أعظَمَ اللهُ اجورَنا بمُصابِنا بِالحُسَینِ، وَ جَعَلَنا و ایّاکُم مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَع وَلیّهِ الامامِ المَهدیِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ...
نقلشده از امام سجاد(ع):
لَمّا صَبَّحَتِ الخَيلُ الحُسَينَ عليه السلام، رَفَعَ يَدَيهِ و قالَ:
صبح [عاشورا]، چون امام حسين عليه السلام چشم گشود و لشكر [دشمن] را ديد، دستانش را بالا برد و گفت:
اللّهُمَّ أنتَ ثِقَتي في كُلِّ كَربٍ، و رَجائي في كُلِّ شِدَّةٍ، و أنتَ لي في كُلِّ أمرٍ نَزَلَ بي ثِقَةٌ وعُدَّةٌ، كَم مِن هَمٍّ يَضعُفُ فيهِ الفُؤادُ، و تَقِلُّ فيهِ الحيلَةُ، و يَخذُلُ فيهِ الصَّديقُ، و يَشمَتُ فيهِ العَدُوُّ، أنزَلتُهُ بِكَ و شَكَوتُهُ إلَيكَ رَغبَةً مِنّي إلَيكَ عَمَّن سِواكَ، فَفَرَّجتَهُ و كَشَفتَهُ، و أنتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعمَةٍ، و صاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ، و مُنتَهى كُلِّ رَغبَةٍ.
«خداوندا! تو تكيهگاه من در هر سختى، و اميد من در هر گرفتارى هستى. در هر رويدادى كه براى من اتّفاق مىافتد، تو تكيهگاه و ساز و برگِ منى. بسى پريشانى[ها] كه دل، در آن[ها] سست مىشود و چاره، اندک مىگردد و دوست، انسان را وا مىگذارد و دشمن، شماتت مىكند كه من، از سرِ رغبت به تو، و نه ديگران، شكايتش را نزد تو آوردهام و تو در آن، برايم گشايش قرار دادهاى و آن را برطرف ساختهاى! تو، ولىّ هر نعمت و صاحبِ هر نيكى و نهايتِ هر مقصودى هستى».
#محرم
#عاشورا
#برش_کتاب
الإرشاد، ج ۲، ص ۹۶؛ تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۲۳؛ دانشنامهٔ امام حسین(ع)، ج ۶، ص ۸۹
شدت جنگ در نیمهٔ روز عاشورا
شمر بن ذى الجوشن، حمله كرد؛ ولى در برابرش ايستادگى كردند.
ياران [سوارهٔ] حسين عليه السلام، با آن كه تنها ٣٢ سوار بودند، به شدّت مىجنگيدند و بر هيچ سويى از لشكر كوفه حمله نمىبُردند، جز آنكه آن را مىشكافتند. پس عمر بن سعد، حُصَين بن نُمَير را با پانصد تير انداز، فرا خواند. آنان، جلو آمدند تا به نزديک حسين عليه السلام و يارانش رسيدند و آنان را تيرباران كردند.
اندكى نگذشت كه مَركبهايشان را از پاى در آوردند و با آنان جنگيدند تا ظهر، فرا رسيد و كار جنگ، بالا گرفت؛ امّا ياران ابن سعد، نتوانستند جز از يك جبهه، بر آنانْ وارد شوند؛ زيرا خيمههايشان، گِرد هم و به يكديگر، نزديك بود. از اين رو، عمر بن سعد، پيادگان را فرستاد تا خيمهها را از چپ و راستشان ويران كرده، از هم جدا كنند و سپس به محاصرۀ خود در آورند؛ امّا ياران حسين عليه السلام، در دستههاى سه، چهار نفرى، ميان خيمهها پنهان مىشدند و بر هر يك از آنها كه مشغول ويران كردن خيمهها و غارت آنها بود، يورش مىبردند و از نزديک، او را مىزدند و مىانداختند و مىكُشتند.
پس عمر بن سعد، فرمان داد كه خيمهها را با آتش بسوزانند. حسين عليه السلام نيز به يارانش فرمود:
دَعوهُم فَليُحرِقوها، فَإِنَّهُم لَو قَد حَرَّقوها لَم يَستَطيعوا أن يَجوزوا إلَيكُم مِنها
«بگذاريد تا آنها را بسوزانند، كه اگر چنين كنند، نمىتوانند از آن بگذرند و به شما برسند».
آنها خيمهها را سوزاندند و همان گونه شد كه حسين عليه السلام گفته بود.
تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۳۷؛ الکامل في التاریخ، ج ۲، ص ۵۶۶؛ شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۸۴۳.
#محرم
#عاشورا
#برش_کتاب
نماز جماعت در ظهر عاشورا به امامت حسين(ع)
هنگام نماز ظهر شد. حسين عليه السلام به زُهَير بن قَين و سعيد بن عبد الله، فرمان داد تا با حدود نيمى از يارانش، جلوى ايشان بِايستند. سپس امام عليه السلام با آنان، نماز خوف گزارد.
به سوى حسين عليه السلام، تيرى پرتاب شد. سعيد بن عبد الله حنفى، جلوى امام عليه السلام ايستاد و با جانش از او محافظت كرد، بى آن كه به چپ و راست برود، تا آنكه بر اثرِ تيرهايى كه خورده بود، به زمين افتاد، در حالى كه مىگفت:
اللّهُمَّ العَنهُم لَعنَ عادٍ وثَمودَ، اللّهُمَّ أبلِغ نَبِيَّكَ عَنِّي السَّلامَ، وَ أبلِغهُ ما لَقيتُ مِن ألَمِ الجِراحِ؛ فَإِنّي أرَدتُ ثَوابَكَ في نَصرِ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ.
خدايا! آنان را همچون عاد و ثمود، لعنت كن. خدايا! سلام مرا به پيامبرت برسان و از درد و رنج زخمهايم، به او خبر ده كه هدفم از يارىِ فرزندان پيامبرت، [كسب] ثواب تو بوده است.
سپس، شهيد شد -كه خشنودى خدا بر او باد- و افزون بر جاى ضربههاى شمشير و زخم نيزهها، سيزده تير در [بدن] او يافتند.
الملهوف، ص ۱۶۵؛ مقتل الحسین (خوارزمی)، ج ۲، ص ۱۷؛ شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۱، ص ۸۴۶.
#محرم
#عاشورا
#برش_کتاب
عمرو بن حَجّاج، در جناح راست سپاه عمر بن سعد، از كناره فرات به حسين عليه السلام حمله بُرد و لشكر حسين عليه السلام، ساعتى به هم ريخت و مسلم بن عَوسَجه اسدى، نخستين يار حسين عليه السلام بود كه بر زمين افتاد. سپس، عمرو بن حَجّاج و يارانش، باز گشتند.
غبار كه برطرف شد، ديدند كه مسلم، بر زمين افتاده است. حسين عليه السلام به سوى او رفت. هنوز نيمهجانى داشت. حسين عليه السلام [به او] فرمود:
رَحِمَكَ رَبُّكَ يا مُسلِمَ بنَ عَوسَجَةَ «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً».
«اى مسلم بن عَوسَجه! خدايت رحمت كند! «برخى از آنان، پيمان خويش راى به انجام رساند [و به شهادت رسيدند]؛ و برخى، چشم به راه [شهادت] نشستهاند و هرگز تغيير و تبديلى [در پيمان خود] ندادهاند»».
حبيب بن مُظاهر، به او نزديك شد و گفت:
عَزَّ عَلَيَّ مَصرَعُكَ يا مُسلِمُ، أبشِر بِالجَنَّةِ.
اى مُسلم! مرگت بر من گران است؛ امّا تو را به بهشت، بشارت باد!
مسلم، با صداى ضعيفى به او گفت:
بَشَّرَكَ اللهُ بِخَيرٍ.
خداوند، به تو بشارت خير دهد!
حبيب به او گفت:
لَولا أنّي أعلَمُ أنّي في أثَرِكَ لاحِقٌ بِكَ مِن ساعَتي هذِهِ، لَأَحبَبتُ أن توصِيَني بِكُلِّ ما أهَمَّكَ، حَتّى أحفَظَكَ في كُلِّ ذلِكَ بِما أنتَ أهلٌ لَهُ فِي القَرابَةِ وَالدّينِ.
اگر نبود كه مىدانم تا ساعتى ديگر، خود به تو مىپيوندم، دوست داشتم كه به هر چه برايت اهمّيت داشت، وصيّت مىكردى تا به خاطر خويشاوندى و همكيشى، آنها را برايت به انجام مىرساندم.
مسلم گفت:
بَل أنَا اُوصيكَ بِهذا رَحِمَكَ اللهُ و أهوى بِيَدِهِ إلَى الحُسَينِ عليه السلام أن تَموتَ دونَهُ
من، به تو خدا رحمتت كند، سفارش اين را مىكنم (و با دستش به حسين عليه السلام اشاره كرد) كه جانت را در دفاع از او بگذارى.
حبيب گفت:
أفعَلُ و رَبِّ الكَعبَةِ.
به خداى كعبه سوگند، چنين مىكنم!
مسلم، خيلى زود، در دستان ياران حسين عليه السلام جان داد.
تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۳۵؛ الکامل في التاریخ، ج ۲، ص ۵۶۵؛ الإرشاد، ج ۲، ص ۱۰۳؛ وقعة الطف، ص ۲۵۸-۲۵۹؛ دانشنامهٔ امام حسین(ع)، ج ۶، ص ۳۶۵-۳۶۶
#محرم
#عاشورا
#برش_کتاب
سپس حسين عليه السلام، با زنان، وداع كرد. سكينه، شيون مىكرد. امام عليه السلام، او را به سينهاش چسباند و فرمود:
سَيَطولُ بَعدي يا سُكَينَةُ فَاعلَمي/ مِنكِ البُكاءُ إذَا الحِمامُ دَهاني
لا تُحرِقي قَلبي بِدَمعِكِ حَسرَةً/ ما دامَ مِنِّي الرّوحُ فِي جُثماني
وإذا قُتِلتُ فَأَنتِ أولى بِالَّذي/ تَأتينَهُ يا خَيرَةَ النِّسوانِ
اى سكينه! بدان كه پس از من، گريهات طولانى
خواهد بود/ هنگامى كه مرگ، مرا در يابد.
با اشک حسرتت، دلم را آتش مزن/ تا آن گاه كه روح در بدن دارم
و چون كشته شدم، تو سِزامَند گريستنى/ اى بهترينِ زنان!
المناقب (ابن شهرآشوب)، ج ۴، ص ۱۰۹؛ شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۲۴۵.
#محرم
#عاشورا
#برش_کتاب
قالَ الرّاوي:
ثُمَّ إنَّ الحُسَينَ عليه السلام دَعَا النّاسَ إلَى البِرازِ، فَلَم يَزَل يَقتُلُ كُلَّ مَن بَرَزَ إلَيهِ، حَتّى قَتَلَ مَقتَلَةً عَظيمَةً، وهُوَ في ذلِكَ يَقولُ:
راوى مىگويد:
آن گاه حسين عليه السلام، دشمن را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همۀ كسانى را كه به جنگش مىآمدند، از ميان بر مىداشت تا آن جا كه تعداد فراوانى از آنها را كُشت و در اين حال، مىفرمود:
القَتلُ أولى مِن رُكوبِ العارِ
وَ العارُ أولى مِن دُخولِ النّار
«مرگ، از ننگ، بهتر است
و ننگ، از ورود به آتش بهتر است».
الملهوف، ص ۷۰؛ مثیر الأحزان، ص ۷۲؛ شرح الأخبار، ج ۳، ص ۱۶۳، ح ۱۰۹۱؛ بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۵۰
الصحیح من مقتل سیدالشهداء، ج ۲، ص ۲۳۵؛ شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۲۵۰
رزم شجاعانهٔ حسینی
شدّت عليه رجّالة ممّن عن يمينه و شماله، فحمل على مَن عن يمينه حتّى ذُعروا، و على مَن شماله حتّى ذُعروا!
پيادگانى از چپ و راست، به او حمله بُردند و حسين عليه السلام هم به سمت راستِ خود، يورش بُرد و آنان را پراكنده كرد. همچنين به سمت چپش حمله كرد و آنان نيز متفرّق شدند.
فو اللّٰه ما رأيت مكسوراً قط- و قد قتل ولدُه و أهلُ بيتِه و أصحابهُ- أربطَ جأشاً و لا أمضى جَناناً و لا أجرأ مَقدِماً منه! واللّٰه ما رأيت قبله ولا بعده مثلَه!
به خدا سوگند، تا كنون شكستخوردهاى را كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند و اين گونه استوار و پُردل و جسور مانده باشد، نديده بودم و به خدا سوگند پيش از او و پس از او نيز نديدهام.
إن كانت الرجّالة لتنكشف من عن يمينه وشماله إنكشاف المعزىٰ إذا شدّ فيها الذئب!
پيادگان، از چپ و راست او مىگريختند و مانند فرار بُزها به هنگام حملۀ گرگ، از هم شكافته مىشدند.
وقعة الطف، ص ۲۸۷؛ نیز: تاریخ الطبري، ج ۵، ص ۴۵۲؛ الکامل في التاریخ، ج ۲، ص ۵۷۲؛ شهادتنامهٔ امام حسین بر پایهٔ منابع معتبر، ج ۲، ص ۲۵۱؛ الصحیح من مقتل سیدالشهداء، ج ۲، ص ۲۳۵-۲۳۶؛
#محرم
#عاشورا
#برش_کتاب
🔴 بدترین اثر تخدیری...
💠 شهید آیت الله دکتر بهشتی:
مکرر در بحثهای مربوط به امام زمان علیه السلام عرض کرده ام، اگر قرار باشد مسئله امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و انتظار فرج او ، نتیجه اش در ما این باشد که دست روی دست بگذاریم تا او بیاید همه کارها را درست بکند ، این درست بدترین اثر تخدیری است که ممکن است یک اعتقاد امیدزا داشته باشد.
📚 منبع: کتاب ارزشها در نگاه شهید بهشتی
🆔 @hojjatiyeh
اتوبوسهای پردیسان به حرم حضرت معصومه(س)، مسیر نسبتاً طولانیای دارن و میشه کتاب صوتی گوش داد.
پ. ن: میتونین این کتاب صوتی رو توی سایت مرحوم آقای #مصباح_یزدی رایگان دانلود کنین. ویریش جدید کتاب هم هست.
هدایت شده از گروه تبلیغی فضل بن شاذان
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان و آرزوی قبولی عزاداریهای شما
مدرسه تازه تاسیس علمیه حضرت ولی عج الله فرجه الشریف شهرستان نیشابور واقع در قدمگاه رضوی الحمد لله امسال توانسته اند با برنامه هایی که در سال جاری داشته اند حدود 80 دانش آموز را جذب حوزه علمیه برای سربازی امام زمان عج داشته باشند
متأسفانه مدرسه از جهت امکانات مادی به خاطر تازه تاسیس بودن کمی دچار مشکل است و از جمله این که هم اکنون نیاز به 100 تخت خواب دارند
در ضمن مدرسه در سال 1398 تاسیس شد و الحمد لله در سال 1404 مدرسه نمونه خراسان رضوی با رتبه اول معرفی گردید.
هم اکنون مدرسه نیازمند 100 تخت خواب است که حقیر درصدد تهیه این تعداد تخت خواب در آمده ام که مبلغی حدود 400 میلیون تومان هزینه آن میشود.
انشاء الله در راه تربیت سرباز برای حضرت ولی عصر عج بتوانیم قدمی برداریم.
کسانی که دوست داشتند در این امر خیر قدمی بردارند به شماره کارت زیر مبالغشان را واریز کنند.
5041721072061097
یاسر سعادتی
با صد گِلِه از درد فراق تو، خموش است
گر هیچ ندارد دل من، حوصله دارد
#رفیع_مشهدی
قم، مسجد جمکران، ۳ خرداد ۱۴۰۵