ولی لحظه وداع...💔🙃
شاید باورتون نشه ولی...گوشیم امروز با آلارم ریمیکس یه آهنگ سر کلاس زنگ زد ....و سر یه کلاسی بودیم،که هر وقت که ما با این خانم داریم، کلاس به دو دسته ی( طرف دار فرهنگ غرب+خانم)و ما (ضد فرهنگ غرب+من که یه جورایی سردسته شونم😂🤦♀)....
معلمه اینطوری بود که با یه حالت اینکه (دیدی کارت گیر من افتادی ) داشت بهم نگاه میکرد😂😂
بعد من اینجوری بودم(سوسک بشی اگر بری به دفتر بگی🤣) بعد دیگه من از اون استرسی که اون لحظه بهم دست داده بود رو به موت بودم...
ولی خدا خیرش بده یکی از دوست هام رفت باهاش حرف زد و گفت نگه...دیگه اونم بعد یه عالمه کلاس گذاشتن قبول کرد و گوشی را بهمون داد🤣
اسکل حتی نکرد تا زنگ آخر بهمون نده،همون زنگ دوم بود که باهاش داشتیم بهمون داد😐😂
خلاصه که جان من گوشی میبرید،خاموش کنید و ببرید😂🤦♀
فهمیدم بعضی دردا
نه خوب میشن،
نه فراموش...
فقط
یاد میگیری باهاشون زندگی کنی،
با یه لبخندِ دروغی
و یه دلِ پُر زخم... 🖤