ـ شـَرم مےگفت نِگاهَت نَکنَم ، گفتَم چَشم !
[عِشق] میخواست ببینَد نَظَری ، دَعـوا شد ..!
ـ عـٰاشقم گـَر نیستی لطفی بکن نِفرت بـِوَرز ..
بیتَفاوت بودَنَت هَر لَحظه آبـَم میکنَد ..!
عجب عکسی فرستادی، زبانت قند و لب قندان ..
[نمیدانم چه نامم من، تو را حوری که یا انسان ..]