eitaa logo
متن مداحی
328 دنبال‌کننده
17 عکس
5 ویدیو
3 فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
شور - زمینه حضرت رقیه(س) ------------------------- بابایی از نبودت سوء استفاده کردن بزار بگم اینا چقدر نامردن از توگوشم گوشوارهامو کندن لکنت گرفته زبونم ( بابا بابا )۳ درد میکنه استخونم ( بابا بابا )۳ شبا از ترس بابا خوابم نمیبره توی خوابم همش میترسم یکسره (بابا بابا حسین)۴ ------------------- بابایی زَجرِ پلید تا که به من رسیدش التماس و اشک من و ندیدش از پشت سر موی من و کشیدش زیره لگد پرم شکست ( بابا بابا )۳ مثل سرت سرم شکست ( بابا بابا )۳ دیدم عمو مو که از روی نیزه دید وقتی دستی رسید روسری مو کشید ( بابا بابا حسین )۴ ---------------------------- بابایی دندون شیریمو زدن شکستن باضرب ِ تازیانه رامو بستن بزم شراب روبرومون نشستن‌ میبینی صورتم بابا ( شده کبود )۳ میشه بگی که جُرم من ( مگه چی بود)۳ کتکم می زدن منو با هر نگاه اگه عمه نبود میمردم بین راه ( بابا بابا حسین )۴ -------------------------- آیینی رضا نصابی جبرئیل نژاد - دلجو اجرای سبک:
۱۱ (حضرت رقیه س) آرام جان رقیه،روح و روان رقیه تنها نه جان شیعه،جان جهان رقیه رقیه جان رقیه۴ ای اسوه ی شهامت،نور دل امامت هستی تو همچو زهرا،سر تا به پا کرامت رقیه جان رقیه۴ ای لطف بی نهایت،امشب نما عنایت کن یک نظر ز رحمت،رقیه بر گدایت رقیه جان رقیه۴ سر تا به پا گناهم،تو داده ای پناهم گرچه بدم ولیکن،محتاج یک نگاهم رقیه جان رقیه۴ من گرچه بی بهایم،بر درگهت گدایم شکر خدا رقیه،از تو بود ولایم رقیه جان رقیه۴ گر بی بها و پستم،بر درگهت نشستم ای منشاء سخاوت،امشب بگیر تو دستم رقیه جان رقیه۴ در رنج و ابتلایم،امشب ببین نوایم رقیه جان به یاد،دمشق و کربلایم رقیه جان رقیه۴ در محفل عزایت،امشب در التهابم حق علی اصغر،بی بی بده جوابم رقیه جان رقیه۴ از کودکی در عالم،رنج و ستم کشیدی در کربلا و کوفه،جز درد و غم ندیدی رقیه جان رقیه۴ امشب فتاده ام من،یاد تو و خرابه گریه ی عمه زینب،آن غربت شبانه رقیه جان رقیه۴ تا در طبق بدیدی،شهید کربلا را گرفتی تو در آغوش،سر ز تن جدا را رقیه جان رقیه۴ با آن سر بریده،گفتی به اشک و ناله شادم شدی تو بابا،مهمان این سه ساله رقیه جان رقیه۴ دلم گرفته امشب،جانم رسیده بر لب اما کشم خجالت،بابا ز عمه زینب رقیه جان رقیه۴ جای کمک پدرجان،خوردم کتک پدرجان دشمن به روی من زد،مهر فدک پدرجان رقیه جان رقیه۴ ببین چو مادرت شد،روی رقیه نیلی گشته رخم نوازش،با ضربه های سیلی رقیه جان رقیه۴ وقتی مرا به سیلی،می زد عدو ز کینه بابا فتاده بودم،یاد تو و مدینه رقیه جان رقیه۴ ای مونس و حبیبم،شد ظلم و کین نصیبم ببر مرا به همره،ای پدر غریبم رقیه جان رقیه۴ ناگه همه بدیدند،بلبل ز ناله افتاد ک
بسم الله الرحمن الرحیم "خرابه نشین" همین که بر سر نی آمدی به سوی رقیه شده ست با تو برآورده آرزوی رقیه دلیل اصلی آن ای عمو نبودن آب است گرفته است اگر رنگ خون وضوی رقیه دوباره دست مغیره رسیده است به مادر همین که زجر می آید به جست و جوی رقیه چنان که تیر کشیده کم از سه شعبه ندارد که بغض مرگ علی مانده در گلوی رقیه دلم خرابه نشین شد، ازآن زمان که شنیدم که یک خرابه گرفته ست رنگ و بوی رقیه برای گریه پی یک بهانه بودم و دیدم روانه کرد دلم را یکی به سوی رقیه صدای هاتفی آمد که خواند مرثیه ای را : " فلک بسوز که آتش گرفته موی رقیه سری به نیزه بلند است رو به روی رقیه خدا کند که نباشد سر عموی رقیه" @parvareshi_elmofarhang
آه از جدایی ، دل شد هوایی اسم حرم اومد دلم شد کربلایی تنهای تنها افتادم از پا از کاروان کربلا جا موندم آقا یه دل پُر زِ غم دارم تورو دارم چی کم دارم داره باز اربعین میاد آرزوی حرم دارم ... حسین وای ، حسین وای ... مجنون و ساده ، همپای جاده از مرز مهران باز میام پای پیاده یاری کن آقا ، کاری کن آقا جون رقیه آبرو داری کن آقا من به همه گفتم میام کاری کن آقا آقا شور و نوا میخوام یه دل مبتلا میخوام ای به فدای بچه هات برات کربلا میخوام ... حسین وای ، حسین وای ... غرق جنونم ، از تو میخونم هرجا که اسم تو میاد سر میشِکونم هستی تو یارم ، صبر و قرارم من که کسی رو غیر تو آقا ندارم ببین شده دلم غمین حال خرابمو ببین بیا و دستمو بگیر جون یل اُم البنین ... حسین وای ، حسین وای ...
‍ حضرت رقیه هم به سبک شبه روضه. میشه خوندقبل شروع روضه هم .به .سینه زنی باسبک امیرلشکرمن....گوشواره هم لالالالالالایی لالالالارقیه شاپرک قشنگم دل منوشکستی وقتي ديدم يه گوشه غريبونه نشستي با گريه هات عزيزم قلبم و از جا کندي مثل فرشته ميشي تا لحظه اي مي خندي لالا لالا عزيزم رو هم بزار چشات و خدا رو تو چه ديدي شايد ديدي بابا تو شايد دوباره روي پاي بابات بشيني دنيا رو از رو دوش عمو جونت ببيني تو خواب شايد بابايي سوقات برات بياره يه چادر قشنگ و يه جفت گوشواره چند روزه که مي بينم ديگه تاقت نداري تا لحظه اي پاهات و روي زمين بزاري سرت رو مثل هر شب مي خوام رو پام بزارم وقتي که خوابي از پات خار ها رو در بيارم
حاج عباس مفتاح.. من اون شمع سرا پا آتشم کز ناله خاموشم رخم نیلی و اندامم کبودو خودسیه پوشم آخیییی دادازغریبی3 همیشه طفل کوچک جا درآعوش پدر گیرد آخییی منه ویران نشین راس پدر باشد درآغوشم. (حالا داره با راس بریده ی بابا دردودل میکنه) 😭😭😭😭 بمیرم برای چشمای ترت بابا چرا خاکستریه موی سرت گمونم مهمونه خولی بودیوووو تو تنور بوده سر مطهرت بابا رسم مهمونی همینه بابا جون موی سوخته و سر غرق به خون کنارت اینقده هق هق کنم بابا اگه باز بری منم دق کنم گفت اگه بابا بیاد پاهامو نشونش بدم بابا ببین چقد پرتز آبله شد آخه خیلی پاهاش اذیتش میکرد امااااااا تا سر بریده را براش اوردند این دختر دیگه حرف خودشم یادش رفت 😭😭😭 دست کشید رو صورت بابا آی بمیرم دستش خورد به لبهای ترک خورده ی بابا هی میگفت بابا ،بابا دیدم تو مجلس یزید با چوب خیزران به لب و دندانت میزنند تشنگی شعله شدو چشم ترش را سوزاند آاااای هق هق بی رمقش دوروبرش را سوزاند😭😭😭 حتما همتون یه همچی صحنه ای رو دیدین دختر بچه مخصوصا یه چیزی رو بهانه میکنه هرچی براش میارن ارومش نمیکنه یه هق هقی میکنه اصلا اروم نمیگیره اول و اخر کار میگن باباش بگید بیاد اون میتونه ارومش کنه چونکه دخترا بابایی هستند😭😭😭 تو خرابه وقتی سر بابا رو اوردند دختر آروم شد یوقت امام سجاد علیه السلام نگاه کرد دید صدای بلبل خرابه قطع شد جلوتر اومد دید دختر کنار سربریده رو زمین افتاده گفت بابا دلخورم از تو روز عاشورا بی خداحافظی چرا رفتی (نوحه)👇👇👇👇 میگن یه کار خوبی یه جمع آسمونی شبونه شد رونه برای جان فشونی رو ناقه ها سوارند غم توی سینه دارند کبوترای آزاد اسیر عشق یارند.......
خونابه های لبتو می شورم با اشکام بابا خاکسترهای سرتو می گیرم با دستام بابا خدا نگه داره عمه رو اگه نبود می مردم می مردم سپر برای تنم می شد وقتی کتک می خوردم می خوردم باشه بذار چشام تو غربت بباره باشه بذار بگن که بابا نداره کجایی بابا شده نماز من شکسته کجایی بابا شده قیام من نشسته کجایی بابا بیا ببین تیممم به روی خاک صورتت با دست بسته ای بابا حکایتی شده مویم ای بابا شکستگی ابرویم ای بابا ببین کبوده بازویم باشه کوچه به کوچه روی نیزه ها رفتی خونه ی ما نیومدی باشه کنج تنور و طشت طلا رفتی خونه ی ما نیومدی کجایی بابا عزا گرفته دختر تو می خونه روضه خودش برای خواهر تو تو بازار شام دیدم که می فروشن یه گوشوارم رو با انگشتر تو ای بابا ببین دیگه زمین گیرم ای بابا سه سالمه ولی پیرم ای بابا شبیه زهرا می میرم
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ آن کوچه های شام ... بماند عزیز من رفتیم بزم عام ... بماند عزیز من @hosenih افتاد همچو سیب ، سری از فراز نی در بین ازدحام ... بماند عزیز من ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ باز باید سر کنم با خاطرات اربعین خاطرات گریه در صحن یل ام البنین از مرور خاطراتش نیز لذت می برم می نشستم رو به ایوان امیر المومنین خوب یادم هست هر موکب که رفتم ،پهن بود زیر پای زائرانت بالِ جبریل امین با چه شوقی تاول پاهای خود را می شمرد زائری که بود گویا با ملائک هم نشین دسته دسته وارد کرب و بلایت می شدیم گوئیا بودیم دستان خدا در آستین این سفر تا کربلا ای کاش برگشتن نداشت هاتفی می گفت با ما :فادخلوها خالدین من تمام سال را با اربعینت زنده ام ادعایی هم ندارم، عاشقی یعنی همین □ با زبان تازیانه هیچکس صحبت نکرد در میان راه هر جایی که میخوردم زمین
بسم الله الرحمن الرحيم مجموعه‌ای از رباعی و دوبیتی با عنوان با موضوع : ▶️ آغشته به خون کاش به دیدار نیاید یا نیزه‌نشین بر سرِ بازار نیاید در کنجِ خرابه همه گفتند: خدایا ای کاش که دختر بغلی بار نیاید **** بابای خوبم! کامِ تلخم را عسل کن این بی‌قراری را به آرامش بدل کن یک خواهش از تو دارم ای رأس بریده: از روی نی پایین بیا من را بغل کن **** بلبلِ خوش‌نوا شده خاموش تک و تنها و مضطر و بیهوش گریه می‌کرد و زیرِ لب می‌گفت: پس چه شد قولِ بوسه و آغوش؟ **** تیره‌روزی شبیهِ شب دارم من که "ام‌البکاء" لقب دارم هم‌چنان بی‌قرار آغوشم هم‌چنان بوسه‌ای طلب دارم **** من اگرچه سه‌ساله‌ام، پیرم دیگر از زنده‌بودنم سیرم سخت دل‌تنگت ای پدر هستم بغلم کن وگرنه می‌میرم **** معنای این اندوهِ سنگین را بفهمید بر دردهایش رمزِ تسکین را بفهمید این روزها خیلی دلم تنگ رقیه‌ست دختر بغل باید شود... این را بفهمید **** به سینه درد و غم بسیار دارد به روی چهره‌اش آثار دارد برای جرعه‌ای آغوشِ بابا چهل منزل فقط اصرار دارد **** حدیثِ عشق را آغاز کن باز پدرجان! دخترت را ناز کن باز در این ویرانه خیلی گریه کردم بیا آغوشِ خود را باز کن باز **** روحی زلال و پاک چون آیینه دارم داغی به قدرِ آسمان در سینه دارم در انتظار بوسه‌ای بر روی ماهم آغوش بگشا، حسرتی دیرینه دارم **** از چشم، جای اشکِ ماتم، خون ببارم من وارثِ اندوه و رنجی بی‌شمارم روزی در آغوشِ پدر می‌آرمیدم حالا به دامانِ بیابان سر گذارم **** بی‌حرمتی در کوچه و بازار هم بود تنها نه یک سیلی فقط، تکرار هم بود وای از پریشانیِ رگ‌های بریده آغوشِ آخر، آخرین دیدار هم بود **** آن ظهرِ پر خوف و خطر یادم نرفته آن نیزه‌دار خیره‌سر یادم نرفته هرچند روی خارِ صحرا جان سپردم نرمیِ آغوش پدر یادم نرفته **** طفلک تمامِ هستی اش تاراج باشد سینه سپر، سیلی خورِ امواج باشد روزی نیاید کاش بابا روی نیزه، دختر به آغوشِ پدر محتاج باشد **** جای کبودی را به بابایش نشان داد شرحی غم‌انگیز از جفای ساربان داد افتاد سر در دامنِ طفلِ سه‌ساله در التماسِ لحظه‌ای آغوش جان داد **** پدر! بر تنم جای سیلی به‌جاست بغل کن مرا، ورنه جانم فداست برای کنیزی مرا می‌برند بر این "ناروا" گر بمیرم، "رواست" **** درمانِ من و دوای من باشد و بس سوزِ دلِ بینوای من باشد و بس ای شمر! بلند شو از آن جای بلند آغوشِ پدر برای من باشد و بس **** در خواب دیدم وعده ای داد و عمل کرد با بوسه‌ای شیرین، دهانم را عسل کرد اصلا اسیرِ دستِ نامردان نبودم بابا خودش آمد مرا محکم بغل کرد **** پایان شب‌های سیاه و تارم آمد بابا: یگانه مونس و غم‌خوارم آمد ای کاش من را سخت در آغوش گیرد شاید دوباره خنده بر رخسارم آمد **** تا آخرِ عمرم سیه‌پوشِ تو هستم عالَم بداند من بلانوشِ تو هستم تو روی نِی هستی و من هم در خیالم بابا! فقط سرگرمِ آغوشِ تو هستم **** حالی پریشان دارم و بشکسته بالی، با من بگو کِی می‌رسد روزِ وصالی در خواب دیدم: گرمِ آغوشِ تو هستم من راضی‌ام، حتی به آغوشِ خیالی ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ از سمت خانه تا سر میدان حسینیه است از کوچه تا تمام خیابان حسینیه است زنجان و قم، شلمچه و مهران حسینیه است تا مشهد الرضای خراسان حسینیه است این‌روزها سراسر ایران حسینیه است ما در خط امام حسینیم تا ابد در هیأت امام حسینیم تا ابد قدقامت امام حسینیم تا ابد ما ملت امام حسینیم تا ابد این سینه‌ها به عشق شهیدان حسینیه است @hosenih سر، می‌رود به خنجر و معجر نمی‌رود دل از امام خویش جلوتر نمی‌رود آزاده زیر یوغ ستمگر نمی‌رود اسلام زیر بیرق کافر نمی‌رود شکر خدا هنوز جماران حسینیه است امسال سال سینه‌زنی‌های دیگری است این جوشش و خروش هم از جای دیگری است دنیا به جنبش آمده، دنیای دیگری است فردای این حسینیه فردای دیگری است از بوی یوسف است که کنعان حسینیه است @hosenih سمت اشاره‌ی شهدا پیش روی ماست شور نجف به کرب و بلا پیش روی ماست إنّ الحسین یجمعُنا پیش روی ماست تا شوق رفتنیم، خدا پیش روی ماست دریا همیشه در شب طوفان حسینیه است فردای روشن وطنم! راه روشنم! نقاشی شکفته، امید شکفتنم! با عشق و با حماسه تو را رنگ می‌زنم امروز قاب عکس بزرگی است میهنم هرجا که روشن است و چراغان، حسینیه است ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
◾️ اشعار_شهادت_و_مصائب_اهل_بیت ◾️ شهادت_امام_حسن_مجتبی ع ◾️ متن غزل مدح امام حسن تمام هستِ منی یا کریم آل الله سلام من به تو بادا کریم آل الله ببین که سائل تان آمده نگاهی کن!! تو ای ستاره ی زیبا کریم آل الله مران مرا ز درت بی پناه میگردم قسم به زینب کبری کریم آل الله نوشته ام که تو عشق منی عزیز الله منم گدای تو آقا کزیم آل الله رسیده فصل غمت من در آسمان دیدم هلالِ غم شده پیدا کریم آل الله جهان گرفته عزا در شب عزای تو نگین سبز دو دنیا کریم آل الله ز ازدیاد غمت بی بهانه میگرید دو چشم حضرت طاها کریم آل الله فقط نه جَدِ ّشما بلکه نه فلک آقا غمینِ تو شده یارا کریم آل الله به پای ماتمتان مثل ابر بارانم بنفسی انتَ دل آرا کریم آل الله مگر که زهر ستم حاصل مرامت بود امیر و ناجی فردا کریم آل الله نشسته زهر ستم بر تنت چرا آقا؟ بگو تو والی و والا کریم آل الله ز درد دور خودت حلقه میزنی ای وای فتاده ای تک و تنها کریم آل الله غریق خون شده طشت مقابلِت آقا پریده رنگ تو مولا کریم آل الله بگو زکینه چه زهری عدو به تو داده که پاره کرد جگرت را کریم آل الله ز حالِ تو شده غمبار حال عرش خدا غمِ تو گشته مُعّما کریم آل الله بیا به خاطر حق پیش خواهرت زینب نکش بروی زمین پا کریم آل الله صدای مادرتان میرسد که میگوید غریب و مضطر زهرا کریم آل الله مثال مادر غم پرورت پریشانیم ز داغت حضرت دریا کریم آل الله شاعر: @majmaozakerine