eitaa logo
مطرود🇮🇷
161 دنبال‌کننده
836 عکس
171 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
یادمه زمانی که دربارهٔ عبارت «و السر المستودع فیها» پیام گذاشتم و گفتم که ظاهراً این عبارت اصلاً در منابع روایی و حدیثی به معصومان نسبت داده نشده و از کلمات عالمان هست، یه نفر توی ربات ناشناس پیام داده بود به عنوان نقد یا اعتراض که شما روش اعتبارسنجی‌ای که برای احادیث دارین، روش نجفی هست که سخت‌گیرانه‌س، نه روش قمی که این سخت‌گیری رو نداره. اون موقع جواب ایشون رو دادم. الآن هم یادآوری می‌کنم که اولین گام در اعتبارسنجی، اینه که ببینی متنی که باهاش روبه‌رو هستی، اصلاً حدیث هست یا نه! یعنی اصلاً به معصوم نسبت داده شده یا نه. چه ضرب‌المثل‌ها و جملات معروفی که به معصوم نسبت داده می‌شه بین مردم یا حتی بعضی علما، در حالی یا اصلاً حدیث نیستن و بی ریشه هستن، یا عبارتی هستن ساختهٔ غیرمعصوم، که برگرفته از احادیثه (پس لفظ به معصوم نسبت داده نشده، بلکه معنا از احادیث گرفته شده). منصرف شدن از اولین گام اعتبارسنجی، تساهل و تسامح بی‌جاست، نه روش اعتبارسنجی قمی! این مقاله رو هم تازه نگاه کردم و چون دربارهٔ عبارت «السر المسودع فیها» هست، خواستم به اشتراک بذارم: https://mfh.journals.ikiu.ac.ir/article_3717.html
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قم، حرم حضرت معصومه(س)، صحن امام هادی(ع)، ایوان طلا ۱۴۰۵/۰۵/۰۳
مطرود🇮🇷
قم، حرم حضرت معصومه(س)، صحن امام هادی(ع)، ایوان طلا ۱۴۰۵/۰۵/۰۳
[حرم مطهر حضرت معصومه، ورودی صحن صاحب الزمان به شبستان امام خمینی، نزدیک مزار آیت‌الله بروجردی] یه آقای نسبتاً مُسِنّ با لهجهٔ اصفهانی: این آقا که مردم دورش رو گرفته‌ن و می‌خوان باهاش عکس بگیرن، کی هستن؟ من: پدر شهید زهرا گلپایگانی، داماد رهبر شهید. - آقای محمدی گلپایگانی هستن؟ - بله، خودشون هستن. - خدا بخشون صبر بده... چند لحظهٔ بعد، همون آقا رو دیدم که می‌خواست دستِ آقای محمدی گلپایگانی رو ببوسه؛ اما ایشون دستشون رو سریع کشیدن عقب و اجازه ندادن و بعدش هم سلام و علیک و روبوسی...
گرهی که با نجف باز می‌شود را، با دندان باز نکنید...
صائب‌تبریزی: در طریقِ عشق هر جا می‌گذاری پا، سرست موجِ این وادی رگِ جان، ریگ این صحرا سرست...
دنبالِ تو می‌گردم ای صاحبِ مَشایه بی‌ تو طولانیه این مسیر گِریم می‌گیره بی‌اختیار بی تو دیگه چند تا اربعین اللَّهُمَّ طالَ الاِنْتِظَار...
برای با تو نشستن اگرچه من هیچم برای بودن با من تو بهترین نفری... +اربعین ۱۴۴۸
هدایت شده از مُستَبین
کینه سیاسی از مدعیان اطاعت از رهبری انتظار نیست کاری کنند که دفتر آن بزرگوار در شرایط جنگی ناچار به تکذیب شود. شما که شیوه قائد شهید را در ایجاد وحدت بین قوا دیده‌اید. شاید تاریخ و سیره خوب نمی‌دانیم؛ اگر شیخ فلسفه و عرفانیم ولی این و آن را تکفیر و لعن می‌کنیم؛ یا اگر حزب‌الله را به سیادت خود گره زده‌ایم؛ بدانیم که شیوه ائمه با مخالفان خود چنین نبوده است، امیرالمؤمنین و قائد الغر المُحجّلین فرمود: از اختلاف دوری کنید و هر کس شعار تفرقه داد با او برخورد کنید و لَوْ كَانَ تَحْتَ عِمَامَتِي هَذِه‌. نهج البلاغه، کلام 127
این هم بن‌بستِ کتاب‌خوان‌ها. تهران، خیابانِ فردوسی. https://t.me/gozinguye04
به ذهنم اومد متن اوّلیّۀ مقالۀ جدید رو به هوش مصنوعی بدم و چند تا سؤال بنویسم؛ مثل اینکه ارزیابی علمی-محتواییش دربارۀ مقاله چیه، یا اینکه حدسش دربارۀ اینکه نویسنده توی چه سنّی هست. قبلاً چنین کاری رو دربارۀ مقاله‌های قبلی نکرده بودم. ارزیابی علمیش جالب بود؛ هرچند جای مناقشه هم داشت. حدس‌هاش درباره‌م خیلی دقیق نبود. به نظرش، نویسنده شخصی هست بین ۳۰ تا ۴۰ سال، و از طلبه‌های درس خارج و سطح ۴. هیچ‌کدوم از حدس‌ها درست نبودن. یه مقدار دستِ بالا گرفته بود.
﴿أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً﴾ (نساء، ۸۲) آیا دربارهٔ قرآن نمی‌اندیشند که اگر از ناحیه غیر خدا بود، اختلافات فراوانی در آن می‌یافتند. تدبر در اصل از مادهٔ «دبر»(بر وزن ابر) به معنای پشت سر و عاقبت چیزی است، بنا بر این، تدبر یعنی بررسی نتائج و عواقب و پشت و روی چیزی، و تفاوت آن با «تفکر»، این است که تفکر مربوط به بررسی علل و خصوصیات یک موجود است، اما «تدبر» مربوط به بررسی عواقب و نتائج آن است. از آیهٔ فوق چند مطلب استفاده می‌شود: ۱- مردم موظف‌اند که دربارهٔ اصول دین و مسائلی همانند صدق دعوی پیامبر(ص) و حقانیت قرآن مطالعه و بررسی کنند و از تقلید و قضاوت‌های کور کورانه بپرهیزند. ۲- قرآن -بر خلاف آنچه بعضی می‌پندارند- برای همه قابل درک و فهم است؛ زیرا اگر قابل درک و فهم نبود دستور به"تدبر"در آن داده نمی‌شد. تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۶-۲۸
﴿وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی اَلرَّسُولِ وَ إِلیٰ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ اَلَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ اَلشَّیْطٰانَ إِلاّٰ قَلِیلاً﴾ (نساء، ۸۳) ترجمه: و هنگامی که خبری از پیروزی و شکست به آن‌ها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع می‌سازند، و اگر آن را به پیامبر و پیشوایان (که قدرت تشخیص کافی دارند) ارجاع کنند، از ریشه‌های مسائل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا نبود همگی، جز عده کمی، از شیطان پیروی می‌کردید. در این آیه به یکی دیگر از اعمال نادرست منافقان و یا افراد ضعیف الایمان اشاره کرده می‌فرماید: «آن‌ها کسانی هستند که هنگامی که اخباری مربوط به پیروزی و یا شکست مسلمانان به آنان برسد، بدون تحقیق، آن را همه جا پخش می‌کنند» و بسیار می‌شود که این اخبار، بی اساس بوده و از طرف دشمنان به منظورهای خاصی جعل شده و اشاعه آن به زیان مسلمانان تمام می‌گردد. (وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ) «در حالی که وظیفه دارند اینگونه اخبار را قبل از هر کس با رهبران و پیشوایانشان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و فکر عمیق آنها استفاده کنند» و بدون جهت نه مسلمانان را گرفتار عواقب غرور ناشی از پیروزی‌هایی خیالی کنند، و نه روحیه آن‌ها را به خاطر شایعات دروغین مربوط به شکست تضعیف نمایند. (وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلیٰ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ). «یستنبطونه» در اصل از مادهٔ «نبط» (بر وزن فقط) است و به معنی نخستین آبی است که از چاه می‌کشند و از ریشه‌های زمین استخراج می‌گردد، و به همین جهت استفاده کردن هر حقیقتی از دلائل و شواهد مختلف و استخراج کردن آن از مدارک موجود، «استنباط» نامیده می‌شود، خواه در مسائل فقهی باشد یا در مسائل فلسفی و سیاسی و علمی. منظور از أُولِی الْأَمْرِ (صاحبان فرمان) در اینجا کسانی هستند که قدرت تشخیص و احاطهٔ کافی به مسائل مختلف دارند، و می‌توانند «حقایق» را از «شایعات بی اساس» و مطالب راستین را از نادرست برای مردم روشن سازند، که در درجه اول پیغمبر ص و ائمه اهل بیت(ع) جانشینان او و در درجه بعد دانشمندانی هستند که در این گونه مسائل صاحب‌نظرند. تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۹-۳۱