eitaa logo
مطرود🇮🇷
160 دنبال‌کننده
849 عکس
173 ویدیو
38 فایل
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره تلگرام: t.me/matroud77 بله: https://ble.ir/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
مشاهده در ایتا
دانلود
توی صفحات ۷۰-۸۱ این کتاب، نویسندهٔ محترم (که از محقّقین معروف تاریخ اسلام هستن)، به بهانهٔ بررسی اصالت یا عدم اصالت تاریخی آرامگاه منسوب به ابولؤلؤ (قاتل خلیفهٔ دوم) توی اطراف کاشان، تحقیقات خوبی دارن که به نهم ربیع الأوّل هم مربوطه. ایشون توی تحقیقاتشون، این مطالب رو اثبات کرده‌ن: ۱. بی‌اعتباری آرامگاه منسوب به ابولؤلؤ توی اطراف کاشان ۲. قاتل خلیفهٔ دوم نه تنها شیعه نبوده، بلکه مسلمون هم نبوده. ۳. نقد سندی و متنی روایت رفع القلم (مستند قتل خلیفهٔ دوم توی نهم ربیع الأول)
بازکاوی داستان رفع القلم.pdf
حجم: 294.4K
بازکاوی داستان رفع القلم نویسنده: عباسعلی مشکانی، مصطفی صادقی منبع: معرفت، سال بیستم، بهمن ۱۳۹۰ ش، شمارهٔ ۱۱ (پیاپی ۱۷۰) ویژه تاریخ چکیده: در روزهای پایانی ذی‌الحجه سال ۲۳ غلامی ایرانی، معروف به فیروز ابولؤلؤ عمر بن خطاب را به قتل رساند. منابع تاریخی معتبر مکتب خلفا و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) و اکثر علمای فریقین، زمان قتل را روزهای پایانی ذی‌الحجه دانسته‌اند، ولی برخی از منابع متأخر شیعی، با استناد به یک روایت، روز واقعه را نهم ربیع الاول می‌پندارند. این روایت به «روایت رفع القلم» معروف و به احمد بن اسحاق قمی مستند است. روایت مذکور ادعاهای دیگری از قبیل تحریف قرآن و رفع القلم و جواز ارتکاب معاصی را نیز طرح می‌کند. در این بررسی، در استناد روایت مذکور به احمد بن اسحاق قمی خدشه وارد شده و به نقد متنی و سندی آن پرداخته می‌شود و قتل خلیفه در ۲۶ ذی‌الحجه مدلّل می‌گردد. به مستند این مقاله، نهم ربیع الاول و برگزاری جشن‌های کذایی در آن و انتساب آن به روز قتل خلیفه از هیچ پشتوانه روایی و تاریخی برخوردار نیست. این مقاله با رویکرد تحلیلی و توصیفی به نقد افسانه رفع القلم می‌پردازد.
دورِ پنج‌سالگی‌تان بگردم، خدا پدرتان را رحمت کند ... . این‌طور زانوهایتان را بغل کرده‌اید، دق می‌کنیم که ... . از امشب جهان منتظر شماست. کارهای بسیار دارید. می‌دانم غصه‌‌دارید؛ ولی به خودتان قسم، همهٔ دلخوشیِ ما شمایید:))) ما که حنایمان رنگی ندارد، خودتان دعا کنید؛ جهان مزخرفی داریم ... .
.. 🔻دیدگاه علی (ع) نسبت به خلفا، به روایت خلیفه دوم؛ (صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب حكم الفئ ، ح 1756) خلیفه دوم خطاب به علی (ع) و عباس عموی پیامبر (ص) گفت: پس از وفات رسول خدا (ص) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم. شما دو نفر آمديد، تو ای عباس! ميراث برادرزاده‎ات را درخواست كردی، و تو ای علی! ميراث فاطمه دختر پيامبر را. ابوبكر گفت: رسول خدا فرمود: ما چيزي به ارث نمي‎گذاريم ... اما شما دو نفر او را دروغگو، گناه كار، حيله‎گر و خيانت‎كار دانستید.. پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم، و باز شما دو نفر، مرا دروغگو، گناه كار، حيله گر و خائن خوانديد. آيا مطالبی را كه گفتم تأييد می كنيد؟ هردو گفتند: بلی [ما شما دونفر را دروغگو، گناه كار، حيله‎گر و خائن خواندیم]. https://t.me/bazmeghodsian2
🔻فرأیتمانی کاذبا... قال [عمر]: فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللهِ -ص- قَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -ص- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِن ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -ص- «مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ. ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -ص- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ؛ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.. صحيح مسلم، كتاب الجهاد والسير، باب حكم الفئ ، ح 1756. https://t.me/bazmeghodsian2
به مناسبت سالگرد ازدواج پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س): ولی واسه ازدواج، کار خوبه امام رضا(ع)درست کنه.
وَ في اليَومِ العاشِرِ مِنهُ [ربیع الأول] تَزَوَّجَ النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بِخَديجَةَ بِنتِ خُوَيلِدٍ أُمِّ المُؤمِنينَ رَضِيَ اللهُ عَنها. و در روز دهم از ماه ربیع الأوّل، پیامبر(ص) با خدیجه بنت خُوَیلِد، امّ المؤمنین(رض) ازدواج کرد. شیخ مفید، مَسار الشیعة (تحقیق شیخ مهدی نجف، چاپ دار المفید)، ص ۴۹.
فَصْلٌ فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ صَوْمِ الْيَوْمِ الْعَاشِرِ مِنْ شَهْرِ رَبِيعِ الْأَوَّلِ رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى شَيْخِنَا الْمُفِيدِ -رِضْوَانُ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ عَلَيْهِ- مِنْ كِتَابِ حَدَائِقِ الرِّيَاضِ الَّذِي أَشَرْنَا إِلَيْهِ، فَقَالَ عِنْدَ ذِكْرِ رَبِيعِ الْأَوَّلِ مَا هَذَا لَفْظُهُ: الْيَوْمُ الْعَاشِرُ مِنْهُ تَزَوَّجَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَدِيجَةَ بِنْتَ خُوَيْلِدَ أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا ... وَ يُسْتَحَبُّ صِيَامُهُ شُكْرًا للهِ تَعَالَى عَلَى تَوْفِيقِهِ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ الصَّالِحَةِ الرَّضِيَّةِ الْمَرْضِيَّةِ. فصلی درباره آنچه از روزه داری روز دهم ماه ربیع الاول ذکر می کنیم ما این مطلب را با سند خود به استادمان [شیخ] مفید -که رضوان خداوند جل‌و جلال بر او باد- از کتاب «حدائق الریاض» (که پیش از این به آن اشاره کردیم) روایت کردیم. او هنگام ذکر [وقایع ماه] ربیع الاول، چنین گفته که متن آن به شرح زیر است: در روز دهم این ماه، پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) با خدیجه بنت خویلد، اُمّ المؤمنین(رضی الله عنها)، ازدواج فرمود ... روزه گرفتن این روز به عنوان شکرگزاری از خداوند متعال بر توفیق او در جریان پیوند میان پیامبرش و آن بانوی شایسته، پسندیده و مورد رضایت [الهی]، مستحب است. سیّد بن طاووس، الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ۳، ص ۱۱۵.
رَوَى الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي كِتَابِهِ «الْخَرَائِجُ وَ الْجَرَائِحُ»، عَنْ جَابِرٍ أَنَّهُ قَالَ: أَنَّ سَبَبَ تَزْوِيجِ خَدِيجَةَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُزَوِّجَكَ وَ لاَ مَالَ لِي أُسَاعِدُكَ بِهِ وَ إِنَّ خَدِيجَةَ قَرَابَتُنَا وَ تُخْرِجُ كُلَّ سَنَةٍ قُرَيْشاً فِي مَالِهَا مَعَ غِلْمَانِهَا يَتَّجِرُ لَهَا وَ يَأْخُذُ وِقْرَ بَعِيرٍ مِمَّا أَتَی‌ بِهِ فَهَلْ لَكَ أَنْ تَخْرُجَ قَالَ نَعَمْ. فَخَرَجَ أَبُو طَالِبٍ إِلَيْهَا وَ قَالَ لَهَا ذَلِكَ فَفَرِحَتْ وَ قَالَتْ لِغُلاَمِهَا مَيْسَرَةَ أَنْتَ وَ هَذَا اَلْمَالُ كُلُّهُ بِحُكْمِ مُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. رَبِحَا فِي تِلْكَ اَلسَّفْرَةِ رِبْحاً كَثِيراً. فَلَمَّا اِنْصَرَفَا قَالَ مَيْسَرَةُ لَوْ تَقَدَّمْتَ يَا مُحَمَّدُ إِلَی‌ مَكَّةَ وَ بَشَّرْتَ خَدِيجَةَ بِمَا قَدْ رَبِحْنَا لَكَانَ أَنْفَعَ لَكَ. فَتَقَدَّمَ مُحَمَّدٌ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَی‌ رَاحِلَتِهِ وَ كَانَتْ خَدِيجَةُ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ جَالِسَةً عَلَی‌ غُرْفَةٍ مَعَ نِسْوَةٍ فَوْقَ سَطْحٍ لَهَا فَظَهَرَ لَهَا مُحَمَّدٌ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَاكِباً فَنَظَرَتْ خَدِيجَةُ إِلَی‌ غَمَامَةٍ عَالِيَةٍ عَلَی‌ رَأْسِهِ تَسِيرُ بِسَيْرِهِ. فَقَالَتْ إِنَّ لِهَذَا اَلرَّاكِبِ لَشَأْناً عَظِيماً لَيْتَهُ جَاءَ إِلَی‌ دَارِي فَإِذَا هُوَ مُحَمَّدٌ صَلَّی‌ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَاصِداً لِدَارِهَا. فَنَزَلَتْ حَافِيَةً إِلَی‌ بَابِ اَلدَّارِ فَلَمَّا رَجَعَ مَيْسَرَةُ مِنْ سَفَرِهِ حَدَّثَ أَنَّهُ مَا مَرَّ بِشَجَرَةٍ وَ لاَ مَدَرَةٍ إِلاَّ قَالَتْ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ. وَ قَالَ وَ جَاءَ بَحِيرَا اَلرَّاهِبُ وَ خَدَمَنَا فَقَالَتْ يَا مُحَمَّدُ اُخْرُجْ وَ أَحْضِرْ لِي عَمَّكَ أَبَا طَالِبٍ اَلسَّاعَةَ ثُمَّ بَعَثَتْ إِلَی‌ ابْنِ عَمِّهَا أَنْ زَوِّجْنِي مِنْ مُحَمَّدٍ إِذَا دَخَلَ عَلَيْكَ. فَلَمَّا حَضَرَ أَبُو طَالِبٍ قَالَتْ: اُخْرُجَا إِلَی‌ (ابْنِ) عَمِّي لِيُزَوِّجَنِي مِنْ مُحَمَّدٍ فَقَدْ قُلْتُ لَهُ فِي ذَلِكَ فَدَخَلاَ عَلَی‌ (ابْنِ) عَمِّهَا وَ خَطَبَهَا أَبُو طَالِبٍ مِنْهُ. قطب راوندى در كتاب «الخرائج و الجرائح» از جابر نقل مى‌كند كه گفت: علّت ازدواج محمد با خديجه اين بود كه ابوطالب به او گفت: اى محمّد! مى‌خواهم كه برايت زن بگيرم، امّا مالى ندارم كه تو را يارى كنم و خديجه از خويشاوندان ماست كه هر ساله يكى از قريشيان به همراه اموال و غلامانش به تجارت مى‌رود و پس از مراجعت، مقدارى از سود را برمى‌دارد. آيا تو مى‌خواهى اين كار را انجام دهى‌؟ فرمود: بله. پس ابو طالب نزد خديجه رفت و قضيه را با وى در ميان گذاشت. خديجه خوش‌حال شد و به غلامش ميسره گفت: تو و تمام اين اموال در اختيار محمّد باشيد. در آن سفر سود زيادى به دست آوردند و هنگام مراجعت ميسره به او گفت: اگر زودتر به مكه بروى و خبر سود فراوانمان را به وى بدهى، برايت بهتر خواهد بود. پس محمد(ص) سوار بر اسبش شد و حركت كرد. در آن روز خديجه به همراه عده‌اى از زنان در اتاقش نشسته بود كه محمد(ص) از دور ديده شد. خديجه به ابر بلندى كه در بالاى سر آن اسب سوار حركت مى‌كرد، نگاه كرد و گفت: اين سواره داراى مقام بزرگى است و كاش به خانه من مى‌آمد! در حالى كه او محمد(ص) بود و به خانه‌اش مى‌آمد. سپس با پاى برهنه جلوى خانه‌اش پياده شد. پس از آنكه ميسره بازگشت، به خديجه گفت: از هيچ درخت و سنگى ردّ نمى‌شد، مگر اين كه مى‌گفت: السلام عليك يا رسول الله! و هنگامى كه بَحيراى تَرسا او را مشاهده كرد كه ابرى بر بالاى سرش حركت كرده و بر او سايه مى‌افكند، از ما پذيرايى كرد. پس خديجه(س) گفت: اى محمّد! برو و عمويت، ابوطالب را همين الآن به اينجا بياور. سپس قاصدى را به سوى (پسر)عمويش، ورقه بن نوفل بن اسد فرستاد و گفت: به او بگو كه وقتى محمد پيش تو آمد، مرا به او تزويج كن. پس از آن كه ابو طالب آمد، خديجه به او گفت: نزد عمو(زاده)ام برويد تا مرا به تزويج محمّد دربياورد و من در اين مورد با او سخن گفته‌ام. پس آن‌ها پيش عموزاده‌اش رفتند و ابوطالب خديجه را از او خواستگارى كرد. موسوعة التاریخ الإسلامي، ج ۱، ص ۳۲۰-۳۲۲ (ترجمه از: تاریخ تحقیقی اسلام، ج ۱،ص ۲۷۰-۲۷۱). به نقل از: الخرائج و الجرائح، ص ۱۴۰؛ بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۳-۴ (با اندکی تصرّف).
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«طلبه امروز چه وظیفه ای دارد؟» | راهکار علامه مصباح یزدی برای شناخت وظیفه طلبه امروزی 📥 تماشای نسخه با کیفیت 📺 کلیپ مرتبط: طلبه باید چگونه باشد؟ 🔺شما نیز می توانید پرسش های خود را (اینجا: @mesbahyazdi_adm) ارسال کنید؛ مجموعه «پرسش از حکیم» می کوشد تا در صورت وجود مورد مشابه در آرشیو پرسش و پاسخ های علامه مصباح یزدی (قدس سره)، پاسخ مرتبط را منتشر کند. 💠 @mesbahyazdi_ir
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طلبه باید چگونه باشد؟ 🔺شما نیز می توانید پرسش های خود را (اینجا: @mesbahyazdi_adm) ارسال کنید؛ مجموعه «پرسش از حکیم» می کوشد تا در صورت وجود مورد مشابه در آرشیو پرسش و پاسخ های علامه مصباح یزدی (قدس سره) ، پاسخ مرتبط را منتشر کند. 📱 @mesbahyazdi_ir
هدایت شده از مرکز مشاوره مأوا
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ✅چه عواملی باعث ما می شود؟ 🎓دانش (دانایی) و 👌مهارت (توانایی) توضیحات عالی در باب کسب مهارت و دانشِ 💍💞 💠مرکز مشاوره ی مأوا ┏━━━━━°❀•°🌺°•❀°━━━━━┓ 🆔@moshaveremava ┗━━━━━°❀•°🌺°•❀°━━━━━┛