آب که میدید، گریه میکرد.
غذا برایش مهیا میکردند،
گریه میکرد.
پسرِ عمو عباسش را
که میدید، گریه میکرد؛
صدای گریه کودک شیرخواره
میشنید، گریه میکرد
از خاک کربلا مهر و تسبیح
درست کرده بود، آنها را که میدید
گریه میکرد.
زندگانی علی بنالحسینصلواتاللهعلیه
اینگونه میگذشت...
آقا امیرالمومنینعلیه السلام:
كارها با تقدير خداوند اتفاق میافتد،
نه با تدبير بندگان.
#کلام_مولا
• در بیان شیوه عباداتش
نقل کرده اند:
که همچون پدربزرگش،
_علی بنابیطالبصلواتاللهعلیه_
در هر شبانه روز هزار رکعت
نماز میخواند؛
• پانصد نخل خرما کاشته بود
و در کنار هر نخل،
دو رکعت نماز میگزارد.
• هرگاه به نماز میایستاد،
رنگ چهرهاش دگرگون میشد
و همچون بنده ای خوار در برابر
پادشاهی بزرگ میایستاد.
اعضای بدنش،
از خشیت خدا میلرزید
و نمازش را چنان میخواند،
که گویی آخرین نمازش است،
و دیگر پس از آن نمازی
نخواهد خواند.
روزی در حال نماز عبایش،
از روی یکی از شانههایش افتاد،
ولی تا پایان نماز آن را درست نکرد.
پس از نماز، یکی از یارانش
علت را پرسید.
امام فرمود:
مگر میدانی در برابر چه کسی
ایستاده بودم؟!
خداوند از نماز بنده،
تنها همان بخشی را میپذیرد
که با حضور قلب به جا آورده باشد؛
آن مرد گفت:
پس ما بیچاره شده ایم.
حضرت فرمود:
نه اینگونه نیست.
خداوند این نقص و کمبود را
به وسیله نمازهای مستحبی
جبران میکند.
[ حضرت زینالعابدینصلواتاللهعلیه ]