مي‌خواندند با هم علي داد از ولادت با نبي دست نبي عقد اخوّت با علي بست علي در چرخ ماه انجمن بود شنيدي مهر با او هم سخن بود اگر خورشيد حرفي با علي گفت يقين دارم كه تنها با علي گفت نمي دانم كه بودم چيستم من اگر پرسيد ياران كيستم من نه صوفّيم نه سالوِس ريايي نه وهّابي نه بابي نه بهايي نه آن را و نه اين را دوست دارم اميرالمؤمنين را دوست دارم نه در دل هست مهري ز آن سه يارم نه با اهل سقيفه كار دارم مسلمانم مسلمان غديرم اميرالمؤمنين باشد اميرم بود خاك در او آبرويم غلام يازده فرزند اويم دلم از خردسالي با علي بود سخن ناگفته ذكرم يا علي بود چو از اوّل گِلم را مي‌سرشتند بر آن گِل نام مولا را نوشتند ولاي مرتضي بود و گِل من علي بود و علي بود و دل من سرم در هر قدم خاك رهش باد كه مادر يا علي گفت و مرا زاد چو پا در عالم خاكي نهادم برون آمد خروشي از نهادم سراپاي وجودم با علي بود خروشم بانگ يا مولا علي بود لب خاموشم از مولا علي گفت مؤّذن هم به گوشم يا علي گفت به عشق مادر از آن رو اسيرم كه با اشك ولايت شيرم مرا اندر غدير عشق زادند سرشك شوق و شير عشق دادند سرشك و شير با خونم عجين شد تولاّي اميرالمؤمنين شد مرا شير ولايت داد مادر مرا با عشق حيدر زاد مادر ...