وَ
انسان پساز جانکندن برای هضم تنهاییش،
[حالا جان میکند
که بتواند دلتنگی را دوام بیاورد..!]
از حاصل عمر بههدر رفتهام، ایدوست!
ناراضیام اما گلهای از تو ندارم..
[ای بغض فرو خفته مرا مرد نگهدار
تا دست خداحافظیاش را بفشارم!]