عمار شهید شده بود.
نیمههای شب بود
که امیرالمومنینعلیهالسلام
همینطور که میان کشته شدهها
قدم میزد،
به پیکر او رسید.
اشک میریخت و میفرمود:
ای مرگ؛ دیگر چقدر
تحمل جدایی و دوری دوستان؟!
تو که برای دوستان،
دوستی باقی نگذاشتی،
میبینم که دوستان را
خوب میشناسی،
و با دقت آنان را گلچین میکنی...
"ولایت"
بالاتر از محبت، دوستی و عشق است!
که عشق علیعلیهالسلام
در دل دشمنان او هم خانه داشت...!
_عینصاد،غدیر