eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ در جهل، سرآمدی و بی مانندی از خشم ِ خدا به تارِ مویی بندی توهینِ تو شد باعث خشم زهرا(س) با دست خودت گورِ خودت را کندی @hosenih شد عالَم و آدم به پیمبر(ص) مدیون شد قلبِ امام عصر(عج) آشفته و خون اعلام برائت مرا ثبت کنید در نشریۂ فرانسویِ ملعون با فکر پلید و شوم و خام آمده ای با فتنه و با کفرِ تمام آمده ای ما خاک درِ محمّدیم(ص) اما تو... از نطفۂ ناپاک و حرام آمده ای داده ست به باد، فتنۂ دشمن را یک ضربه زده! دو نیم کرده تن را رمزِ غضبِ علی(ع) جسارت به نبی ست(ص) آمادۂ ذوالفقار کن گردن را @hosenih شد هر قدمش مسیری از راهِ نجات نامش به خدا خیرِ حیات است و ممات تا کور شود چشم أبوسفیان ها بر خاتم أنبیا محمد(ص) صلوات! ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ت کردی طرف میدان یاد وصیت مادرمون زهرا افتادم... میگن امام حسین تا تام مادررو شنید از اسب پیاده شد... زینبم مگه مادرم زهرا چه وصیتی کرده... ⬅️صدا زد حسین جان.. مادرم وصیت کرده ... روز عاشورا تو آخرین لحظه وقتی حسینم... بی پناه شد ... دیگه یاور نداشت... به طرف میدان میره... (اوج) زیننبم مادر... من اون لحظه کربلا نیستم مادر... مادر عوض من زیر گلوی حسینمو ببوس 🔴 امان از دل زینب....3 🔴 چه خون شد دل زینب ⬅️اینجا زیر گلوی حسینو بوسید برادرو راهی میدان کرد... چند ساعت بعد اومد کنار جنازه برادر... الهی خواهری داغ برادر نبینه... به خدا سخته... الهی نبینی اونچه که زینب دید.. (فرود) ⏪ اومد کنار جنازه برادر... چه جنازه ای.. بی سر، عریان، قطعه قطعه.... چه کرد عمه سادات یه وقت دیدن خم شد لبها رو گذاشت له رو رگهای بریدهٔ حسین..... 💔ديدم غمت ای دلبر ای کاش نمی ديدم 💔تنهایی و بی ياور ای کاش نمی ديدم 💔دنبال تو تا گودال من آمدم و ديدم 💔بالای سرت مادر ای کاش نمی ديدم ✳️بابی انت و امی یا حسین... ✳️جان عالم به فدای لب عطشانت 🔆بلند بگو یا حسیـــــن ♻️هدیه به خانم فاطمهرمعصومه سلام الله علیها (صلوات)♻️
لب گودال، خواهرافتاده ته گودال، مادر افتاده آن طرفتر، برادری تنها بین یک مشت، خنجر افتاده پیکر افتاده بی سر افتاده خنجر افتاده معجر افتاده رقیه، زینب پناه حرم، کجا داری می ری بگو برادرم بدرقه راهتِ، اشک ترم آهسته تر برو داداش، ببین مضطرم پناه حرم، بیا ببین نامحرما رو دور و برم خاکی شده دوباره ، چادر مادرم تو رفتی و کشیدن از سرم معجرم، معجرم ، معجرم حسین ،حسین ،حسین..... آآآآآآآآآآه تو که رفتی معجرم هم رفت روز خوش از این حرم هم رفت سمت گودال رفتی و دیدم مادرم هم رفت ...... پناه حرم، یکی داره پیرهن خونیش و می بره..... لب گودال، خواهرافتاده ته گودال، مادر افتاده خنجر افتاده معجر افتاده صورت افتاده آن طرفتر، برادری تنها بین یک مشت، خنجر افتاده حسین ،حسین، حسین السلام علی الرئوسنا المکشوفه..... سری به نیزه بلند است...
◼️ ◾️ ▪️ ◻️◻️ 🍂من همچو کبوتر به روی بام حسینم 🍂شب تا سحر آواره بین الحرمینم 🍂مجنون حسینم ، پابست ابالفضل2 🍂هم مست حسینم، هم مست ابالفضل 🍂شب تا سحر از عشق شما خواب ندارم 🍂من در دو جهان غیر تو ارباب ندارم 🍂من مُحرِمَم از اشک و جز این توشه ندارم 🍂من کعبه به جز مرقد شش گوشه ندارم ⬅️امروز بگو یا حسین که مرحمی باشی به دل داغدار مادرش زهرا. ... ⏪یه روز پیغمبر اومد خونهٔ خانم فاطمه زهرا.. دیدن بی‌بی داره گریه میکنه... فرمود دخترم ... زهرا جان... چرا گریه میکنی بابا... فرمود بابا..... فرزندی که در شکم دارم باهام حرف میزنه... پیغمبر فرمود زهرا جان اینکه ناراحتی نداره تو هم در شکم مادر بودی ...با مادر هم نوا بودی...(هم صحبت مادر بودی) صدا زد بابا آخه این بچه یه چیزایی میگه جگرمو خون کرده بابا.... (مگه چی میگه زهرا جان) بابا همش میگه انالغریب... اناالمظلوم.... اناالعطشان.... اناالعطشان... یعنی مادر من غریبم مادر... من مظلومم... من تشنه ام.... من شهیدم.... بابا اینا چیه میگه... جگرم رو آتش زده... پیغمبر فرمود: دخترم فرزندت پسره بابا... اونو غریبانه با لب تشنه.. بین دو نهر آب شهیدش میکنند... آی حاجت دارا...ناله دارا..آی غریب نوازا... یه وقت بی‌بی شروع کرد گریه کردن... صدا زد بابا یا رسول الله آیا وقتی حسینم شهید میشه، منه مادرش هستم یا نه؟؟؟... نه دخترم حسینت اون لحظه مادر نداره... بابا یا رسول الله آیا باباش علی هست یا نه؟؟؟ نه زهرا جان حسینت اون لحظه پدر هم نداره..... بابا یا رسول الله آیا برادرش حسن هست؟؟ (نه دخترم برادرش حسن هم نیست) آی حُسینیا ...آی گریه کنای امام حسین،، ، بی بی فرمود بابا یا رسول الله ... پس کی بر حسینم گریه میکنه ... حسینم گریه کن نداره.... پیغمبر فرمود دخترم غصه نخور... عده ای از خوبان امت من جمع میشن... مردان و زنان امت من جمع میشن برا حُسینت ناله میکنند.... زناشون مثل جوون از دست داده ها ، برا حسینت گریه میکنند،،، مجلس به مجلس میرن عزاداری میکنند... زهرا جان روز قیامت هم که میشه.. میای شفاعتشون میکنی.. ⬅️خب حالا امروز بگو خانم جان ... اگه اون روز غصه خوردی حسینت گریه کن نداره... امروز من بر حسینت گریه میکنم... که تسلای دل داغدارت باشم... ⚫️روز عاشوراست امروز.... 🔴کربلا غوغاست امروز .... امروز امام زمان عزاداره .... قربونت برم آقا جان.... امروز برا مصائب عمه اش زینب ناله میکنه.... امروز برا جد غریبش حسین گریه میکنه..... امروز برای دستهای بریده عباسش گریه می کنه.... قربون اون آقایی که فرمود... یا جدا روز و شب برات گریه می کنم.. اگه اشکای چشمم خشک بشه براتون خون گریه می کنم فرمود... لأَندُبَنَّک صَباحاً و مَساءً و لأَبکینَّ عَلَیک بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً. صبح و شب برات گریه میکنم برات شیون می کنم.... تو مصیبتت به جای اشک، خون گریه میکنم.... امروز بگو آقاجان سرت سلامت.... آجرک الله فی مصیبت جدک.... آقا قربون اون شال عزا به گردن انداختی...... قربون دل داغدارت برم آقا جان.... (روز عاشورا.... دلتو ببرم کربلا...و التماس دعا) عجب روضه جانسوزیه روضه وداع... سخت ترین حالات ابی عبدالله همین جاست... اومد کنارخیمه، با همه وداع کنه.... صدا زد کلثوم خداحافظ... سکینه خدا حافظ.... آخ زینبم خدا حافظ.... همه بیایید دورمو بگیرید... آخرین دیدار من باشماست... دیگه شمارو نمیبینم... همه دورشو گرفتن... ناله میزنند...گریه میکنند.. یکی میگه مارو تو لشکر دشمن به کی میسپاری.. یکی میگه مارو به مدینه برگردون... همه رو آروم کرد.. اما اونی که آروم نمیشه زینبه... زینب مگه مینونه دوری برادر رو تحمل کنه... زینب نمیتونه از برادر جدا بشه... 🔘گفت با زینب، به آوای حزین 🔘مهربان خواهر بیا حالم ببین 🔘زینبا روز جدایی آمده 🔘موسم عهد خدایی آمده 🔘دور از اهل حرم ای مُمتَهن 🔘خیزو بهرم آر کهنه پیروهن ⬅️تا نام پیراهن اومد دید خواهرش داره میلرزه.... زینبم چرا میلرزی.. الهی برادر داری خدا برات نگه داره... نبینی داغ برادروو... زینبم چرا میلرزی خواهر... ⏪صدا زد حسین جان..مادرم فاطمه وصیت کرده..هر وقت حسین پیراهن کهنه طلب کرد... بدون لحظات آخر عمر حسینه.. (دیگه حسینو نمیبینی) همچین که راهی میدان شد دید صدای ناله ای بلنده ... 🖤مهلا مهلا.... 🖤یا ابن الزهرا.... ✨ای یادگار مادرم ✨ای مهربان برادرم ✨آهسته رو آهسته رو 2 ✨ای جان من جانان من ✨مشکن دل سوزان من ✨آهسته رو آهسته رو 2 (هم ناله شو با زینب) ✨آهسته رو آهسته رو4 ✨بر خواهر زارت نگر ✨بر طفل بیمارت نگر (بگم و التماس دعا) ✨آخ کرده وصیت مادرم ✨در وقت میدان رفتنت ✨ بوسم گلو و حنجره ات 2 🍁ای پاره تن حسینم 🍁خونین بدن حسینم 🍁 آرام جان خواهر 🍁 ای تشنه لب حسینم2 👇👇ادامه روضه ⬅️زینب گفت حسین جان.. وقتی حرک
📋 دلش گرفته پر درده بانوای کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلش گرفته پُرْدرده چهارتا قبر درست کرده قبر چهار تا شیرمرده، وای با اشک و شور و شین میگه تو گوش عالمین میگه فقط حسین حسین میگه، وای میگه حسین مادر نداره تنِ برهنه سر نداره به روی خاکه و کفن هم از بوریا بهتر نداره «ام البنین وای مادر» از این زمونه دلگیره روزا دم بقیع میره مجلس روضه میگیره، وای میشینه تا دل هرشب روضه‌خونش میشه زینب همش میگه به زیرلب، وای میبینه تا یه ظرف آب‌و میخوره غصه‌ی رباب‌و میشینه پشت درِ خونه‌ش میگه شدم خونه خراب‌و «ام البنین وای مادر» میبینه تو فلک ماه و تو سینه میکشه آه و یه آه سرد جان کاه و ، آه گلاب شده گل یاسش آخ چی کشیده عباسش لگد زدن به احساسش، آه داره یه دنیا اضطراب و غصه‌ی درد بی‌حساب و میخونه تو مجلس روضه‌ش روضه‌ی مجلس شراب‌و «ام البنین وای مادر» *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @majmaozakerine
‍ ⚜️🍂⚜️ و روضۀ بسیار جانسوز کلثوم و حضرت رقیه سلام الله علیها ✼═══┅🥀❃🥀┅═══✼ *سبط ابن جوزی نوشته در بستان الواعظین: "فَأَمَرَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام"یزید دستور داد،سر رو بردن" فَنُصِبَ عَلَى البابِ "جلویِ در دارالعماره آویزان کردن ... "وجَميعُ حَرَمِهِ حَولَهُ ،"دخترا کنارش بودن ، زن ها کنارش بودن ، سه ساله نگاه می کرد ، بابا ! بابا ! چرا بالا نشین شدی؟ حسین ... وجَميعُ حَرَمِهِ حَولَهُ خانواده اش دور و برش بودن "ووُكِّلَ بِهِ الحَرَسُ "نگهبان گذاشت ، نه یک نفر،نه دو نفر ، یه دستوری دارد ، دستور می رسد از جانب امیر، اطاعت لازمه" وقالَ : إذا بَكَت مِنهُنَّ باكِيَةٌ" هر وقت یکی از این دخترها گریه کرد ، اگه زن ها گریه کردن " فَالِطموها" بزنیدشون ، بهشون لطمه بزنید ، بزنید زن هارو .... حالا زن های بزرگ شاید بتونن خودشونُ نگه دارن ، اما مگه دختر بچه ها میتونن سر بریده ببینند گریه نکنند ... بابا دلم برات تنگ شده .... یعنی این نازدونه ها چقدر کتک خوردن ... روایت میگه : این سر 9 ساعت بین زن ها آویزان بود ... همه نگاه می کردند ، ای وای .... خواهرها گریه کنید برا اون آقایی که خواهرش اُم الکلثوم سر بلند کرد، "وإنَّ اُمَّ كُلثومٍ رَفَعَت رَأسَها" سرش رو بالا آورد " فَرَأَت رَأسَ الحُسَينِ عليه السلام" سر برادر رو دید، "فَبَكَت" گریه کرد ... کاش گریه نمی کرد ، یازهرا " فَرَفَعَ يَدَهُ بَعضُ الحَرَسِ" یکی از نگهبانا دستش رو بلند کرد ، دست نحسش رو بالا آورد، " ولَطَمَها لَطمَةً " یه لطمه ای به صورتش زد ، یه سیلی زد نه بیشتر ، اما" حَصَرَ وَجهَها" همۀ صورت به تمامی آسیب دید .... این خانم جا افتادۀ بزرگ سال ، تمام صورتش آسیب دید ، یه لحظه فقط یه دختر بچۀ سه ساله رو تصور کن ، اصلاً مگه میشه به این صورت سیلی زد؟ اگه سیلی بخوره ، چه اتفاقی می افته؟* سیلی نخورده نیست کسی در میان ما کو آن زبان که با تو بگویم چگونه ام دست عدو بزرگ تر از صورت من است یک ضربه زد کبود شده هر دو گونه ام منبع : بستان الواعظين و ریاض السامعین اثر عبدالرحمن علی بن جوزی صفحه263
⚜🕊روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت اُم البنین سلام الله علیها به نفسِ سید محمد جوادی ⚜ ┄┅═══••↭••═══┅┄ 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ┄┅═══••↭••═══┅┄ شایسته بودی با امیرالمومنین باشی زیرا لیاقت داشتی ، مرد آفرین باشی وقتی علی فرقی ندارد با رسول الله مثلِ خدیجه بی شک اُم المومنین باشی در تو علی دیدست ظرفیت به حدی که قبل از پسر آوردنت اُم البنین باشی با ساکنان عرش داری اُنس جوری که اصلاً نمی آید به تو اهلِ زمین باشی قصد کنیزی داشتی در خانۀ زهرا تا چند سالی دخترش را هم نشین باشی *ماها که دم از ابالفضل میزنیم ، باید برا مادرش کم نزاریم .. حتماً امشب اومده دم در ایستاده به عزادارای مادرش خوش آمد بگه ... دارن اُم البنین رو میارن خونۀ علی .. این تازه عروس گفت وارد نمیشم" چرا ..؟ گفت برید بگید حسن بیاد .. حسین بیاد .. زینب بیاد .. کلثوم بیاد .. (اونایی که خوب این خانم رو نمیشناختن گفتن چه عروس پر توقعیِ ) دارن میان فرزندانِ فاطمه .. فکر میکنی چه کرد ؟؟ خودشو رو قدم هایِ زینب انداخت .. گفت فکر نکنید من اومدم جایِ مادرتونو بگیرم .. من اومدم چند سال کنیزِ بچه هایِ فاطمه باشم ... قربون اَدبت برم مادر ....* «زبان حال» قافله دلِ شب داره راه می افته .. یه طرف لیلا داره با علی اکبر وداع می کنه .. یه طرف حسین و زینب وداع میکنه .. دیدن اُم البنین دستاشو دورِ گردنِ عباس انداخته .. پسرم یه وصیت دارم ، با حسین میری با حسین بر می گردی .. اگر حسین برنگشت ، پسرم بر نمی گردی ... خوش به حاله اونایی که جلو جلو میرن تو روضه ... عباسم ، نکنه یه وقت بهش بگی داداش .. فقط میگی سیدی و مولایی .. یه وقت دیدن زود دستاشو انداخت گفت برو .. مادر چی شد ؟ گفت دیدم حسین یه لحظه چشمش به من و تو افتاد .. آخه حسین مادر نداره ... آی قربونت برم ابالفضل ... ای حسین ... اگه بدونی این مادر چه جوری گریه می کرد ساکت نمیشِستی ...میومد چهاتا صورتِ قبر درست می کرد «وَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ» .... انقده بلند بلند گریه می کرد .. می گفت عباسم دستایِ بلندی داشت .. عباسم قدِ رشیدی داشت .. من که نبودم .. اما زینب میگه .. اول دستاشو قطع کردن ... سر پیری ، چه بی عصا شده است کس و کاری دگر ندارد که پسرانش مراقبش بودن دیگر اما ... پسر ندارد که جز حلالیت از سکینه ، به سر فکر و ذکری ، دگر ندارد که *اینم که میگم زبانِ حاله ، آخه از ادب اُم البنین دور نیست که اینجور باشه .. هی میگفت سکینه عموتُ حلال کن .. (دیگه به کی میگفت؟ میدونی؟ ) ربابُ میدید آب میشد از خجالت .. خانم اگه پسرم آب می آورد ..بچه ت آب می خورد جون میگرفت .. دیگه لازم نبود حسین رو دست بگیرتش ... گریه می کرد و زیرِ لب می گفت شیر خواره ، خطر ندارد که ... حرمله حنجرِ علی اصغر تابِ تیرِ سپر ندارد که ... آی غریبِ کربلا حسین ... «أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ» ... سلام بر اون آقایی که شاهرگشُ زدن ... حسین ... آه .. آه .. آه ... بزار روضه بگم بلند بلند گریه کنی ...انقده طولش دادن گودال ... به خدا زینب هزار بار مرد و زنده شد .. سکینه می گفت عمه .. چرا کارِ بابامو زود تموم نمی کنن ... یه ضربه میزدن عقب میومدن ... بیخود نیست زین العابدین علیه السلام فرمود بابامُ با قتلِ صبر کشتن .. آی غریبِ کربلا حسین .... دو نفر تو کربلا ارباً اربا شدن .. یکی علی اکبرِ .. یکی هم خودِ امام حسینِ ... خدا برا هیچ خواهری نیاره ... هی به بدن خیره خیره نگاه میکرد ... «عمّتي هذا نعش مَن؟» اینو سکینه خانم گفتا .. اما زینبم گفت «أ انت اخی؟ أ أنت ابن والدتی»؟... آیا تو برادرِ منی ؟ ... حسین .... نبریدم پسرِ مادرم اینجا مانده پنج تن یک تنه بر دامنِ صحرا مانده کاش میشد که لباسی برسانم به تنش آبروی همه عریان رویِ صحرا مانده ... باز چشمش به که افتاد که غش کرد رباب باز هم آمده این حرملۀ وامانده ... @majmaozakerine
📋 دلش گرفته پر درده بانوای کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلش گرفته پُرْدرده چهارتا قبر درست کرده قبر چهار تا شیرمرده، وای با اشک و شور و شین میگه تو گوش عالمین میگه فقط حسین حسین میگه، وای میگه حسین مادر نداره تنِ برهنه سر نداره به روی خاکه و کفن هم از بوریا بهتر نداره «ام البنین وای مادر» از این زمونه دلگیره روزا دم بقیع میره مجلس روضه میگیره، وای میشینه تا دل هرشب روضه‌خونش میشه زینب همش میگه به زیرلب، وای میبینه تا یه ظرف آب‌و میخوره غصه‌ی رباب‌و میشینه پشت درِ خونه‌ش میگه شدم خونه خراب‌و «ام البنین وای مادر» میبینه تو فلک ماه و تو سینه میکشه آه و یه آه سرد جان کاه و ، آه گلاب شده گل یاسش آخ چی کشیده عباسش لگد زدن به احساسش، آه داره یه دنیا اضطراب و غصه‌ی درد بی‌حساب و میخونه تو مجلس روضه‌ش روضه‌ی مجلس شراب‌و «ام البنین وای مادر» *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @majmaozakerine
💥💥💥ورود اهل بیت (ع) به مجلس یزید پلید به روایت سید و مفید: از مردم شام مردی سرخ رو نظر كرد به جانب فاطمه دختر حضرت امام‌حسین (علیه السلام) پس رو كرد به یزید و گفت: یا امیر المؤ‌منین! (منظور یزید لعنتی) هَبْ لی هذِهِ الْجارِیَة ؛ یعنی این دخترك را به من ببخش. جناب فاطمه (علیها السلام) دختر امام‌حسین (علیه السلام) فرمود: چون این سخن بشنیدم برخود بلرزیدم و گمان كردم كه این مطلب از برای ایشان جایز است؛ پس به جامه عمه‌ام جناب زینب (علیها السلام) چسبیدم و گفتم: عمه یتیم شدم اكنون باید كنیز مردم شوم! جناب زینب (علیها السلام) روی به شامی كرد و فرمود: دروغ گفتی والله و ملامت كرده شدی، به خدا قسم این كار برای تو و یزید صورت نبندد و هیچ یك اختیار چنین امری ندارید. یزید در خشم شد و گفت: سوگند به خدای دروغ گفتی، این امر برای من روا است و اگر خواهم بكنم می‌كنم. حضرت زینب (علیها السلام) فرمودند: نه چنین است به خدا سوگند حق‌تعالی این امر را برای تو روا نداشته و نتوانی كرد مگر آنكه از ملت ما بیرون شوی و دینی دیگر اختیار كنی. یزید از این سخن خشمش زیادتر شد و گفت: در پیش روی من چنین سخن می‌گویی؟ همانا پدر و برادر تو از دین بیرون شدند. جناب زینب (علیها السلام) فرمودند: به دین خدا و دین پدر و برادر من، تو و پدر و جدت هدایت یافتند اگر مسلمان باشی. یزید گفت: دروغ گفتی ای دشمن خدا! حضرت زینب (علیها السلام) فرمود: ای یزید! اكنون تو امیر و پادشاهی، هرچه می‌خواهی از روی ستم فحش و دشنام می‌دهی و ما را مقهور می‌داری . یزید گویا شرم كرد و ساكت شد. آن مرد شامی دیگر باره سخن خود را اعاده كرد. یزید گفت : دور شو خدا مرگت دهد. آن مرد شامی از یزید (لعنت الله علیه) پرسید ایشان كیستند؟ یزید گفت: آن فاطمه دختر حسین و آن زن، دختر علی است. مرد شامی گفت: حسین پسر فاطمه و علی پسر ابوطالب؟!!! یزید گفت: بلی. آن مرد شامی گفت: لعنت كند خداوند ترا ای یزید! عترت پیغمبر خود را می‌كشی و ذریۀ او را اسیر می‌كنی؟! به خدا سوگند كه من گمان نمی‌كردم ایشان را جز اسیران روم. یزید گفت: به خدا سوگند ترا نیز به ایشان می‌رسانم؛ سپس امر كرد آن مرد شامی را گردن زدند. منتهی الامال
بر حضرت سجاد و صفایش صلوات  او روح دعاست بر دعایش صلوات  از پرده غیب جلوه گر شد رخ او  بفرست برای رو نمایَش صلوات *         *        *         * به نام نامی مولای عابدین صلوات برای سرور و سالار ساجدین صلوات برای سید سجاد آن امام همام که هست رهبر و سردار صابرین صلوات
📋 دلمو به جاده‌ها زدم و با پای پیاده اومدم / کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلمو به جاده‌ها زدم‌و با پای پیاده اومدم‌و یاحسین میگم تو هر قدم‌و راهی حرمم پابه‌پای بچه‌های حسین میسوزم با روضه‌های حسین تو مسیر کربلای حسین راهی حرمم این دل تنگ من آخر سرمو میده به باد منو دریاب ببین ارباب که گدات داره میاد "بِاَبی اَنتَ و اُمّی یا قَتیلَ العَبرات" هرکی با یه حالی رهسپاره یکی خانواده‌شم میاره یکی دست خالی پول نداره اما بی‌قراره یه جوون که مثل ابر میباره یه مادر با طفل شیرِخواره پیرمردی که توون نداره اما بی‌قراره با هر اسم و با هر عنوان و با هر رنگ و نژاد میگه ارباب منو دریاب که‌ گدات داره میاد "بِاَبی اَنتَ و اُمّی یا قَتیلَ العَبرات" یکی سرمایه‌شو جمع میکنه همه رو خرج حرم میکنه موکبی ساده علم میکنه چایی دم میکنه موکبش عجب صفایی داره چاییش از شراب گواراتره خستگی رو از تنم میبره دیوونه‌م میکنه با چه عشقی یه لیوان آب میده دست زائرا مثِ پروانه میگرده دور زوارت آقا "بِاَبی اَنتَ و اُمّی یا قَتیلَ العَبرات" *شاعر :
🍃🌷﷽🌷🍃(غلام قنبرم): 🔘🔘🔘🔘 ✅بنداول خیلی دلگیرم از جونم سیرم مرگ و می خوام از خدا بالِشم سنگه خیلی دلتنگه دختر تو این روزا سرم داد می زد ضجر فریاد می زد کم اورده دخترت هم لگد می زد حرف بد می زد پشت زهرا مادرت 😭 کودکم ولی پیرم من بابا از این زندگی سیرم من بابا 😭 بابا یا حسین بابا یا حسین (ع) 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بنددوم سراومد غمها چه عجب بابا به خرابه اومدی با پا نه با سر بریده حنجر به رقیه ت سرزدی رُخ گلگونت لب پرخونت شدبرا من روضه خون میگه از شام و سنگای بام و ضرب چوب خیزرون 😭 کاشکی بمیره واسه ت دخترت قربون سرِ پر خاکسترت 😭 بابا یا حسین بابا یا حسین (ع) 🔘➖➖➖➖➖🔘 ✅بندسوم از تو چه پنهون ندارم دندون از بس که سیلی زدن هر جاکه بابا اسم تو بردم کتکم خیلی زدن می رسید از پشت می زدم با مشت هولم می دادن با پا شکسته پهلوم زخمیه ابروم بریدم دیگه بابا 😭 قد زخم های تو خردم سیلی سر تا پام شده کبودو نیلی 😭 بابا یا حسین بابا یا حسین (ع) 💠💠💠4⃣6⃣3⃣💠💠💠 🔘➖➖➖➖➖🔘