eitaa logo
دانلود
فک کنم دوباره سرما هم خوردم
واقعا داشتم فک میکردم چقد راحت میشه منو خوشحال کرد--
و به همون سرعت یا حتی بیشتر ناراحت--
در حالی که تو نشون دادن هر دو افتضاحم
خیلییی شده که بهم بگن خیلی ریلکسی..خیلی برات مهم نیست در صورتی که اونا نمیدونن چی تو مخم میگذره :)
نوجوانی تو این زمانه واقعا سخته
چون مداممم خودت رو تو مقایسه با بقیه می‌زاری و اونجاست که میفهمی چقد تنهایی، چقد خوب نیستی، چقد فرق داری :)
می‌تونه برعکس هم باشه، با مقایسه به این نتیجه برسی که تو با خانوادت خیلی صمیمی ای، حرفایی که تو با مامانت میزنی رو خیلی ها با دوست صمیمیشون نمیزنن، یا اینکه چقدر نسبت به اعتماد به نفس بقیه که با آسمون میرسه و واقعا تو هیچ کاری خوب نیستن تو خوبی یا اینکه همون فرق هاست که شخصیتت رو درست میکنه
ولی آخر شب وقتی خودتی و بالشت و سقف فکر های دیگه ای میاد به ذهنت :)
اولا فکر میکردم اثرات اینستا و فضای مجازیه که من توهم افسرده بودن زیاد فکر کردن دارم ولی تو این یک ماه و یک روز فهمیدم که اونا فقط داشتن بهم یاد آوریش میکردن :)
خیلی وقت پیش با یه بنده خدایی حرف میزدم که اونم همینطور فکر میکرد...امشب دیدمش که با نامزدش اومده بود :))))