eitaa logo
مطرود🇮🇷
161 دنبال‌کننده
836 عکس
171 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹حکایت خرابه شام نسخه خطی کامل بهائی (متعلق به کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد) . در این نسخه نیز حکایت دخترکی چهارساله و مجهول النسب بیان شده که در خواب پدر خود را دیده و گفته است: پدرم کجاست؟ https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام نسخه خطی کامل بهائی متعلق به کتابخانه شهید صدوقی یزد که حکایت مشهور را به طفلی از اصحاب حسین (ع) نسبت داده است. https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام کامل بهائی نسخه خطی کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی (شماره 809): «دخترکی بود چهارساله. گرمگاهی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من کجاست که من این ساعت او را به خواب دیدم، سخت عجب». https://t.me/bazmeghodsian2
🔸حکایت خرابه شام کامل بهائی نسخه خطی کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی (شماره 14264): «دخترکی بود چهارساله . گرمگاهی از خواب بیدار شد و گفت پدر من کجاست که این ساعت او را به خواب دیدم، سخت عجب». https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام کامل بهائی نسخه خطی کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی (شماره 3008): «دخترکی بود چهارساله . از خواب بیدار شد و گفت : پدر من کجاست که این ساعت او را به خواب دیدم، سخت پریشان». https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام کتاب «أحسن الکبار» علوی ورامینی نیز همچون «کامل بهائی» به نقل از «حاویه» مأمونی داستان دختر چهارساله را ذکر کرده و او را به امام حسین (ع) نسبت نداده و به عنوان دختری مجهول النسب از آل رسول یاد کرده است. 🔻«عورات و اطفال را وعده های نیکو می دادند که پدر شما به فلان جای رفته است اینک بازآید. بدین سخنان روزی چند بگذشت. کودکی طلب پدر خویش می کرد گفت: یا مادر! این ساعت پدر را به خواب دیدم. زنان و کودکان به گریه درافتادند و فغان و غلغله برآمد. یزید لعین خفته بود. بیدار شد و گفت این جمع را چه بوده است و چه رسیده است؟ حاجبان تفحّص کردند احوال به یزید بازگفتند. بفرمود تا سر پدر او را بیاوردند و در کنار او نهادند. آن کودک چهارساله بود. گفت: این چیست؟ لعنتی [لعینی] گفت: سر پدر توست. کودک فریاد برآورد و بترسید و رنجور شدند و در آن چند روز آن طفل جان به حق تسلیم کرد». https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام نسخه خطی «لوامع الانوار فی معرفة الائمة الاطهار» علی بن حسن زواره ای از عالمان بزرگ شیعه در قرن دهم. وی نیز مطلقا سخنی از انتساب به امام (ع) به میان نیاورده و نوشته: «و دختری چهارساله بود آنجا وفات یافت و تفصیل این در مقتلها آورده اند». https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام نسخه خطی کتاب «السنی فی قتل أولاد النبی (ص)» از تألیفات مأمونی صاحب حاویه ، که منبع کتاب کامل بهائی و سایر کتب است. دراین اثر حکایت به همان کیفیت که در نسخ کهن کامل بهائی آمده ذکر شده و مطلقا انتساب به امام (ع) در آن نیامده است. «انّ یزید لمّا أنزل آل النبی بیتاً من بیوت داره کان فیهم صبیة.. ابنة أربع سنین، وکانت مشتاقة إلی ابیها، وکانوا یکتمون ذلک عنها.. فانتبهت من منامها فی الهاجرة وقالت: یا امّاه رأیت أبی فی المنام.. وأین هو؟ فصیحن بأجمعهنّ. فبعث إلیهنّ یزید أن یسألهنّ؛ وذلک أنه کان فی مقیله فانتبه لصحیهنّ، فسألهنّ فقلن: إنّ هذه الصبیة رأت أباها فی المنام، وقصصن علیه القصة. فأخبره بذلک وأمره اللعین بطرح رأس أبیها فی حجرها. فعلوا کذلک فصاحت: ما هذا؟ فقالوا: رأس أبیک. ففزعت الصبیة وفاضت وماتت». 📚السنی فی قتل أولاد النبی (ص) (نسخه خطی کتابخانه سلیمیه در شهر ادرنه ترکیه). https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام نسخه خطی کامل بهائی کتابت 1007ق ظ (موجود در کتابخانه مجلس) در حاویه آمد که زنان خاندان حال پدران بر کودکان پوشیده می داشتند و وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته است باز می آید. تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکی بود چهارساله. از خواب بیدار شد و گفت: پدر من کجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان! زنان و کودکان، جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزید لعین خفته بود از خواب بیدار شد و حال تفحص کردو خبر بردند که حال چنین است. آن لعین در حال بفرمود که بروند و سر پدر او بیاورند و در کنار او نهند. ملاعین گفت [کذا] سر بیاوردند و در کنار آن کودک چهارساله نهادند. گفت: آن چیست؟ ملاعین گفت [کذا]: سرِ پدر توست. آن کودک بترسید و فریاد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد. https://t.me/bazmeghodsian2
🔹حکایت خرابه شام کامل بهائی (نسخه خطی کتابخانه ملّی) در حاویه آمد که زنان خاندان حال پدران بر کودکان پوشیده می داشتند و وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته باز می آید. تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکی بود چهارساله. از خواب بیدار شد و گفت: پدر من کجاست که این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان! زنان و کودکان، جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزید لعین در حال بفرمود که بروند و سر پدر او بیاورند و در کنار او نهند. ملاعین، سر بیاوردند و در کنار آن کودک نهادند. پرسید که این چیست؟ گفتند: سرِ پدر توست. آن کودک بترسید و فریاد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد. https://t.me/bazmeghodsian2
🔹پایان نسخه تحریف شده «کامل بهائی» چاپ سنگی بمبئی که منبع نقل «منتهی الآمال» است اما به گفته محدث قمی در «فوائد رضویه» بسیار سقیم است به حدّی که برای غیر مطلع خبیر انتفاع از آن عسیر است. https://t.me/bazmeghodsian2
🔻حکایت خرابه شام در چاپ سنگی مغلوط و تحریف شده «کامل بهائی» چاپ بمبئی. در این چاپ بر خلاف تمام نسخ خطی کهن و متأخر کتاب - که نمونه های آن را عرضه داشتیم - برای اولین بار کلمه «حسین» به عبارت: «پدر من کجاست» افزوده شده است. محدّث قمی در «فوائد رضویه» درباره این نسخه فرموده: بسیار سقیم است به حدّی که برای غیر مطلع خبیر انتفاع از آن عسیر است. اما بخاطر دسترسی نداشتن به نسخ خطی کتاب، همین عبارت تحریف شده را در «منتهی الآمال» نقل کرده و از آنجا به سایر کتابها راه یافته است. https://t.me/bazmeghodsian2