وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
- و سوگند به مــاه، چـون پـىِ خورشــيد رود -
ما امسال نه تنها مقتل رو خوندیم و شنیدیم؛
بلکه به چشم دیدیم💔
امسال همهی روضهها مجسم بودن.
میونِ روضهها و واقعیت گم شدیم ما امسال.
یکی از اهالی مأوا عکاس بهشت هستن؛
و امروز لطف کردن و یسری از کارهاشون رو
برام ارسال کردن تا با شما به اشتراک بذارم.
از لحظهای که عکس و فیلمها رو دیدم
تا همین الان پرم از بغض و دلتنگی...:)
هربار که نگاه میکنم بیشتر و عمیقتر دلتنگ میشم.
دلتنگِ هوای بهشت،
دلتنگِ سرزمین عشق،
دلتنگِ دعوتی که چند سالیه قسمت من نبوده!
کربلا به دعوته و من،
خیلی وقته که جزء مدعوین نبودم:)
حالا که چراغا خاموشه، همه جا ساکته،
فقط منم و شب و تنهایی و سکوت،
میتونم اشک بریزم از برای دلی که
تنگه و درمونش جز حرم نیست.
اشک بریزم برای چشمهایی که
تو حسرت دارن میسوزن و از مسافرای
سرزمین عشق التماس نگاه دارن.
این اشکا قشنگن
شیرینن
اشکی که تو فراق عزیزت باشه دلچسبه
نشونهی عشقه
نشونهی عمق دلتنگیه
و من امشب دلتنگترینم
از برای شما و حرمت آقای اباعبدالله:)❤️🩹
چارهی دلِ تنگم جز دیدن چندبارهی عکسهای حرمت و ریختن اشکهای بسیار چیه عزیزِ قلبم؟
#مأوا