أَنِيس؛
؛
من میام سرمو میزارم رو شونت بهت میگم چقد آدما میتونن اذیت کننده باشن
بهت میگم چقد تلاش کردم آدم بهتری بشم و نشد نه گذاشتن نه من تونستم مقاومت کنم
میگم چقد اعتمادم نسبت به اون قشر شکسته شد
بهت میگم چقد از بچگی کردن هام خستم
میگم چقد سر همین درک نشدن خورد شدم
و چقد دلم امام رضا رو میخواد
دلم روضه های نصفه شبی ِحر عاملی رو میخواد
بگم پشیمونم واسه اتفاق هایی که افتاد باز دستمو بگیری بکشیم از ته این چاه بیرون
خوشحالم نقطه امنم همیشه تویی ( :